پایان نامه با کلید واژه های تحلیل فیلم، انتخاب طبیعی، مبانی نظری، مصادره به مطلوب

دانلود پایان نامه ارشد

این داستان‌ها، جهان تخیلی موجود، از جهات زیادی با جهان واقعی تفاوت دارد. در دیگری، جهان تخیلی، تصویری از جهان واقعی و نتیجه‌ی اجتناب‌ناپذیر انتخاب طبیعی می‌باشد. در رمان دوم، خواننده می‌تواند میزان باورپذیری انتخاب طبیعی و نتیجه‌ی آن را در داستان بررسی نموده و زیر سوال ببرد.
برای بررسی همین عامل در ژانرهای متفاوت، رمان «مزاحم در غبار»420 فاکنر421 را در نظر بگیرید. در این رمان، داستان قتل مردی سفیدپوست در جنوب ایالت متحده‌ی امریکا روایت می‌شود. در ادامه، یک کشاورز سیاه‌پوست مسن، مقصر شناخته شده و با هدف مجازات اعدام، دستگیر می‌گردد. در این برهه از داستان، یک جوان سفیدپوست با اثبات بی‌گناهی کشاورز، بدهی قدیمی خود به وی را پرداخت می‌نماید. در این فصل از داستان، پیچ و تاب قصه افزایش یافته و رمان لذت‌بخش‌تر و هیجان‌انگیزتر می‌گردد. با این حال، از مجموع داستان و دیالوگ‌های عموی این مرد جوان که به مقاومت سیاه‌پوستان جنوب در مقابل مداخله‌های سفیدپوستان شمال در حقوقشان تأکید می‌ورزید، می‌توان به شخصیت‌های اخلاقی موجود در رمان که به وحدت نژادی اعتقاد داشتند پی برد. بنابر این، در این رمان، ماهیت داستان و اهمیت آن، با نزدیکی آن به جهان واقعیت در ارتباط است. به علاوه، مفهوم وحدت نژادی که توسط شخصیت‌های اخلاقی گوشزد می‌شود هم در جهان واقعی و هم در جهان تخیلی این داستان به چشم می‌خورد. دست‌کم زمانی که نمی‌توانیم به چنین رویکردهای نژادی روان‌شناسی اخلاقی اعتبار دهیم، تجربه‌ی تخیلی این اثر غیرمحتمل می‌شود، زیرا بازنمود دلیل رفتارهای برخی از شخصیت‌های این داستان، چندان باورپذیر نمی‌باشد.
ج. ذوق هنری و بیان‌گری یک اثر هنری ما را قادر می‌سازد، سرگرم افکار، نگرش‌ها و واکنش‌هایی گردیم که در غیر این صورت، باورناپذیر در نظر گرفته می‌شدند. برای نمونه، موفقیت رمان «سقوط»422 بالارد،423 تنها به تصویرسازی‌های تجویزی موفق از شخصیت‌های خشن و شهوانی بستگی ندارد، بلکه شیوه‌ی برانگیختن واکنش مخاطب به رویکردهای این چنینی نیز اهمیت فراوانی دارد. این همان چیزی است که حداقل برای بسیاری از افراد، معمولاً باورناپذیر به نظر می‌رسد. اما دست‌کم ترغیب خوانندگان به واکنش، نشانه‌ی موفقیت یک رمان است، حتی اگر این واکنش ناشایست باشد. آن‌چه که در این میان از اهمیت برخوردار است، میزان باورپذیر بودن ویژگی‌ها یا چشم اندازهای موجود در رمان برای ترغیب خوانندگان به بروز واکنش‌های احساسی یا تصورات تجویزی می‌باشد.
5ـ این پیشنهاد، علی‌رغم حفظ جاذبه‌های اصلی اخلاق‌گرایی میانه‌رو، مشکلات آن دیدگاه را دور می‌زند.
معیار ارتباط با توجه به ارزش یک اثر روایی به عنوان هنر، مربوط به باورپذیری تجربه‌ی تخیلی اثر مورد نظر می‌باشد. این معیار به گونه‌ای است که خودآیینی‌گرای میانه‌رو آن را می‌پذیرد. در بسیاری از موارد، باورناپذیر بودن یک اثر با ویژگی‌های اخلاقی آن ارتباطی ندارد. با این حال، در برخی از آثار موجود، میان ویژگی‌های اخلاقی و باورپذیری یک اثر ارتباط زیادی به چشم می‌خورد. زمانی که یک اثر، دارای نگرش‌ها، دیدگاه‌ها و ویژگی‌های اخلاقی است، ملاحظات اخلاقی با باورپذیری آن اثر ارتباط تنگاتنگی دارد. با این حال، ناقص بودن دیدگاه اخلاقی موجود در اثر با باور پذیری آن ارتباطی ندارد. اگر یک اثر هنری، غیر قابل فهم و باور باشد، معنای خود را از دست خواهد داد. از این رو، مخاطب نمی‌تواند به خوبی درگیر داستان مورد نظر شود. بنابر این، ویژگی‌های اخلاقی یک اثر «گاهی» به افزایش یا کاهش ارزش هنری آن کمک می‌کنند. برخی از ویژگی‌های اخلاقی یک اثر از نظر باورپذیری و برخی دیگر از نظر میزان شایستگی مورد بررسی قرار می‌گیرند و تنها نوع اول به جنبه‌ی زیباشناختی اثر مربوط می‌باشد.
دیدگاه کی‌یران در اصل «تا آن‌جا که» با دو دیدگاه دیگر اشتراک دارد، اما اشتراک اصلی آن با دیدگاه کرول است. در واقع دیدگاه «میانه‌روترین اخلاق‌گرایی» را می‌توان صورت‌بندی جدیدی از «اخلاق‌گرایی میانه‌رو» دانست. در اصول اصلی دیدگاه او وام‌دار کرول است، اما از آن‌جایی که کی‌یران شناخت‌گرایی را نمی‌پذیرد و به دنبال محدودتر کردن دایره‌ی ارزیابی اخلاقی مرتبط با جنبه‌ی زیباشناختی است، این صورت‌بندی جدید را ارایه می‌کند. حسن اصلی این دیدگاه این است که مخاطب اخلاقاً حساس در آن نقش کلیدی ندارد و درستی آن منوط به پذیرفتن شناخت‌گرایی نیست، اما با اشکالاتی نیز همراه است. نخست این‌که دایره‌ی بسیار محدودی دارد و تنها شامل برخی از آثار روایی می‌شود و در آن‌ها هم با قید «گاهی» این ارزیابی جاری است. این قید، این دیدگاه را در سوی دیگرش به نااخلاق‌گرایی میانه‌رو نزدیک می‌کند که کی‌یران نیز بیشتر به آن تعلق دارد.
نکته ی قابل تأمل دیگر در این دیدگاه این است که معیار ارتباط جنبه‌ی اخلاقی و زیباشناختی در اثر هنری، باورپذیری تجربه‌ی تخیلی است. زمانی جنبه‌ی مبهم و شاید نقص‌دار این استدلال روشن می‌شود که توجه کنیم در این استدلال ارتباط ملاحظات اخلاقی و باورپذیری آن منوط به این است که اثر دارای نگرشها، دیدگاهها و ویژگیهای اخلاقی باشد. یعنی ویژگی‌های اخلاقی اثر که از منظر باورپذیری بررسی شوند، با جنبه‌ی زیباشناختی ارتباط می‌یابند و درغیر این صورت، یعنی زمانی که میزان شایستگی ویژگی‌های اخلاقی اثر سنجیده شود، این ویژگی‌ها ارتباطی با جنبه‌ی زیباشناختی ندارند. اما پرسش این‌جا است که چگونه می‌توان باورپذیری را به جنبه‌ی اخلاقی مربوط دانست؟ در این استدلال فرض گرفته شده است که در برخی موارد میان باورپذیر بودن اثر و ویژگی‌های اخلاقی آن نسبت برقرار است. باورپذیر بودن یک جنبه‌ی زیباشناختی است و در استدلال به دنبال اثبات زیباشناختی بودن ویژگی‌های اخلاقی هستیم و این در حالی است که در استدلال فرض گرفته می‌شود در برخی موارد این ارتباط وجود دارد و این مصادره به مطلوب است، زیرا مدعای استدلال این است که در برخی موارد ویژگی‌های اخلاقی با جنبه‌ی زیباشناختی نسبت دارند و از سوی دیگر فرض می‌گیرد که در برخی موارد ویژگی‌های اخلاقی اثر با جنبه‌ی زیباشناختی آن (باورپذیر بودن) مرتبط است و از این امر نتیجه می‌گیرد که در مواردی که ویژگی‌های اخلاقی از منظر باورپذیری بررسی شوند، این ارزیابی اخلاقی با جنبه‌ی زیباشناختی در ارتباط است.
ممکن است در پاسخ به این اشکال گفته شود که در برخی نمونه‌ها همچون رمان «مزاحم در غبار»، به روشنی باورپذیری اثر منوط به ویژگی‌های اخلاقی است، اما باید توجه داشت در این نمونه و نمونه‌های مشابه آن، در واقع باورپذیری اثر صرفاً به ویژگی‌های اخلاقی اثر مربوط نیست، بلکه به چگونگی باور اخلاقی مخاطب اخلاقاً حساس در جهان واقعی منوط است، زیرا فرض می‌گیریم یک اثر روایی بیان‌گر این گزاره باشد که «همجنس‌گرایی اخلاقاً بد است»، زمانی این ویژگی اخلاقی اثر می‌تواند در باورپذیری آن نقش بازی کند که مخاطب اولاً از نوع اخلاقاً حساس باشد که گرفتار اشکال‌های دیدگاه کرول می‌شود و ثانیاً باوری اخلاقی در باره‌ی «همجنس‌گرایی اخلاقاً بد است» داشته باشد. در همین‌جا نیز به واسطه‌ی اختلاف باور اخلاقی نسبت به همجنس‌گرایی، باورپذیری یا باورناپذیری اثر متفاوت می‌شود و می‌توان بر اساس اختلاف مخاطبان باورپذیری اثر را متغیر دانست.
در مجموع می‌توان گفت با آن‌که کی‌یران به دنبال فرار از مشکلات دیدگاه کرول است، اما باز هم به نوعی در برخی نقاط همچون منوط شدن ارتباط زیباشناختی به مخاطب اخلاقاً حساس با آن اشتراک می‌یابد. تغییر دادن ملاک «باورپذیری تجربه‌ی اخلاقی» به جای «باعث جذب یا دفع مخاطب نسبت به اثر شدن» (در دیدگاه کرول)، در عمل به یک نتیجه منجر می‌شود و آن نقش کلیدی مخاطب اخلاقاً حساس است.

فصل سوم: نسبت قبح اخلاقی با ارزش زیباشناختی فیلم

1ـ تحلیل فیلم بر اساس دیدگاه میانه‌رو
در فصل دوم، دیدگاه‌های مختلف در باره‌ی نسبت جنبه‌ی اخلاقی اثر هنری و جنبه‌ی زیباشناختی آن به طور خلاصه و دیدگاه‌های میانه‌رو در این باره با تفصیل بیشتر بیان شد. در این بخش تلاش می‌شود بر اساس مبانی نظری دیدگاه‌های میانه‌رو، مدلی برای تحلیل فیلم استخراج شود. در این مدل تحلیل فیلم باید به قالبی برسیم که بر اساس آن بتوان یک فیلم را از منظر اخلاقی با رویکرد میانه‌رو تحلیل کنیم. روشن است که در این بخش به دنبال تحلیل اخلاقی فیلم از منظر بیرونی به عنوان ارزش ابزاری فیلم نیستیم، بلکه همان‌طوری که تبیین شد، ارزش اخلاقی فیلم در ارزیابی با ارزش زیباشناختی ارتباط دارد و به همین جهت مدل تحلیل اخلاقی، نوعی از تحلیل زیباشناختی به شمار می‌آید.
برای رسیدن به مدل تحلیل فیلم بر اساس مبانی نظری، ابتدا نیاز است که چگونگی انتخاب فیلم برای تحلیل را تبیین کنیم، زیرا هر سه دیدگاه میانه‌رو در این امر اشتراک نظر دارند که الزاماً تمام فیلم‌ها را نمی‌شود مورد ارزیابی اخلاقی قرار داد. پس از آن مدل تحلیل فیلم بر اساس مبانی سه دیدگاه تبیین می‌شود تا بتوانیم به سراغ موردهای مطالعاتی برویم.

1ـ1ـ ملاک انتخاب فیلم
در انتخاب فیلم برای ارزیابی اخلاقی، نخستین مؤلفه داشتن قابلیت ارزیابی اخلاقی است. هر سه دیدگاه میانه‌رو در این امر اتفاق نظر دارند که ارزیابی اخلاقی شامل هر اثری نمی‌شود، در این امر اگر بخواهیم به ترتیب نزولی میزان گستردگی دیدگاه و شمول مصادیق را دسته‌بندی کنیم، در جایگاه نخست «اصالت اخلاق» گات قرار می‌گیرد، زیرا با آن‌که او از آثار روایی و بازنمودی سخن به میان می‌آورد، بر این باور است که هر اثری که ارزیابی اخلاقی بطلبد، یعنی بیان‌گر دیدگاه اخلاقی باشد و پاسخ‌های مرتبط با اخلاق از مخاطب بطلبد، می‌تواند مورد ارزیابی اخلاقی قرار گیرد. حتی او اشاره می‌کند که اگر بتوان موقعیت اخلاقی موسیقی ارکستری را به خوبی تبیین کرد و دقیقاً دیدگاه و پاسخ‌های تجویزی آن را بیرون کشید، می‌توان این نوع از موسیقی را نیز مورد ارزیابی اخلاقی قرار داد. این نکته برخلاف دیگر دیدگاه‌های میانه‌رو است که دست‌کم این نوع از موسیقی را به طور قطع خارج می‌دانند. همچنین از آن‌جایی که گات، در حالتی که شرایط ارزیابی اخلاقی برقرار باشد، همواره میان قبح اخلاقی و ارزش زیباشناختی نسبت برقرار می‌کند، از دیگر دیدگاه‌های میانه‌رو جدا می‌شود و گستردگی بیشتری می‌یابد. در وهله‌ی نخست ممکن است این امر نوعی نقص برای دیدگاه او به شمار آید و او را در زمره‌ی دیدگاه‌های افراطی قرار دهد، اما در واقع این مزیت این دیدگاه نسبت به دو دیدگاه دیگر است، زیرا ملاک بودن «گاهی» در دو دیدگاه دیگر، باعث می‌شود این دیدگاه‌ها برخلاف نظرشان به دیدگاه نااخلاق‌گرایی میانه‌رو نزدیک شوند و در اثبات آن نیز گام بردارند که شرحی از این امر در بخش‌های پیشین آمد. در مجموع، از منظر گستردگی و شمول مصادیق، «اصالت اخلاق» در جایگاه نخست قرار می‌گیرد. از منظر اصالت اخلاق، فیلمی را می‌توان مورد ارزیابی اخلاقی قرار داد که دارای پاسخ‌های تجویزی اخلاقی داشته باشد. در این امر تفاوتی نمی‌کند که مؤلف در طرح هنری‌اش این پاسخ‌ها را معین کرده است یا این‌که این پاسخ‌ها از «جایگاهی بالاتر» از مخاطب خواسته شود. برای نمونه، فیلمی که در طرح اصلی‌اش از مخاطب می‌خواهد نژادپرستی را امری اخلاقی و صحیح بداند و پاسخی مبنی بر همدلی با نژادپرستی از مخاطب می‌طلبد (همچون «تولد یک ملت») از منظر گات مورد ارزیابی اخلاقی قرار می‌گیرد. همچنین فیلمی که پاسخ اخلاقی در طرح اثر نیست، اما اثر بیان‌گر آن است. فیلم «دختر همسایه»424 (2007) ساخته‌ی ویلسن425 را در نظر بگیرید. این فیلم که اقتباسی از رمانی با همین نام است،426 داستان دختر نوجوانی است که توسط عمه‌اش و چند پسر در زیرزمینی محبوس می‌شود و مورد تجاوز و شکنجه‌ی شدید قرار می‌گیرد، به طوری که در نهایت می‌میرد. استیون کینگ427 نویسنده‌ی امریکایی که بسیاری از آثار او از سوی کارگردانان بزرگ مورد اقتباس قرار گرفته است، این فیلم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های رئالیسم جادویی، ماهیت انسان، نقد داستان، روابط شخصی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های حسن و قبح، تحلیل فیلم، پسران نوجوان، ارزش اخلاقی