پایان نامه با کلید واژه های بیت المال، عدالت اجتماعی، فرآیند دادرسی

دانلود پایان نامه ارشد

تا سیاست‌‌ها و راهکار‌‌های امیر مومنان( در خصوص تأمین عدالت قضایی را بررسی کنیم. از منظر حضـرت( تحقق عدالت قضایی، به اجتماعِ سه امر زیر بستگی دارد:
الف) رعایت تســاوی در بین طرفین دعوا، توسط قاضی در جریان رسیدگی و صدور حـکم؛
ب) مقدم‌داشـتن حقوق و منافع صاحب حـق؛
ج) صدور حکم به‌نفع صاحب حق به‌شرط اینکه به منافع و مصالح عمـــومی زیان نرساند.
اما اقدامات حضرت( در خصوص اعمال سیاست عدالت قضایی به تذکر این موارد خلاصه نمی‌‌شود؛ بلکه حضرت با اشــاره به شرط علم و تمرکز بر مدار قرآن و سنت نیز تأکید دارند. امام( در این مقام توصیه می‌‌کنند که در اقامهی عدل در بین مردم به سراغ افراد خاصی که به احکام کتاب و سنت آشنایی دارند، رفته و از ایشان تقاضای قضاوت و دادرسی داشته باشید تا هنگام قضاوت، برحسب موازین اسلامی و از روی عدل و انصاف به رفع منازعه و فصل خصومت در بین مردم اقدام کنند.
«[در سفارش‌نامه ‌ایشان به مالک اشتر]:.. سپس به گزارشگران اخبار قضایی که از اطراف حکومتت [توجه کن] که قاضیانی برای اطراف مملکت [انتخاب شوند] که اختلاف نمی‌ورزند و به حکم خدا و سنت پیامبر خدا پشت نمی‌کنند؛ چرا که اختلاف درحکم، موجب تباه‌سازی عدل و خطری برای دین و سبب جدایی است. به درستی که خداوند، بیان کرده که چه بیاورند و به چه بپردازند، و دستور داده آنچه را که نمی‌دانند، به کسانی که خداوند دانش کتابش را به آنان سپرده برگردانند.»186
حضرت( همچنین برای قاضیان و محل قضاوت و فرآیند دادرسی نیز آئیـن‌‌نامه‌‌ها و توصیه‌‌هایی داشتند که علاوه بر تنبه‌‌آمیز بودن آن، از عمق نگاه حضرت نیز حکایت دارد:
هرگز بین مراجعه کنندگان، تفاوت قائل نشوند؛ به طرفین مخاصمه، به دیده‌‌ی تردید ننگرند؛ در مجلس داوری، با درشتگویی و تکیه کلام‌های مقتدرانه، مخاصمان را نیازارند؛ به هنگام خشم تصمیم نگیرند؛ آزمندی را به یک سو نهند و از سر هوس، سخن نگویند.
زمانی که آن حضرت( زره خود را نزد یک مرد عرب مسیحی یافتند، به همراه آن مرد نزد شریح قاضی رفتند و اقامهی دعوی کردند. امام( شکایت کردند که زره متعلق به من است زیرا من آن را نه فروخته‌ام و نه بخشیده‌ام. مرد مسیحی اظهار کرد زره مال من است و البته من امیرمؤمنان( را دروغگو نمی‌دانم. در این حال، شریح قاضی از امام( می‌پرسد که گواه و دلیل بر ادعایتان دارید که این زره متعلق به شما است؟ آن حضرت( می‌خندند و می‌فرمایند من گواهی ندارم. سپس شریح حکم می‌دهد که زره، مال مرد مسیحی است. مرد مسیحی زره را گرفت و به راه افتاد. چند قدمی بیشتر نرفته بود که بازگشت و اظهار نمود که حکم شما، متکی به حکم پیامبران است؛ چون پیشوا و رهبر مسلمین مرا برای صدور حکم به نزد قاضی فرا ‌خواند و قاضی به ‌علت فقدان بیّنه، حکم به نفع من صادر کرد. سپس گفت: به‌خدا زره از آن امام علی( است و من در ادعا و اظهاراتم دروغ گفتم.187
بعضی از اقدامات ابتکاری امام( در راستای تحقق عدالت قضایی و البته عدالت عبارت است از:
• قرار دادن صندوق شکایات،
• الزام مراجعه به اهل تخصص یا کارشناسان فنی [پزشکی قانونی] در امر قضاوت،
• انجـام تحقیقات میدانی در کشف جرائم و ….
در این رابطه‌‌ کتاب‌‌ها و مقالات مختلفی تألیف شده است که از آن میان می‌‌توان به مقاله‌‌ای از دکتر محمدصالح ولیدی، با نام “بررسی مصادیق برجسته‌‌ی عدالت قضایی در سیره‌‌ی امام علی(” اشاره کرد که نمونه‌‌هایی از فعالیت‌‌های قضایی حضرت را مطرح و مورد تحلیل و بررسی قرار داده است.
از آثار عدم اجرای عدالت در جامعه نیز می‌‌توان به این موارد اشــاره کرد:
• نا فرمانی خدا
• رواج ظلم و ستم
• من ترک القصد جار
• آن که از عدالت بگردد، به ستم گراید.188
• طغیان و قیام مردم189
• نا امیدی ستمدیده از دادگری
• عزت ظاهری در دنیا و خواری حقیقی در آخرت190
• ترویج اسراف و تبذیر
• کیفرهای الهی (دنیوی و اخروی)191

4-3-5. رفع تبعیض در مدیریت جامعه
عدالت در این جنبه‌‌ی خود در برگیرنده‌‌ی ظلم‌‌ســتیزی، رعایت مساوات بین انسان‌ها به‌ ویژه در حقوق مادی و مالی حکومت، رعایت عدالت قضایی، نفی برتری جویی‌های‌ قومی و قبیله‌ای و به دنبال آن زیاده‌خواهی و امثال آن است که توجه اساسی‌ امیر مومنان( را به خود جلب کرده است. این مبنا به ویژه به عنوان هویت بنیادین‌ برنامه‌‌ی سیاسی حکومت امام علی( در خطبه‌‌ی مشهور شقشــقیه چنین بیان شده است:
«اگر بیعت‌‌کنندگان نبودند و به واسطه‌‌ی یاران، حجت بر من تمام نمی‌‌شد و اگر نبود میثاق خدا با علما مبنی بر اینکه شکم‌‌بارگی ستمکار را برنتابند؛ و به کمک گرسنگان بشتابند، این‌ کار [حکومت‌] را رها می‌‌کردم.»192
امام( در این‌ کلام تعبیر ” كِظَّةِ ظَالِمٍ‏ ” به کار برده‌‌اند که در واقع، همان مـرفـهان شکمباره و یا به تعبیر قرآنی آن مترفان‌اند و مسلماً این معنا در نگاه امام( مشعر به عدم پذیرش یک جامعه‌‌ی طبقاتی به جهت اقتصادی است. عنایت تمام امام( در شهر ایمانی به امور محرومان، گویای این‌ واقعیت است که حضرت سعی کردند فضای گسترده ای برای ترمیم آسیب‌های اینچنینی‌ در جامعه ایجاد کنند. البته پرواضح است عدالت در این معنا، برابری مطلق انسان‌ها نیست؛ اما بدون تردید و با توجه به شرایط خاص حاکم بر جامعه‌‌ی اسلامی پس از رحلت رسول اکرم(، ذاتاً معنای نفی تبعیض را در حوزه‌‌های سیاسی و اقتصادی و قضایی و رعایت حق شهروندان را همراه خود دارد؛ به‌ ویژه در جایی که رابطه‌‌ی شهــروندان و حکومت مطرح می‌شود. امام( در این زمینه می‌فرمایند:
«بدان که شهروندان چند دسته‌اند که کار بعضی به سامان نمی‌رسد، مگر به بعض دیگر و گروهی را از گروهی‌ دیگر بی‌نیازی نیست.»193
این نگرش امام به شکل گسترده‌تری در نامه‌‌ی حضرت به کارگزارانش نیز مورد تأکید واقع شده است:
«… و برای شهروندان، بالت را فرو آور و رویت را گشاده کن و پهلویت را نرم (مهربان باش) و در نگریستن به گوشه‌‌ی چشم و خیره نگاه نکن؛ و در اشاره و سلام‌ کردن یکسان رفتار کن تا بزرگان در ستم کردن تو طمع نورزند و زیردستان در دادگری‌ تو نومید نشوند.»194
حضرت( چنین رویکردی را حتی به‌ غیر مسلمانان نیز گسترش داده و در نامه‌‌ی خود به مالک اشتر چنین سفارش می‌کنند:
«ای مالک … مهربانی و خوش‌رفتاری و نیکویی را با مردم در دل خود جای‌ ده، مبادا نسبت به آنان چون جانور درنده‌‌ای باشی که خوردن آنان را غنیمت‌ شمری؛ که آنان دو دسته‌‌اند: یا در کیش با تو برادرند و یا در آفرینش مانند تو.»195
همچنین در نامه به محمدبن ابی‌‌بکر نیز آمده است:
«از خدا پیروی کن؛ در نهان و آشکار، ترس از خداوند داشته باش. با مسلمانان به نرمی، با بدکاران به درشتی، با اهل ذمه به عدالت، با ستمدیده به رعایت انصاف و با ستمگر سختگیرانه برخورد کن. به گذشت از مردم و نیکی بر آنان، هرچه می‌‌توانی اقدام کن که خداوند، نیکوکاران را پاداش دهد و مجرمان را کیفر کند.»196
بر این اساس می‌‌توان گفت اولین ملاک در برخوردهای اجتماعی انسانیت افراد است، نه شخصیت و مقام یا حتی دین و آئین ایشـان.
حضرت( در نمونه‌‌های دیگری نیز به این برابری و پرهیز از تبعیض دینی و مذهبی یا تبعیض بر اساس گرایش‌‌های سیاسی و طبقه‌‌بندی‌‌های اجتماعی تأکید می‌‌ورزند:
• «از انحصارطلبی و به خود اختصاص‌ دادن آنچه که همه‌‌ی مردم در آن برابرند، بپرهـــیز.»197
• « …. دراین‌حال نگویید که پسر ابی‌‌طالب ما را از حقوق خود محروم ساخته است….بدانید هرکس از مهاجران و انصار از اصحاب رسول خدا( به جهت همنشینی با رسول خدا( خود را برتر از دیگران بداند، باید متوجه باشد که فضیلت و برتری فردا نزد خداست و اجر و پاداش وی نیز نزد خدا خواهد بود. هر آن‌کس که دعوت‌ خدا و رسولش( را اجابت نموده و آیین ما را تصدیق کرده و دین ما را پذیرفته است و رو به سوی قبلهی ما آورده است، بدون شک حقوق اسلام و حدود آن بر او جاری خواهد شد. پس همگی بندگان خدایید و مال‌ خداست و میان شما به‌طور مساوی تقسیم می‌شود. هیچ‌کس بر دیگری در این خصوص برتری نخواهد داشت.»198
بنابراین در اندیشهی امــام(، عدل باید همه‌‌ی بخشهای زندگی را فراگیرد و تمامی اجزاء جامعه را پوشش دهد؛ حتی تمایزهای نژادی، جغرافیایی، اجتماعی و اقتصادی موجب دوگانگی رفتاری حاکمان نگردد. در روایات علوی تعبیری وجود دارد، تحت عنوان “استصاء فی عدل”، یعنی “فراگیری عدالت” یا “عدالت فراگیر”، که بیانگر همین مطلب است.
نمونه‌‌ی دیگر از رفع تبعیض‌های حضرت( که ابن‌‌ابی‌‌الحدید آن را نقل می‌‌کند چنین است:
سخنرانی امام( باعث ایجاد کینه‌ در دل برخی از افراد نسبت به حضرت شد؛ چـرا که آن‌ها کراهت داشتند بیت المال به‌ صورت مساوی بین افراد جامعه تقسیم شود. وی ادامه می‌دهد: چون فردا شد، مردم‌ جهت گرفتن سهمشان از بیت المال آمدند. علی‌بن ابی‌طالب( به عبد اللّه بن ابی رافع‌ فرمودند: از مهاجران شروع کن و اسامی آن‌ها را بخوان، هرکدام که حاضرند، سه دینار بده و سپس در مورد انصار نیز به همین سبک عمل کن و هرکس که حاضر است، چه سرخ‌ باشد و چه سیاه، همه را بر همین روش عمل نما.
ابن ابی الحدید ادامه می‌دهد که سهل‌‌بن‌‌حنیف گفت: ای امیر مؤمنان! این دیروز غلام من بوده است و امروز او را آزاد کرده‌ام؛ حضرت( فرمودند:
به او نیز چون تو می‌دهیم و به هرکدام از آن‌ها سه دینار داد و هیچ‌کس را بر دیگری برتری نبخشید. [اینجا بود که طلحه و زبیر، عبد اللّه عمر، سعید بن العامر، مروان بن الحکم و چند تن از قریشیان از این روش حضرت( خوششان نیامد و قسمت خود را نپذیرفتند]199 چرا که اشرافیت عرب به سرکردگی بنی‌‌امیه‌ به هیچ‌وجه تاب تحمل اجرای چنین سیاستی را نداشتند و انتظار آنان این بود که‌ علی( در بدو امر از عدالت سخن نراند و به آن عمل نکند. شدت دلبستگی آنان به‌ امتیازات پیشین به‌نحوی بود که فراموش کرده بودند به اسلامی گردن نهادند که در آن‌ مسلمانان باهم تفاوتی ندارند.

4-3-6. پرهیز از لذت‌‌جویی در میان حاکمان
اگر به دنبال آسیب‌‌شناسی عدالت در جامعه باشیم و آنکه چــه می‌‌شود که علی‌‌رغم این همه آثار و نتایج مثبت و خوشایند برای عدالت اجتماعی، چــرا همچنان در به سرانجام رسیدن عدالت در جامعه دچــار مشکل هستیم؛ به جرأت می‌‌توان گفت یکی از اصلی‌‌ترین عوامل رخنه کردن فســاد در بین حاکمان و مسئولان جامعه است. در اینباره حضرت امیر( بسیار حســاس بودند. حضرت علاوه بر آنکه خود در غایت سادگی، زیسـت می‌‌کردند؛ توصیه‌‌ها و اوامر سخت و بایسته‌‌ای را نیز برای کارگزاران حکومتی صادر می‌‌کردند:
«اگر می‌خواستم غذای خویش را از عسل پاکیزه و مغز گندم قرار دهم و لباس‌های خود را از حریر و پارچه‌های گران‌قیمت برگزینم، برای من‌ امکان‌پذیر بود. ولی دور باد که هوا و هوس بر من چیره گردد و من چنین‌ راهی را انتخاب کنم و حال آنکه شاید در حجاز و یمامه کسی باشد که نان نداشته باشد و با شکم گرسنه سر بر زمین گذارد؛ دورباد که من با شکم‌ سیر بخوابم و در اطراف من شکم‌های گرسنه باشد و به اینکه مرا امیر مؤمنان( گویند، قناعت ورزم، ولی در فقر آن‌ها همراه نباشم و به خوردن‌ غذاهای لذیذ بپردازم.»200
همچنین می‌فرمایند:
«عمل(حکمرانی)تو طعمه‌‌ی تو نیست بلکه آن امانت و سیره‌ای در گردن تست و خواسته‌اند تو نگهبان آن باشی برای‌ کسی که از تو بالاتر است.»201
ازاین‌روست که وقتی به امام( گزارش دادند عثمان‌‌ابن‌‌حنیف، فرماندار امام( در بصره، در مهمانی یکی از اهالی این شهر شرکت کرده است،امام ط(ی نامه‌‌ای سرزنش‌آمیز به وی چنین نوشت:
«ای پسر حنیف! به من اطلاع دادند که یکی از جوانان بصره تو را به عروسی‌ دعوت کرده است و تو به سوی آن شتابان رفته‌‌ای و خورشت‌‌‌های رنگارنگ‌ گوارا برایت خواسته و کاسه‌های بزرگ به سویت آورده می‌شد و گمان‌ نداشتم تو به مهمانی کسانی بروی که نیازمندانشان را برانند و توانگرانشان را دعوت کنند. پس به آنچه دندان می‌نهی نظر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های عدالت اجتماعی، نظام سیاسی، بیت المال Next Entries پایان نامه با کلید واژه های بیت المال، تعاملات اجتماعی، نهاد خانواده