پایان نامه با کلید واژه های بهرام چوبین، رستم و اسفندیار، شاهنامه فردوسی، اقوام ایرانی

دانلود پایان نامه ارشد

این سخن کیخسرو درواقع در دفاع از عمل خودش است. (همان 316) و در ادامه هنگامی خود را مانند کاووس و جمشید مستعد گناهکار شدن می‌داند که مانند ایشان در ناز و نعمت به مدت طولانی سلطنت کند.(همان) کیخسرو هنگام رفتن به کوه ضمن یادآوری زودگذر بودن دنیا به ایرانیان، از کاووس به عنوان یکی از شاهان با فرّ و شکوه که دیگر از ایشان چیزی به جا نمانده یاد می‌کند. (همان 399)
پس از ناپدید شدن گیو و بیژن به همراه کیخسرو در کوه گودرز زبان به شکوه از کاووس و تبارش می‌گشاید و ایشان را مسبب از بین رفتن فرزندان خود قلمداد می‌کند. (همان 415)
در داستان رستم و اسفندیار هنگامی که گشتاسب می‌خواهد اسفندیار را به نبرد با رستم راضی کند به گناهکار شدن کاووس با وجود داشتن فرّ ایزدی اشاره می‌کند و رستم را هم گمراهی چون کاووس معرفی می‌نماید. دوران کاووس دست‌کم برای رستم دوران شکوه و جلال و شوکت و تجمّل است. اگرچه کاووس فرزند رستم را از او گرفت. در داستان رستم و اسفندیار هنگامی که رستم می‌خواهد ایوان خود را برای پذیرایی از اسفندیار بیاراید؛ می‌گوید به شیوه دوران کاووس ایوان را بیارایید. (همان، ج 6، 243) هم‌چنین هنگامی که رستم در حال بیرون آمدن از خیمه‌ی اسفندیار است خطاب به سراپرده می‌گوید که زمان کاووس کی همایون بودی اما امروز در فرّهی بر تو بسته شده است (همان، 271) و جالب است که رستم با وجود جفاهایی که از کاووس دیده و شکوه هایی که همیشه از او کرده است؛ در این دو جا به نیکی از کاووس و دورانش یاد می کند! شاید این امر به دلیل مجازات نابجایی است که گشتاسب برای او در نظر گرفته و با این کار روی کاووس را سفید کرده است امّا اسفندیار در مقابل، روزگار کاووس را روزگار پرآشوب زمین می‌داند. (همان)
بهرام گور در انتقاد از پدرش یزدگرد بزه‌گر (اول) او را به جم و کاووس که راه دیو جستند تشبیه می‌کند. (همان، ج 7 ، 408)
انوشیروان نیز شاهان گناهکاری چون جم و کاووس را برای خود یادآوری می کند تا مانند ایشان گمراه نگردد. (همان، ج 8 ، 274)
بهرام چوبینه پیش از رفتن به نبرد با ساوشاه، برای هرمزد چهارم پیروزی رستم در نجات کاووس را مثالی می‌آورد از یاری بخت در جنگ. (همان، ج 8 ، 400) هنگام رایزنی بهرام چوبین با سرداران و مشاورانش پیرامون اعلام پادشاهی خود و اعلام سرنگونی ساسانیان، خواهر و همسر وی گردویه او را از این کار باز می‌دارد و از وفاداری رستم و گودرز به کاووس در مواقعی که از پادشاهی ایران غایب بوده است؛ سخن به میان می‌آورد. (همان، ج 8 ، 413-413) هنگام جان دادن بهرام چوبین در پاسخ به گردویه که می‌پرسد چرا از راه یزدان بگشتی و با شاه ایران درآویختی خود را همانند جمشید و کاووس فریب‌خورده‌ی دیوان قلمداد می‌کند. (همان، ج 9 ، 165-166)
همچنین در شاهنامه اگرچه سلطنت او طولاني‌تر از جمشيد نيست امّا بيش‌ترين اتفاقات و داستان‌هاي مهم و مشهور شاهنامه در دوران سلطنت و حیات کاووس و مستقيم يا غيرمستقيم در ارتباط با شخصيت او شكل مي‌گيرد. (داستان‌هاي: مازندران،‌هاماوران، رفتنش به آسمان، رستم و سهراب، سياوش، كيخسرو و مهم‌ترين نبردهاي ايران و توران و سرانجام كشتن افراسياب) به همين روی می‌توان گفت که مفصل‌ترین و مشهورترین داستان‌های شاهنامه در روزگار پادشاهی كاووس اتفاق افتاده است و به عبارتی توجه به این داستان‌ها بدون در نظر گرفتن شخصیت کیکاووس ناممکن است. از همین‌رو یکی از شاهنامه‌پژوهان معاصر می‌گوید:
«در بین پادشاهان دوران اساطیری و پهلوانی ایران، كي‌کاووس پادشاهی‌ست یگانه، هم از نظر خلق و خوی و منش، و هم ازجهت کارهای گوناگونی که انجام داده است. چه کارهای نابخردانه و نسنجیده‌ی او سالیان دراز ایران و پهلوانان ایران و قوم ایرانی را در برابر ناکامی‌ها و دشواری‌ها و مسؤولیت‌های سنگین قرار داد. از طرف دیگر کوشش‌هایی که برای جبران اشتباهات و ندانم‌کاری‌های او انجام پذیرفت، حماسه‌ی ملی ما را به اوج خود رسانید. زیرا در حقیقت، قسمت‌های اساسی و جاوید شاهنامه فردوسی مربوط است به روزگار پادشاهی كي‌کاووس و وقایع مربوط بدان. موضوع گفتنی دیگر آن است که تقریباً تمامی حوادث دوران پادشاهی کیخسرو، نبیره‌ی كي‌کاووس، دنباله‌ی حوادث روزگار پادشاهی كي‌کاووس به شمار مي‌رود. و کسانی که با شاهنامه آشنایی کافی دارند خوب مي‌دانند که اگر جنگ با دیوان مازندران، هفت‌خان رستم، جنگ‌هاماوران، قصه‌ی رستم و سهراب، سیاوش و سودابه، پناهنده شدن سیاوش به افراسیاب و کشته شدن سیاوش در توران به فرمان افراسیاب، زادن کیخسرو، آوردن کیخسرو و فرنگیس از توران به ایران، واقعه‌ی‌هاماوران و جنگ‌های طولانی و پرفرازونشیب ایرانیان به خون‌خواهی سیاوش، و از جمله جنگ‌های بزرگ رستم با اشکبوس و کاموس کشانی و خاقان چین را (که مربوط به پادشاهی كي‌کاووس و کیخسروست و تقریباً سه جلد از نه جلد شاهنامه فردوسی به ذکر آنها اختصاص یافته است) از این کتاب گران‌قدر جاودانه حذف کنیم تقریباً به‌جز چند واقعه‌ی مهم دیگر، چیزی درخور اهمیت در دو بخش اساطیری و پهلوانی شاهنامه باقی نمی‌ماند» (متینی، 122-123)
از سوي ديگر برخي از داستان‌هاي كاووس شباهت‌هاي فراوانی با برخی داستان‌هاي ملل ديگر دارند. (داستان به آسمان رفتن كاووس، داستان سياوش و …) با تمركز بر چنین داستان‌هايي مي‌توان معلوم كرد كه آيا این موارد مشابه در اندیشه و ادبيات ملت‌ها به خاطر برخي تجربه‌هاي مشترك انساني به توارد ایجاد شده‌اند يا آن كه ملتي از ملت ديگر داستاني را اقتباس كرده و سپس به فراخور مقتضيات اقليمي، فرهنگي و اجتماعي خاص خود مطالبی را بدان افزوده یا از آن کاسته است؟
اين رساله به دنبال آن است كه رسالت خود را در شش فصل به شرح زير به انجام رساند:
فصل نخست، مقدمه به طرح موضوع، پیشینه‌ی تحقیق، منابع تحقیق و اهداف می‌پردازد.
فصل دوم در سه بخش به معرفي، بررسي و نقل از منابع قديمي كه روايت‌هاي مربوط به كاووس را در خود دارند مي‌پردازد:

بخش نخست، كاووس در منابع هندي:
بنا به نظر بیش‌تر دانشمدان، نیاکان اقوام ایرانی و هندی در حدود هزاره سوم ق.م پس از جدایی از قوم بزرگ هند و اروپایی، در دشت‌های آسیای مرکزی امروز با یکدیگر می‌زیستند و قوم واحدی را تشکیل می‌دادند که خود به تبار و نژاد خویش آریایی می‌گفتند و زبان، باورها و آداب و رسوم مشترکی داشنتد. در اواخر هزاره‌ی دوم ق.م این مردمان دست کم به دو شاخه‌ی اصلی تقسیم شدند. گروهی که به شبه قاره‌ی هند امروزی مهاجرت کردند «اقوام هندی» و گروهی که به فلات ایران آمدند؛ «اقوام ایرانی» را تشکیل دادند. دو پاره شدن آریایی‌ها و به دنبال آن پایان نسبی ارتباط و یگانگی ایشان با یکدیگر، آمیختگی با اقوام و فرهنگ‌های متفاوت و زندگی در شرایط اقلیمی- معیشتی دیگرگونه با گذشت زمان موجب به وجود آمدن تفاوت‌های زبانی و عقیدتی میان دو گروه هندی و ایرانی گردید. از همه مهم‌تر ظهور پیامبر مصلح در میان ایرانیان (زرتشت) موجب تغییر در آداب و باورهای پیشین و کنار نهادن برخی از آن‌ها گردید امّا در هند باورهای قدیمی تنها سیر تحول طبیعی خود را طی کرد و بنابراین به اصل قدیمی که همان باورهای آریایی ا‌ست وفادارتر ماند. برای همین، وجود شباهت اسمی میان شخصیت‌های اسطوره‌ای ایرانی و هندی بی‌دلیل و اهمیت نمی‌تواند باشد. دانشمندان اسطوره‌شناس مباحث ارزشمندی پیرامون مقایسه‌ی «ییمَه» (جمشید) در اوستا و «یَمَه» هندی، «منوچهر» ایرانی با «مانوش» هندی انجام داده‌اند و آن‌چه که جای بررسی در این تحقیق دارد؛ مقایسه‌ی «کاویَه اوشَنَس» هندی با «کَوی اوسَذَنَ» اوستایی‌ست.
نام «کاویه اوشنس» که توانایی معجزه‌گونه‌ی زنده کردن مردگان را دارد در برخي از قسمت‌هاي وداها و مهابهاراتا آمده است و اغلب دانشمندان به دلایل زبانی، اسطوره‌ای و نیز هم‌اصل بودن اقوام ايراني و هندي «کاویه اوشنس» هندی را معادل «کَوی اوسذن» ایرانی دانسته‌اند و به دلیل تقدم تصنیف و تحرير اغلب آثار مذهبي هندي نسبت به آثار مذهبي ايرانی، واجب است كه در این تحقیق ابتدا كهن‌ترين روايات مكتوب مربوط به اين شخصيت معرفي، نقل و بررسي گردد و نقاط اشتراك و اختلاف با روايات ايراني ذكر شود.

بخش دوم، كاووس در منابع پيش از اسلام:
قدیم‌ترین منبع موجود مربوط به باورهای ایرانیان پیش از اسلام، سرودهای گاهان است امّا می‌توان گفت که گاهان خالی از اسطوره‌پردازی‌ست و بیش‌تر از هرچیز هنجارهای اخلاقی در آن تبیین و تشویق شده‌اند. از میان آثار اوستایی موجود مهم‌ترین بخش اسطوره‌ای، یشت‌هاست که بیش‌ترین نقل‌قول‌ها از شخصیت کاووس در این بخش جای دارد. با این حال اوستای موجود چیزی در حدود یک‌چهارم اوستای بیست‌ویک نسکی دوره‌ی ساسانی‌ست. همان‌گونه که نقل‌قول‌های پراکنده از برخی نسک‌های گم شده‌ی اوستای ساسانی چون سوتکرنسک در دینکرد نشان می‌دهد؛ کاووس شخصیتی مطرح در اوستا بوده که تمامی گزارش‌های اوستایی پیرامون او دست کم به طور مستقیم به دست ما نرسیده است. کتاب‌های دینی پهلوي نیز که از نظر ماهیت به دو دسته‌ی اصلی ترجمه‌ها و تفاسیر اوستا (زند) و کتاب‌های دینی دیگر تقسیم می‌شوند اگرچه برخی از آن‌ها در قرون نخستین اسلامی تدوین یافته‌اند امّا در کل میراث فرهنگی و عقیدتی ایران پیش از اسلام را به ما منتقل می‌کنند و سهم بزرگی در حفظ روایت‌های قدیمی پیرامون شخصیت کیکاووس دارند. بنابراین کلیه‌ی نقل‌قول‌های اوستایی و پهلوی موجود پیرامون این شخصیت بر اساس تقدم و تأخر زمانی در اين فصل معرفي، نقل و بررسي خواهند شد و از اين رهگذر شباهت‌ها، تضادها و اختلافات موجود دراين روايت‌ها بازشناسي شده و به نسب‌شناسي روايت و دلايل تفاوت‌ها و احياناً تضادها در اين گروه منابع پرداخته مي‌شود. (به عنوان مثال تفاوت ديدگاه منابع درباره‌ي گناه كاووس)

بخش سوم، كاووس در منابع پس از اسلام:
با وجود اين‌كه همه‌ي منابع فارسي و عربي پس از اسلام درباره‌ي اساطير و حماسه‌هاي ايرانيان باستان مستقيم يا غيرمستقيم از روايت‌ها و كتاب‌هاي زرتشتي پيش از اسلام سرچشمه گرفته‌اند، ما به سه دليل اين منابع را در فصلي جداگانه نخست با يكديگر و سپس با روايات پيش از اسلام مقايسه مي‌كنيم. اين سه دليل عبارتند از:
الف: دين مؤلفين اين آثار و جامعه‌ي ايراني در زمان تأليف آن‌ها اسلام است. به عبارت ديگر دين رسمی جامعه تغيير يافته و برخي باورهايي كه در تضاد با آيين نو هستند به ناچار با جرح و تعديل و گاه تغيير، حق مطرح شدن در منابع جديد را دارند. مثلاً در شاهنامه نام آن که بیوراسب (ضحّاک) را می‌فریبد؛ ابلیس است نه اهریمن! نیز باور نخستين انسان بودن كيومرث در تضاد با داستان حضرت آدم(ع) قرار مي‌گيرد و كيومرث که بنا بر باورهای زرتشتی نخستین پیش‌نمونه‌ی انسان است و سی سال عمر می‌کند در شاهنامه به عنوان نخستين شاه معرفی مي‌شود و دوران پادشاهی‌اش سی سال است. هم‌چنین مشیا و مشیانه که به صورت گیاه ریواس از زمین می‌رویند و نخستین زوج بشر و پدر و مادر همه‌ی انسان‌های روی زمین در باورهای زرتشتی معرفی می‌شوند؛ به دلیل قرار گرفتن در مقابل آدم و حوّای سامیان که از گل درست می‌شوند از برخی متون بعد از اسلامی مثل شاهنامه به کلی حذف شده‌اند و برخی متون دیگر نیز با احتیاط از آن‌ها نام برده‌اند و حتی گاه نویسندگان این کتاب‌ها برای اعلام برائت خویشتن از این باورها به موضع‌گیری شخصی پیرامون آن‌ها که همانا نشان دادن تمسخر یا تردید است پرداخته‌اند و گاه نیز بدون نقل این باورها، آن‌ها را بی‌اساس، دور از ذهن فاقد ارزش برای نقل قلمداد کرده‌اند.
ب: به دليل آشنايي بیش‌تر ايرانيان با روایت‌های سامی و بین‌النهرینی- كه اين نیز به سبب مسلمان شدن ايرانيان و دست كم آشنايي ايشان با قرآن كريم است – بسياري از شخصيت‌هاي سامي با شخصيت‌هاي ايراني در اين نوشته‌ها دچار اين هماني گشته‌اند. (يكي گرفتن كاووس با نمرود، جمشيد با حضرت سليمان(ع) و ….) كه این یکسان‌انگاری حت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های حقایق تاریخی، داستان سیاوش، براعت استهلال، اوشنر دانا Next Entries پایان نامه با کلید واژه های کاچه، کاویه، دویانی، اوشنس