پایان نامه با کلید واژه های برنامه درسی، حقوق بشر، محیط زیست

دانلود پایان نامه ارشد

شهروند جهانی رفتار کنیم و شرایط موجود را از طریق ایجاد تغییر در ساختار اجتماعی و الگوی تفکر که به وضع موجود حاکم است متحول سازیم. از اینرو باید گفت که این بینش و تمایل به تغییر، در اصل در کانون مبحث آموزش صلح قرار دارد.
در ماده26 اعلامیه جهانی حقوق بشر درباره حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی افراد صحبت شده است.کمیسیون در پیش نویس خود درباره اهداف آموزش و پرورش متن زیر را گنجانده است. هدف آموزش و پرورش باید رشد جسمانی، فکری و اخلاقی شخصیت انسان و گسترش رعایت حقوق بشر و آزادیهای اساسی باشد. آموزش و پرورش باید با روحیه دگرستیزی وکینهورزی نسبت به دیگر ملتها با گروههای نژادی یا دینی در همهجا پیکار کند. یکی از معروفترین سازمانهای جهانی امر آموزش که مسولیت و جایگاه معینی را در آموزش صلح به خود اختصاص داده است، شورای جهانی برنامه درسی و آموزش است که در سال(1971)توسط معلمانی از سرتاسر جهان تشکیل شده است. در مقدمه اساسنامه این شورا آمده است؛اکنون زمانی است که جامعه جهانی و آموزگاران وظیفه مطمئن ساختن مردم را دارند. آموزش نقش موثری در ارتقای برابری صلح و تصور حقوق بشر جهانی دارد. در نتیجه تمامی برنامههای درسی وآموزشی موسسات آموزشی برای کودکان، نوجوانان، سالمندان باید در جهت ارتقای عزت نفس افراد، بنابراین آموزش برای صلح گرچه ممکن است هدفها و نامهای متفاوت به خود بگیرد اما همگی در چند نقطه موردتاکید باهم اشتراک دارند. همگی آنها شامل آموزش برای مفاهیم بین المللی، آموزش بینالمللی، آموزش برای بقای آموزش جهانی و آموزش برای شهروندان جهانی شدن می شود(ذکاوتی قره گوزلو،1381).
از اینرو آموزش جهانی با آگاه ساختن دانشآموزان از مسائل عمده جهانی از قبیل حقوق بشر، صلح و امنیت توسعه جهان سوم، آشنایی با محیط آغاز می شود تا موجب توسعه دانش، نگرش و توانایی آنها در مطالعات انتقادی و تحلیل موارد مربوط به مسائل جهانی شود(گلدین52،1989).
همانطور که مایور هم میگوید؛ وظیفه ما در مقام آموزشگر حکم میکند که از رهگذر آموزش و پرورش، آرمان پروری نسلهای جدید را به سوی بنای جامعه سرشار از صلح، پیشرفت و رفاه هدایت کنیم. در تمام فرهنگها، کارکردی را که ما باید تقویت کنیم همانا کارکرد تحکیم صلح است(فدریکو53،1976).
مأموریت ما و همینطور سازمان ملل در قبال کودکانمان، ساختن جهانی صلحآمیز به جای جهانی پرآشوب است.پس باید خودمان را وقف در آموزش صلح نماییم. جهان ما همواره در حال تغییر است پس بیایید ساختار کنونی خشونت و جنگ را پاک نموده و نمونه بینظیری از برقراری صلح را جایگزین آن نمائیم(بایر و استنلی،542003).
در خصوص هدفهای اصلی آموزش صلح همانطور که اشاره شد، محققین زیادی نظرات متفاوتی ارائه دادهاند، از جمله جان گالتونگ، که پنج هدف اصلی آموزش صلح را دستیابی به مقاصدی چون عدم خشونت، رفاه اقتصادی، عدالت اجتماعی ، تعادل زیست محیطی و مشارکت عمومی در امور مختلف میداند که در این میان عدالت اجتماعی، عدم خشونت و علاقهمندی به حفظ محیط زیست از اهمیت فزونتری برخوردار است(فتحی واجارگاه، 1382).
در یک طبقهبندی نهایی اهداف آموزش صلح میتواند برحسب نتایجی که از آن انتظار میرود به دقت تعریف شود. در این راستا آموزش صلح باید جنبههای زیر را در دانشآموزان پرورش دهد.
الف: توانایی اندیشیدن: آگاهی از صلح و روشهای حصول به آن
ب: هشیاری و آگاهی اجتماعی: مشارکت، همکاری و تشریک مساعی
ج: زندگی عاطفی: احساس همدردی با دیگران در سطح گروه، جامعه محلی و بین المللی
د: زندگی اخلاقی: مسئولیت برای اعمال شخصی
و: هشیاری زیست محیطی: احترام قائل شدن به تمامی اشکال زندگی و حیات(بایر و استنلی،2003).

برنامههای آموزش صلح
با بررسی ادبیات آموزش صلح روشن میشود که تلاشهای بسیار گستردهای در زمینه آموزش صلح صورت گرفته است و در راستای این تلاشها جهتگیریهای گوناگون درباره اصول و روشهای آموزش صلح انجام گرفته است. آموزش و پرورش صلح به خاطر تهدیدات هستهای و دیگر خطراتی که متوجه این کره خاکی میشد در دهه(1980) مواد آموزشی و برنامههای درسی زیادی را که بچهها قبل از دبستان تا دبیرستان دربرمیگرفت تجربه کرد. تا تلاش در جهت جلوگیری از نابودی کره زمین کرده باشد. الگوهای برنامه درسی کودکان شامل مطالعه طبیعت و توجه آنان به محیط پیرامون شد. و این موضوع را به آنان میآموخت که کودکان نیز مسئول دنیایی که در آن زندگی میکنند هستند، اما برنامههای آموزشی نوجوانان و جوانان شامل احتمالی را تشخیص داده و نقش ایفا کرده و در مورد آن مشکلات راه حل پیشنهاد کنند. دست اندرکاران تعلیم و تربیت نه تنها آموزش صلح را بعنوان محتوای برنامه درسی درنظر گرفتند، بلکه آن را بعنوان یک فرایند به رسمیت شناختند ، روشی از زندگی که اجتماعی و فردی را بهبود بخشد (هاسیلی55،1979).
برنامههای مدارس از لحاظ فلسفی باید آینه تمامنمای ارزشها ، خواستها و انتظارات اجتماعی باشد. به همین دلیل است اهداف اصلی برنامههای مدارس این است که دانشآموزان را جامعهپذیر گرداند. و آنها را با دانشها، ارزشها، گرایشها و مهارتهای ضروری جهت زیستن در جامعه آماده سازند(فتحی واجارگاه،1379).
از دلایل مهم و توجیهکننده برای ضرورت و اهمیت وجود نظام آموزش و پرورش و برنامههای درسی در عصر حاضر تربیت شهروند خوب و مقابله با چالشهای زندگی عصر حاضر است. بررسیها و مطالعات انجام شده نشان میدهد که در اکثر کشورهای جهان، آمادهسازی کودکان و نوجوانان برای زندگی در جامعه و آموزش راه و رسم مشارکت در مسائل اجتماعی به یک دلمشغولی تمام عیار برای مقامات آموزشی تبدیل شده است و طیف وسیعی از تلاشها و تدابیر آموزشی و پژوهشی صرف شناسایی ابعاد شهروندی و نحوه پرورش و نحوه پرورش موثر ارزشها و ویژگیهای موردنظر دانشآموزان می گردد. در نظام آموزش و پرورش ایران که به صورت متمرکز اداره میشود و کلیه تصمیمات برنامه درسی در سطح مرکزی اتخاذ میشود. تغییرات اساسی در کتب درسی، بویژه کتب علوم اجتماعی مدارس مشاهده میشود، به نحوی که محتوای این دروس برای آمادهسازی شهروندان مطلوب مداوما در حال تغییر و تجدیدنظر میباشد. بر اساس مصوبه جدی آموزش و پرورش، درس مهارتهای زندگی به صورت اختیاری در مدارس کشور در حال اجراست. همچنین دفاتر مرکزی برنامهریزی درسی موظف شده اند تا برای گنجاندن مفاهیم و ارزشهای شهروند خوب در برنامههای درسی مدارس اقدامات لازم را به کار بندند و معلمان بنیادی به زودی در سطح کشور تحت آموزشهای شهروندی و اجرای آن سطح مدارس قرار خواهند گرفت (فتحی واجارگاه، 1379).
در یک دید کلی، برای ترویج فرهنگ صلح، حداقل دو الگو متفاوت را میتوان در زمینه برنامههای آموزش صلح شناسایی کرد.
1-برنامههای درسی مجزا56، 2- برنامههای درسی درهم تنیده57. در برنامههای درسی مجزا، برنامههای ویژهای تحت عنوان آموزش صلح یا حل تعارض و میانجیگری در مراکز آموزشی و مدارس تدریس میشود. در حالیکه در برنامههای درسی درهم تنیده، مفاهیم و مضامین مرتبط با صلح در برنامههای درسی مختلف مراکز و مدارس گنجانده میشود. در حالت اخیر، پژوهشها نشان داده است، در برخی دروس نسبت به سایر دروس گنجاندن مفاهیم مرتبط با صلح از اثربخشی بیشتر برخوردار است. این موضوعات به ترتیب عبارتند از: زبان مادری، علوم اجتماعی ، علوم تجربی ، مذهب و معارف دینی و سرانجام سایر دروس گنجاندن مفهیم مرتبط با صلح از اثربخشی بیشتری برخوردار است. اما نکته مهم و شایان توجه دیگر، مفاهیم و مباحثی است که باید در برنامههای درسی آموزش صلح، چه به مجزا و چه به صورت در هم تنیده گنجانده شود. در این خصوص نیز اتفاق نظر مشاهده نمیشود (فتحی واجارگاه،1382).
در پژوهشی که در سال (1987) توسط “پارکر و پارکر” در کانادا انجام شده است. مهمترین مفاهیم و مباحثی که باید در برنامه آموزشی صلح مدنظر قرار گیرد شناسائی شده است. این مفاهیم عبارتند از:
– عدم جنگ و خشونت، زرادخانههای هستهای، کمبود منابع، فقر و خط سیاه و محیط زیست (1987پارکر و پارکر به نقل از خانم اسلامی).همچنین در نشتهای مختلف شورای جهانی برنامه درسی و آموزش58 که در مطالب قبلی به آن اشاره شد در طی سالهای متمادی، مسائل مختلفی را درباره برنامههای آموزش صلح موردبحث و بررسی قرار دادند که میتوان به مهم ترین آنها که به قرار زیر اشاره کرد.
– جمعیت، تسلیحات نظامی، خلع سلاح، فقر، بیکاری، محیط زیست، استعمارگری، حقوق بشرف تبعیض نژادی وشیوههای آموزش و تمرینی برای آینده صلح آمیز، در چارچوب آموزش و پرورش برای صلح است طبق نظر گالتونگ (1969) صلح بایستی تنها بعنوان نبود جنگ و خشونت مستقیم درک شود(صلح منفی) بلکه ترجیحا صلح را بایستی به مثابه ابزار تحقق شرایطی در نظر گرفت که منجر به کاهش چشمگیر خشونت ساختاری مفهوم صلح مثبت میشود.
رود (1986) و وولف (1974) که در این مفهوم از آموزش و پرورش صلح نه تنها جنگ و خشونت بین المللی، موضوع مباحث اند بلکه شرایطی که در درون جامعه، خشونت زا هستند و نیز خشونت در خانواده نظام آموزشی موردبحث قرار گیرند (اسلامی،1381). سازمان یونسکو هم در قطعنامهای درسال 1982 مطرح و باعث توسعه برنامه آموزشی صلح شد درباره آموزش صلح آورده است: جنبهای در صورتهای برنامه درسی که با این تاییدیه و معرفی همراه است که هر چیزی را که ما آموزش میدهیم، در حال مواجه شدن با مسائل صلح و تعارض در زندگی روزمره دنیا می باشد (مارتین59،1987).
بارنز معتقد است که بهزیستی آدمیان از طریق جنگ و برخوردهای خشونت بار محقق نخواهد شد، که حصول به چنین نتیجهای تنها در سایه شناسایی، روشهای مختلف زیست امکانپذیر است و رسیدن به چنین نتیجهای تنها از طریق ارائه برنامههای آموزش مناسب امکانپذیر است(بارنز60،1988).

آموزش صلح در برنامههای درسی
با توجه به مطالب گفته شده با آنکه تلاشهای بسیار گستردهای در زمینه آموزش صلح صورت گرفته است، اما نگرانیهایی در این مورد وجود دارد. مونته سوری نگرانی خود را اینگونه عنوان کرده است:”آموزش… افراد را تشویق میکند تا به دنبال علایق شخصی خود نکنند و برای پیشرفت همکلاسیهای خود هیچ تلاشی نکنند و تنها نگرانیشان این باشد که در پایان سال رتبه بالا کسب کنند و جایزه این رقابت را به خود اختصاص دهند. این مخلوقات خودخواه و بیچاره که به طور تجربی ثابت شده است از لحاظ روحی و ذهنی خسته هستند، بعدها در زندگی خود را همانند دانهای جدا بروی کویری مییابند که هرکس جدا از همسایه خود زندگی میکند، آنها بیحاصل و بیثمر هستند و اگر طوفانی بیابید این ذرههای ریز انسانی که هیچ وابستگی به دنیا و زندگی نداشتهاند. به راحتی از هم پاشیده خواهند شد.”(مونتهسوری61،1972،ص34)
با توجه به چالشهای عمیق جامعه جهانی، تقریبا کلیه کشورها در شرف اصلاح سیستمهای آموزشی خود هستند تا از این طریق به رفع نیازهای مربوط به قرن بیست و یکم بپردازند. در این روند پاسخ به چالشها را دیگر نمیتوان در زمینه ملی جستجو کرد بلکه مستلزم همکاری گسترده و هماهنگی فراگیر بینالمللی است.
“شورای جهانی برنامه درسی و آموزش”62 در سال1971 توسط معلمانی از سرتاسر جهان تشکیل شد. در مقدمه اساسنامه این شورا که یکی از سازمانهای معروف جهانی در امر آموزش است و مسئولیت و جایگاه معینی را در آموزش صلح به خود اختصاص داده ، چنین بیان شده است:
اکنون زمانی است که جامعه جهانی و آموزگاران وظیفه اطمینان بخشیدن به مردم را دارند. آموزش نقش موثری در ارتقا برابری، صلح و تصور حقوق بشر جهانی دارد در نتیجه، تمامی برنامههای درسی و آموزشی موسسات آموزشی برای کودکان، جوانان و سالمندان باید در جهت ارتقا عزت نفس افراد،آگاهی اجتماعی و ایجاد توانایی شرکت در تمامی سطوح جامعه جهانی از ملی تا جهانی باشد (کارسون63،1988،ص19).
این شورا خواستار تمرکز بیشتر بر روی مسائل صلح، هم در حوزه کتب درسی و برنامههای آموزشی و هم در محدوده دانش و نگرش و توانش دانشآموزان، هستند (ریردون64،1982).آنها معتقدند در حقیقت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های عزت نفس، تدوین و اجرا، محیط زیست Next Entries پایان نامه با کلید واژه های حقوق بشر، دوره ابتدایی، سازمان ملل