پایان نامه با کلید واژه های برنامه درسی، کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان

دانلود پایان نامه ارشد

. 88
جدول 4-31 : مقایسهی دیدگاه معلمان و کارشناسان در مورد مؤلفه احساس همدردی با دیگران در سطوح مختلف، با در نظر گرفتن جنسیت آنها ……………………………………………………………………………………..89
جدول 4-32 : مقایسهی دیدگاه معلمان و کارشناسان در مورد مؤلفه احساس همدردی با دیگران در سطوح مختلف، با در نظر گرفتن تحصیلات آنها………………………………………………………………………………….. 90
جدول 4-33 : مقایسهی دیدگاه معلمان در مورد مؤلفه احساس همدردی با دیگران در سطوح مختلف، با در نظر گرفتن سابقهی آنها…………………………………………………………………………………………………………. 90
جدول 4-34 : مقایسهی دیدگاه معلمان و کارشناسان در هر یک از مؤلفههای آموزش صلح در سطوح مختلف در برنامه درسی دوره ابتدایی………………………………………………………………………………………. 91

فهرست اشکال

شکل 2-1: مدل نظری تحقیق (مؤلفههای آموزش صلح)……………………………………………………………….59
شکل 5-1: الگوی برنامهی درسی آموزش برای صلح (ملکی و فیروز کمیشانی، 2014)……………………107

فصل اول

طرح پژوهش

مقدمه
عصر کنونی، عصر پیچیدگی و تحول است. تحولات پر بعد و چندلایه در نظام جامعهی جهانی محیطهای آموزشی را تحت تأثیر قرار داده است؛ از این رو نظامهای آموزشی و در رأس آن مدارس بازنگری در برنامهی درسی به عنوان یک اصل بنیادی را موردتوجه قرار داده اند (ژان1، 2013). بر این اساس برنامه ریزان درسی جنبش آموزش صلح در برنامهی درسی را مورد توجه قرار داده اند (پاجی2، 2011). در واقع صلح پیش شرط عمدهی تداوم حیات زندگی انسانی نسل ها و ملیتهاست، یعنی نوع بقا بشر به عنوان یک کل، اکنون به حفظ صلح و بهتر بگوییم ایجاد صلح وابسته است و ضروری است که آموزش، هم شرایط و لوازم بروز جنگ و خشونت را نشان دهد و هم راههایی که باعث تعدیل این وضعیت و حتی غلبه بر آن و ایجاد تفاهم بین ملتها و گروههای انسانی میشود را مطرح کند (بایر و استانلی3، 2003).
آموزش صلح به عنوان سازوکاری به منظور ایجاد تعهد و تشویق به صلح، بالا بردن اعتماد به نفس به عنوان یک عامل فردی صلح، آگاهی دادن فراگیران به عواقب جنگ و بی عدالتی اجتماعی، آموزش در جهت ایجاد ساختارهای اجتماعی صلح آمیز و عادلانه و تشویق فراگیر به عشق و دوستی با جهان به منظور ایجاد آیندهای صلح آمیز مورد استفاده قرار میگیرد (کستر4، 2012). تغییرات اجتماعی یا آموزش صلح در برگیرنده ارتقا ظرفیت فردی در مواقع مواجه شدن با گفتارهای جمعی درون گروهی و ظهورش در روابط فرهنگی و ساختارهای گروهی و میانگروهی است (سالامون5، 2007).
آموزش صلح یک ضرورت فوری است نه تنها به این دلیل که در حال حاضر فرآیندهای جهانی دچار تضاد عمیق است، بلکه باید پذیرفت؛ امروزه جنگ به عنوان یک واقعیت زندگی است در هر زمان اتفاق میافتد با توجه به برخورد منافع، ایدهها، جهتگیریهای سیاسی، سیستم اقتصادی، و …، خشونت اغلب به عنوان راهی برای حل و فصل تعارض استفاده میشود. با این حال، پایان دادن جنگ از طریق خشونت به طور بالقوه باعث ایجاد ناامنی و اثراتی مخربی میشود. بنابراین، ضرورت
آموزش صلح از دوران کودکی به عنوان زیربنای شکلگیری جهان آینده ضرورت مییابد (دانش6، 2009). اعتقاد بر این است که آموزش و پرورش رسمی یک مکانیزم مناسب و سیستمی منسجم که دارای رهبری و مدیریت سازمان یافته میباشد؛ میتواند زمینه ساز آموزش و پروش صلح شود. این آموزش دارای هدف، محتوا، فرآیند و ارزشیابی مشخص میباشد (برابک7، 2006). از این رو با تغییرات روزافزون در وضعیت سیاسی، اجتماعی و آموزشی بسیاری از جوامع، موضوع چالش برانگیزی به نام آموزش صلح مطرح شده است. بنابراین لازم است برنامه ای جامع و مدون در زمینه آموزش صلح و مؤلفههای آن طراحی و اجرا شود. این موضوع تنها به متخصصان حوزه ی علوم تربیتی و انسانی مربوط نمی شود بلکه سیاست بازان و برنامه ریزان را به فکر فرو برده است.
از این رو با وجود توسعه کمی و کیفی آموزشها در دوره ابتدایی به موضوع صلح توجه کافی نشده است. علت این امر از یک سو فقدان برنامه درسی تحت عنوان آموزش صلح یا عناوین مشابه می باشد و از سوی دیگر مطالعه مستقلی در خصوص مفاهیم و مضامینی که بتواند در زمین صلح به کودکان و نوجوانان ایرانی آموزش داده شود در دسترس نمیباشد. از این رو با توجه به اینکه آموزش صلح نتوانسته در برنامهیدرسی جایگاه واقعی خود را پیدا کند؛ پژوهش حاضر به بررسی ویژگیها و مؤلفههای آموزش صلح در برنامهی درسی دورهی ابتدایی میپردازد.
بیان مسئله
امروزه فرآیند جهانی شدن با شتاب روزافزون در حال عبور از مرزهای سیاسی، محدودههای فرهنگی، خانوادگی و فردی است و در واقع کلیهی شئون زندگی افراد را تحت تأثیر خود قرار داده است. دو جنگ جهانی و آثار به جا مانده از آن، رشد سیستم های تسلیحاتی اتمی، ظهور جوامع فراصنعتی- امپریالیستی و تعارض میان آنها، واقعهی یازده سپتامبر و تخریبهای زیست محیطی در سطح بین المللی نشان داده است که مردم عادی و حتی ساکنین نقاط دور افتاده از آثار شوم این تغییرات و رخدادها مصون نبوده و مجموعهی این وقایع، جهان را با مشکلات و معضلات جدیدی روبرو ساخته است (فتحی واجارگاه و اسلامی، 1387). بدیهی است در چنین وضعیتی معضلاتی همچون بیعدالتی، تبعیض، ناامنی، پوچی، بیطرفی و… زندگی انسان را بیش از پیش تهدید خواهد کرد. در واقع زندگی همراه با ترس و به دور از امنیت چه در محیط داخلی کشورها و چه از ناحیه ی برون مرزی نوعی بیثباتی ایجاد کرده است که آرامش زندگی انسانی افراد را با مشکل روبرو نموده است.
به منظور پایان دادن به خشونت، ظلم و ستم، تبعیض و بی عدالتی در جنبههای مختلف زندگی افراد و جوامع میبایست به دنبال تحقق معنا، ماهیت و ارزشهای صلح باشیم. تحقق این ارزشها منوط به ایجاد زمینههای آموزش صلح در سطح مدارس میباشد. ترویج این گفتمان در مدارس و در بین دانشآموزان منجر به احترام متقابل، اشتیاق برای کمک به همنوع، توانایی مذاکره و برقراری ارتباطات با استفاده از احساسات، عقل و منطق میشود. همهی اینها را میتوان در چارچوب رسمی مدرسه و کلاس درس آموخت (دانش، 2008). از این روسازمان ملل به عنوان راهکاری پیشگیرانه، دهه ی 2010-2000 را دههی بین المللی فرهنگ صلح و عدم خشونت نامیده است و در این زمینه سازمان یونسکو اهمیت ترویج فرهنگ صلح را این گونه معرفی نموده است : « آموزش فرهنگ صلح منجر به پرورش و ترویج اعتقادات و اقداماتی خواهد شد که مردم هر کشور باید متناسب با ساختارهای ویژهی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خود به آن عمل کند. عامل اصلی تحکیم این فرهنگ در جامعه تبدیل رقابت های خشونت آمیز به همکاریهای مبتنی بر ارزش ها و اهداف مشترک است.» (یونیسف8، 2011). صلح، نتیجه و ادامهی یک نظام شهروندی و مردم سالار چند جانبی و چندگرایی الهام گرفته از حقوق بشر است که به سوی توسعه و گسترش مداوم و دراز مدت سوق داده میشود. مردم سالاری، بهترین پشتیبان بین المللی و ملی صلح است، زیرا تعارضها را در چهارچوب یک تشکیلات سازمانی به منظور برخورداری از پویایی اجتماعی و پیشرفت های مشترک، جهت میبخشد ( ادیبنیا، 1389).
با توجه به این وضعیت، برنامهی آموزش صلح به مثابهی یک نیاز قدیمی، اما با ماهیت و محتوای پیچیدهتر میبایست به عنوان راهنمای عمل در فرآیند تعلیم و تربیت فراگیران به منظور توسعهی دانش، نگرش و رفتارهای ارزش مداری که مدیریت تعارض ها را به دور از خشونت منجر میشود؛ مورد استفاده قرار گیرد (هریس و سینوت9، 2007). البته آموزش به تنهایی راهگشا نمیباشد و فقط میتواند نقش اساسی در تحول فهم جامعهی جهانی داشته باشد، ولی با طراحی یک محتوای آموزشی مناسب می توان دستیابی به یک زندگی متعادل سازگار با حقوق بشر را مهیا ساخت و نسبت به چالش هایی که توسط جهانی شدن و فنآوریهای جدید و پدیدههای مربوط به آن ایجاد شده است، واکنش مناسب نشان داد.
تا وقتی تعارض، درگیری و جنگ به عنوان قانون طبیعی زندگی است و تا زمانی که کودکان و نوجوانان قربانیان بیدفاع منازعات هستند، آموزش صلح به عنوان یک ضرورت انکارناپذیر میباشد. آموزش صلح در مدارس روشی به منظور پرورش مهارتهای فردی و میان فردی فراگیران است که آنها را تشویق میکند با ابتکار و خلاقیت راههایی مناسب و معقول برای سازش با محیط زیست خود به کار گیرند. بنابراین آموزش صلح واقعیت اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ملتها میباشد که جزییات آن در قالب برنامهی درسی صلحمحور تدوین مییابد (ماتسورا10، 2012).
به رغم آنکه موضوع آموزش صلح به اندازهی آموزش ریاضیات ، فیزیک و شیمی اهمیت دارد، نظامهای برنامهریزی درسی در کشورهای جهان به ندرت برنامه درسی مستقلی با عنوان برنامهی درسی صلحمحور تدوین و اجرا کردهاند. هماکنون موضوع صلح و امنیت بیشتر در قالب برنامهی درسی مطالعات اجتماعی یا تاریخی و به صورتهای پراکنده و ناکافی ارائه میشود. امروزه حداقل آموزشهایی نیز که درمورد حقوق و وظایف شهروندی ، درک حقوق بشر و احترام به دموکراسی در مدارس ارائه میشود ، به شیوهی سنتی و انتقال یکطرفهی اطلاعات است ؛ به این سبب ، برنامه درسی اغلب مبتنی بر گفتگو، نقد و استدلال نیست. برای نمونه”آموزش دموکراسی به یادگیری دانش منجر نمیشود ؛ بلکه باید آنرا از راههای دیگری ترویج کرد. مثلا باید کودکان را وارد بحثهایی کرد که اهمیت روزمره دارند و آنها را واداشت استدلالهای خود را عرضه کنند و نظریات دیگران گوش فرا بسپارند و در تصمیمات جمعی درمورد موضوعاتی که برچگونگی اوضاع مدرسه تاثیر میگذارد ، شرکت جویند.”(بیتهام،1384:148).
بنابراین با توجه به نقش ویژهی « آموزش صلح» در جریان تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان در فرآیند جهانی شدن، لازم است که معلمان، کارشناسان آموزشی، متخصصین برنامهی درسی و همهی افراد و عوامل تأثیر گذار بر آموزش به این مهم توجه نمایند و با فراهم کردن بستر و زمینه های لازم این مهم را تحقق بخشند. روشن است هرگونه کاستی و سهل انگاری در این زمینه ضررهای جبران ناپذیری را برای نسل آینده به همراه خواهد داشت که امر زندگی در دنیای امروز را مختل خواهد نمود. پس ضروری است که، فعالیت ها و برنامه های آموزش صلح، باید در تمامی سطوح طراحی و تدوین شود.
دراین رابطه با توجه به نکات گفته شده و اهمیت و ضرورت آموزش صلح در دنیای امروز پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که تا چه اندازه به ویژگیها و مؤلفههای آموزش صلح در برنامه درسی دورهی ابتدایی توجه شده است؟

اهمیت و ضرورت پژوهش
امروزه گسترش فناوریهای نوین اطلاعاتی و رقابت بلامنازع کشورها و جوامع در عرصههای مختلف امروز بیش از پیش امنیت جوامع را تهدید میکند. نتیجهی این رقابتها اختلافات، جنگ و منازعاتی است که زندگی و محیط زیست کودکان و نوجوانان را در معرض خطر قرار داده است.
از این رو، بایر و استانلی11 (2003)، بیان میدارند که جامعهی آموزشی باید از نقش و مسئولیتهای خود در قبال هدایت نسل جدید برای حل مشکلات جهان پر از خشونت آگاه گردند.
وقتي در جامعهاي مدرسه و علم از رونق بيفتند راه براي شيوع ناهنجاريها و انحرافات اجتماعي گشوده ميشود. زيرا ارزشها و آرمانهاي جامعه و علم آموزي كه براي مردم مقدس بوده است ديگر جزو معيارها و اهداف جامعه محسوب نميشود و جايگزينهاي ديگري پديدار مي شوند. ارتباط نهاد آموزش و پرورش كه عملاً تمامي ساختار آموزشي يك جامعه از ابتدايي ترين سطوح تا مقاطع عالي را ممكن است در بر بگيرد با انحرافات اجتماعي همانند نهاد خانواده از دو ديدگاه مي تواند مورد شناخت قرار گيرد. از يك سو مؤسسات آموزشي به علت شرايط محيطي و كاركردي ميتوانند عامل ايجاد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های دوره ابتدایی، برنامه درسی، توزیع فراوانی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های برنامه درسی، دوره ابتدایی، محیط زیست