پایان نامه با کلید واژه های ایران و هند، هنرهای زیبا، جامعه بین المللی

دانلود پایان نامه ارشد

کرده است اما هنوز کشاورزی رونق داشته وچای و برنج از محصولات مهم کشاورزی آنها می باشد. 1(تصویر1-1)
«بر اساس نتایج سرشماری سال 2000، جمعیت ژاپن ۱۲6۹2۰0۰۰ نفر می‌باشد (۶1933۰۰۰ مرد و ۶4983۰۰۰ زن). این کشور هفتمین کشور پر جمعیت دنیا می باشد. نمودار توزیع سنی جمعیت از سال های1970 به بعد هرمی را نشان می دهد که جمعیت سالمند و میانسال در قاعده و جمعیت نوسال و جوان در رأس آنند.»2 بین ژاپنی ها همه نوع افراد از قبیل ناسیونالیست، آزادیخواه، محافظه کار، کمونیست، سرمایه دار و مارکسیست وجود دارد؛ اما این کشور از وحدت کامل برخوردار است و به هیچ وجه زیانی به یکپارچگی ملی نمی رسد.3
اگر چه در ژاپن مذهب رسمی وجود ندارد معهذا آیین های شینتوییزم4 و بوداییزم5 در عموم مردم رواج داشته و بیشترین پیروان را به خود اختصاص داده اند.6 در حال حاضر طبق قانون اساسی جدید آیین شینتو هیچ گونه امتیاز خاصی ندارد، اما با این وجود هنوز هم نقش عمده ای را در مراسم مهم و بسیاری از جنبه های زندگی ژاپنی ها ایفا می نماید. آیین بودایی در اواسط قرن ششم از طریق چین و كره به ژاپن راه یافت وبیشترین پیرو بعد از آیین شینتو، در میان ادیان رایج كشور را به خود اختصاص داده است. مسیحیت نیز در سال 1549 میلادی به ژاپن راه یافت در اواخر قرن شانزدهم كه ژاپن به صورت ملتی یك پارچه درآمد، مسئولین مملكتی مخالفت ها و سركوبی شدیدی را علیه مسیحیت آغاز كردند. این دین تا اواسط قرن نوزدهم كه ژاپن دروازه هایش را به سوی خارجی ها گشود، ممنوع بود. مذهب كنفوسیوس نیز در اوایل قرن ششم میلادی به ژاپن راه یافت و ژاپنی ها این آیین را بیشتر به صورت یك آداب اخلاقی تلقی می كنند. كنفوسیانیزم اثرات زیادی بر نحوه تفكر و رفتار ژاپنی ها داشته است. به طور كلی میزان پایبندی مردم به مذهب در ژاپن در مقایسه با مردم سایر كشورها كمتر است وبیشتر در مراسم ویژه مورد توجه قرار می گیرد.7
اشتراك زبان و نژاد در بین مردم توام با اشتراك در آداب و رسوم و نیز آیین و شرایط خاص جغرافیایی، همسویی افكار و اعتقادات را فراهم نموده و این عوامل منجر به رشد روحیه اجتماعی و سخت كوشی و عادت به كار دسته جمعی و هماهنگی در بین غالب اقشار مردم شده است. به طور كلی در ژاپن به جای پرورش روحیه انحصار گرایی یا فرد گرایی، نگرش سطحی به مسائل، عدم برنامه ریزی و رقابت شخصی نابه جا برای تفوق بر دیگران، زمینه هایی در اجتماع پرورش داده شده كه ابتدا در امور اجتماعی را تامین نموده و مالا به رفاه فرد فرد جامعه منتج گردیده است. در ضمن اكثریت مردم ژاپن به خانواده اهمیت زیادی می دهند، به عهد خود وفادارند، غیبت نمی كنند، دروغ نمی گویند و همواره ژاپنی گرا هستند. یعنی اینكه رابطه حقیقی آنان با خودشان است و خارجی همیشه خارجی است، و لذا در برخورد با خارجیان همواره دارای برخورداری توام با نزاكت، تبسم، كم صحبتی، و عدم گفت وگو پیرامون مسائل جدی می باشند. روحیه وطن پرستی در اقشار ملت اشاعه داده شده و انضباط ویژه ای در شیوه زندگی و كارهای اجتماعی به چشم می خورد كه نظیر آن را به ندرت در سایر كشورها می توان مشاهده نمود.
به گمان بسیاری از پژوهندگان مایه و زمینه ی روحیه ی ژاپنی را، سنت و اخلاقیات سامورایی ساخته است؛ که خود در اصل در دوره های پیش تر پدید آمده بود. یکی از نویسندگان ژاپنی8، در دوره بندی تاریخ تحول فکری و معنوی ژاپن، آن را به چهار دوره تقسیم کرده و گفته است بنیاد و جوهر فرهنگ ژاپن در دوره ی اول (سده های هشت تا دوازده میلادی) که آن را« دوره ی فرهنگ ذوقی» می نامند- بار آمد. دوره دوم که «عصر فرهنگ مذهبی» خوانده شده است با تأسیس حکومت مرکزی ایلخانی در کاماکورا به سال 1192 آغاز شد و تا قرن هفده ادامه یافت. کاهنان و پیران بودایی و نیز سامورایی ها دو گروه برجسته ی فرهنگ ساز این دوره بودند. دوره سوم یا عصر سیاست در آغاز سده ی هفده با چیره شدن توکوگاوا بر حریفان آغاز می شود. توکوگاوا کوشید تا از نظامات اخلاقی و جوهر فرهنگ و اندیشه ای که دوره های پیشین بار آمده بود برای تحکیم حکومت خود بهره گیرد. این دوره که تا نیمه دوم سده ی نوزده دنباله پیدا کرد، به اعتباری عصرتثبیت و تبلور ارزش های پدید آمده در دو دوره ی پیشین بود9. سرانجام این دوره به عصر تازه ای انجامید که مقارن عصر تجدد ژاپن و بازگشت قدرت به امپراتور (1868) آغاز می شود و دوره بیداری خوانده شده است.10 از آنجایی که در این پژوهش بیشتر به هنر دو دوره اخیر پرداخته شده، لازم است برای درک بهتر مطالب، در مورد شرایط تاریخی و سیاسی این دو بیشتر توضیح داده شود. در سال 1189 طایفه میناموتو11 روی کار آمدند؛ رئیس این طایفه به نام یوری تومو،12 شگون یا دیکتاتور نظامی شد و حکومت خود را به کاماکورا انتقال داد. اما مرکز فرهنگی با خاندان امپراتور در کیوتو ماند. حکومت های نظامی در ژاپن به مدت هفتصد سال از اختیارات امپراتور سوء استفاده کردند. در سال 1603 توکوگاوا دیکتاتور نظامی شد و مرکز حکومت را در ادو (توکیو امروزی) مستقر ساخت و همچنان امپراتور در کیوتو باقی ماند. دیری نگذشت که کانون فرهنگ هم به ادو منتقل شد. خانواده توکوگاوا دویست و پنجاه سال حکومت کردند و موفق شدند به کمک فرماندهان نظامی آرامش و امنیت را در داخل کشور برقرار کنند؛ آنها از ترس حمله اروپایی ها به ژاپن درهای این کشور را به روی خارجی ها بستند.13 در طول سه قرن سیاست انزوا طلبی، ژاپن از دنیا جدا شد و توانست هنرهای زیبا، ادبیات و نقاشی های بازرگانی خود را در صلح و آرامش توسعه دهد. از نیمه اول قرن نوزدهم ورود کشتی های اروپایی به بنادر ژاپن امری عادی شده بود و حکومت دیکتاتورهای ژاپنی نمی توانستند سیاست سابق خود را ادامه دهند. جدا کردن ژاپن از دنیا بدون جلب رضایت خانواده سلطنتی، فئودال ها را تحریک کرد وآنها را موافق امپراتور و مخالف حکومت های نظامی نمود؛ در سال 1867 پانزدهمین حکومت نظامی اختیارات خود را به امپراتور واگذار کرد و هفت قرن حکومت نظامی پایان یافت. این حادثه ی سیاسی بزرگ معروف به احیای می جی14 و سرآغاز حیات ژاپن جدید است.15 ادو به نام توکیو تجدید بنا گردید؛ کشور از رژیم جدید استقبال کرد و نتیجه فوری تغییرات، روابط با دنیای خارج بود. تحولات زیادی از زمان بر تخت نشستن امپراتور میجی در سال 1868 به وجود آمد که کمترنظیری در دنیا دارد. این دوره به «عصر تمدن روشنی ها» معروف شده است.16
قرص خورشید نشانه سرزمین برآمدن آفتاب است. این نشان که در سال پنجم دوره میجی(1873 میلادی)رسما پرچم ملی ژاپن قرار داده شد، دایره ای است سرخ رنگ در میان زمینه مستطیل سفید با اندازه های دو به سه، که شعاع دایره 3/5 عرض پرچم است. گفته اند که دربار چین و رزمندگان آنجا ار قدیم نقش خورشید و ماه را در بیرق هایشان به کار می بردند، زیرا که خورشید، برادر بزرگ امپراتور انگاشته می شد و ماه خواهر او. ژاپنی ها، احتمالا در سده ی هفتم، این نمادها را از چینی ها گرفتند17(تصویر1-2).
ژاپنی ها بسیاری از رسوم قدیمی خود را حفظ کرده و در عین حال از مزایای فناوری امروزی بهره مند شده اند؛ برای مثال ، بسیاری از مردم ژاپن صاحب تلویزیون، دستگاه های صوتی استریو و رایانه هستند، ولی هنوز گاه به حمام عمومی می روند، در مراسم چای شرکت می کنند و به جای ماشین حساب الکترونیکی از چرتکه استفاده می کنند. همین آمیختن روش های سنتی و امروزی سبب شده است تا کاتو هیدتوشی18جامعه شناس ژاپنی، چنین اظهار نظر کند. «ژاپن کشوری است که همزمان حضور هماهنگ پدیده های کهنه و نو در آن ممکن شده است. موجودیت و عملکرد ژاپن بر اساس این هماهنگی به وجود آمده است»19
چون مردم ژاپن برای شیوه های سنتی شان ارزش بسیاری قائل اند، هویت ملی قدرتمندی دارند و به شدت در مقابل آثار فرهنگی خارجی مقاومت می کنند. حتی هنگامی که بعضی از روش های بیگانگان را پذیرفتند، این پذیرش سبب نشد که در نفس هویت ژاپن تغییری پدید آید، و در عین حال که به عنوان بخشی از جامعه بین المللی عملکرد مشخصی دارند هیچ گاه اجازه ندادند که اندیشه های غربی دیدگاه های فرهنگیشان را تغییر دهد. بویه لافایت دومنته20 پژوهشگر که مدت ها در ژاپن زندگی کرده و در زمینه ی روابط ژاپن آگاه است، این پدیده را نتیجه فلسفه کهن ژاپنی به نام کیوسئی21 می داند و آن را به مثابه ی «زندگی کردن در عین همکاری و هماهنگی با بقیه دنیا » شرح داده است.22
1-2 نگارگری
در شرق هر هنری دو سیما دارد یکی جلوه‌ی رویین که فوت و فن و شناخت مواد و روش‌ها است و آن دیگری جان درونی هنرمند است که به واسطه‌ی ژرف اندیشی و نگرش به دنیای پیرامون و الهام از جهان روبروی هنرمند رشد می‌کند. در این میان ایران و هند و چین سرچشمه‌ی زاینده‌ی هنر بوده‌اند و هر آنچه در آسیا می‌بینیم، خرده فرهنگ‌هایی است که از این سه رود خروشان  آبخور دارند. میراث این تمدن‌های بزرگ آسیایی، به ویژه چین به نحو بارزی در هنر ژاپنی نیز قابل مشاهده است؛ سیر تکامل هنر ژاپن متاثر از عوامل خارجی گوناگونی بوده است لیکن صرف نظر از شکل ها و سبک های جدید که تاثیر عظیمی در هنرهای این سرزمین داشته اند، سنت‌های بومی نیز همواره خودنمایی کرده‌اند.23 هنر ژاپنی در تمام مراحل تحول خود از هنر چین مایه گرفت. مواد و اسلوب‌های مورد استفاده‌ی هنرمندان غالبا چینی بودند و حتی مضمون‌ها نیز عمدتا ریشه‌ی چینی داشتند؛ تاریخ و اساطیر ژاپنی و موضوعات برگرفته از آیین شینتو و بودایی نیز از مهم ترین مضامین هنر ژاپن هستند. اما آنچه که در این میان جالب توجه است آن که، هنر ژاپن در برخورد و مواجهه با عناصر خارجی چه اروپایی و چه چینی از آن الهام گرفته و به تدریج خصلت خاص خود را می پروراند و سپس ماده و مضمون جدیدی برای خود بر می گزیند.24 الکس کر، نویسنده ای که سالیان دراز در این کشور زیسته، ژاپن را به صدفی تشبیه کرده که به نحو معجزه آسایی مواد خام را به مروارید تبدیل نموده است. نویسنده ای ژاپنی در1940می نویسد:«مقدر است که سرزمین ما، چنان که تاریخ مدرن نشان داده، جدید و قدیم، بالا و پایین، شرق و غرب، هر روز با هم در ارتباط باشند.»25 بیش از یک هزار سال، از زمان گذشته تا به امروز در هر نسلی از این کشور توالی پیوسته ای از هنرمندان وجود داشته است که شاید استعداد اینان در قلمرو و کیفیت کارشان متفاوت و یا مرحله ای غنی تر از مرحله دیگر بوده باشد، اما هیچ گاه با دوره رکود و نازایی مواجه نمی شویم.26
هنر ژاپن را اغلب با یک نگاه قابل تشخیص است: دورنما‌های مشهور کوه فوجی، زنان زیبا روی ژاپنی و تصاویر عالم طبیعت از اوتامارو یا مناظر خاطره انگیز هیروگیشه…قطع و اندازه‌ی کارها، قواعد و سبک باسمه‌های چوبی، نقاشی‌ها و پاروان‌ها، آثار خوشنویسی و کیمونو‌ها، باغ‌های ذن و تئاتر کابوکی که برای هنرمندان اروپایی و امریکایی اواخر قرن نوزدهم در حکم هوای تازه بود. هنرمندانی از قبیل مانه و دگا، تولوز، لوترک و بونار هنر ژاپنی را دریچه‌ای به سوی رهایی از قواعد هنر غرب یافتند و ظرافت خط، تکه‌های پرمایه و تخت رنگ و ایده‌های بسیار متفاوت در پرسپکتیو و ترکیب بندی این هنر، مورد تحسین آنها قرار گرفت.27
هنر ژاپنی هنرمند خود را کاملا به اثر می‌سپارد. ژاپنی‌ها همواره خود را  در هر جنبه زندگی وقف این
کرده اند که حس صلح و هماهنگی و گرما و آسایشی را پدید آورند که فکر می‌کنند بخش ذاتی از زیبایی است. سرشت گذرا و ناپایدار قلمرو ماده در هنر و فرهنگ ژاپنی نقشی محوری دارد. در هنر ژاپن، دو گرایش مجزا و گاه ناسازگار با هم قابل بررسی است. نخست گرایشی که مبتنی است بر تقلید از طبیعت و طبیعت‌پردازی. هنرمند ژاپنی جهان بیرونی را آن‌گونه که هست تجسم و بازنمایی می‌کند.28 شیفتگی هنرمند ژاپنی به طبیعت، متفاوت با برخورد هنرمند چینی است. در نظر هنرمند چینی طبیعت بسیار متفکرانه، فراخ و مظهر آرامش و ایستایی است. اما رویکرد هنری ژاپنی ها به طبیعت با احساساتیگری آمیخته است و ویژگی صوری و تصنعی و تزیینی به خو

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های هویت ایرانی، محیط زیست، عناصر فرهنگی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های نقاشي، ژاپني، چيني