پایان نامه با کلید واژه های ايمان، حكم، شرك، يهود

دانلود پایان نامه ارشد

نيامرزيدن مشرك و آمرزيدن ساير گناهان او بايد طبق حكمت باشد. اما حكمت اين كه شرك را نمى‏آمرزد، اين است كه عالم خلقت كه سراپايش رحمت خدا است، اساسش عبوديت خلق و ربوبيت خداى تعالى است، هم چنان كه خود خداى تعالى فرمود؛ ( وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ )141و با شرك ديگر عبوديتى نيست.
عدم غفران در اين آيه و آيات ديگر در صورتى است كه شخص مشرك از دنيا برود و گرنه به ضرورت اسلام ثابت شده كه مشرك در صورت توبه و ايمان آوردن، گناهش آمرزيده خواهد شد.
بخشش ساير گناهان و نافرمانيهاى كمتر از شرك از دو راه و وسيله است، يكى شفاعت كسانى كه خداوند براى آنها منزلت شفاعت را قرار داده است، از انبيا و اوليا و ملائكه. ديگر به واسطه اعمال صالحه خود افراد گناهكار، چون اعمال صالحه گناهان را عفو مى‏كند.
دقت در اين آيه نشان مي دهد مراد از شرك معنايى است كه شامل كفر نيز مى‏شود، زيرا خداى تعالى به هيچ وجه كفر را نمى‏آمرزد، پس آيه شامل آن نيز مى‏شود، البته در اصطلاح قرآن كريم اهل كتاب را مشرك نمى‏نامد، هر چند كه كفرشان به قرآن و به دينى كه رسول خدا 6 آورده در واقع شركى است كه به خدا ورزيده‏اند (وَ لكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً) (46). عبارت ( يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ ) نشان مي دهد كه همه گناهان اعم از صغيره و كبيره قابل غفرانند يعني قابليّت آن را دارند كه آمرزيده شوند البته رعايت شرايط هم لازم است.).142
در آيه 49 (أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ وَ لا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا) به يكي از آثار بيروني شرك موجود در قلب كافران اهل كتاب اشاره است. آنها با آنكه در مقام تكذيب اسلام بودند، خود را مدح كرده و انسان‏ ما فوق مى‏دانستند و براى خود امتيازات بى‏دليل و نادرستى قائل بودند و خود را برگزيده ملتها معرفى مى‏كردند، گاهى مى‏گفتند؛ ( لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُودَةً؛ آتش دوزخ جز چند روزى ما را فرا نخواهد گرفت)143و گاهى مى‏گفتند؛ ( نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ ؛ ما فرزندان و دوستان خدائيم )144. ولي در حقيقت فضيلت چيزى است كه خداوند آن را فضيلت بداند (بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ) نه آنچه خودستايان براى خود از روى خودخواهى قائل مى‏شوند و به خويش و ديگران ستم مى‏كنند. خداوند آگاه است از آنچه در قلب ها مي گذرد ( فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى‏؛ خودستايى مكنيد، خداوند پرهيزكاران را بهتر مى‏شناسد).145
سرچشمه اين كار همان عجب و غرور و خودبينى است كه تدريجا به صورت خودستايى جلوه كرده و در مرحله نهايى سر از تكبر و برترى‏جويى در مى‏آورد. در صدر اسلام نيز قوم يهود و نصارى نسبت به ديگران گرفتار چنين توهمى بودند و لذا به زحمت حاضر مى‏شدند كه در برابر حقايق اسلام تسليم گردند. به همين جهت در آيه 50 (انْظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ كَفى‏ بِهِ إِثْماً مُبِيناً) خداوند با شدت، اين گونه توهمات و برترى‏طلبى‏ها را مى‏كوبد و آن را يك نوع افترا و دروغ به خدا بستن و گناه بزرگ و آشكار معرفى مى‏كند زيرا آنها در تزكيه و مدح خودشان ناچار بودند باطل را در جاى حق بگذارند و بر خدا دروغ ببندند.146
دروغ گويي در اثر شرك (وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرى‏ إِثْماً عَظِيماً) (48) و خودستايي (انْظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ ) (50) و تحريف كلمات الهي (مِنَ الَّذِينَ هادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ ) (46) وعدم ايمان اين گروه به خداوند( وَ لكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً) (46) باعث مي شود كه به طاغوت و پليديها ايمان بياورند و كافران را به هدايت نزديك تر بدانند. (أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى‏ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلاً (51).
با توجه به آيه 52 ( أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ مَنْ يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيراً ) و 46 (وَلكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ ) مشخص مي شود كه نمود لعن و دوري از رحمت الهي كه به خاطر اعمال زشت خود آنها شامل حالشان شده است، اينگونه باشد كه حق و باطل در نظرشان جا به جا جلوه كندو به راستي كافران را به حال خود و هدايت نزديك تر بينند و اين همان وعده الهي است كه خداوند در آيه 47 (مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى‏ أَدْبارِها) در صورتي كه به قرآن ايمان نياورند، به آنها داده است.
ارتباط ظريفي كه ما در بين اين آيات برقرار كرديم از ديد اكثر مفسران مخفي مانده است و به آن هيچ اشاره اي نكرده اند. تفسيرجوامع الجامع فقط ذيل آيه51 آورده است؛ ” روايت شده كه حىّ بن أخطب و كعب بن أشرف، با گروهى از يهود به جانب مكّه رفتند تا با قريش براى جنگ با پيامبر اسلام 6 هم پيمان شوند، قريشيان به آنان گفتند؛ شما به محمّد 6 نزديكتر هستيد تا ما، و ما از مكر شما ايمن نيستيم، اگر مى‏خواهيد با شما هم پيمان شويم‏، خدايان ما را سجده كنيد تا به شما اطمينان پيدا كنيم، پس يهود سجده كردند و اين است منظور از ايمان آوردن آنها به “جبت” و “طاغوت” زيرا يهود به پيروى از شيطان بتها را سجده كردند. ابو سفيان گفت؛ آيا ما هدايت يافته‏تر و به حق نزديكتريم يا محمّد؟ كعب پرسيد، محمّد6چه مى‏گويد؟ گفتند: امر به پرستش خداى يكتا و نهى از شرك مى‏كند، كعب گفت: آيين شما چيست؟ گفتند: ما متوليان كعبه‏ايم و به حاجيان آب مى‏دهيم و از ميهمانان پذيرايى كرده و اسيران را آزاد مى‏كنيم اعمالشان را كه بر شمردند كعب گفت: شما هدايت يافته‏تر از محمّد 6 هستيد.”147
نظر نمونه و الميزان در مورد آيه 51 با توجه به شان نزولي كه براي آن ذكر شده اين است كه، مي خواهد يكى ديگر از صفات ناپسند يهود را منعكس مى‏كند اينكه آنها براى پيشبرد اهدافشان آن چنان سازشكارى با هر جمعيتى نشان مى‏دادند كه حتى براى جلب نظر بت‏پرستان در برابر بتهاى آنها سجده مى‏ كردند.148-149
درست است كه يهود سازشكارند اما آيه 51 و 52 نكته دقيق تري را بيان مي كند، اينكه آنها عقل، گوش و هوش خود را براي درك حقايق از دست داده اند و به طور كلي از صراط مستقيم منحرف گشته اند (طمس وجوه).
آيه 53 ( أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ فَإِذاً لا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيراً ) به بخل شديد، و آيه 54 (أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً) به حسادت شديد اين گروه اشاره دارد. پيامد بخل در آنها دريغ كردن مواهب از مردم و امر آنها به بخل ورزيدن مي باشد ( الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ) (37). حسد نيز آنها را به كتمان نعمت هاي الهي كه يكي از مهمترين انها رسالت رسول 6 مي باشد هدايت مي كند ( وَ يَكْتُمُونَ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ)(37).
2-2-5- نحوه اتصال خط اهل كتاب با خط قيامت و خط قوانين تكويني
آري خداوند نعمت نبوت و ولايت را به هركس لايق بداند عطا مي كند (وَآتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً) (54) تا بدين وسيله ميزان ايمان و تسليم، كفر ويا عناد آنها را مورد امتحان قرار دهد.
در برابر اين امتحان مردم دو گروه مي شوند، همان طور كه اهل كتاب دو گروه شدند (فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ ) (55). طبق آيات 55 و 56، (كَفى‏ بِجَهَنَّمَ سَعِيراً*إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِنا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ ناراً كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَزِيزاً حَكِيماً ) پيامد كفران نعمت نبوت و ولايت ورود به جهنمي سوزان است كه عذابش سخت و پيوسته مي باشد. آيه 57 ( الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً لَهُمْ فِيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ نُدْخِلُهُمْ ظِلاًّ ظَلِيلاً ) پيامد ايمان به نعمت نبوت و ولايت را بيان مي كند.150بي شك يكي از مصاديق مهم نعمات و آيات الهي، وجود پربركت رسول 6 و ائمه عليهم السلام مي باشد.
2-2-6- نحوه اتصال خط احكام و خط نبوت با خط مومنان وخط مخالفان حق و خط قوانين تكويني
از ابتداي آيه 58 به نظر مي رسد كه ارتباط با مباحث قبلي قطع شده است و مطلب جديدي بيان مي گردد. اما با نگاه دقيق تر متوجه مي شويم كه در آيه 58 و 59 (إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏ أَهْلِها وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ سَمِيعاً بَصِيراً* يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلاً) به بحث طرح احكام بازگشته و چند حكم مهم ديگر را در راستاي تكميل عبادت توحيدي (وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئا ) (36) بيان مي كند.
دستور به اداي امانت به صاحبانشان و حكم به عدالت در بين مردم در آيه 58 ذكر گرديده است. راستگويى و امين بودن دو ملاك موحد و انسان نيكو بودن است. مهمترين مصداق اداي امانت به اهلش، دادن مقام نبوت و ولايت به صاحبان حقيقي آنهاست كه پشتوانه آن حكم به عدالت است .قضاوت بر اساس عدالت باعث مي شود هر صاحب حقي به حقش برسد كه مصداق بارز آن مقام نبوت بود كه حق رسول6بود. اهل كتاب با تكبر و بخل و حسادت ورزيدن به مخالفت و دشمني با رسول6و جانشينان بر حقش پرداختند و به نصيحت هاي دلسوزانه پروردگار عالم بي توجهي كردند (إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ سَمِيعاً بَصِيراً) (58).
اگرطبق حكم الهي امانت به صاحبان حقيقي اش مي رسيد، عدالت جهان را پر مي كرد و به كسي ستم نمي شد. در آيه 59 همه مومنان موظف شده اند كه از فرمان خدا و رسول 6 و الوالامر اطاعت كنند. ملاك ايمان به خدا و روز قيامت، لقلقه زبان نيست بلكه ارجاع اختلافات به خدا و رسول 6 وميزان پذيرش و تسليم بودن در برابر حكم آنهاست.
دقت در عبارت (أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ) نشان مي دهدكه اطاعت رسول معنايى، و اطاعت خداى سبحان معنايى ديگر دارد هر چند كه اطاعت از رسول خدا 6 در حقيقت اطاعت از خدا نيز هست، چون تشريع كننده تنها خدا است، زيرا او است كه اطاعتش واجب است، هم چنان كه در آيه 64 ( وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ)، وجوب اطاعت رسول را هم منوط به اذن خدا دانسته، پس بر مردم واجب است كه رسول را در دو ناحيه اطاعت كنند، يكى ناحيه احكامى كه به وسيله وحى بيان مى‏كند، و ديگر احكامى كه خودش به عنوان نظريه و رأى صادر مى‏نمايد.151
در مورد اينكه مراد خداوند از اولو الامر چه كساني است، بين مفسران شيعه و سني اختلاف شديدي وجود دارد. خلاصه نظر اهل سنت اين است كه؛ ( اطاعت اولو الامر واجب است، هر چند كه معصوم نباشند، و احتمال فسق و خطا در آنان برود، چيزى كه هست اگر مردم بر فسق آنان آگاه شدند اطاعتشان نمى‏كنند، و اگر از آنان خطا ببينند به سوى كتاب و سنت ارجاعشان مى‏دهند، و در ساير احكام كه علمى به خطاى آن ندارند حكمش را انفاذ مى‏كنند، و فكر نمى‏كنند كه ممكن است فلان حكم او بر خلاف حكم خداى تعالى باشد، تنها ملاحظه مخالفت ظاهرى را مى‏كنند، چون مصلحتى مهم‏تر در نظر دارند، و آن عبارت است از مصلحت اسلام و مسلمين و حفظ وحدت كلمه آنان.)152حتي آنان مصداق اولو الامر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های سوره بقره Next Entries پایان نامه با کلید واژه های حکمت خداوند