پایان نامه با کلید واژه های ايمان، بِاللَّهِ، أَوْحَيْنا، وظايف

دانلود پایان نامه ارشد

بعضى را بر باطل مي دانند و اظهار مي دارند كه ما نسبت به بعضى از آنها ايمان داريم ولي بعضى ديگر را به رسميت نمى‏شناسيم، و به گمان خود مى‏خواهند در اين ميان راهى پيدا كنند، كافران واقعى هستند (إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا(150) ( أُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ حَقًّا) (151).
آيه 152 مومن واقعي را كساني مي داند كه به خدا و تمام رسولانش ايمان دارند و ميان آنها فرق نمي گذارند و پاداش بزرگي در نزد خداوند دارند (وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لَمْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ أُولئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ). البته ايمان به پيامبران و به رسميت شناختن آنها منافات با اين ندارد كه بعضى را از بعضى برتر بدانيم، زيرا تفاوت در ميان آنها همانند تفاوت ماموريتهاى آنان قطعى است، منظور اين است كه در ميان پيامبران راستين، تفرقه‏اى از نظر ايمان و به رسميت شناختن نيندازيم.
آيه 171(… فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ…) ضمن گوشزد كردن اين تكليف مهم در برابر انبياء، از همه مردم دعوت مي كند تا به خدا و همه رسولانس ايمان بياوردند و ميان آنها تبعيض قرار ندهند تا ايمانشان كامل و حقيقي بوده از بركات آن بهره مند شوند.
2-1-6-3- مصاديق انبياء
2-1-6-3-1- حضرت عيسي7
در آيات(157و 163 و 171و 172) از حضرت عيسي7به عنوان يكي از پيامبران بزرگ الهي ياد كرده است. (وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ …) (157)، (إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى‏ مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِنْه‏ ) (171)، (لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْداً لِلَّهِ وَ لا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ ) (172).
2- 1-6-3-2-حضرت موسي7
آيات( 153و 164) از حضرت موسي7ياد كرده است. ( فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى‏ أَكْبَرَ مِنْ ذلِكَ فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً) (153)، (…وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى‏ تَكْلِيماً ) (164).
2-1-6-3-3- حضرت ابراهيم7
از حضرت ابراهيم7در آيه 125و 163 ياد شده است ودر آيه 125 حضرت را “خليل الله” معرفي كرده است (وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلاً ) (125).
2-1-6-3-4- يازده پيامبر ديگر
آيه 163 به تعدادي ديگر از اين پيامبران الهي با ذكر نام آنها اشاره كرده است، ( إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى‏ نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ عِيسى‏ وَ أَيُّوبَ وَ يُونُسَ وَ هارُونَ وَ سُلَيْمانَ وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً).( از رسول مكرم اسلام6كه موردخطاب در آيه مي باشند، در قسمت بعد سخن خواهيم گفت).
2-1-6-3-5- حضرت رسول6
آيه79 و170 صريحا حضرت محمد6را به عنوان رسول و فرستاده الهي براي مردم معرفي كرده است. ( أَرْسَلْناكَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً) (79)، (يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِنْ رَبِّكُم‏) (170).
2-1-6-3-5-1- وظايف رسول6در برابر مردم
2-1-6-3-5-1-1- در يافت و ابلاغ وحي الهي
آيه 163 در يافت و ابلاغ وحي را براي رسولان و همچنين رسول اسلام(ص) امري طبيعي و از وظايف اشان مي داند. اين امر راه بهانه جويي را بر مخالفان مي بندد و آنها اگر در اجراي دستورات الهي كوتاهي كنند عذرشان پذيرفته نخواهد شد (إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى‏ نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَوْحَيْنا إِلى…).
2-1-6-3-5-1-2- انذار و تبشير
از وظايف ديگري كه رسول اسلام6مانند ديگر رسولان انجام دادند انذار و تبشير است. آيه 165(رُسُلاً مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُل) به آن اشاره كرده و بشارت مردم به رحمت الهي و بيم از عذاب را سبب اتمام حجت بر مردم مي داند.
2-1-6-3-5-1-3- بيان احكام
مردم از رسول6سوالاتي در مورد احكام شرع اسلام مي پرسيدند كه وظيفه ايشان جواب دادن به اين سوالات بود. آيات 176 و 127 ناظر به اين موضوع است و فتوا خواستن مردم در مورد احكام شرعي را نشان مي دهد (يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلالَةِ …) (176)، (وَ يَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّساء قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَ ما يُتْلى‏ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ فِي يَتامَى النِّساءِ اللاَّتِي لا تُؤْتُونَهُنَّ ما كُتِبَ لَهُنَّ وَ تَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدانِ وَ أَنْ تَقُومُوا لِلْيَتامى‏ بِالْقِسْطِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِهِ عَلِيماً )(127)
بيان احكام توسط رسول6گاهي با سوالات مردم همراه و گاهي از جانب پروردگار به صورت ابتدايي صورت مي پذيرفته است. آيات ديگري نيزدر قرآن وجود دارد كه نشان مي دهد مردم از رسول6سوال مي كردند و ايشان از طريق وحي و ارتباط با پروردگار به ايشان جواب مي دادند. ( يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُل‏…؛ از تو در مورد حكم شراب و قمار مي پرسند، به ايشان بگو…) 58(وَ يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلِ… ؛ از تو مي پرسند كه چه چيزي را انفاق كنند؟ به ايشان بگو…) 59، (يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْيَتامى‏ قُلْ ؛ از تو در مورد يتيمان مي پرسند،به ايشان بگو…) 60، (وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ ؛ از تو در مورد حكم زنان در حال حيض مي پرسند، به ايشان بگو …) 61
احكام الهي در آيات 13 و 14، با عنوان حدود الهي آمده است (…تِلْكَ حُدُودُ اللَّه‏…) (13)، (وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَه‏…) (14). پس بيان احكام و حدود الهي براي مردم از وظايف رسول گرامي اسلام مي باشد كه طبق آيه 176 سوره، هدف از اين كار اين است كه مردم از گمراهي نجات يابند( …يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا …).
آيه 26 هدف از بيان احكام و دستورات الهي را ،كه در بعضي مواقع با محدوديت ها و قيد و بند هاي قانوني همراه است، آشكار كردن راههاى خوشبختى و سعادت براي مردم و پاك كردن آنها از گناهان مي داند. (يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَ يَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ ) (26).
آيه 58 پند و اندرزهاي خداوند را بهترين و كامل ترين اندرزها براي بندگان مي داند. (…إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِه‏…).
2-1-6-3-5-1-4- قضاوت
طبق آيه 105 خداوند قرآن را به حق، بر رسول6 نازل كرده تا ايشان با تكيه به تعاليم الهي، بر اساس حق و عدالت در ميان مردم قضاوت كنند (إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ). آيه 113 ( وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ …) نزول كتاب و حكمت را بر قلب رسول6از طرف خداوند و تعليم آنچه را ايشان نمي دانستند، نشان مي دهد.
2-1-6-3-5-1-5- تشويق به انجام وظايف
آيه 80 ( وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً) رسول6را تنها پيغام رسان از طرف خداوند معرفي كرده كه هركس از او اطاعت كند از خدا اطاعت كرده و هركس از او سرباز زند، رسول6در برابرش مسئول نيستند و موظف نيستند كه به حكم اجبار آنها را از هر خلافكارى باز دارند. وظيفه ايشان تبليغ رسالت و امر بمعروف و نهى از منكر و راهنمايى افراد گمراه و بى خبر است.
در آيه 84 (فَقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا تُكَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَكَ وَ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ ) يكي از مصاديق نافرماني از دستورات رسول6سرپيچي از فرمان مهم جهاد ذكر شده است. در اين آيه به پيامبر6دستور فوق العاده اي داده شده است. ايشان موظف شدند به تنهايى در برابر دشمن بايستند، حتى اگر هيچكس همراهشان گام به ميدان نگذارد، زيرا رسول6تنها مسئول وظيفه خويش است، و در برابر ساير مردم تكليفى جز تشويق و دعوت به جهادو هر كار خير ديگري ندارد.
2-1-6-3-5-2- وظايف مردم در برابر رسول6
2-1-6-3-5-2- 1- ايمان به رسول6
آيه 170 (يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِنْ رَبِّكُمْ فَآمِنُوا خَيْراً لَكُمْ وَ إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْض‏) بشارت آمدن رسول6را به همه مردم داده است. تذكر داده كه اين پيامبر از طرف كسي كه پرورش و تربيت انسان ها را بر عهده گرفته آمده است (مِنْ رَبِّكُمْ) واز روي علم و حكمت الهي مبعوث شده است، ايمان به او ،به سود خودمردم است و كفر به او زيانى به خداوند نمي زند.
آيه 136 (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعِيداً) دايره را تنگ تر كرده و از مومنان خواسته است كه به خداو رسول6و … ايمان حقيقي بياورند و كافران به اين امور را گمراه معرفي كرده است
2-1-6-3-5-2- 2- اطاعت از رسول6و تسليم فرمان ايشان بودن
اطاعت از رسول6به اندازه اي مهم است كه همرديف اطاعت از خداوند قرار گرفته است و كسي كه رسول6را اطاعت نكند در واقع خدارا اطاعت نكرده است (مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ ) (80). طبق آيه 64 (وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ) فلسفه بعثت رسولان اطاعت شدن از سوي بندگان الهي است.
در آيه 61 خداوند سوگند ياد كرده كه افراد،در قدم اول، در صورتى ايمان واقعي خواهند داشت كه پيامبر6را در اختلافات خود به داورى بطلبند و به بيگانگان مراجعه ننمايند (فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ) سپس به حكمي كه رسول6كرده، خواه به سود آنها باشد يا به زيان آنها، علاوه بر اينكه اعتراض نكنند در دل خود نيز احساس ناراحتى ننمايند و كاملا تسليم باشند (ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً).
آيه 60 (أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ) كساني را كه داوري خود پيش طاغوت مي برند را مومن نمي داند هرچند ايشان به زبان، ادعاي ايمان كنند زيرا اين يك كار شيطاني است.
آيه 42 (يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ عَصَوُا الرَّسُولَ…) كافران و نافرمانان از دستورات رسول6را همرديف يكديگر قرار داده و حالشان را در قيامت به تصوير كشيده است.يعني ايمان زباني به تنهايي، سعادت اخروي به همراه ندارد و ايمان بايد با عمل و اطاعت محض از دستورات خدا و رسول6همراه باشد تا ضامن سعادت دنيوي و اخروي گردد.
آيه 59 (…فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ) يكي ديگراز نشانه هاي ايمان به خدا و روز قيامت را، ارجاع امور اختلافي به خدا و رسول6معرفي مي كند كه خير مومنان را نيز به همراه دارد. آيه 83 نيز حاوي همين دستور مهم است (وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى‏ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ ).
آيه 115 مخالفت با دستورات رسول6را مخالف روش مومنان حقيقي دانسته و نتيجه اش را ورود به جهنم بيان كرده است (وَ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های ترس از خدا Next Entries پایان نامه با کلید واژه های قيامت، حسابرسي، پيامد، ويژگي