پایان نامه با کلید واژه های انقلاب اسلامی، اتحادیه اروپا، پرونده هسته ای، دولت اصلاحات

دانلود پایان نامه ارشد

تکنیسین،کارشناس و کارشناس ارشد در آنجا تحصیل کنند)
خرم،831814 (. اما با وقوع انقلاب اسلامی ایران و به هم خوردن
تمامی معادلات استراتژیک با غرب در اثر انقلاب اسلامی ، آمریکا با
تحت فشار قرار دادن آلمان از شرکت زیمنس خواست که از اد امه
همکاری سر باز زند. در مرحله بعد نیز یوریدف برخلاف اساسنامه
خود که ایران هنوز سهامدار آن است ، به ایران اعلام نمود که
دیگر حاضر به همکاری با ایران و تامین سوخت آن نیست. دولت
آمریکا نیز به دانشجویان اعزامی فشارهایی را وارد نمود ) همان:
1 (. از لحاظ تاریخی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و نیز استقرار
جمهوری اسلامی ایران و بدنبال آن شروع جنگ تحمیلی ، تقریبا
موضوع هسته ای ایران به نوعی عملا به دست فراموشی شپرده شد .
58
این وضعیت مسکوت ماندن مساله ایران در عرصه هسته ای با ورود
به دهه 1870 از سوی مسوولان نظام مورد توجه قرار گرفت) غرایاق
زندی ،4831817 (.گروهی بر این اعتقادند که هدف مسوولین نظام
جمهوری اسلامی در این مقطع، تلاش برای احیای نیروگاه بوشهر و
راه اندازی مجدد آن بود. در واقع این ایده با تجربیات 1 ساله
جنگ تحمیلی نوعی ضد ضربه و یا واکسینه کردن ایران در قبال
تهدیدات آتی را مطرح می نمود.بنابراین با یک نگاه تاریخی
درخواهیم یافت که از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1887 تا کنون
غرب و بطور مشخص آمریکا همواره ایران را تهدیدی جدی علیه خود
و منافع شان تلقی کرده اند. این رویکردمنازعه جویانه غرب با
ایران از بدو انقلاب اسلامی تا کنون به صورت های مختلفی نمود
یافته است. شاید بتوان گفت رویکرد آمریکا به پرونده هسته ای
ایران خود بخشی از رویکرد کلی غرب به انقلاب اسلامی و نظام
برآمده از آن است. چنانکه به تعبیر سید حسین موسویان میتوان
گفت که آمریکا رویارویی گسترده سیاسی و ایدئولوژیک خود با
ایران را امروزه از رهگذر الزامات متعدد خلع سلاح دنبال می
کند. لذا نباید انتظار داشت که پذیرش پروتکل الحاقی و یا هر
معاهده دیگری بتواند به رفع و یا کاهش این رویارویی کمک کند،
بدون اینکه آمریکایی ها به هر دلیل دست از مقابله بردارند)
موسویان،24231816 (. نمودهای این رویکرد را می توان در تمامی
مصاحبه ها،صحبت ها و قطعنامه ها درباره این موضوع می توان به
59
وضوح یافت.با این اوصاف در سال 1811 )2008 ( و با شکل گیری تنش
در برنامه هسته ای ایران ، آشکار شدن وبین المللی شدن آن،
رویکردهای عمده داخلی و بین المللی را به موضوع هسته ای ایران
وارد ساخت ؛ بطوریکه به یکی از چالش های تصمیم سازی و تصمیم
گیری بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تبدیل گردید. این موضوع از
زوایای مختلف مورد تحلیل قرار گرفته است ؛ و پژوهش حاضر می
کوشد با قرار دادن مسئله هسته ای ایران به عنوان یک موضوع
امنیتی بین المللی، به بررسی سبک های رهبری این موضوع امنیتی
در طی سالها و دهه های اخیر و در دولتهای حاکم بر دیپلماسی
جمهوری اسلامی ایران بپردازد.
به هرصورت، مقطع سالهای 1811- 1812 که مقارن با دولت اصلاحات
بود ، یکی از بدترین مقاطع برای طرح اتهام ساخت بمب اتمی به
ایران بود؛ چرا که شرایط را برای مقابله و زدودن این اتهامات
وارده بر ایران در زمینه انحراف در برنامه هسته ای و ساخت سلاح
برای مسوولین نظام ایران دشوار نمود. تبلیغات و هجمه رسانه ای
بر ضد ایران از طرف غرب ، ایران را به صحنه نزاع دیپلماتیک
تبدیل ساخت و سرانجام در همین مقطع اولین قطعنامه آژانس بین
المللی انرژی اتمی علیه ایران اعمال گردید و ایران با چالشی
بزرگ مواجه گردید.
9-2 بحران هسته ای در دوران اصلاحات
همانطور که بررسی گردید موضوع هسته ای و بحران ناشی از آن
اگرچه دارای ریشه های تاریخی است ، اما در طی دوران ریاست
60
جمهوری سید محمد خاتمی به معضلی جدی برای ایران تبدیل گردید.
در ادامه تلاش می شود در طی یک روال تاریخی ابتدا به بررسی
بحران هسته ای در دوران حکومت دولت اصلاحات و اقدامات این دولت
در مواجهه با این بحران پرداخته شود، تا مقدمات لازم برای ورود
به موضوع اصلی بحث در فصل آتی فراهم گردد.
9-2-4 فضای بحران هسته ای در دوره اصلاحات
در تاریخ 28 مرداد 1811 سخنگوی گروهک منافقین طی کنفرانسی
مطبوعاتی در هتل ویلارد واشنگتن ادعای فعالیت های مخفیانه اتمی
توسط ایران را در سه مجتمع اصفهان ، نطنز و اراک مطرح نمود.
حدود چند ماه بعد در 21 آذر شبکه جهانی سی. ان.ان گزارشی را
برمبنای بررسی موسسه » علم و امنیت بین المللی در آمریکا« روی
آنتن برد که با تصاویر ماهواره ای این 8 سایت مستند شده بود.
در این اظهارات فوق ادعا شد فعالیت های هسته ای ایران با گرایش
نظامی و با هدف پنهانی دستیابی به بمب اتمدنبال می شود. در آن
سال سه مجتمع عظیم هسته ای در مناطق مذکور در حال ساخت بود که
در این میان تاسیسات نطنز و اراک بدون اطلاع آژنس ساخته می شد.
تهران در آن مقطع پروتکل الحاقی 18+2 و ترتیبات اجرایی فرعی
را نپذیرفته بود) فلاحی،8631816 (. اما در این دوره، سید محمد
خاتمی در 22 بهمن 1811 در مراسم گرامیداشت پیروزی انقلاب اسلامی
61
اعلام داشت که ایران در صدد دستیابی به فناوری هسته ای صلح
آمیز است. پس از محمد البرادعی مدیر کل آژانس بین المللی انرژی
اتمی جهت بازدید از تاسیسات هسته ای ایران وارد تهران شد.وی
ایران را یکی از ده کشوری دانست که به توان هسته ای صلح آمیز
دست یافته است. سپس وی در گزارشی که به نشست 26 خرداد 1812 ،
شورای حکام داد بحران هسته ای ایران را آغاز کرد. مدیرکل آژانس
ضمن اعلام کوتاهی ایران در گزارش کردن برخی از فعالیت های هسته
ای خود ،از ایران خواست پروتکل پیوست 18+2 را امضا کند. و
همچنین مقرر شد که مدیرکل گزارش دیگری به نشست شهریور ماه 1812
شورای حکام بدهد. در پی گزارش مدیرکل و بیانیه شورای حکام
آژانس مبنی بر کوتاهی های ایران،فشارهای بین المللی بر کشور
برای امضاء و پذیرش پروتکل شدت گرفت. تا آنجا که وزیر خارجه
روسیه نیز از ایران خواست به پروتکل بپیوندد. بر این اساس
اتحادیه اروپا پیش و پس از نشست خرداد ماه 1812 شورای حکام
،ادامه مذاکرات و مناسبات اقتصادی با ایران را وابسته به پذیرش
پروتکل دانست) دهقانی فیروزآبادی،41731811 (. اتحادیه اروپا در
81 تیر ماه 1812 تهدید کرد در صورت امضاء نشدن پروتکل از سوی
ایران تا پاییز ، مذاکرات را به خالت تعلیق در خواهد آورد. در
این راستا در سال 1812 خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه
اروپا جهت مذاکره با مقامات ایران به تهران آمد. سرانجام بحران
هسته ای ایران در شهریور 1812 به اوج خود رسید ،زیرا محمد
62
البرادعی در گزارش خود به شورای حکام اعلام داشت که ایران برخی
از فعالیتهای هسته ای خود را پنهان کرده است. این امر باعث
گردید تا شورای حکام در نشست 21 شهریور با تصویب قطعنامه ای
انجام موارد زیر را از ایران درخواست نماید: متوقف ساختن بی
درنگ و کامل غنی سازی اورانیوم،امضای فوری پروتکل،اعلام برنامه
ریزی های هسته ای به آژانس. قطعنامه همچنین خواستار حل و فصل
کلیه مسائل حداکثر تا نهم آبام ماه 1812 شد. )همان:411 (.
9-2-2 گزینه های پیش روی ایران
اتمام حجت آژانس با ایران و ملزم کردن آن به پذیرش و اجرای
پر وتکل در زمان محدو و معین، در شرایطی صورت گرفت که آمریکا
بر فرستادن پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل
پافشاری می کرد. از این رو ایران بر سر چهار راه گزینش
استراتژیک قرار گرفت و در چارچوب مدیریت استراتژیک دایر بر
تصمیم گیری بر پایه تحلیل هزینه فایده می بایست دست به انتخاب
بزند.ایران با چهار گزینه روبرو بود: 1- خروج از پیمان منع
گسترش سلاح های هسته ای 2- بریدن همکاری با آژانس و نپذیرفتن
پروتکل8- توقف کامل فعالیت های هسته ای و چشم پوشی از آن 4-
همکاری مشروط با آژانس و امضای پروتکل پیوست. در چنین شرایطی
است که موضوع سبک رهبری یک دولت ظهور می نماید ، که می تواند
بحران را حل و فصل یا به معضلی جدی تر بدل نماید. اما این
63
موضوع به جهان بینی و دیدگاه رهبری کنندگان بر می گردد که
دارای نگرشی استعلا گرایانه باشند و از همکاری با طرف مقابل
خودداری نموده و بدنبال آمال و آرزوهای متعالی خویش باشند، یا
اینکه با پیگیری رویه ای مدیریتی در صدد حل و فصل بحران مذکور
می باشند. از دیدگاه نگارنده این سطور در دوره اصلاحات نیز
نوعی نگرش مدیریتی بر رهبری پرونده هسته ای حاکم شده بود که
تلاش داشت از شکل گیری تنش در روابط خارجی کشور جلوگیری نماید.
به هرحال عقل سلیم حکم می کرد که ایران گزینه ای برگزیند که
دارای بیشترین فایده و کمترین هزینه باشد، یا دست کم در سنجش
با دیگر گزینه ها زیان کمتری داشته باشد. در حقیقت شرایط بین
المللی به گونه ای بود که ایران بینگزینه های چهارگانه ای که
هیچ یک دلخواه و بهینه نبود، بایدگزینه ای را انتخاب می کرد
که نسبت به دیگر گزینه ها زیان و هزینه کمتری در بر می داشت.
یعنی ایران ناچار بود که میان بد و بدتر دست به گزینش بزند.
سرانجام دولت وقت با رویکردی مدیریتی تصمیم گرفت گزینه پذیرش
پروتکل و همکاری را با آژانس برگزیند) دهقانی
فیروزآبادی،7231814 (.ایران برای اجرای راهبرد همکاری و تعامل
با آژانس ، سیاست توازن و تعادل در برابر آمریکا به عنوان
کشور امنیت ساز برنامه هسته ای خود را در پیش گرفت . برپایه
این سیاست با فرض اینکه مهم ترین عامل امنیتی کردن برنامه
هسته ای ایران ، امریکا بوده که از حل و فصل مسالمت آمیز آن
جلوگیری می کند، تلاش شد با بهره گیری از بازیگران بین المللی
64
دیگر، پرونده بدون آمریکا در آژانس بسته شود . همچنین این سیاست
باعث می شد ایران در برابر تعهداتی که می پذیرفت تضمین هایی
نیز در چارچوب پروتکل دریافت کند. در چارچوب سیاست » توازن و
تضمین« سرانجام ایران تعامل و همکاری با سه کشور بزرگ اروپایی
به نمایندگی از اتحادیه اروپا را برگزید.
9-2-9 علل و اهداف همکاری جویی
علل و اهداف مختلفی ایران را بر آن داشت تا همکاری با آژانس
را از طریق گفتگو و تعامل با سه کشور اروپایی پیگیری کند. اول
اینکه پرونده هسته ای ایران از سوی مجوعه کشورهای غربی به
رهبری امریکا گشوده شده بود؛ دوم با وجود نزدیکی استراتژیک
امریکا و اروپا ، این دو بازیگر رویکردهای متفاوتی به چگونگی
حل و فصل و مدیریت بحران هسته ای ایران داشتند؛ سوم اینکه
هرچند ایران تعامل با اروپا را در چارچوب سیاست توازن پیگیری
می کرد اما توافق اتحادیه اروپا با ایران با هماهنگی امریکا
انجام شد. یعنی اروپا به گونه ای امریکا را قانع کرده بود که
سیاست سازش با ایران کارآمدتر از سیاست ستیز با این کشور است.
پس اگر ایران موفق می شد درباره برنامه هسته ای خود و نوع
تعامل با آژانس، با جهان غرب به توافق برسد ، می توانست پرونده
خود را به حالت عادی در آورد. ایران هم چنین اهداف ویژه ای
را از همکاری و تعامل با آژانس از راه مذاکره و چانه زنی
دیپلماتیک با اتحادیه اروپا پی گرفت . نخستین هدف ایران از
65
این تعامل و مذاکرات ،پیشگیری از مطرح شدن ایران به عنوان خطر
و تهدیدی علیه صلح و امنیت بین المللی و منطقه ای بود.هدف دوم
جلوگیری از شکل گیری توافق بین المللی برضد ایران بود.سومین
هدف حل و فصل مسئله هسته ای ایران در چارچوب آژانس و جلوگیری
از فرستاده شدن پرونده به شورای امنیت سازمان ملل بود. هدف
چهارم نیزحفظ فناوری هسته ای صلح آمیز و به رسمیت شناخته شدن
آن از سوی جامعه بین المللی و اتحادیه اروپا بود. پنجمین هدف
عادی سازی پرونده ایران و بیرون آوردن آن از وضع اظطراری و
خروج آن از دستور کار شورای حکام بود. سرانجام دولت وقت با
این مذاکرات و تعاملات تلاش داشت با اعتماد سازی ف وجهه بین
المللی خود به عنوان یک عضو مسئولیت پذیر و پایبند به قوانین
و مقررارت بین المللی را

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های پرونده هسته ای، امنیت ملی، انرژی هسته ای، سبک رهبری Next Entries پایان نامه با کلید واژه های سیاست خارجی، ایدئولوژی، ویژگی های فردی، سیاست خارجی ایران