پایان نامه با کلید واژه های انفعالات نفس، قبض و بسط

دانلود پایان نامه ارشد

نفساني و شيطاني از اين نظر به هم نزديك‏اند، لذا تمييز دو خاطر اول با دسته دوم چندان مشكل نيست؛ البته کار تشخیص خواطر شيطاني از خاطر ملکی آنگاه كه از طريق مكر و در لباس حق جلوه ميكنند، كمي پيچيده خواهد شد.
«خاطر حقاني» عاليترين واردات و خطابات قابل تصور براي بنده است كه از سوي حق تعالي بر قلب سالك افاضه ميشود. نشان خطور اين نوع خاطر، عجز ديگر انواع خواطر از معارضه با آن و اضمحلال و تلاشي آنهاست. چنانكه حسين منصور حلاج(م قرن سوم ق) در توضيح برهان حق گفته است: «وارداتٌ تردُ علي القلوب تعجز النفوسُ عن تكذيبها»134و جنيد نيز در تأييد اين سخن گفته است كه: «آن خاطر كه از حق سبحانه و تعالي بود، از بنده آن را خلاف حاصل نيابد».135
خاطر حقاني سالك را به توجه كلي، فناء محض و رويگرداني از دنيا و لذاتش ميخواند136كه البته چنين مرتبهاي خاص انبياء، اولياء، مقربين و صديقان و صاحبان نفوس مطمئنه خواهد بود و صاحب عوارفالمعارف از قول بعضي نقل كرده است كه شرط وقوف به خاطر حقاني تمسك به نور توحيد است.137«خاطر ملكي» خاطري است كه از سوي ملك بر دل بنده وارد ميشود و درباره كاركرد آن بايد گفت كه «بر خيرات و طاعات ترغيب كند و از معاصي و مكاره تحذير نمايد».138
از جمله تفاوت‏های اين خاطر با خاطر حقاني-جداي از تفاوت محل صدور و مرتبه كماليشان- آن است كه خاطر نفساني امكان مخالفت با خاطر ملكي را دارد؛ و جنيد گفته است كه «خواطر كه از فريشته بود صاحب او موافقت كند [و] بود كه مخالفت كند.139
به گفته شيخ شهابالدين سهروردي (م قرن هفتم ق ) براي شناخت اين خاطر بايد به نور معرفت متوسل شد.140 نكته قابل ذكر آنست كه با توجه به ساحت شامخ خاطر حقاني امكان خِلط و تشويش ذهني درباره تمييز آن با سه نوع خاطر ديگر وجود ندارد بلكه تمام توجهات بايد در تفكيك و شناخت اين سه نوع خاطر معطوف شود؛ زيرا اين سه قسم خواطر در دايره احكام پنجگانه شرعي سر ميزند و نظر به قدرت استدراج، تلبيس و مكر شيطان در مشوب كردن حيطه اين احكام بايد در پيروي يا بيتوجهي به خواطر وارد شده بسيار دقت نمود.
«خاطر نفساني» خطابي است كه شخص را به بهرهگيري از لذات نفساني و برخورداري از ماديات ترغيب ميكند. ويژگي خاص اين نوع خاطر كه آن را با خاطر شيطاني متمايز ميكند، اصرار و پافشارياش برخواسته خود است، به نحوي كه تا به مقصود نرسد، زايل نميشود حتي اگر مدتها به طول بيانجامد. اما شيطان از آنجا كه هدفش اغوا و اضلال آدمي است، هيچ اصراري بر خاطر شيطاني خاصي ندارد و اگر از آن طريق موفق نشد بلافاصله با خاطري ديگر وارد ميشود.
شيخ ابوسعيد بخاري در پاسخ به سؤال نحوه تشخيص خاطري كه به بازگشت نفي شود، گفته است كه «حاضر باشيد كه اگر در همان لباس عود كند و مثل خاطر اول بود، آن خاطر نفساني است، زيرا كه ابرام و لجاج صفت اوست و يك آرزو را مكرر ميطلبد تا وقتي كه كام او برآيد و پس روي به آرزوي ديگر كند. اما اگر در لباس ديگر عود كند، شيطاني است، زيرا مقصود شيطان اضلال و اغواست. اگر در اين لباس، راه سالك نتواند زدن، به لباس ديگر برآيد و از در ديگر درآيد».141
محييالدين ابنعربي علت سرعت تبديل خاطر شيطاني و ثبوت خاطر نفساني را جنس خلقت شيطان و نفس ميداند و ميگويد: چون جنس «شيطان» از آتش است و آتش سريعالحركه است لذا بر يك حالت پايدار نميماند اما جنس «نفس» از خاك است كه طبيعت سرد و خشك دارد، از اين رو در اداي خواست خود ثبوت و تأكيد دارد.142
از تفاوتهاي ديگر خاطر نفساني و شيطاني اين است كه، خاطر نفساني با نور ذكر از بين نميرود و همچنان بر حصول خواست خود پايبند است، مگر آنكه «توفيق الهي رفيق گردد و بيخ آن مطالبت از نفس بر كَنَد»؛ ولي «ذكر» بر خاطر شيطاني مؤثر است، گرچه ممكن است به نوعي ديگر درآيد و همچنان درصدد اغواي بنده باشد.143با وجود تفاوتهايي كه درباره خاطر نفساني و شيطاني گفته شداين دو تعاملاتي نيز با هم دارند، از آنجا كه شيطان را به ساحت قلب آدمي راه نيست – زيرا قلب محل نزول انوار الهي است – و صرفاً اجازه گردش در اطراف حريم قلب (صدر) را دارد لذا براي القاء كلام خود در قلب، از طريق نفس عمل ميكند؛ به عبارتي نفس ياريگر شيطان و محل ورود وسوسههاي شيطاني به درون قلب است.144واقع آنست كه خاطر شيطاني بسيار پيچيده و ظريف عمل ميكند و تمام افراد از عوام تا سالكين راه (به جز انبياء و اولياء) درگير با اين خاطرند. چرا كه شيطان پس از مهلتي كه از خداوند براي گمراهي و فريب بندگان گرفت سوگند ياد كرد كه همه مردم به جز «عباد مخلَصين»145 را از راه خدا بازدارد و بر اين عهد خود استوار و پايدار است.البته سطح و شيوه ورود آن به درون اشخاص با توجه به مراتب آنان متفاوت خواهد بود.
ابنعربي شيطان را بر دو قسم ميداند: معنوي و حسّي و قسم حسّي نيز بر دو نوع است، شيطاني اِنسي و شيطاني جنّي و براي اين سخن خود به اين آيه قرآن استناد ميكند كه: «شياطين الانس و الجن يوحي بعضهم الي بعض زخرف القول غروراً، و لو شاء ربك ما فعلوه، فذرهم و ما يفترون».146وي سپس در توضيح كاركرد اين اقسام نكته قابل تأملي را مطرح ميكند، مبني بر اينكه شياطين انسي و جنّي براي دور كردن بنده از خدا، در ابتدا فقط يك موضوع عام يا خاصي را (مانند سرنخ) در قلب انسان القاء ميكنند. ولي وي به خاطر هوش و ادراكي كه دارد، از آن نكته يا سرنخ، امور ديگري را استنباط ميكند كه اين درك و دريافتها وجوه شيطان معنوي است و او را از خدا دور ميسازد. علت به دام افتادن آدمي اين است كه آن امر القاء شده، ظاهر موجهي دارد و شخص به دليل عدم درك صحيح از آن القاء، گمراه ميشود.147
از جمله مصاديق القائات صحيح كه به عنوان وروديهاي شيطان به قلب انسانها مطرح می‏شوند عبارتند از غلوّ در دوستي اهل بيت، كه گرچه في نفسه حب اهل بيت، اصل درست و بزرگترين وسيله تقرب به خداست، اما با افراط و غلوّ در آن برخي تا آنجا پيش ميروند كه رسول خدا(ص) و حتي خدا (العياذ بالله) را مورد نكوهش قرار ميدهند كه چرا حقانيت اهل بيت و دوستي آنان را براي مردم آشكار نكردند!
مورد ديگر از اين القائات وضع و جعل در حديث است به استناد اين حديث از رسول اكرم(ص) كه: «من سَنّ سنّه حسنهً فله اجرها و اجرُ من عمل بها»148 براي كسب پاداش بيشتر به جايي ميرسند كه به نام رسول الله حديث وضع و جعل ميكنند.149
همچنان كه پيشتر اشاره شد کیفیت و دامنه ورود القائات شيطاني براي افراد متفاوت است. براي شناخت خواطر شيطاني بهترین راه سنجيدن و محك زدن آن خواطر با احكام پنجگانه شريعت است. شايان ذكر است كه خواطر ملكي و نفساني هم در چارچوب احكام شرعي واقع ميشوند. خاطر شيطاني در قالب احكام حرام و مكروه بروز ميكند كه اين دو حكم منحصراً به حيطه خاطر شيطاني تعلق دارد. عمل حرام شامل حال عموم مردم است و ترغيب به مكروهات را براي مؤمنان و عابدان به كار ميگيرد. خاطر ملكي در احكام واجب و مستحب و خاطر نفساني در مباحات خطور ميكند.
نكته اساسي اين است كه خاطر شيطاني محدود به حرام و مكروه نيست چرا كه آن صرفاً مربوط به عموم مردم و مبتديان است. از آنجا كه هدف از خلقت شيطان، امتحان بندگان است، خداوند به او انواع علوم اغواء و گمراهي مردم را تعليم داد تا بتواند وسوسههايش را با كمك نفس به قلب بندگان وارد كند150. بنابراين با توجه به اقتضائات و مراتب افراد و از طريق ترغيب يا منع از همه احكام شرعي پنجگانه (حرام، مكروه، واجب، مستحب و مباح) بر ضمير آنان ورود پيدا ميكند. به همين خاطر ظرافت كار بيشتر است و در تشخيص مكر شيطاني بايد بسيار مراقب بود و هشيارانه عمل كرد. به عنوان نمونه، شيطان، سالك را ترغيب ميكند تا با خدا عهد كند عمل واجبي را انجام دهد اما به محض تصميم بر عمل به آن، شيطان فعل واجب ديگري را كه ظاهراً براي شخص ارجح است به او يادآور ميشود و آن سالك هم عمل اول را ترك ميكند و بدين ترتيب شيطان چون موفق ميشود كه عهد وي با خدا را براي عمل قبلي بشكند، راضي و خرسند ميگردد.
همچنين در فعل مباح كه از خواطر نفساني محسوب شده و شخص در انجام آن مخير است، خاطر شيطاني ممكن است اينگونه وارد شود كه انگيزه فرد را براي انجام يا ترك آن به كسب سود و منفعت مشروط كند لذا اگر وي آن فعل مباح را – كه ظاهراً هيچ ايرادي در ترك يا انجامش نيست – با هدف كسب سود به كار گيرد، ناپسند و تبعيت از خاطر شيطاني است و بايد از آن اجتناب شود و حتي در مباحات هم بايد توجه سالك به صرفِ از ناحيه شرع مقدس بودن آن عمل مباح باشد نه به تحصيل سود.151 از دیگر ظرافت‏هایی که در تشخیص خواطر شیطانی باید بدان توجه داشت نکته‏ای است که امام قشیری مطرح کرده است. از نظر او مبنای تشخیص خواطرِ به ظاهر صحیح، احساس قلبی سالک از ورود خاطر شیطانی است؛ به این صورت که وقتی خاطر شیطانی بر دل وارد می‏شود بر آن ضربه زده و موجب وحشتش می‏شودو حس بدی را در دل شخص ایجاد می‏کندزیرا به دلیل انگیزه شیطانی‏اش با وجود سالک در تعارض است و با آن مأنوس نخواهد شد. هر چند ظاهراً این خواطر طنین انداز صدایی زیبا و لذت بخش باشد اما خاطر الهی با درون کسی که در مسیر حقیقت گام بر می دارد، هماهنگ و سازگار است.152خلاصه آنكه جز با عنايات و توفيق خاص از جانب حق تعالي، رهايي از خواطر شيطاني محال خواهد بود.مولوي درباره شيطان و نحوه ورود القائاتش مي‏گويد:

او يكــي دزد است، فتـنه سيرتـي چــون خـيال، او را به هـر دم صورتي
كس نــدانــد مــكر او الّا خــدا در خـــدا بـگريــز و وارَه از دغــــا153
حق پي شيطان بدين سـان زد مثل كـــه تـــو را در رزم آرد با حِـيَــــل
كـه تو را ياري دهم، من با تــوام در خــطرهـا پيـش تــو مـن مـيروم
اســپرت باشم گه تير خـدنـــگ مخلـص تـو بـاشم انـدر وقت تــنگ154
چون قدم بنهاد در خندق فـتـــاد او بـه قـاهـاقـاهِ خـنـده لـب گـشــاد
هـي! بيا من طمعها دارم ز تــــو گــويــدش رو رو كه بــيـزارم ز تـو
تـو نـترسيدي ز عدل كـردگـــار من همي ترسم، دو دست از من بــدار155
الـحذر اي گل پرستان از شــرش تـيـغ لاحـولـي ز پـنــد انـدر سـرش
كـــو همي بيند شما را از كمــين كه شـمـا او را نـمــيبـيـنـيـد هـيـن
دايـماً صــيـاد ريـزد دانــــههــا دانه پـيـدا بـــاشـد و پـنـهـان دغـــا156

2-5-نفي خواطر و ضرورت آن
ظهور نفس آدمي در قالب انديشهها و واردات درون است كه او را به هر سويي ميكشاند. تمامي رفتارها و فعل و انفعالات نفساني اعم از خوب و بد همچون خودخواهي، جاهطلبي، سودجويي، ايثار، تواضع، نوعدوستي، كمالخواهي و حتي نيازهاي جسماني و طبيعي ابتدا به شكل انديشه و خاطر بروز مييابند و پس از ايجاد ميل و انگيزه در انسان، با تحريك اراده، در عالم خارج محقق
ميشوند.تا چيزي در ذهن تصور نشود، كنشي جوانحي يا جوارحي صورت نميگيرد به عبارتي نفس بدون خواطر، هويتي ندارد؛ خواطري كه به طور معمول هيچگاه دل و ذهن را رها نكرده و مدام يكي از پس ديگري درون انسان در تردد و جولان هستند.منشأ ورود اين انديشهها و خطابها متعدد است.
1- گاهي با ديدن و شنيدن و توجه به اطراف شكل ميگيرد.

ز دســت ديـده و دل هر دو فــريـاد هـر آنـچه ديـده بينـد دل كـنــد يــاد157

2- گاهي در اثر مرور خاطرات تلخ و شيرين گذشته يا توجه به آينده و آرزوطلبيهاي دور و نزديك خاطرات در دل نقش ميبندد؛ در حاليكه:

هـر كـه را ذرهاي از این سوزســــت دي و فــرداش نـقــد امـــروزســت
هـسـت مــــرد حقيقت ابـنالــوقت لاجـــرم بر دو كــــون پيروزســـت158

3- و گاهي بدون اختيار و به شكل تأثرات نفساني مانند قبض و بسط ظهور مييابند.

در دل

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های امام صادق Next Entries پایان نامه با کلید واژه های نفي، سالك، سلوك، كنترل