پایان نامه با کلید واژه های امور مالی، قانونگذاری، قانون گذاری، سیاست گذاری

دانلود پایان نامه ارشد

شوند
1) پیچیدگی سیستم مالیاتی. مقیاسی برای اندازه گیری پیچیدگی در طراحی و پیچیدگی کارکردی. هر دو مشکلات مفهومی وعملی ای را برای ساخت شاخص های مستقیم ایجاد می کنند. بخصوص اگر می خواستیم پیچیدگی غیر ملزوم سیستم را بسنجیم.
2) دوم اندازه گیری مخارج پیچیدگی است. در حالیکه اقتصاد دانان ابزارهایی برای سنجش مخارج تحریفی سیستم مالیاتی و تمکین دارند اندازه گیری بخش هایی که مستقیما به پیچیدگی مربوط می شود مشکل است. اندازه گیری ابعاد مختلف پیچیدگی بصورت مستقیم مشکلات مفهومی و عملی ای را بوجود می اورد.(الف ،2014)
2-7-9 شاخصهای سنجش پیچیدگی
دفتر آسانسازی مالیاتی 34روشی اولیه برای رویکردی به قانونگذاری مالیاتی در انگلستان ارائه کرده است. این دفتر قانونگذاری مالیاتی را به بیش از 100 ناحیه گسترده تقسیم بندی کرده است که مالیات بر درآمد خود به 20 ناحیه تقسیم بندی می شود. آنها سعی کردند هر ناحیه را مقابل 15 عامل جداگانه که نمایانگیر پیچیدگی هستند نمره گذاری کنند. در نتیجه هر ناحیه از مالیات امتیازی جهت پیچیدگی دریافت کرد که توسط آن توانستند میزان پیچیدگی نواحی را رتبه بندی کنند.(جونز ورایس35 ،2014)
شاخص پیچیدگی به هر ناحیه ده عامل پیچیدگی را اختصاص می دهد و آنها را ترکیب کرده تا دو امتیاز متفاوت بین 1 تا 10 کسب شود. اولی برای پیچیدگی داخلی و دومی برای اثر پیچیدگی (بطورگسترده مخارج منابع). انتخاب عوامل پیچیدگی و وزن آنها برای نتیجه گیری از اهمیت خاص برخوردارند. در این رویکرد می بایست توجه داشت که رتبه بندیها بروندادی قضاوتی بوده و یگ گروه از افراد ماهر وزنه ها را اختصاص داده اند. اندازه گیری عوامل مشکل بوده و درنتیجه ارزشی ذهنی بین 1 تا 5 به آنها تعلق گرفته است که 1 نشانه سادگی و 5 پیچیدگی می باشد. این قضاوتهای ذهنی یا فردی در رسیدن به موفقیت مدل ضروری بوده و از طریق آزمودن شاخص یا سناریویی همراه در میان گذاشتن آن با پانل آسانسازی مالیاتی و دفتر مالیات و گمرک و افراد متخصص در امور مالیاتی دیگر صورت گرفته است. رتبه بندی داوری شده بصورت تمرینی جهت توافق بین افراد متخصص ارائه می شود. این شاخص پیچیدگی در مرحله تکمیل بوده و هنوز به مرحله ای مورد نظر نرسیده است. (جونز ورابس ،2012)
در این بخش بعنوان نمونه یک ابزار سنجش پیچیدگی ساخته شده توسط دفتر آسانسازی مالیاتی ارائه می شود.:
این شاخص جالب توجه است به جهت اینکه سعی در تمایز بین پیچیدگی داخلی یا بنیادی سیستم مالیاتی از اثر آن بر روی مودیان می نماید. این دفتر دو شاخص متفاوت –یکی برای هر جزﺀ پیچیدگی-ارائه می کند.
● پیچیدگی بنیادی که میزان پیچیدگی داخلی موجود در ساختار مالیات را شامل می شود و متشکل از طراحی سیاست ها و قانون گذاری می باشد. این مورد در برگیرنده نرخ تغییر در قانون مالیاتی و مدت زمان قانون می شود.
● اثر پیچیدگی نشان دهنده ترکیبی از مخارج تمکین به هر مودیان مالیاتی و مخارج اجماع برای کلیه مودیانها می شود. این مورد از پیچیدگی بنیادی متفاوت بوده که حاصل از نقش ایفا شده توسط اجرای سیاست ها می باشد. اگرچه پیچیدگی بنیادی می تواند بر اثر پیچیدگی تاثیر گذار باشد (برای مثال با ساختار دهی به یک مورد مالیاتی بصورتی که در مودیانهای بیشتری کاربرد داشته باشد).(ترن واونز36،2013)
در حال حاضر روش دفتر آسانسازی مالیاتی(2013) 10 شاخص پیچیدگی را مورد استفاده قرار می دهد:
➢ شش مورد برای سنجش پیچیدگی بنیادی
➢ چهار مورد برای سنجش اثر پیچیدگی
سنجش پیچیدگی بنیادی
در ذیل به توصیف شش مورد اول پرداخته می شود
پیچیدگی سیاست گذاری37
1) تعداد معافیت ها و تعداد کاهش های مالیاتی-افراد بسیاری متذکر شده اند که بسیاری از پیچیدگی موجود در یک سیستم مالیاتی ناشی از وجود کاهشهای مالیاتی و موارد خاص می باشد. افزایش تعداد معافیت ها سبب افزایش پیچیدگی در محاسبه اینکه مودیان از مالیات معاف است یا نه می شود. کاهش در تعداد مودیان های تحت تاثیر در ابزار سنجش دیگری تحت عنوان اثر پیچیدگی منعکس شده است. این اعداد از لیست معافیت های مالیاتی اداره آسانسازی مالیاتی گرفته شده اند و به روز می باشند که شامل قانونگذاری تا زمان ماده امور مالی سال 2013 می باشد.
2) تعداد ماده های امور مالی همراه تغییرات اعمال شده در این ناحیه (از سال 2000)-تغییر بطور قابل توجهی بر پیچیدگی اثر می گذارد. بهتر است که این مورد بعنوان پیچیدگی سیاست گذاری بجای قانون گذاری تلقی شود زیرا که بسیاری از تغییرات اعمال شده بر ماده های امور مالی بدلیل تغییر سیاست گذاری می باشند.(ج.نز ،2014)
اونز38 (2013) پیشنهاد داده است که تعداد مواد امور مالی به تنهایی ابزار سنجش مناسبی برای پیچیدگی تغییر نمی باشد زیرا که کیفیت تغییر را در بر نمی گیرد. برای مثال اطلاعات بی وقفه نشان دهنده تغییر رفتار قابل توجه در کارکنان بوده ولیکن قانون گذاری تنها در یک ماده امور مالی به اجرا گذاشته شده است. ولیکن ابزار سنجش نسبتا ساده ای بوده و غالبا بعنوان عاملی مهم در زمینه پیچیدگی توسط مشاورین مالیاتی و تجاری عنوان می شود.
دلیلی برای انتخاب سال 2000 بعنوان سال پایه وجود ندارد و حجم تغییر را می توان در زمانی کوتاهتر یا طولانی تر ارزیابی کرد. نظر دفتر آسانسازی مالیاتی بر آنست که زمانی نسبتا طولانی-بیش از 10 سال- مورد نیاز است ولیکن با توسعه شاخص نیاز به استاندارد کردن در طی زمانی که گذشته است می باشد. این تعداد سال احتمالا حد بالایی است که یک تجارت می بایست در زمینه مسائل باز مالیاتی در نظر بگیرد و مهمتر اینکه زمانی مناسب برای یک متخصص مالیاتی جهت حفظ اطلاعات می باشد.
پیچیدگی قانونگذاری39
3) شاخص قابلیت خواندن گانینگ-فاکس-40این شاخص موردی مقایسه ای از آسانی متن از لحاظ خواندن می باشد. ابزارهای سنجش دیگری نیز وجود دارند ولیکن محاسبات مشابهی را در بر می گیرند و برای منظور ما ضرورت اصلی ارزیابی یکپارچه توسط طیفی از قوانین است.
4) تعداد صفحات قوانین41
-این میزان نشان دهنده ای عینی از طول قانون است. این میزان از پیچیدگی سیاستگذاری کاملا مجزا می باشد:یک سیاست پیچیده می تواند بصورت قانونی ساده و کوتاه و سیاستی ساده در قانونی طولانی بیان شود. طول قانون می تواند برداشتی پیچیده را سبب شود ولیکن می تواند قانون را قابل فهمتر سازد.
پیچیدگی کاربردی 42
5) قابل خواندن بودن و دسترسی به راهنمای اداره مالیات و گمرک43-راهنمای اداره مالیات و گمرک غالبا اولین مکان و گاهی تنها مکانی است که مودیان مالیاتی هنگام رسیدگی به مسئولیتشان به آن رجوع می کنند. اکثر مودیان مالیاتی هرگز به قوانین نگاه نمی کنند بخصوص آنهایی که کارگذاری را استخدام می کنند. بنابراین سهولت استفاده از آن بر سادگی عملکرد یک سیستم مالیاتی اثر می گذارد. در اینجا راهنما تنها منظور دستورالعمل های اداره مالیات و گمرک نبوده بلکه شامل برگه ها و راهنمای تکمیل فرم ها نیز می باشد. ارزش داده شده به این عامل بین 5-1 می باشد.
6)پیچیدگی نیازهای اطلاعاتی جهت تکمیل فرم مالیات44ی-در برگیرنده مشکلات موجود در جمع آوری و به روز کردن اطلاعات مورد نیاز برای مودیان جهت ادای مسئولیتش می باشد. این فرآیند در صورتی که اطلاعاتی مورد نیاز نباشد بطور قابل توجهی ساده تر از زمانی است که مقدار قابل توجهی اطلاعات متفاوت که برخی به آسانی قابل دسترس نیست مورد نیاز باشد. در حالیکه مقدار اطلاعات مورد نیاز یک عامل است٬ عوامل دیگری نیز می بایست در نظر گرفته شوند زیرا که برخی اطلاعات آسانتر از برخی دیگر قابل فراهم کردن و ثبت می باشند و ممکن است برای اهدافی غیر مالیاتی جمع آوری شده باشند. ارزش داده شده به این عامل بین 5-1 می باشد.
اولین چهار معیار بصورت قدر مطلق اندازه گیری می شوند. آخرین دو مورد برای پیچیدگی کاربردی بر اساس مقیاسی ذهنی بین 5-1 اندازه گیری شده که 5 بیشترین پیچیدگی و 1 کمترین می باشد.(همان منبع)
سنجش اثر پیچیدگی
هزینه متوسط منابع
1-هزینه متوسط خالص برای هر مودیان مالیاتی٬45 پرداخت شده توسط مودیان و اداره مالیات و گمرک -این معیار سنجش دو طرف سیستم را در نظر می گیرد یعنی مودیان و اداره مالیات و گمرک. با شمول هر دو طرف معادله٬ تغییر در هزینه منابع بین دو طرف قابل ضبط است. توجه داشته باشید که بصورت مطلوب منابع صرف شده بر اجتناب در این معیار سنجش شامل شده اند٬ ولیکن این اطلاعات به آسانی در دسترس نیست. در حال حاضر ارزش تعلق داده شده به این عامل مقداری بین 5-1 بوده٬ ولیکن اطلاعات ارقامی برای برخی قسمت های مالیات در دسترس است.
اثر کلی (مجموع)46
2. تعداد مودیان مالیاتی47- اینکه پیچیدگی یک مالیات می تواند در صورت تاثیر بر افراد بیشتر٬ اثر کلی بیشتری داشته باشد نسبتا مورد بحث نمی باشد. ارزش تعلق داده به این عامل رقمی بین 1-5 و مبتنی بر تعداد مودیان مالیاتی می باشد.
3-توانایی متوسط مودیان48-این عامل امکان پاسخ به این سوال را فراهم می کند که “آیا پیچیدگی آن مهم است؟” اگر پیچیدگی تنها مودیان فرهیخته را تحت تاثیر قرار دهد٬ آنگاه کمتر مایه نگرانی است تا اینکه اثر اصلی آن بر صاحب متوسط یک تجارت کوچک یا مستمری بگیر باشد. ارزش تعلق داده شده به این عامل رقمی نظری و بین 1-5 است.
4-ریسک اجتناب49-این سنجشی از مقدار مالیات تحت خطر بدلیل اجتناب بوده و بدلیل رفتار معدودی از مودیان حاصل می شود. ارتباطی بین پیچیدگی و اجتناب وجود دارد و اجتناب از پرداختن مالیات می تواند پیچیدگی ایجاد کند زیرا که نیاز به قوانین ضد اجتناب مفصلی را پیش می آورد که خود می تواند موقعیت های جدیدی را برای اجتناب ایجاد کنند. در حال حاضر٬ ارزش تعلق گرفته به این عامل نظری و بین 1-5 است ولیکن HMRC ممکن است تخمینی از خطر مالیاتی حاصل از اجتناب را در برخی قسمت های سیستم مالیاتی داشته باشد.
2-8 پیشینه تحقیق
لائورا وهمکاران50 (2005) در پژوهشی تحت عنوان پیچیدگی های مالیات وکسب وکار های کوچک در آمریکا٬ واسترالیا به بررسی شاخص های پیچیدگی واصلاحات سیستم مالیاتی پرداخت مطالعه ای با استفاده از پرسشنامه و پیمایش الکترونیکی و بررسیهای موردی انجام شد با مقایسه ای از دو دولت درک بهتری از پیچیدگی از نظر کارگذاران بدست آمد و در نظر گرفتنبن موضوع که روش های مالیاتی دیگر می تواند قانون گذاران مالیاتی را مطلع تر سازد. بعبارت دیگر٬ از یکدیگر چه می توانیم بیاموزیم؟ نتاج نشان داد دامریکا کارگذاران همواره موارد پیچیده مالیاتی را مشارکت ها٬ املاک٬ ارزش پاداش ها٬ تبادلات غیر مالیات پذیر٬ تواتر تغییر در قوانین و برنامه های بازنشستگی دانسته و مواردی که کمتر پیچیده محسوب می شدند عبارت بودند از نرخ های پیش رونده مالیاتی٬ مالیاتهای تخمین زده شده٬ حق بیمه/مالیاتهای مربوط به خود استخدامی٬ درآمدهای سرمایه گذاری شرکت های سهامی و روش جمع آوری نقد. در مقایسه در استرالیا٬ کارگذاران تواتر تغییر و حجم قوانین و اثر تغییر بر جنبه های دیگر مالیات (شامل گزارش دهی) را دلایل عمده پیچیدگی محسوب کردند. مالیات بر درآمد سرمایه و همچنین خود- مدیریت وجوه بازنشستگی پیچیده در نظر گرفته شدند. ولیکن مشابه کارگذاران آمریکایی٬ کارگذاران استرالیایی استفاده از نرخ های مالیاتی و روش های حسابداری را پیچیده تلقی نکردند. از جمله اهمیت این یافته ها در زمینه سیاستگذاری در نظر گرفتن قوانین خاص برای تجارت های کوچک می باشد.

ایسا (2014) در مطالعه ای در مالزی به بررسی مشکلات فرم های مالیاتی پرداخته است. نشان داده شد که در نظر بازرسان مالیاتی پیچیدگی مالیاتی می تواند از متغییرهای مهم تمکین در میان شرکت های سهامی مالیات پرداز باشد. مصاحبه شرکت کنندگان نشان داد که شرکت های مالیات پردازعموما با سه بعد پیچیدگی مالیاتی روبرو هستند که محاسبات مالیاتها٬ جمع آوری مدارک و ابهام مالیاتی بودند. اولین دو بعد بیشتربرای شرکت های کوچک تر مشکل ساز اند. نتایج مطالعه پیمایشی نشان داد که سه ناحیه مشکل در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های اجتناب مالیاتی، عدم اطمینان، نرخ مالیات، تولید ناخالص داخلی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های مالیات بر درآمد، عدم تمکین، عدالت مالیاتی، نظام مالیاتی