پایان نامه با کلید واژه های امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

اين باورند كه شخص مبتدي چون قدرت تشخيص خواطر را ندارد در ابتداي راه بايد همه خواطر را نفي كند تا به صلاحيت تمييز آنها نايل آيد؛ اما واقع آنست كه در يك سير و سلوك حقيقي و تام، كه وصول به مقام فناي فيالله را در پي دارد، در غايت سلوك نيز سالك بايد تمام خواطر و حتي اراده خود را كنار بگذارد تا به شهود حق برسد. مولوي در شرح حال مقايسهاي انسانِ گرفتار خودبيني و خواطر با شخص رها شده از خويش ميگويد:

آن نفسي كه بـا خودي يار چو خار آيـــدت وان نفــسي كه بيخودي يار چه كار آيـدت؟
آن نفسي كه بـا خودي خود تو شكار پشهاي وان نفـسي كـه بيخودي پـيل شـكار آيدت
آن نفسي كـه بـا خودي، بـسته ابـر غـصهاي وان نفـسي كـه بيخودي مـه بـه كنار آيدت
آن نفسي كـه بـا خودي يـار كناره مـيكــند وان نفـسي كــه بيخودي بــاده يـار آيدت
آن نفسي كـه با خودي همچو خزان فسردهاي وان نفسي كـه بيخودي دي چو بهار آيدت178

3-1-1- ذكر
از مهمترين و عامترين دستورات سلوكي كه براي نفي خواطر وارد شده است، ذكر است كه از مستحسنات صوفيه نيز محسوب ميشود و ميتوان گفت كه تمامي مشايخ و بزرگان طريقت بر آن متفقالقولند. اين نكته بيانگر نقش بنيادي و تأثير آن بر دفع خواطر و نفي وساوس است.
واقعيت اين است كه دل و ذهن آدمي هيچگاه از خاطر و انديشهها خالي نيست و خواطر دائماً در باطن شخص حضور داشته و در تردّدند كه البته حضورشان از اساسيترين موانع سير الي الله و نيل به حقيقت است؛ زيرا اين اشتغالات ذهني جايي براي ياد و ذكر خداوند باقي نخواهند گذاشت. براي مقابله با هجوم بيامان انديشهها و افكار پراكنده، بهترين حربه، ذكر است؛ به اين معنا كه براي رهايي از تشتّت افكار، توجه دل به ياد و ذكر خدا معطوف و متمركز گردد و به عبارتي «صد دله دل، يكدله» شود. خداوند سبحان نيز در قرآن كريم راه رستگاري و خلاصي از حجابهاي ذهني را ذكر ميداند: «واذكروا الله كثيراً لعلّكم تفلحون».179در سوره اعراف نيز ميفرمايد: «ان الذين اتّقوا اذا مسّحهم طائفمن الشيطان تذكّروا فاذاهم مُبصرون»180و در جاي ديگر، نتيجه ذكر گفتن بنده را ياد كردن خود از بنده اعلام ميكند: «فاذكروني اُذكركم».181
امير مؤمنان علي(ع) درباره اهميت ذكر ميفرمايد: «ذكر الله رأس مال كلِّ مؤمن و ربحُهُ السلامه منالشيطان».182
سعدالدين كاشغري درباره تأثير ذكر بر رهايي از خيالات و حديث نفس تعبير ظريفي دارد و ميگويد: «به كسي كه طفل گريان دارد و گريه او مشوش وقت است، ميگويند كه پستان در دهان او نِه تا خاموش كند، كسي ميبايد كه پستان ذكر در دهان دل بنهد تا شير معنوي خوردن گيرد و به ذكر گفتن درآيد و از خيالات و حديث النفس خلاص شود».183
مولوي نيز بنا به قاعده «العلاج اضدادها» راه نجات و رستگاري سالك را ذكر حق ميداند و ميگويد:

ذكر حق پاك است چون پاكي رسيد رخــت بــر بنـدد بــرون آيـد پـليــد
مــيگـريـزد ضـدهــا از ضـدهــا شـب گـريـزد چـون بـرافـروزد ضيـاء
چـون درآيـد نـام پـاك انـدر دهان ني پـليـدي مـانَـد و نـي اَنـدُهـــــان184

عطار نيز در مصيبت نامه درباره ذكر اين گونه گفته است:

راهــرو را سـالـكِ ره فـكر اوست فـكرتـي كـان مــستفاد از ذكـر اوست
ذكــر بـايـد گـفـت تـا فكـر آورد صـد هـــزاران مـعنــي بــــكر آورد185

درباره اهميت، ضرورت و حقيقت ذكر سخن بسيار گفته شده است، از جمله، ابوالقاسم قشيري (م 465 ق) در رساله قشيريه آورده است كه «ذكر ركني قوي است اندر طريق حق، سبحانه و تعالي، و هيچ كس به خداي تعالي نرسد، مگر به دوام ذكر».186 ابوالحسين نوري (م 295 ق) نيز عقوبت عارف را در بازماندنش از ذكر ميداند.187نجمالدين كبري درباره حقيقت ذكر ميگويد: «ذكر بيرون آمدن است از آنچه غير خداست، به آنكه آنچه غير اوست فراموش گردد».188و از ابوسعيد خرّاز (م قرن سوم ق) نقل است كه: «چون حق تعالي خواهد كه دوست گيرد، بندهاي از بندگان خود را، درِ ذكر بر وي گشاده گرداند».189
امام محمد غزالي درباره راههاي ورود خواطر ميگويد كه خواطر به دو طريق در دل آدمي حاضر ميشوند:
1- از طريق حواس پنجگانه ظاهري
2- از طريق اميال و علايق دنيايي
وي راه نفي خواطر قسم اول را خلوت گزيدن در جاي تاريك و دوري از اهل و مال ميداند و براي خلاصي از خواطرِ ناشي از اميال و وابستگيهاي دنيايي، مشغول كردن دل به ذكر را توصيه ميكند.190

3-1-1-1-مراتب ذكر
براي ذكر درجات و مراتب مختلفي بيان كردهاند؛ از جمله در رساله قدسيه چهار مرتبه برشمرده شده است كه عبارت است از:
1- ذكر زباني كه دل از آن غافل است و تأثير اين ذكر بر شخص كم است.
2- ذكر قلبي كه در دل ثابت نشده است و انجام آن بر دل سخت آيد.
3- ذكر قلبي كه بر قلب حاكم شده باشد و اين مرتبه بالاي ذكر است.
4- ذكري كه موجب ميشود فقط مذكور بر دل ماند و ذكري باقي نماند191 و اين غايت مرتبه ذكر است.
صاحب مرآت الحق نيز مراتب سهگانهاي براي ذكر برشمرده است:
1-ذكر لساني كه پستترين مرتبه ذكر است (و به آن ورد نيز گفته ميشود). ملا عبدالصمد همداني(م 1216 ق) ميگويد: «مقصود از ذكر لساني توجه كلي است به جميع قواي روحاني و جسماني تا نفي خواطر شود به اين توجه كلي».192
2- ذكر قلبي كه خود داراي درجاتي است كه پايينترين مرتبه آن ذكر قلبي با توجه به مذكور باشد و بالاترين مرتبه ذكر قلبي مستغرق شدن در مشاهده جمال و جلال الهي است و در قلب خود به جز مذكور چيزي نمييابد.
3- ذكر اعضاء و جوارح، به اين معنا كه اعضاء را از معاصي بازداشته و متوجه واجبات و مستحبات كند.193
مولوي درباره بالاترين مرتبه ذكر ميگويد:

چونكــه با حــق مـتصل گرديد جـان ذكـرِ آن ايـنست و ذكـرِ ايـنســت، آن
خالي از خود بود و پر از عشق دوست پس ز كــوزه آن تلابد كـه در اوسـت194

در وجه ديگري از دستهبندي ذكر، اذكار به دو قسم تقسيم شده است:
1- ذكرهاي عام كه به عنوان دستورالعمل كلي براي عموم افراد قابل استفاده است؛ مانند ذكر تهليل، استغفار و صلوات.
2- ذكرهاي خاص به ويژه اگر اداي آنها با عدد خاص و در شرايط چلهنشيني همراه باشد. اين نوع ذكر با توجه به آثار و نتايجي كه در پي دارد، اگر بدون اجازه و دستور استاد سلوكي باشد، ممكن است تبعات بدي براي سالك داشته باشد.195
خواجه عبدالله انصاري (م 481 ق ) ذكر را در سه سطح تقسيم ميكند:
1- ذكر ظاهر كه خود، بر سه نوع است، يا از نوع ثناء و تحميد است، يا از نوع دعا و يا رعايت كردن مانند نماز كه در عين ذكر بودن، رعايت امر شرعي است.
2- ذكر خفي، يعني ذكر قلبي با حضور دائم
3- ذكر حقيقي كه در واقع اتحاد ذكر و ذاكر و مذكور است.196
اگر سالک در عمل ذکر حق را به درستی ادا کند، از مراتب مختلفی که برای ذکر بیان شد، عبور می‏کند و به عالی ترین مرتبه آن خواهد رسید.
ابوالقاسم قشیری در باره نحوه تاثیر ذکر در ذاکر و کیفیت صعود وی به مدارج کمالی کلام دلنشینی دارد.وی می‏گوید، ذکر زبانی وقتی به طور صحیح ادا شود، جز ذکر برای ذاکر چیزی نمی‏ماند و دلش متوجه خدا خواهد شد واحساس می‏کند به کمال رسیده است، اما خداوند برای آنکه او را به درجات بالاتر سوق دهد، قهر خویش را بر او غالب می‏کند تا این حال از او گرفته شود و پیوسته این حال بر او عارض شده و سلب ‏می‏شود تا زمانی که به مقام فنابرسد.
پس از این مرحله ذکر زبانی از او گرفته می‏شود. در این حال ذاکر درک ضعیفی از خود دارد اما بعد از این وارد مرحله ذکر قلبی می‏شود و ذکر را از قلب خود می‏شنود.
نکته قابل توجه دیگر آن است که سالک با شروع ذکر در جوارح خود حرکاتی را حس میکند که با قوّت یافتن این حرکات، گویی تمام بدن او به ذکر در میآید و صدای آنها را میشنود؛ ولی برای درک مراتب بالاتر به آن توجه نمیکند. البته این حالت مربوط به زمانی است که ذکر قلب وارد شده باشد.197بدیهی است تحقق ذکر با این کیفیت مستلزم رعایت آداب و شرایطی است که باید به کار گرفته شود.

3-1-1-2-آداب و شرايط ذكر
برخي از مشايخ و بزرگانِ طريقت براي تحقق حقيقت ذكر بر جانِ سالك، شرايط و آدابي را براي ذكر گفتن قايل شدهاند. مهمترين نكتهاي كه اكثراً بر آن تأكيد داشتهاند، شرط دوام و ملازمت ذكر است.198 نجمالدين رازي علاوه بر شرط مداومت، آداب ديگري را براي ذكر بر ميشمرد، از جمله آنكه، سالك پس از قصد ذكر، اساس كار خود را بر توبه از جمله معاصي گذارد و: غسل يا وضو كند، جامه پاك پوشد، در خانهاي خالي، تاريك و تمييز، رو به قبله و به حالت مربع بنشيند، دست بر ران قرار داده، با دل متوجه، چشمها را بربندد و با قوت تمام ذكر را بر زبان آورد ولي در عين حال صداي خود را بلند نكند؛199 چنانكه قرآن ميفرمايد: «واذكر ربّكَ في نفسك تضرعاًو خيفهً و دون الجهر من القول بالغدوّ والاصال و لا تكن من الغافلين».200طهارت ظاهر و طهارت باطن كه عبارت است از به دل راه ندادن خواطر اعم از خوب و بد، نيز از جمله شرايط ذكر گفتن و به ويژه شرط اداي ذكر «لا اله الا الله» شمرده است.201
در كتاب بحرالمعارف آمده است كه هنگام ذكر، سالك بايد به قلبِ صنوبري شكل خود توجه كند؛ به گونهاي كه ذكر را بر آن قلب فرود آورد. عدهاي از اين عملِ اشراف بر قلب ظاهري، به «وقوف قلبي» ياد كردهاند.202
بازداشتن نَفَس در وقت ذكر نيز به عنوان يكي از شرايط ذكر گفتن آمده است كه «به سبب ظهور آثار لطيفه است و مفيد شرح صدر و اطمينان دل و ياري دهنده است در نفي خواطر».203

3-1-1-3-اذكار وارده براي نفي خواطر
براي رهايي از خواطر و انديشهها، در كلام معصوم و نيز در طريقتهاي عرفاني ذكرهاي گوناگوني آمده است. در اين قسمت به برخي از مواردي كه از معصومين در مصادر حديثي نقل شده است، اشاره ميشود.
الف – حضرت امام صادق(ع) براي نفي حديث نفس فرمودهاند كه شخص هنگام بروز حديث نفس دو ركعت نماز گزارد و از آن به خدا پناه برد. همچنين ايشان فرمودهاند، جبرئيل براي دور شدن حضرت آدم از حديث نفس، ذكر «لا حول و لا قوه الّا بالله» را به او تعليم داد.
همچنين از ايشان ، درباره دفع وسوسه شيطان ، دست بر سينه كشيدن و خواندن اين ذكر وارد شده است: «بسم الله و بالله، محمدٌ رسول الله، و لا حول و لا قوه الا بالله العلي العظيم، اللهم امسَح عنّي ما احذَرُ».
ب – از امام باقر(ع) روايت شده است كه حضرت رسول(ص) در پاسخ به سؤال شخصي درباره راه رهايي از وسوسه و حديث نفس فرمود اين ذكر را مكرّر بگويد: «توكّلت عليالحي الذي لايموت، والحمدلله الذي لم يتّخذ ولداً و لم يكن له شريك في الملك و لم يكن له وليّ من الذلّ و كبّرهُ تكبيراً».204
مؤثرترين و عامترين ذكري كه در نفي خواطر راهگشا است و تقريباً همه‍ بزرگان عرفان و سلاسل تصوف روي آن تأكيد داشتهاند، ذكر مبارك «لا اله الا الله» است كه شامل دو بخش نفي و اثبات است. ادايِ با توجۀ اين ذكر در بخش اول (لا اله)، هر يادي غير از ياد خدا را نفي و در بخش دوم (الا الله)، ذكر حق را در قلب سالك محقق ميسازد. پيامبر اكرم(ص) ميفرمايد: «خير العباده قول لا اله الا الله».205
نجمالدين رازي مراد از كلام خداوند: «اليه يصعدُ الكلم الطيب»206 را ذكر لا اله الا الله ميداند كه «مرض نسيان را به شربت نفي و اثبات» خود دفع ميكند، و بر اثر مداومت اين ذكر «به تدريج تعلقات روح از ماسواي حق به مقراض لا اله منقطع شود و جمال سلطان الا الله از پس تتق عزت متجلي گردد».207
نجمالدين كبري ذكر لا اله الا الله را به معجوني تشبيه ميكند كه از «نفي» و «اثبات» تركيب شده و به «نفي»، مواد فاسدهاي را كه به بيماري دل و تقويت نفس منجر شده است، از شخص زايل ميكند و به اثبات، دل، سلامت خود را به دست ميآورد و به واسطه نوري كه در آن پديد ميآيد، از انحرافات نجات مييابد.208
نورالدين اسفرايني (م 717 ق )، ذكر «لا اله الا الله» را اينگونه توصيف ميكند: «سرمايه درويشان، مرهم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های نفي، سالك، سلوك، كنترل Next Entries پایان نامه با کلید واژه های ظاهر و باطن، امام صادق