پایان نامه با کلید واژه های امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

ترساندن نفس از عذاب خداست، الهام ميكند و به ثواب و رفع حجابها و دور شدن شيطان وسوسهگر نفس، وعده ميدهد.
8- خاطر لسانالقلب: قلب هم زبان و گوشي دارد كه از لسانالغيب ميشنود و با روح و عقل سخن ميگويد و بواسطه آن نفس و شيطان را باز ميدارد و چه بسا كه از لوح ملكوت و لوح محفوظ، احكام غيبي را كه در پس آن ملكوت صفات است، ميخواند. خداوند ميفرمايد: «ان في ذالك لذكري لمن كان له قلب اوالقي السمع و هو شهيد».115
9- خاطر نفس: اين خاطر زباني دارد كه با آن بنده را به شهوات و پيروي از خواهشهاي نفساني، دوري از خدا و سستي در عبادت و تمامي اخلاق مذموم اعم از كبر، حسد، بغض، بخل و… ميخواند و تمام سخنش موافق خواست شيطان است.
10- خاطر شيطان: اين خاطرِ روشني است و اشكال مختلف ندارد. خاطر شيطاني برخلاف علم و حق است، القاء كننده پليديها به نفس است. چه بسا بنده مؤمن را به شب زندهداري زياد، گرسنگي و عبادات زياد و مجاهده طولاني دعوت كند تا وي را به جنون و دعاوي باطل بيفكند و از این كيد و نيرنگ كسي جز شخص تأييد شده به ولايت آگاه نيست. بيشترين كلام شيطان درباره كفر، شك، نفاق، شبههافكني و نفي شرع است و ياريگر نفس در حين غضب و شهوت است. البته نفس و شيطان نميتوانند جز به اجازه خدا به بنده آسيب برسانند زيرا كه: «و ما هم بضارين به من احد الا باذنالله».116و117
چنان كه قبلاً گفته شد، تمامي اقسام خواطري كه ذكر شد، در يك جمعبندي كلي، در انواع چهارگانۀ حقاني، ملكي، نفساني و شيطاني و حتي كليتر از آن در دو قسم «الهام» و «وسواس» قابل جمع و تأويل است و ساير عناوين ذكر شده از خواطر براي تبيين دقيقتر موضوع است.

2-3-ارتباط بروز اقسام خواطر با درجات کمالی انسان
همانگونه که خواطر دارای مراتب و اقسامی است، انسان ها نیز به میزان شایستگی، تقرب و ظرفیت وجودی خویش جایگاه معرفتی و کمالی متفاوتی دارند و بر همین اساس نوع خواطر و خلجان‏های روحی که با آن مواجه‏اند، مختلف خواهد بود. البته روشن است با فائق آمدن بر خطرات و واردات هر مرحله، توفیق صعود به مرحله بالاتر را خواهند یافت. به يك تعبير سالك با گذر از خواطر هر مرتبه گويي از آن خواطر توبه مي‏كند. در اين خصوص روايتي از امام صادق (ع) نقل شده است. ايشان مي فرمايد:
«توبه الانبياء من الاضطراب السرّ، و توبه الاولياء من تكوين الخطرات، و توبه الاصفياء من التنفس، و توبهالخاص من الاشتغال بغيرالله و توبه العام من الذنوب».118« توبه پيامبران از اضطراب سرّ(و ناآرامي هنگام شدائد) است؛ توبه اولياء خدا از بروز خواطر است؛ توبه اصفياء از طلب راحتي كردن از سختيها است؛ توبه خواص از اشتغال به غير خدا و توبه عوام از ارتكاب به گناه است».
بر اساس اين سخن امام صادق(ع)، ميتوان افراد را از نظر درجات كمالي به پنج گروه تقسيم كرد:
1- عامه مردم كه ابتداييترين سطح از نظر تقرب به خدا هستند وگناه براي آنها در اقدام به محرمات معنا پيدا ميكند.
2- خواص، كه مؤمنانند. اين گروه در وجود خويش داراي ملكه عدالتاند كه مانع ارتكاب گناه آنها ميشود؛ لذا براي اين افراد، توجه و اشتغال به غير خدا گناه محسوب ميشود و بايد مراقب باشند.
3- اصفياء، كساني هستند كه از مرحله خواص عبور كرده و در اسماء و صفات حق غرق
گشتهاند، اما براي صعود به درجات بالاتر مورد امتحاناتي واقع ميشوند؛ حال اگر در مواجهه با ابتلائات و سختيها احساس خستگي كرده و طالب خلاصي از شدائد و به عبارتي تنفس باشند، برايشان مذموم بوده و بايد از اين حال و وسوسه دروني توبه كنند.
4- اولياء؛ اولياء خدا از سه مرحله قبل گذشتهاند و آنچه براي آنها ناپسند است، «تكوين خاطر» است، يعني صفحه ضمير و ذهن آنها بايد كاملاً از هر خاطري پاك باشد و هيچ انديشهاي در ساحت درونشان ظهور نيابد.
5- انبياء؛ در اين مرحله كه بالاتر از مراحل پيشين است، چيزي از اشتغال به غير خدا، تنفس و وجود خواطر مطرح نيست، اما ممكن است لحظهاي در رويارويي با شدائد، فرد دچار اضطراب و نگراني دروني شود و موجي در درياي وجودش پديد آيد كه در صورت بروز اين حالت ، بايد از آن توبه كند.
اما بالاترين مرتبه در سلوك ، مقام مخلَصين است؛ سالك در اين مرحله از شائبه‏ها و ضعفهاي مراحل قبل رهايي يافته و به آرامش و سكون محض ميرسد.119
در اين مقام فناء از خويش و يگانگي با خدا را تجربه خواهد كرد. در اينجا حتي ياد كردن از خدا هم مطرح نيست، چون دوئيتي وجود نخواهد داشت و ياد كننده و ياد شونده يكي هستند.
بايزيد بسطامي(م قرن سوم ق ) مي‏گويد: «سي سال از حق تعالي غايب بودم، غيبت من از او ياد كرد او بود؛ چون از این كار باز ماندم، او را در همه حال چنان يافتم كه گويي او منم».120

2-4-روشهاي تشخيص انواع خواطر از يكديگر
قبل از ورود به بحث چگونگي نفي خواطر بايد راههاي تشخيص هر يك از آنها را دانست، چون هر كدام تبعات و بازخوردهاي دروني خود را دارند. اما از آنجا كه وقوع خواطر از كيفيات نفساني است و نفس هم لايه لايه و بطون تو در تويي دارد و هر يك از انواع خواطر متعلق به يكي از لايههاي وجودي آدمي است، لذا صرف دانستن اقسام خواطر براي تمييز آنها از يكديگر كافي نيست؛ به ويژه خواطر شيطاني و پيچيدگي وقوع آن كه ناشي از اختيارات و تواناييهاي عديده شيطان است. برخي از بزرگان تصوف و عرفان معتقدند اين كار بسي دشوار است و براي آن موانع يا شرايطي را برشمردهاند، از جمله گفتهاند: «هر كه حرام خورد ميان الهام و وسواس فرق نداند كرد».121
از ديگر شرايطي كه براي تمييز خواطر برشمردهاند، آنست كه «آيينه دل از زنگ هوا و طَبَع طبع به مصقله زهد و تقوا جلا دهد تا صور حقايق خواطر كماهي در آن مكشوف گردد»122 زيرا «چون ظلمت نفس غالب بود، كدورات آن زنگار دل شود و فرق ميان لمّه ملكي و لمّه شيطاني نتواند كرد».123 شايد به دليل دشواري فرق خواطر از يكديگر باشد كه سيد حيدر آملي(م قرن هشتم ق) كار تشخيص خواطر را به عهده عارف كامل، امام معصوم(ع) و پيامبر(ص) ميداند كه به باطن و حقيقت اشياء و قابليت موجودات آگاهاند.124عليرغم موانع و شرايط ذكر شده براي تمييز خواطر، راههايي ذكر شده است كه براي تبيين بهتر موضوع، اين امر را در راستاي دستهبنديهاي بخش پيشين دنبال ميكنيم. گفته شد كه تمامي اقسام خواطر ذيل اقسام كلي دوگانه و يا چهارگانه قابل درجاند و براساس اين دو تقسيمبندي نحوه شناخت آنها از يكديگر بيان ميشود.

2-4-1-تشخيص خواطر دوگانه
صاحب کتابعوارفالمعارف در مواجهه با خواطر در نحوه رويارو شدن با آن ميگويد: «سالك بايد كه در امضاي آن تعجيل نكند و تأني و سكون بر كار گيرد و در وقت اشتباه خاطر رجوع با حضرت عزت كند تا حق تعالي كه خالق انس و جان (و محرّك نفس و جان) است، معلوم او كند كه آن خاطر رحماني است يا شيطاني».125 اما نجمالدين كبري در تشخيص ميان خواطر دل و ملك و خواطر نفس و شيطان هفت تفاوت را برميشمرد:
«1-خاطر دل و ملك به قربت حق تعالي خوانند و ميل كنند به رضاي حق تعالي و دريافت ثواب آخرت، و [لي] نفس و شيطان پهلو تهي كنند از قربت حق تعالي و ميل دارند به زخارف دنيا و شهوات نفساني.
2- از خاطر ملك و دل سكوني و طمأنينه دل حاصل شود و اعتراض از درون نه، و[لي] از خاطر نفس و شيطان گراني درون پديد آيد و از هر گوشهاي معترضان پديد آيند.
3- دل و ملك به محمودات خوانند در غالب احوال و نفس و شيطان به مذمومات خوانند در غالب احوال.
4- خاطر دل و ملك موافق كتاب الله و سنت رسول باشد و [لی] خاطر نفس و شيطان مخالف كتاب الله و ملك و دل و سنت رسول باشد.
5- خاطر ملك و دل يقين بيفزايد و از خاطر نفس و شيطان شك و ريب پديد آيد.
6- خاطر ملك و دل از جنس خواطري باشد كه نزديك جان دادن باشد و خاطر نفس و شيطان از جنس خواطري باشد كه در وقت تندرستي و كامراني پديد آيد.
7- در وقت خاطر ملك و دل، مشاهده صافيتر شود و تيرگي برود و[لي] خاطر نفس و شيطان به جز تيرگي و گراني دل طبعي نارد».126
در همين ارتباط سيد حيدر آملي اين تفاوتها را به اختصار چنین ذكر ميكند: «هر خاطري كه موجبات خير و صفاي باطن را فراهم كند به طوري كه با سرانجام نيك همراه بوده و به سرعت تغيير نپذيرد و نيز بعد از ورود خود توجه كامل به حضرت حق و لذت با ارزش شوق در عبادت را در پي داشته باشد، خاطر ملكي يا رحماني است و هر آن خاطري كه به بدي و تيرگي باطن منجر شده و در جهت عكس پيامدهاي فوق باشد، خاطر شيطاني و نفساني است».127 همچنين ايشان تفاوت ديگري بين اين دو دسته خواطر ميشمارد و ميگويد هر خاطري كه از سمت راست يا روبرو (پيش) وارد شود، الهي و ملكي و هر آنچه از سمت چپ يا پشت ظاهر شود، شيطاني و نفساني است؛ البته توضيح ميدهد كه اين ضابطه كلي نيست، چون شيطان از تمام جهات امكان ورود دارد؛ همانطور كه در قرآن آمده است: «ثم لاتينّهم من بين ايديهم و من خلفهم و عن ايمانهم و عن شمائلهم و لا تجد اكثرهم شاكرين».128و129
ابو حامد غزالي به مغالطه‏اي كه در بروز خواطر احتمال وقوع دارد، اشاره مي‏كند؛ به اين معنا كه گاهي خاطري رحماني سالك را از روي امتحان دعوت به شرّ مي‏كند و نيز خاطري شيطاني از روي سنت استدراج شخص را به خير فرا مي‏خواند. وي در ادامه ملاك‏هايي را براي شناخت مصادر خواطر شري كه معلوم نيست از سوي خدا باشد يا شيطان، مطرح مي‏كند و مي‏گويد اگر خاطر شرّ بر يك حالت مصمم و ثابت باشد، ممكن است از سوي حق يا نفس باشد ولي اگر در تردد و متغير باشد از شيطان است. ديگر آنكه اگر خاطر پس از انجام گناهي واقع شود از سوي حق است و عقوبت آن گناه محسوب مي‏شود، ولي اگر ابتدائاً و بدون فعل گناه باشد از شيطان است.
ملاك ديگر تشخيص خواطر آن است كه خاطر شرّ نفساني با ذكر حق از بين نخواهد رفت، چون در كار خود مصمم است؛ اما خاطر شيطاني توسط ذكر از بين رفته يا ضعيف مي‏شود. غزالي همچنين براي تمييز خاطر خير صادر شده از شيطان و خداوند ويژگي‏هايي را ذكر مي‏كند و مي‏گويد خاطر ظاهراً خير شيطاني موجب نشاط، تعجيل، امنيت و غفلت از عاقبت خواهد شد و خاطر خير رحماني عكس اين نشان‏ها را دارد.130
غزالي در جايي ديگر اشكال ورود خاطرات شيطاني را كه به عنوان وسواس از آن ياد ميشود به سه طريق ذكر ميكند و همچنان كه در سطور بالا ذكر شد، ميگويد:
1- گاهي خاطر به شكل تلبيس به حق و خيرخواهي و يا ترغيب به عجب از عمل بروز ميكند كه اگر شخص با توجه به خدا و كتاب او خود را از این گونه خواطر رها كند، شيطان عقب‏نشيني خواهد كرد.
2- گاهي وسواس با انگيزاندن شهوات و هواي نفساني همراه است كه البته اين نوع خواطر براي بنده به راحتي قابل تشخيص است.
3- برخي وسوسهها به نفسِ ايجاد خواطر موضوعيت دارند و منجر به عمل يا حالتي در انسان نخواهند شد. مانند خاطرهاي پي در پي كه هنگام اقامه نماز سراغ نمازگزار ميآيند كه البته مهار و رفع آن گرچه محال نيست، ولي دشوار است و به همين سبب رسولالله(ص) فرمود: «من صلّي ركعتين لم يحدث فيهما نفسه بشيء من امر الدنيا غفر له ما تقدم من ذنبه».131و132
محمد داوود قيصري با تقسيم خواطر به جنّي، ملكي و رحماني درباره تشخيص آنها از يكديگر به لحاظ افعالي كه از آنها صادر ميشود، اينگونه معيار مصداقي به دست ميدهد مبني بر اينكه انجام امور دنيايي مانند احضار چيزي مادي از غيب مانند احضار ميوه تابستاني در زمستان ناشي از خواطر جنّي است، اما اطلاع دادن از ضماير و انديشههاي اشخاص از خاطر ملكي است. خاطر رحماني منجر به تصرف در عالم ملك و ملكوت و انجام اعمالي چون زنده كردن، ميراندن و وارد كردن مريد طالب به عوالم ملكوت ميشود.
وي طي يك ملاك كلي، هر آنچه از خواطر كه موجب خير شده، با آرامش همراه باشد، زود زوال نپذيرد و توجه تام به حق و لذت و رغبت در عبادت را در پي داشته باشد، ملكي و رحماني و هر آنچه غير از آن باشد در زمره خواطر شيطاني محسوب ميكند.133

2-4-2- فرق خواطر چهارگانه
در یک نگاه کلی میتوان اين خواطر (حقاني، ملكي، نفساني، شيطاني) را در دو بخش دوتايي مورد بررسي قرار داد، زيرا خاطر حقاني و ملكي به لحاظ ويژگيها، كاركرد و منشأ ورود، در يك قطب قرار دارند و خاطر

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد and، of، the، investment Next Entries پایان نامه با کلید واژه های انفعالات نفس، قبض و بسط