پایان نامه با کلید واژه های امام صادق، رفتارهای اخلاقی، واجب الوجود، مصالح مرسله

دانلود پایان نامه ارشد

صادق(ع) بود. به تحریک چند نفر از اطرافیان خود در مسجدالحرام به مناظره با حضرت پرداخت. پس از آنکه در مناظره مغلوب ایشان شد رو به اطرافیان خود کرده و گفت: من از شما خواستم فرشی گسترده برای من بیابید (که پایمال و زیر دست من باشد) ولی شما مرا بر اخگری سوزان انداختید. یعنی من میخواستم مرا به بحث و مناظره با کسی بفرستید که مقهور دست من باشد و شما مرا گرفتار چنین دانشمندی کردید که در برابرش نیروی مقاومت نداشته باشم.(مفید، 1384: 282)

5-4-4 شیوه مناظرات امام صادق(ع)
عصر امام صادق(ع) عصر برخورد اندیشهها و پیدایش فرق و مذاهب مختلف بود و در اثر برخورد فرهنگ و معارف اسلامی با فلسفهها و آرای فلاسفه و دانشمندان یونان، شبهات و اشکالات گوناگونی پدید آمده بود. از این رو امام صادق(ع) جهت معرفی اسلامی و مبنانی تشیع، مناظرات متعدد و پرهیجانی با سران و پیروان این فرقهها و مسلکها داشت. امام صادق(ع) در هنگام بحث و استدلال به مدعی مجال اقامه برهان و اثبات حجت میداد. در این میان هرچند سخنان باطل و ناستوده میشنید، خشمگین نمیشد و کلام مدعی را قطع نمیکرد، بلکه پس از پایان گفتار وی لب به سخن میگشود و در رد گفتار او به استدلال میپرداخت و وی را به حجت خویش ملزم مینمود. با بررسی و تحلیل مناظرات امام صادق(ع) با دیگر اندیشمندان، شیوههای مختلف آن حضرت در مناظراتشان استنباط میگردد که در این قسمت هر شیوه ارائه خواهد شد.
5-4-4-1 دعوت به توحید و اثبات وجود خدا
همه انبیاء و اولیای الهی به بیان توحید اهتمام داشتند. سادهترین طریق درس توحید همان است که خداوند متعال در قرآن بیان فرموده و آن پی بردن از راه آثار، از مصنوع به صانع و از مخلوق به خالق است.(حسینی میرصفی، 1384: 218)
5-4-4-2 پاسخهای کوتاه
گاهی حضرت با پاسخی کوتاه و مستدل، به سوالات مختلفی که در طول مناظرات پرسیده میشد سوال کننده را مجاب مینمود.(همان: 221) به عنوان نمونه به تعدادی از مناظرات حضرت به این سبک اشاره میشود:
آیا روح مانند نور است؛ یعنی بعد از مردن دوباره به جسم بر میگردد؟
– اگر سنگ و آهن را به هم بزنید، آتش در میان این دو جسم ساطع میشود. پس آتش در اجسام، ثابت و نور ذاهب است. روح نیز به حکم قادر متعال جسمی رقیق است که ملبس به لباس و قالب و تراکم شده است. وقتی روح به امر خدا از بدن خارج میشود هرگز به جسم شخص میت مراجعت نمیکند.
آیا روح نیز صفت سبکی و سنگینی وزن را دارد؟
– روح مانند باد است در مشک؛ اگر مشک مملو از باد شود به وزن آن افزوده نمیشود و اگر باد از آن بیرون آید کموزنی در آن به وجود نمیآید. روح هم سنگینی و وزن ندارد.
آیا اعمال را وزن میکنند؟
– اعمال جسم نیستند. اعمال صفت افعال است و چیز دیگری نیست و صفت شیء هم وزن نمیشود. کسی چیزی را وزن میکند که به عدد اشیاء و سبکی و سنگینی آنها آگاه نباشد اما بر خداوند متعال هیچ چیز مخفی و پوشیده نیست.(همان: 224-223)
5-4-4-3 استدلال عقلی و منطقی
امام صادق(ع) در بسیاری از مناظرات از استدلالهای عقلی استوار برای آسیبپذیر کردن مشکوکات طرف مقابل استفاده میکردند. ایشان در ارائه استدلالات خود برای قانع کردن طرف مقابل تدرج داشتند. به این صورت که پس از مقدمهچینی شخص را از مرحله انکار به مرحله شک آورده و حاصل آن نیز چنین است که امام در موارد زیادی به مخاطب میفرماید: «چرا شما بر آنچه ندیدهاید، حکم صادر میکنید؟» ابنابیالعوجاء درباره امام صادق(ع) میگوید: «به اندازهای آثار قدرت خدا را که من در خود مییافتم بیان کرد که نزدیک بود خدا را به من نشان دهد و با هر که سخن میگفتم مرعوب نگردیدم چنانکه در محضر وی مرعوب شدم.»(همان: 223) زندیقی از امام پرسید: «مخلوق کدام است؟» حضرت در پاسخ میفرماید: «ما میگوییم هر امر موهومی که به حواس ما در آید مخلوق است و چون مخلوق است ناچار باید صانعی داشته باشد و چون موجودات مصنوع هستند، پس صانع غیر از آنهاست و مثل آنها نخواهد بود؛ چرا که اگر مانند خود مصنوعات باشد در ظاهر و ترکیب و تالیف مانند مصنوعات و مخلوقات خواهد بود.(همان: 227)
5-4-4-4 ایجاد صورتهای مختلف برای مدعای فرد مقابل
امام صادق(ع) اگر با مسئله یا مطلبی که از جنبهها و ابعاد مختلف، احکام متعددی پیدا میکرد مواجه میشد، پس از شنیدن ادعای خصم، در اولین سخنان خود ادعای فرد مقابل را به صورتها و احتمالات مختلف تقسیم مینمود و با تجزیه و تحلیل دقیق، آنها را باطل میکرد. از این شیوه به عنوان روش استدلالی «سبر و تقسیم» سخن به میان میآید.
چرا تعداد صانع در جهان جایز نمی باشد؟
– حضرت می فرماید این سخن که می گویی خالق و صانع جهان چرا دو تا نباشد، یا هر دو قدیم و قوی اند، یا هر و ضعیفند و یا یکی ضعیف و دیگری قوی است. اگر هر دو قوی باشند چرا هر کدام با دیگری مبارزه نمی کند تا در الوهیت و ربوبیت یگانه شود و اگر یکی قوی و دیگری ضعیف است ثابت می شود که خدای منان همان صانع قوی و قادر است که یکی است. اگر دو خدا وجود داشته باشد یا هر دو با هم متفقند و یا متفرقند که در هر صورت موجبات فساد نظام عالم و مخلوقات و موجودات آن را فراهم می کند ولی چون خلایق انتظام دارند و اختلاف لیل و نهار وشمس و قمر همه موافق مقدرات می باشد، همه اینها دلیل بر بصیر بودن مدیر واحد دارد.(همان: 229) امام(ع) در جواب شخص دیگری که خواستار اقامه دلیل برای آفریننده و صانع بود فرمود:
وجود خودم دلیل بر وجود صانع است زیرا بر حسب تصور از دو حال خارج نیست:
الف. خود صانع خود باشم. بنابراین دو صورت محتمل است: در حالی که بوده ام خود را آفریده باشم و در حالی که نبوده ام خود را آفریده باشم. صورت اول باطل است چرا که بدیهی است آفریدن چیزی که هست(موجود)، تحصیل حاصل و محال است. صورت دوم نیز باطل است؛ زیرا بدیهی است که چیزی که نیست(معدوم)، نمی تواند چیزی را بیافریند.
ب. غیر مرا آفریده است. بنا بر این فرض، آن غیر اگر مانند خودم باشد همین اشکال بر او نیز وارد است. پس بناچار صانع من باید موجودی باشد که مانند من نباشد؛ یعنی واجب الوجود و قدیم باشد و او رب العالمین است.(همان: 231)

5-4-4-5 رعایت ادب
امام صادق(ع) ضمن گفتگو با گروههای مختلف با استفاده از واژههای مودبانه و احترامآمیز آنها را مورد خطاب قرار میداد. مثلا هنگامی که زندیقی از مصر برای مناظره با حضرت به مدینه آمده و بعد از آن به مکه آمده بود، حضرت او را این چنین خطاب میکند: «ای برادر اهل مصر!» و نتیجه مناظره وی با امام این بود که زندیق ایمان آورد و امام یکی از اصحاب خود به نام هشام بن حکم را مامور تعلیم آداب و شرایع اسلام به وی کرد. (همان: 232-231) باید اذعان نمود در اکثر موارد، مناظره به تنهایی موجب تسلیم محکوم در برابر عقیده ائمه نمیشد، بلکه رفتارهای اخلاقی و محبتآمیز ائمه و احترام به مخاطب مناظره موجب اقناع فرد مناظره شونده و پذیرش حق میشده است.(واسعی و دیانی، 1386: 115-114) یکی از یاران امام صادق(ع) در حرم پیامبر(ص) مشغول نماز بود. در همین حین متوجه ابنابیالعوجاء شد که از زنادق آن زمان به شمار میآمد. او با یاران خود مشغول صحبت بود و ضمن سخنانش درباره پیامبر(ص) گفت: «ببین این مرد چه کرده و چگونه به گردن مردم مهار انداخته که در پنج وقت از شبانه روز این جماعت به پیامبری او شهادت می دهند.» مفضل خشمگین شد و با او به غضب سخن گفت. ابن ابی العوجاء پاسخ داد: «تو اگر از اصحاب جعفر بن محمد هستی بدان که او با ما اینگونه سخن نمی گوید! ما شبیه این سخنان را در حضور او می گوییم و او در نهایت آرامش سخنان ما را گوش می کند و سپس با سعه صدر پاسخ ما را می گوید و اهانت نمی کند.(مفضل، 1404ق: 5)
5-4-4-6 باطل کردن مدعای فرد با استفاده از کلام وی
برای باطل کردن مدعای خصم از دو طریق می توان عمل نمود:
– صفتی در سخن طرف مقابل واقع شود به کنایه از چیزی که حکم خاصی از آن اثبات گردیده و شخص آن حکم را برای آن شیء اثبات نماید.
– حمل لفظی که در سخن دیگری آمده برخلاف مراد و منظور او؛ در صورتی که با ذکر متعلق آن حمل را بپذیرد.
از هشام بن حکم روایت شده که گفت:
ابوشاکر دیصانی گفت در قرآن آیه ای است که دیدگاه ما را تقویت می کند. گفتم کدام آیه؟ گفت آیه ای که می گوید: «و او کسی است که در آسمان اله است و در زمین اله است.» من پاسخش را ندانستم. تا به حج رفتم و امام صادق(ع) را از آن آگاه ساختم. امام فرمود: «این سخن زندیقی خبیث است! هرگاه به سوی او بازگشتی به او بگو نام تو در کوفه چیست؟ او می گوید فلان. بگو نام تو در بصره چیست؟ او می گوید فلان و تو بگو پروردگار ما نیز به اینگونه هم در آسمان اله نامیده می شود و هم در زمین و هم در دریا. او در همه مکانها اله نامیده می شود.(بحارالانوار به نقل از حسینی میرصفی، 1384: 231)
5-4-4-7 قرار گرفتن در جایگاه پرسشگر
امام صادق(ع) در برابر شبهاتی که زنادقه ایجاد می کردند به جای استدلالهای پیچیده با طرح سوالاتی ساده و بیدار کننده، مخاطب را به عجر می کشاند و این همان چیزی است که در شیوه مناظرات حضرت ابراهیم(ع) در برخورد با نمرود مشاهده شد.(همان: 234) ابن ابی العوجا به خدمت امام صادق(ع) رسید. امام از او پرسید «آیا تو مصنوعی؟» او نیز در پاسخ گفت: «من مصنوع نیستم!» حضرت از او می پرسد: «اگر مصنوع نیستی پس چه هستی و اگر مصنوع بودی چگونه بودی؟»(بحارالانوار به نقل از همان: 235)
5-4-4-8 تذکر دادن به امور ملموس در زندگی
از هشام بن سالم روایت شده که گفت: «به امام صادق گفته شد پروردگارت را به چه شناختی؟ حضرت فرمود به فسخ تصمیم ها و نقض اراده ها. تصمیم گرفتم آن را برهم زد و اراده کردم آن را گسست.» امام صادق(ع) در این پرسش و پاسخ با تذکر دادن به امور ملموس در زندگی انسان بر ربوبیت «الله» و حضور تدبیر الهی در حیات بشر استدلال کرده است.(بحارالانوار به نقل از حسینی میرصفی، 1384: 236-235)
5-4-4-9 رد قیاس و رای
پس از آنکه اسلام گسترش یافت، گروههای مختلف و به تبع آن افکار و پیچیدگیهایی در اذهان به وجود آمد که از نصوص رسیده راه حلی برای آن وجود نداشت. لذا به ناچار به غیر از کتاب و سنت به دلایل و وسایل دیگری از قبیل استحسان، قیاس و انواع ادله اجتهادی رجوع می کردند. از این رو در عصر امام باقر و امام صادق علیهماالسلام فعالیتهایی آغاز شد مکاتبی که به رای و گاهی به قیاس و استحسان تکیه داشتند توسعه و گسترش یافت. این جریان ها با خط مرجعیت اهل بیت اختلاف داشتند و در این راستا اهل بیت عهده دارد پاسخ گویی به ادعاهای آنان شدند و با پاسخ گویی به این خطوط فکری، خصوصیات و ویژگیهای مذهبشان را که دارای مرکزیت و قدرت است، تایید کردند. ابوحنیفه و پیروان مکتب او چندین قاعده را برای استخراج احکام به نامهای قیاس، استحسان و مصالح مرسله تعیین نمودند که حقیقت آنها عمل کردن به رای انسان است.(حسینی میرصفی، 1384: 238-237)
در یکی از مناظرات امام(ع) با ابوحنیفه که پیشوای مکتب قیاس بود چنین آمده است:
– به نظر تو کشتن کسی به ناحق مهمتر است یا زنا؟
– کشتن کسی به ناحق.
– (بنابراین اگر عمل به قیاس صحیح باشد) پس چرا برای اثبات قتل دو شاهد کافی است ولی برای ثابت نمودن زنا چهار گواه لازم است؟! آیا این قانون اسلام با قیاس توافق دارد؟!
– نه!
– بول کثیفتر است یا منی؟
– بول!
– پس چرا خداوند در مورد اول مردم را امر به وضو کرده ولی در مورد دوم دستور داده غسل کنند؟! آیا این حکم با قیاس توافق دارد؟!
– نه!
– نماز مهمتر است یا روزه؟
– نماز!
– پس چرا بر زن حائض قضای روزه واجب است ولی قضای نماز واجب نیست؟! آیا این حکم با قیاس توافق دارد؟!
– نه!
– آیا زن ضعیفتر است یا مرد؟!
– زن!
– پس چرا ارث مرد دو برابر زن است؟! آیا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های نهی از منکر، امر به معروف، امام صادق، خواجه نصیرالدین طوسی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های امام صادق، زمان پیامبر، اسرائیلیات، صفات خداوند