پایان نامه با کلید واژه های امام صادق، ارتباطات آیینی، انتقال اطلاعات، زندگی روزمره

دانلود پایان نامه ارشد

ارتباط بيش از اينکه ابعاد انتقالي داشته باشد واجد ابعاد آييني است. در اين شرايط، ارتباط نه به گسترش پيامها بعد مکاني، بلکه به حفظ جامعه در بُعد زمان معطوف است؛ نه عمل ابلاغ اطلاعات بلکه بازنمود باورهاي مشترک است. اگر الگوي اوليه ارتباط با ديدگاه انتقالي، گسترش پيامها در واحد جغرافيايي به منظور مهار کردن است، در «الگوي جديد» ارتباط به تعبیر جیمز کری، نوعی مراسم و مناسک است که انسان ها را با رفاقت و اشتراک گردهم مي‌‌آورد و این همان حراست نظم اجتماعی است.(کري، 1376) در این دیدگاه، ارتباطات ساز و کاری برای اطلاعرسانی نبوده بلکه نمادی از اعتقادات مشترک است. اگر الگوی غالب در ارتباطات به عنوان ساز و کاری برای انتقال اطلاعات، همانا انتقال پیام در بعد جغرافیایی به منظور اعمال کنترل مردم است، در دیدگاه آیینی نسبت به ارتباطات این الگو نوعی مراسم مقدس برای نزدیکتر کردن افراد با تکیه بر نقاط مشترک به حساب میآید. پس از منظر این مکتب، نمود اصلی و عالی ارتباطات تنها انتقال دادهها نیست بلکه هدف آن ساخت و حراست از یک دنیای فرهنگی معنادار و منظم است که قادر به کنترل و مهار فعالیتهای بشریت باشد.(بشیر، 1388: 259) در حقیقت ارتباطات از نگاه این مکتب بازنمای تمام عیاری از فرهنگ جامعه است.
علاوه بر مسائل فوق، گیدنز قرابت و همسازي با ارتباطات ديني را از دیگر مزیتهای اصلی ارتباطات آینی برمیشمارد(گیدنز32 به نقل از مير عابديني، 1388: 28) و البته این امر چندان نیز دور از واقعیت نیست. مناسک دینی از جمله اصلیترین و قویترین آیینهای انسانی محسوب میشوند. اصليترين زمينه‌هاي شکل‌گيري آيين، رفتارهاي مذهبي‌اند. البته نباید از نظر دور داشت که وسعت و گسترة رفتار آييني بسيار فراتر از اين حوزة خاص است و بيشتر گروهها، فرهنگها و خردهفرهنگهای اجتماعی به نوع و شکلي اعمال آييني دارند.
آیین وسیلهای برای مشارکت فرد در امور بزرگتر، نظمهای وسیعتر و واقعیتهای بنیانیتر است. در بسترهای متفاوت، از دین گرفته تا ملیگرایی، از روابط اجتماعی گرفته تا الزامات سازمانی، آیینها ما را در ارتباط با آن آرمانها، ارزشها، حقایق، روایتها و معانیایی قرار میدهند که بزرگتر از ما هستند و با عظمت خود، زندگی ما را غنی میکنند. در آیین و از منظر آن، این آرمانها جدیتی مبرهن دارند چرا که به مثابه چیزهایی که پیش از مواجهه ما و پس از آن وجود داشتهاند و خواهند داشت و در واقع به عنوان چیزهایی که خارج از قلمرو معمول ما قرار دارند ظاهر میشوند. ترنر توصیفاتی شبیه به این دارد: «آیین در تعریف وسیع آن فعالیتی است که موجب گذار و انتقال آدمی از جهان فانی به جهان دیگری میشود که در آن هر روز زندگی متحول میگردد. اغلب تحولاتی که مناسک ایجاد میکنند، فوق امور نمادین است. مناسک به زندگی روزمره آدمی نیز تسری پیدا میکنند و مردم را بر آن میدارند تا جهان را با نگاهی نو بنگرند و با مشی تازهای در آن به فعالیت بپردازند. مناسک، مبانی تجربه شدهای را متحول میکنند که مردم زندگی روزمره خود بر آن بنا مینهند.»( ترنر33، 1974 و 1985 به نقل از هوور و لاندبای، 1385: 243) از طریق آیینها، روند یکنواخت هستی و گردش صرف زمان دارای نوعی نشان و برچسب دینی میشود که بدان معنایی خاص میدهد. عینیت تام این بیانهای نظری و تئوریک در آیینها و مناسک دینی دیده میشود. از همین رو هم هست که رودنبولر چنین نگاهی به ارتباطات را متاثر از دین تعریف میکند.(رودنبولر، 1387: 234-233)
برحسب آنچه عنوان شد، انسانها با اجرای آیین وابستگی و پیوستگی فرهنگی و معنایی خود را به یک گروه بزرگتر اعلام میکنند. پس تمامی صور آیین، ارتباطاتی هستند. شدت ارتباطی بودن آیینها به گونهای است که اسکچنر34 اساسا آن را نمایش یک فعل میداند.(اسکچنر، 1977، 1987 به نقل از هوور و لاندبای، 1385: 243) در حقیقت صور و اشکال آیینی علاوه بر آنکه شناسنامه هویتی افراد انسانی محسوب میشوند، از بعدی دیگر متون و پیامهایی هستند که خوانده و تفسیر میشوند. این همان بیان لیچ است که اعتقاد دارد آیین همواره شیوهای از گفتن است.( لیچ35، 1968 به نقل از رودنبولر، 1387: 111) هر کس که آیینی را اجرا میکند، دستکم تلویحا میپذیرد که رفتار طراحی شده او به شکل نمادین، معنادار و موثر است. چنین است که مشارکتکنندگان در آیین، اعمالی نمادین انجام میدهند و از نمادهایی برای نیل به اهدافی اجتماعی استفاده میکنند.(رودنبولر، 1387: 70) آیینها نمودهای عینی یک کل در هم تافته فرهنگی و معنایی هستند.
برجستهترین ویژگی مناسک این است که مثل یک چارچوب عمل میکند. مناسک نوعی مرزبندی ارادی و آگاهانه است. در جریان اجرای مناسک، بخشی از رفتار یا تعامل آدمیان یا جنبهای از زندگی اجتماعی یا مقطعی از زمان انتخاب و در مورد آن تامل و ژرفاندیشی میشود.(مایرهوف36، 1977 به نقل از هوور و لاندبای، 1385: 156) دیدگاه آیینی به ارتباطات فرایندهای انتقال اطلاعات یا تغییر تفکر را کنار نمیگذارد. این دیدگاه معتقد است که هیچکس نمیتواند این فرایندها را به خوبی درک کند مگر آنکه این فرایندها در قالب نگرش آیینی به ارتباطات و نظم اجتماعی مطرح شوند.(کری، 1989 به نقل از بشیر، 1388: 29)

2-6-4 چارچوب نظری ارتباطی تحقیق
پس از مطالعات اجمالی اولیه تاریخی حول سیره تبلیغی امام صادق(ع) مشخص گردید که سیره ایشان به تنهایی در هیچ یک از مکاتب فوق نمیگنجد. بر اساس مستندات تاریخی که در ادامه پژوهش ارائه خواهد شد، اقدامات آن حضرت در نشر و گسترش معارف اسلامی در یک نگاه کلان در دو مکتب انتقالی و آیینی میگنجد. بر همین اساس چنانچه خواسته باشیم سیره تبلیغی آن حضرت را با توجه به دستهبندیهای موجود تقسیمبندی کنیم، باید اذعان داشت مشی ایشان در نشر و گسترش معارف اسلامی تلفیقی از مکتب انتقال و مکتب آیینی است. البته این بیان به معنای خطکشی دقیق در سیره تبلیغی امام صادق(ع) نیست که مثلا یک روش تبلیغی انتقالی محض و روش دیگر، آیینی محض است. بلکه بدین معناست که تلفیقی ارگانیک دو مکتب آیینی و انتقالی در شیوه تبلیغی آن حضرت به چشم میخورد که در یک نگاه کلان، گاه کلیت آن روش انتقالی و گاه آیینی است. بطور مثال مجالس عزاداری از شیوههایی است که آن حضرت برای نشر معارف اسلامی مورد استفاده قرار میدادند. کلیت این مجالس بیش از آنکه انتقالی باشد، مبنایی آیینی دارد و از مجموع شواهد تاریخی آنگونه بر میآید که بیش از آن کارکرد انتقالی آن مد نظر امام باشد، کارکرد آیینیاش مطمح نظر بوده است. به عبارت دیگر، هدف مجالس عزاداری حفظ پیوستگی هویتی بدنه شیعه با اهلبیت بوده است اما این بیان به آن معنا نیست که در این مجالس، مواردی نظیر وعظ و خطابه و آگاهیبخشی عمومی که در مکتب انتقالی توجیه میشوند، جایی نداشته باشند. روح حاکم بر مجالس عزاداری، وجههای آیینی دارد اما در بطن این نوع از ارتباطات آیینی، آگاهیبخشیهایی از جنس ارتباطات آیینی صورت میپذیرد. از همین رو عنوان شد مبنای نظری اتخاذ شده برای تحقیق، ترکیبی ارگانیک از مکتب انتقالی و آیینی است. البته به نظر نگارنده و مبتنی بر استناداتی که در ادامه تحقیق عرضه میگردد، سهم ارتباطات آیینی در سیره تبلیغی آن حضرت بیشتر است.
ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که همین که عنوان میشود سیره تبلیغی امام صادق(ع) در هیچ یک از مکاتب فوق نمیگنجد، نشاندهنده آن است که مکاتب فعلی ارتباطات برای توجیه وطبقهبندی یک رویداد مهم در تاریخ شیعه خلأ نظری دارند. برای تبیین یک جریان تاریخی باید دست به ترکیب و تلفیق مکاتب موجود بست. به نظر نگارنده نفس این تلفیق حاکی از آن دست که احتمالا باید مکاتب دیگری برای دستهبندی نظری سیره تبلیغی ائمه وضع کرد که قدرت تحلیل واقعیتهایی از این دست را داشته باشند. شاید این دست تلفیقها و ترکیبها مقدمهای برای طرح مکتب درخور اقدامات امام صادق(ع) باشند.
علاوه بر مسأله باید اذعان داشت شیوه تبلیغی آن در حضرت در نشر معارف از جمله ارتباطات سنتی محسوب میشود. برحسب تعریف، ارتباطات سنتی آن دسته از ارتباطات انسانی را شامل میشود که متکی بر ارتباطات چهره به چهره بوده و پیش از ظهور وسایل ارتباط جمعی نوین، ارتباطات اجتماعی را محقق ساخته است و پس از ظهور رسانههای مدرن نیز کارکردهای خود را در جهت رفع نیازهای ارتباطی مردم استمرار بخشیده است. بر این اساس ارتباطات سنتی بر مبنای محتوا تعریف نمیشود و این ویژگی رسانههای مورد استفاده و قدمت آن در دوره پیش از رسانههای مدرن چاپی است که ملاک تمیز این نوع از ارتباطات خواهد بود. ناصر باهنر در این زمینه مینویسد: «منظور از رسانههای سنتی اسلامی آن دسته از وسایط ارتباطی است که با اتکا بر ارتباطات چهره به چهره، پیامهای اسلام را به عنوان کارکرد اصلی خود به مخاطبان منتقل میکنند. قدمت این رسانهها به پیش از دوره ظهور رسانههای مدرن چاپی باز میگردد. مسجد و منبر، مجلس دعا و روضهخوانی، زیارتگاه، حسینیه، تکیه، مهدیه، فاطمیه، هیأتهای مذهبی، تعزیه، مکتبخانه و حوزه علمیه، نماز جمعه و از این دست و حتی خانواده را باید از جمله رسانههای سنتی بدانیم.»(باهنر، 1387: 85-84) با این وصف، تبلیغ و سیره تبلیغی امام صادق(ع) را به چند علت میتوان بخشی از حوزه ارتباطات سنتی محسوب کرد. نخست آنکه شیوههای تبلیغی آن امام به دوره پیش از رسانههای مدرن چاپی باز میگردد. دیگر آنکه اتکای اصلی آن حضرت در نشر و گسترش معارف اسلامی مبتنی بر ارتباطات چهره به چهره انسانی بوده است. دلیل سوم آنکه پارامترهایی نظیر مسجد، حج، مجالس عزاداری و نظایرهم در شیوه تبلیغی آن حضرت سهم به سزایی دارد.

2-6-5 مبانی نظری مخاطب‌شناسی
مفهوم مخاطب در روزهاي نخست گسترش پژوهش هاي ارتباطات جمعي، به جمع دريافت كنندگان همزمان در نقطه پايان فرآيند خطي انتقال اطلاعات اطلاق مي شد. اين مخاطبان معمولاً هدف تبليغات و اثرگذاري رسانه ها يا عامه مردمي بودند كه اخبار و برنامه هاي سرگرم كننده رسانه ها را مي خريدند. برداشت فوق از مخاطبان به تدريج جاي خود را به نگرشي از دريافت كنندگان رسانه ها داد كه كم و بيش فعال، مقاوم در برابر اثرات رسانه ها و در پي علايق و خواسته اي خويش- با توجه به زمينه هاي فرهنگي و اجتماعي خود- بودند. فرآبند ارتباطي نيزبويژه بعنوان فرآيندي مشاوره اي، دوسويه و تعاملي، مجدداً مفهوم بندي شده است. اين باور كه مخاطبان هدفي ثابت و بي تحرك در برابر فريبكاري و اثرگذاري رسانه ها هستند امروز بي اعتبار است. از هر زاويه اي كه به مساله گزينش و استفاده از رسانه ها بنگريم، و در اهميتي كه مخاطبان براي رسانه ها قايل مي شوند، مي توانيم تاثير قوي و حتي تعيين كننده عوامل اجتماعي و موقعيتي را مشاهده نمائيم. رسانه هاي جمعي نوعاً توسط مخاطبان شان در درون چارچوب پيچيده اي از انتظارات و قضاوت ها در نظر گرفته مي شوند و اين انتظارات و قضاوت ها هم از ويژگي عمومي و اجتماعي رسانه ها اقتباس مي شوند و هم از اهميت رسانه ها در زندگي روزمره مخاطبان و لذتي كه مي توانند به مخاطبان خود بدهند.
كثرت رسانه ها و كانال هاي رسانه اي باعث شده است كه توجه به منابع رسانه اي آنچنان متنوع و در جهات مختلف پراكنده شود كه ديگر سخن گفتن از يك مفهوم واحد از مخاطبان جمعي رسانه ها هيچ قابل توجيه نيست. شايد بتوان گفت بزرگترين تغيير بوجود آمده در نتيجه ظهور رسانه هاي جديد اين بوده كه اصلاً مخاطبي به معناي قديم نظاره گر ندارند. مخاطبان را در انواع و مقوله هاي مختلفي مي توان تعريف نمود: هواخواهان رسانه اي، گروه هاي اجتماعي و سياسي، گروه هاي قومي، اجتماعات محلي، مصرف كنندگان اطلاعات، گروه هاي داراي علايق خاص، خرده فرهنگ ها، شيوه هاي زندگي، فرهنگ هاي سليقه، اجزاي بازار و امثال آن.
 پيچيدگي و تنوع شكل گيري مخاطبان از هرگونه بيان ساده يا تشريح واحد جلوگيري مي كند. بطور قطع مي توان چنين نتيجه گيري كرد كه مخاطبان به ندرت همان هستند كه مي نمايند. مخاطبان غالباً جمع هاي متغيري هستند كه مرزهاي مشخصي ندارند.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های نظم اجتماعی، ارتباطات آیینی، ایدئولوژی، انتقال اطلاعات Next Entries پایان نامه با کلید واژه های مصرف کنندگان، گروه های اجتماعی، گروه اجتماعی، مصرف رسانه ای