پایان نامه با کلید واژه های امام صادق، معرفت نفس

دانلود پایان نامه ارشد

نزديكتر و بلكه تا زمان فعلي آن، هم نقطه‌هاي درخشان و روشن دارد و هم گوشه‌هاي تاريك، چرا كه در تاريخ عرفان، هم پارساياني بوده‌اند و هم مدعيان دروغين و شياد؛ علامه طباطبائي، پديد آمدن گروهي سودجو و شياد در لباس اهل تصوف را ناديده نگرفته، مي‌گويد:
هر شأني از شئون زندگي كه عامه مردم با آن سروكار دارند وقتي اقبال نفوس نسبت به آن زياد شد، و مردم عاشقانه به‌سوي آن گرويدند، قاعده كلي و طبيعي چنين است كه عده‌اي سودجو و حيله‌باز خود را در لباس اهل آن مكتب و آن مسلك درآورده، و آن مسلك را به تباهي مي‌كشند و معلوم است كه در چنين وضعي همان مردمي كه با شور و عشق روي به آن مكتب آورده بودند، از آن مكتب متنفر مي‌شوند.754
دورافتادن از اهل‌بيت(، مهمترين عامل آسيب‌زا در تصوف: در آسيب‌هاي تصوف و صوفيه بايد گفت: گرچه اكثر صوفيه، هرچند سني مذهب، محبّ اهل‌بيت( و علوي مشرب‌اند، اما تأثيرات اعتقادات كلامي و فقهي را در عرفان اين مذاهب، نمي‌توان ناديده گرفت. نمونه‌اي از اين تأثيرات را در تفاوت كار غزالي و فيض كاشاني در كتاب احياء العلوم و تهذيب الاحياء مي‌توان ديد. غزالي در ربع عادات كتابي با عنوان آداب السماع و الوجد دارد. فيض كاشاني كه با نگرش شيعي به تهذيب احياء العلوم غزالي پرداخته مي‌گويد: من به‌جاي كتاب آداب السماع و الوجد پس از كتاب آداب زندگي و اخلاق نبوت، كتاب آداب تشيع و اخلاق امامت را قرار مي‌دهم؛ زيرا سماع و وجد از مذهب اهل‌بيت( نيست.755
علامه طباطبايي، در تفسير الميزان، پس از بيان نكات مهمي درباره ظهور تصوّف و صوفيان‏ در اسلام و تأثير عميق از تعاليم اهل‌بيت( درسده‏هاي اول، و تحولات اين طايفه و اظهار انتساب غالب آن‌ها به حضرت علي( و شيوع آن تا سده هفتم، درباره انحطاط صوفيه، به مواردي چون بروز بدعت در اين مرام، ادعاهاي نادرست، ايجاد طريقت در برابر شريعت، ترك سنت و اعمال بدعت، سپس بي‌بندوباري‌ها و نارواگويي‌ها، اختراع آدابي مخالف شريعت براي رياضت، گرايش برخي به فساد و سرانجام ظهور امثال قلندريه در ميان آنان اشاره مي‌كند.756
ايشان در گفتگو با هانري كُربن، دو جهت عمده براي اين انحرافات را اين‌گونه اشاره مي‌كند:
اين رويه از دو جهت در نتايج سير و سلوك و محصول مجاهدات معنوي‏شان، نواقصي به وجود آورد: اولًا: نقطه‏هاي‏ تاريكي‏ را كه در متن معارف اعتقادي و عملي داشتند حجاب گرديده و مانع گرديد كه يك سلسله حقايق پاك برايشان مكشوف شده خودنمايي كند و در نتيجه محصول كارشان مجموعه‏اي درآمد كه خالي از تضاد و تناقض نمي‏باشد. كسي كه آشنايي كامل به كتب علمي اين طايفه دارد، اگر با نظر دقت به اين كتب مراجعه نمايد، صدق گفتار ما را به رأي‏العين مشاهده خواهد كرد. وي يك رشته معارف خاصه تشيع را كه در غير كلام ائمه اهل‌بيت(، نشاني از آن‌ها نيست در اين كتب مشاهده خواهد كرد و نيز به مطالبي خواهد برخورد كه هرگز با معارف نامبرده قابل التيام نيست. وي خواهد ديد كه روح تشيع به مطالب عرفاني كه در كتاب‏هاست، دميده شده است ولي مانند روحي كه در يك پيكر آفت ديده‏اي جاي گزيند و نتواند برخي از كمالات دروني خود را به طوري كه شايد و بايد از آن ظهور بدهد، يا مانند آينه‏اي كه به واسطه نقيصه صنعتي گره‏ها و ناهمواري‏ها در سطحش پيدا شود، چنين آينه‏اي صورت مرئي را نشان مي‏دهد، ولي مطابقت كامل را تأمين نمي‏كند. ثانياً: نظر به اين كه روش بحث و كنجكاوي آن‌ها در معارف اعتقادي و عملي كتاب و سنت، همان روش عمومي بود و در مكتب علمي ائمه اهل‌بيت(، تربيت نيافته بودند، نتوانستند طريقه معرفت نفس و تصفيه باطن را از بيانات شرع استفاده نموده و دستورات كافي راه را، از كتاب و سنت دريافت دارند، لذا به حسب اقتضاي حاجت در مراحل مختلف «سير و سلوك» و منازل مختلفه سالكان دستورات گوناگوني از مشايخ طريقت صادر شده رويه‏هايي اخذ مي‏شد كه سابقه‏اي در ميان دستورات شرع اسلام نداشت.757
بنابرين با وجود تأثيرپذيري صوفيه از اهل‌بيت(، عدم توجه و پذيرش مرجعيت مطلق اهل‌بيت( در معارف اعتقادي و معنوي، انحرافاتي عميق در جنبش باطني برخاسته از تعاليم معنوي قرآن و سنت در اكثريت اهل سنت پديدار گشت و اين انحرافات در مقياسي كمتر به شيعه نيز سرايت كرد. اين آسيب‌ها از آن جهت بود كه صوفيه كه غالبا از اكثريت اهل تسنن بودند، همان موجودي اعتقاد و عمل تسنن را زمينه قرار داده، با همان مواد اعتقادي و عملي كه در دست داشتند، شروع به كار نمودند و با همان زاد و راحله عمومي، راه سيروسلوك را در پيش گرفتند.758 بنابرين، عرفان و معنويت، به سبب دور افتادن از حقيقت اصيل خود يعني عرفان اهل‌بيت(، دستخوش آسيب‌هاي مهلكي گرديده است كه در مواردي به ضد عرفان تبديل شده است به تعبير مولوي: از قضا سركنگبين صفر افزود.
جايگاه معارف اهل‌بيت( در آسيب‌زدائي از معنويت: به اعتقاد شيعيه اماميه عرفان اهل‌بيت(، عرفان مطلوب و تصوير كامل و صحيح عرفان است كه بر اساس تعاليم سراسر نور و واقعيت اهل‌بيت( بنا نهاده شده است و عرفان موجود همچون يك جورچين به هم ريخته است كه بايد بر اساس عرفان مطلوب تكميل و اصلاح گردد. در اين جورچين موجود ممكن است برخي قسمت‌ها در جاي صحيح خود نباشد، عناصري حياتي از آن به حاشيه رفته باشد و يا بالعكس، برخي قطعات بزرگ‌تر يا كوچك‌تر از اندازه واقعي خود باشند، قطعاتي از اين مجموعه ناپديد شده و يا به شكل نادرست وارد در اين مجموعه شده باشند. هدف اصلي تكميل، پيرايش و اصلاح عرفان موجود بر اساس تصوير كامل و واقعي آن يعني عرفان اهل‌بيت( است. البته مسلم است كه براي تحقيق در «عرفان اهل‌بيت(» بايد گستره آن را دانست. شناخت اندام‌واره عرفان اهل‌بيت( و نقش هر عضو و ارتباط آن با ساير اعضا بسيار مهم است. همچنين عضو حياتي يعني قلب و مغز آن را بايد تعيين نمود. علاوه بر اندام‌وارگي و عضو گوهري، روح نامرئي حاكم بر آن نيز بايد دانسته شود. با شناخت دقيق عرفان اهل‌بيت( و اشراف كامل بر عرفان موجود مي‌توان به هدف بالا دست يافت.
به طور كلي عرفان اسلامي در خارج از بستر حقيقي آن يعني ولايت و اهل‌بيت(، به علت خارج شدن از تحت تولي، متوليان حقيقي آن، به بيراهه رفته دچار آفات و تباهي خواهد شد، و هر عرفان اصيل و حقيقي را از دست متوليان آن بايد دريافت كرد. هر نوع آسيب‌شناسي و آسيب زدائي هم بايد در همين مجرا باشد. اينكه عرفان گوهري زماني و مكاني نيست و در هر فرهنگ و انديشه سنتي مي‌توان آن را يافت و متولي خاصي ندارد و از غير از مجراي ولايت اهل‌بيت( هم دستيافتني است به عنوان فرضيه مهلكي براي معنويت بود. در اين فرض، مي‌توان به حقيقت عرفان از مجراي مجاهدات فردي يا ولايت اقطاب و اوتاد غير معصوم دست يافت. و از همين مجرا هم قابل آسيب‌شناسي و آسيب زدائي مي‌‌باشد.
نمونه كاملا روشن از آسيب‌زدائي اهل‌بيت( از جريان زهد و معنويت كه بعدها با عنوان تصوف ظهور يافت، به جريان تشرف گروهي از زهاد به همراه سفيان ثوري، به خدمت امام صادق( و طرح برخي ابهامات خود و ابهام‌زدائي حضرت، از برخي عقائد و اعمال صوفيان و زهاد و اصحاب سفيان ثوري اشاره مي‌كنيم؛ خلاصه اين روايت كه در اصول كافي آمده است اينگونه است: سفيان ثوري نزد امام صادق( آمد، امام را در جامه‏هاي سپيدي ديد، به ايشان عرض كرد: راستي كه اين جامه، جامه چون شمائي نيست. امام ( به وي فرمودند: از من بشنو و درك كن و به خاطر بسپار آنچه به تو مي‏گويم؛ زيرا خير دنيا و آخرت تو در آن است، در صورتي كه بر سنت و حق بميري و بر بدعت نميري. سفيان به ظاهر اقناع شد، اندكي بعد، گروهي كه به ظاهر اهل زهد بودند و مردم را به كيش خود يعني زهد فرامي‌خواندند، نزد آن حضرت آمدند و گفتند اين صاحب ما (يعني سفيان ثوري) از سخن شما زبانش بند آمد و دليلي بنظرش نيامد؛ حضرت فرمودند: شما دليلهاي خود را بياوريد، آن‌ها آياتي از قرآن را ذكر كردند، در اين هنگام يكي از حاضران در مجلس گفت: ما با چشم خود ديده‏ايم كه شما به غذاهاي لذيذ تمايل داريد و مردم را به زهد و ترك دنيا دعوت مي‏كنيد، تا خود از آن بهره‏مند شويد. امام صادق( فرمودند: سخناني را كه سودي به حال‏تان ندارد، رها كنيد! آن‏گاه امام به ياران سفيان فرمودند: اي گروه! به من بگوييد: آيا شما ناسخ قرآن را از منسوخش و محكمات قرآن را از متشابهش باز مي‏شناسيد؟ ياران سفيان گفتند: تمام موارد آن را نه! امام ( فرمودند: از همين‏جا هلاك شديد، سپس امام با ادله‌اي از قرآن و سنت نبوي آفات زهد آن‌ها را گوشزد فرمودند، و فرمودند: پس چه زشت است، آنچه مي‏گوييد و مردم را بدان وا مي‏داريد و اين‏ها همه از جهل به كتاب خدا و روش پيامبر( و احاديث وي سرچشمه مي‏گيرد. احاديثي كه قرآن آن‌ها را تأييد مي‏كند و شما از روي جهالت و دقت نكردن در مفاهيم بلند قرآن با – توجه نكردن به ناسخ به جاي منسوخ- و توجه نكردن به محكم و متشابه و امر و نهي، آن احاديث را كنار مي‏گذاريد، در پايان امام اينگونه آن‌ها را توصيه‌اي فرمودند: پس اي گروه! به آداب خدا براي مؤمنان آراسته گرديد و به امر و نه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های امام صادق، امام سجاد، عرفان و تصوف، قضا و قدر Next Entries پایان نامه رایگان درمورد اجرای مجازات، علوم انسانی، رشته حقوق، فرایند کیفری