پایان نامه با کلید واژه های امام صادق، قضا و قدر، عام و خاص، عقل و نقل

دانلود پایان نامه ارشد

رسول‌اكرم( داشتند و بسياري از آن اختصاصي بود و به‌صورت وراثت به اهل‌بيت( يكي پس از ديگري مي‌رسيد. بخش ديگر استنباطات از قرآن و سنت؛ و بخش سوم علوم الهامي و لدني كه مستقيماً از خداوند دريافت مي‌كردند. اين بخش از معارف اهل‌بيت(، يعني علوم لدني و بي‌واسطه يا همان الهامات، با توجه به عصمت ايشان، منبع عظيم از معارف ناب اسلامي بود. بهم چنين احاديثي كه بدون واسطه يا با واسطه پدران خود از پيامبراكرم( نقل مي‌فرمودند نيز مجموعه ارزشمندي از احاديث با سند استوار، و گنجينه بزرگ و مسند بي‌نظيري در علوم حديث مي‌باشد. احاديثي مانند حديث سلسلة الذهب. لذا ائمه( فرمودند: گفتار ما همان گفتار پيامبر اكرم( و گفتار ايشان سخن خداست.251
از سلمان محمدي روايت است كه: از رسول‌خدا( شنيدم كه مي‌فرمودند: من و علي نور واحدي بوديم در نزد خداوند تعالي، قبل از آنكه آدم را بيافريند به فاصله چهارده هزار سال؛ سپس چون خداوند آدم را آفريد آن نور را دو قسمت نمود: يكي از آن دو قسمت من هستم، و قسمت ديگر علي است. افزون بر اين، طبق روايات مستفيضي كه از امام باقر و امام صادق( وارد است، مراد از بندگان برگزيده در آيه مباركه: إِنَّ اللهَ اصْطَفي آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَي الْعالَمينَ؛‏252 ذرّيه پيغمبر اكرم( از اولاد حضرت فاطمه( هستند. از حديث وارد از ام‌سلمه كه پيغمبر( فرمودند: «علي با قرآن است و قرآن با علي است‏»؛253 و حديث «من شهر علمم و علي درب آن است»254 و نظائر آن استفاده مي‌شود كه اهل‌بيت( وارثان معارف نبوت و ولايت هستند.
گفتار دوم: عقل و نقل معصوم، معيار سنجش تجربه‌هاي سالكانه
عارفان، همواره به خطاپذيري تجربيات سلوكي خود و لزوم سنجش اين دريافت‌ها اعتراف كرده‌اند و سالكان را از خوش‌بيني سفيهانه به رهاورد سفرهاي معنوي خويش برحذر داشته‌اند و ضرورت عرضه مكاشفات خود بر ميزان اقوم شريعت را گوشزد كرده‌اند.255 عارف با وجود رياضات طاقت‌فرسا و مراقبت‌هاي بي‌وقفه كه شرائط حصول دريافتها و تجربيات زلال‌تر و صافي تر از واقع را فراهم مي‌كند، اما باز معترف است، كه از كمند خواطر نقابدار شيطاني و نفساني به‌در نمي‌رود و با عجز و افتقار مثال‌زدني سر بر آستان شريعت و حاملان معصوم آن مي‌سايد و حل و عقد اين مسائل سلوكي را به اهلش مي‌سپارد. عقل كل معصوم و نقل قطعي معصوم كه حاكي از شهود و دريافت بي‌خطاي آن عقل و دل است، تنها دستگاه نهايي سنجه‌شناسي دريافت‌ها از حقائق عالم است كه در اين گفتار اندكي به آن مي‌پردازيم.
ملاك و ميزان بودن نقل معصوم: عصمت و خطاناپذيري، جامعيت شريعت ختمي و اكمليت شارع و وارثان او، راز نهايي حجيت و معيار بودن اين شريعت صامت و شارعان ناطق آن است. انسان معصوم به جهت طهارت ذاتيه موهبتي از جميع ناپاكي‌ها در همه مراتب وجودي، ارتباط تام و بي‌واسطه با حقائق عالم و احاطه علمي بر جميع حقائق هستي با دريافت شهودي و علم لدني در اعلي مراتب آن (علم لدني بي حد وحصر و قابل تحدي با سلوني قبل ان تفقدوني) و برخورداري از عصمت توأمان در دريافت و ابلاغ حقائق ميزان و معيار هر حقيقتي خواهد بود. براين اساس در بحث ما پيامبر ختمي ( و اهل‌بيت( او معيار و ميزان تمام حقائق و تجربيات در تمام مراحل سلوك هستند. حق از باطل و معروف از منكر با ايشان شناخته مي‌شود.256 اين تحدي با عبارت دلكش و غرورآفرين امام ما و امام همه عالميان اميرمؤمنان علي بن ابيطالب( «أَيُّهَا النَّاسُ سَلُونِي‏ قَبْلَ‏ أَنْ تَفْقِدُونِي فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّي بِطُرُقِ الْأَرْض»،257 دعوت انسان كامل اكمل مكمل معصوم به عرضه و سنجه همه دريافتها بر مدار حق است.258 سهروردي در عوارف، پس از بيان اين كلام امام، گويد: «طرق آسمان در كلام ايشان اشاره به مقامات و احوال دارد پس طرق آسمان‌ها يعني توبه و زهد و مانند آن، چرا كه قلب سالك با اين مسير، قلبش آسماني مي‌شود و شاهدي از كلام خود امام بر آن است آنجا كه فرمودند: از من بپرسيد قبل از آن كه مرا نيابيد، هان چرا از كسي كه علم منايا و بلايا و انساب نزد اوست نمي‌پرسيد.»259
عصمت در هنگام تبديل شهود به نقل: نقل معصوم كه به صورت مجموعه‌اي از احاديث و روايات معصومين( در اختيار اهل معرفت قرار دارد، حاكي از دريافت‌هاي ايشان از حقائق عالم در قالب لفظ و بيان است. اين حقائق هم به درستي مفهوم شده‌اند و هم با رساترين عبارات انتقال داده شده‌اند و در دريافت و انتقال آن از همه عوالم و بطون هستي و مراتب نفس از عصمت و خطاناپذيري ذاتي برخوردارند.260 عرفا در تبيين اين خطاناپذيري به مزاج اعدل انسان كامل و مقام جمعي او تمسك جسته و معتقند هرچه مكاشفه با مزاج روحاني معتد‌تر دريافت شود به واقع نزديك‌تر است و مزاج اعدل انسان كامل صحيح‌ترين مكاشفه است و مكاشفات ساير عرفا بسته به درجه قرب به مزاج اعدل از صحت بيشتري برخوردار است.261 نقل معصوم با برخورداري از شرائط لازم، در مانحن فيه، منبع و ميزان سنجه‌شناسي همه تجربيات سلوكي است. پيش از اين بيان شد كه امام داراي هدايت باطني است و بواسطه وصول به مقام يقين، و كشف ملكوت، بر عالم امر احاطه دارد و با اين سيطره بر باطن، قلوب را به مقاصد و غايات رهبري مي‌كند.
امام رضا( در اوصاف امام فرمودند: همانا چون خداي عز و جل بنده‏اي را براي اصلاح امور بندگانش انتخاب فرمايد سينه‏اش را براي آن كار باز كند و چشمه‏هاي حكمت در دلش گذارد و علمي باو الهام كند كه از آن پس از پاسخي در نماند و از درستي منحرف نشود، پس او معصومست و تقويت شده و با توفيق و استوار گشته، از هر گونه خطا و لغزش و افتادني در امانست، خدا او را باين صفات امتياز بخشيده تا حجت رساي او باشد بر بندگانش و گواه بر مخلوقش… آيا مردم چنان قدرتي دارند كه بتوانند چنين كسي انتخاب كنند و يا ممكن است انتخاب شده آن‌ها اين گونه باشد تا او را پيشوا سازند.262
عقل معصوم، معيار ديگر سنجش: درباره ميزان و ضرورت سنجه همه دريافت‌هاي انسان‌هاي عادي، با حجت‌هاي الهي، روايات نابي در كتاب الحجة اصول كافي و در باب اضطرار به حجت آمده است، از آن جمله روايتي است كه «منصور بن حازم گويد: به امام صادق( گفتم: كسي كه مي‏داند، برايش پروردگاري است، بايد بداند كه اين پروردگار خشنودي و خشمي دارد و خشنودي و خشمِ او فهميده نشود جز به وحي يا بوسيله رسول، هر كه را وحي نرسد بايد جوياي رُسُل گردد و چون به آن‌ها برخورد كند و آن‌ها را بشناسد، مي‏فهمد كه آن‌ها حجت هستند و طاعت آن‌ها بر ديگران فرض و لازم است. من به مردم گفتم: شما مي‏دانيد كه رسول خدا از طرف خدا بر خلق او حجت بود، گفتند: آري، گفتم: بسيار خوب وقتي رسول خدا( درگذشت بعد از او چه كسي حجت بر خلق خدا بود؟ گفتند: قرآن،… به آن‌ها گفتم: اين قيّم و داناي به قرآن كيست؟گفتند: ابن‌مسعود بسا كه قرآن مي‏دانست و نگهداري مي‏كند، عُمَر هم مي‏دانست و حذيفه هم مي‏دانست، گفتم: همه قرآن را؟ گفتند: نه، من هر چه كاوش كردم در نيافتم كسي كه در باره او بگويند همه قرآن را مي‏داند، جز علي(… و من گواهم كه علي( مفسر و حافظ و نگهدار قرآن بوده است و فرمان بردن از او واجب است و پس از رسول خدا( حجت بر مردم است و گواهم هر چه در تفسير قرآن گفته است درست است. امام صادق( گفتار منصور را تأييد كرده، فرمودند: خدايت رحمت كند.»263
به بيان ديگر خداوند در انسان عقل را آفريد و آن را حجت264 بر انسان قرار داد و با اين عقل او را ثواب و عقاب مي‌كند، اما اين عقل را خداوند تنها در كساني كه محبوب حق هستند كامل گردانيد، پس عقل داراي مراتبي در بندگان است و خداوند در برخي از دوستان خود عقل كامل قرار داد و اين عقل كل را ميزان براي همه عقول ناقص قرار داد. اين عقل معصوم به درجات بي‌شماري از عقول انبياء و اوصياء تعالي يافته و نزديك است كه گفته شود تفاوت ماهوي و سنخي يافته است، همان گونه كه در دريافت‌هاي باطني، وحي از ساير مكاشفات و شهودات فاصله گرفته و گويي تفاوت ماهوي با ساير دريافت‌ها دارد. عصمت از خطا نيز مرهون اين تعالي بي‌مانند عقل در امام معصوم است. در روايات هم عقل در افراد حجت بر افراد قرار داده شده است، و عقل كلي و نوري كه در پيامبر اكرم( و اهل‌بيت او قرار دارد، به عنوان ميزان ثواب و عقاب قرار داده شده است.265 و بديهي است كه بين حجيت و ميزان يودن تفاوت است، عقل كلي و كامل معصوم كه منور به نور حق و طاهر به طهارت موهبي ذاتي الهي است، ملاك و ميزان هر حقيقتي در عالم است. اين عقل در دريافت حقائق معطل حد وسط و برهان و قياس نمي‌ماند.266 اين عقل كه اولين موجود، مخلوق و صادر حق است حجت بر عقول جزوي و ملاك ثواب و عقاب است. خداوند اين عقل كلي و نور كلي را پيش از خلق آفريد و آن را در هيچ موطني به وديعه ننهاد تا آنكه اين نور را در جسم اطهر ختمي قرار داد و با اين عقل شريعت ختمي و اكمل حقائق را بر بشر عرضه داشت، سپس اين عقل را در اهل‌بيت او به ميراث گذارد، تا زمين از حجت خالي نگردد.

فصل پنجم: مبناي انسان‌شناختي سلوك

➢ گفتار اول: مباني عام
➢ گفتار دوم: لايه‌هاي بطوني نفس

درآمد
به مباني دين‌شناختي، هستي‌شناختي و معرفت‌شناختي سيروسلوك عرفاني در فصول پيشين پرداخته شد. در اين فصل، مبناي انسان‌شناختي سلوك را پيش خواهيم گرفت. مباني انسان‌شناختي سيروسلوك معنوي در يك تقسيم بندي به مباني عام و خاص تقسيم مي‌گردد. در بخش اول، اختياري بودن افعال انسان و اكتسابي بودن مقامات و در بخش دوم يعني مبناي خاص انسان‌شناختي سلوك، مراتب طولي نفس را در دو گفتار بررسي خواهيم كرد.
گفتار اول: مباني عام
اختياري بودن افعال انسان: انسان موجودي مدرك است و كارهاي خود را با اختيار و اراده انجام مي‌دهد. بخش بزرگي از علم سلوك بايد و نبايدهاي سلوكي است. هدف سلوك اين است كه سالك با اعمال جوارحي و جوانحي، مراتب قرب به حق را طي نمايد و سيروسلوك براي موجود مجبور يا معتقد به جبر ممكن نيست. گروهي از منتقدان عرفان در بررسي مسأله جبر و اختيار از ديدگاه عرفا، غالباً عرفا را متهم به جبرگرايي كرده‌اند و هرچند در بيشتر موارد هيچگونه تحليلي از اين مسأله ارائه نكرده‌اند، اما با استناد به برخي از سخنان عرفا و برخي آموزه‌هاي عرفاني مثل وحدت شخصيه و اعيان ثابته، سخن از جبر عرفاني به ميان آورده‌اند، علاوه بر اين گروه متأسفانه برخي از عرفان‌پژوهان كه علقه و علاقه‌اي هم به عرفان داشتند نيز در بررسي مسأله اختيار و پژوهش در مورد عرفا و آراء عرفاني آن‌ها، عرفان را جبري و عرفا را جبرگرا معرفي كرده‌اند.267
عمده بحث عرفا در تبيين مسأله اختيار، تحليل عميق و دقيق از مسأله مشيت حق‌تعالي و ارتباط آن با اراده عبد و تحليل ناب و دقيق از مسأله علم حق‌تعالي خصوصاً علم ازلي و پيشين حق به افعال اختياري بندگان و تفسير دقيق از مسأله قضا و قدر و تبيين آن تحت عنوان دو بحث مهم: سرالقدر و سر سرّالقدر مي‌باشد. البته در مباحث ديگري نظير سعادت و شقاوت ذاتي، مسأله تكليف و امر و نهي انبياء و استعداد اعيان ثابته نيز دامنه بحث به مسأله اختيار كشيده شده است و در اين موارد نيز بحث‌هاي دقيق و پر بهايي در متون عرفاني يافت مي‌شود.
عرفا ـ همچون فلاسفه و متكلمين ـ با پذيرش علم ازلي حق به هستي و از جمله افعال بندگان به تبيين مسأله اختيار پرداختند. شاهكار عرفا در اين مسأله تبيين دقيق علم پيشين حق‌تعالي و بسنده نكردن به بيانات اقناعي و تأويل‌هاي سطحي از متون ديني بود. عرفا در مسأله علم حق تعالي، مسأله دقيقي با عنوان تابعيت علم از معلوم را مطرح كردند. علم حق‌تعالي به موجودات تابع معلوم است به اين معني كه علم حق، احوال و افعال عبد را تعيين نمي‌كند، بلكه معلوم حق كه همان عين ثابت عبد و احوال و اقتضاء اوست علم حق را تشكيل مي‌دهد. علم حق به موجودات بر اساس اقتضاءات و احوال عين ثابت آن‌ها مي‌باشد و به تعبير ديگر حق به موجودات آنگونه كه هستند علم دارد و اين علم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های معرفت نفس، امام صادق، عقل و نقل، معرفت خداوند Next Entries پایان نامه با کلید واژه های قضا و قدر، ظاهر و باطن، نفس اماره، امام سجاد