پایان نامه با کلید واژه های امام صادق، ظاهر و باطن، عالم محسوس

دانلود پایان نامه ارشد

ظاهر و باطن دين»، «بحث شريعت، طريقت، حقيقت» در ضمن دو گفتار، پيش خواهيم گرفت.
گفتار اول: ساحت ظاهر و باطن دين
بطون شريعت: اعتقاد به ساحت‌هاي باطني دين و ضرورت دستيابي به باطن شريعت از طريق راهيابي به باطن خويش و ضرورت سيروسلوك معنوي براي فهم سطوح باطني هستي مهمترين مبناي ديني سلوك مي‌باشد. حقيقت سلوك همان راه‌يابي به لايه‌هاي باطني دين است و فرا رفتن بسوي خدا، همان تعمق در دين و دريافتهاي باطني از آن است. اميرالمؤمنين( در نهج‌البلاغه درباره قرآن فرمودند: همانا قرآن داراي ظاهري زيبا و باطني ژرف و ناپيداست، مطالب شگفت آور آن تمام نمي‏شود، و اسرار نهفته آن پايان نمي‏پذيرد و تاريكي‏ها بدون قرآن بر طرف نخواهد شد.186
بي شك اعتقاد به دو ساحت باطن و ظاهر براي دين و بيان سامان يافته و دقيق از آن، يكي از تعاليم برجسته و باطني اهل‌بيت( است، تا جايي كه شيعه را محيط تعاليم باطني دانسته اند. در قديميترين تفاسير و متون تأويلي و باطني عارفان و صوفيه به رواياتي از اهل‌بيت( در ترسيم ساحتهاي باطني قرآن و متون شريعت استناد شده است. عبدالرحمن سلمي در مقدمه تفسير الحقائق و روزبهان بقلي در عرائس البيان كه هر دو تفسير باطني صوفيانه است به روايتي از امام صادق( اشاره مي‌كنند كه به مراتب بطوني قرآن تصريح فرمودند.187 در اين كلام نوراني كه بي‌شك تأثير عميقي در شيوه استنباط و فهم عرفا و صوفيه از متون شريعت داشت، امام صادق( معارف كتاب خدا را به چهار دسته: عبارت، اشارت، لطايف و حقايق تقسيم مي‌كنند و بهره عوام را عبارات و ظواهر كتاب مي‌دانند، اشارات را از آن خواص و لطايف را حظ و بهره اوليا از كتاب و حقايق را مخصوص انبيا ذكر مي‌كنند.188
امام علي( ضمن بيان مراتب سه گانه براي كلام خداوند، سر آن را محافظت اسرار باطني شريعت از دستبرد و تحريف و مصون ماندن مغز و گوهر دين مي‌دانند. امام ( مي‌فرمايند: خداوند متعال به سبب رحمت گسترده و مهرباني به خلق علم به اينكه در طول زمان دستهاي تحريف‌گر درصدد تغيير كلام او برمي‌آيند، كلام خويش را بر سه دسته قرار داد: بخشي از كلام خود را به گونه‌اي قرار داد كه عالم و عامي آن را مي‌فهمند. قسمي ديگر را به گونه‌اي بيان كرده است كه جز ذهنهاي صاف و احساسهاي لطيف و نكته سنجاني كه خداوند سينه آنان را براي فهم اسلام گشاده ساخته، آن را درنمي‌يابند. بخش سوم از كلام خود را به گونه‌اي قرار داد كه جز خدا، پيامبران و راسخان در علم آن را نمي‌فهمند، اين كار را براي آن كرد تا مبادا اهل باطل كه بر ميراث پيامبر اكرم( دست يازيدند، مدعي علم به كتاب كه خداوند براي آنان قرار نداده شوند وناچار به مشورت با كسي كه خداوند ولي امرشان قرار داده شوند. بر اساس كلام نوراني اميرالمؤمنين(، معارف باطني شريعت موجب حفظ گوهر دين و رجوع دينداران به اولياء الهي در دريافت حقائق دين مي‌گردد.189
ظاهر و باطن شريعت، چه در مقام فهم دين و چه در مقام عمل به دين، از هم جدا نيستند. باطن تفسير و عمق ظاهر و ظاهر علامت و نشانه باطن است. در مقام عمل نيز شريعت راه وصول به حقيقت و حقيقت ميوه و ثمره عمل به شريعت است. امام صادق( در مثالي براي حقيقت اسلام و ايمان آن دو را به كعبه تشبيه فرمودند: همانگونه كه مسجدالحرام شامل كعبه هم مي‌شود، اما كعبه شامل مسجد نيست، همانگونه هم ايمان شامل اسلام مي‌شود، اما اسلام مستلزم ايمان نيست.190 نتيجه اينكه، دين داراي ظاهر و بطوني است كه با عمل به دستورات آن و تصفيه باطن و دستيابي به عقل نوراني شده به لايه‌هايي از اين بطون مي‌توان دست يافت. راه رسيدن به باطن عالم را راهيان و واصلان اين راه تبيين كرده‏اند كه همان مجموعه احكام شريعت و دستورات اخلاقي و عرفاني و سيروسلوك الي الله است.
شيوه راه‌يابي به باطن: بر اساس روايت بالا كه از اميرالمؤمنين( نقل شد، دو شيوه راه‌يابي به باطن قرآن، يكي استنباط باطني به مدد تهذيب باطن، و ديگري تعليم از راسخون در علم است كه به اجمال به آن مي‌پردازيم.
الف: استنباط و فهم باطني از طريق تهذيب باطن: سيروسلوك عرفاني كوشش انسان براي راه يافتن به بخشي از باطن هستي است. گر چه عموم انسان‌ها از تعليمات ظاهري دين بهره مند مي‌شوند، اما تعليمات باطني دين جز از راه تهذيب نفس و طهارت روح و آنگاه تأمل در كلام خدا حاصل نمي‌شود. اين همان قسم دوم از كلام خداست كه امام فرمودند: كساني كه خداوند قلب آن‌ها را گشاده كرده تا با ذهن‌هاي صاف و احساسهاي لطيف آن را در‌يابند.191 اين قسم از حقائق دين را با عمل به ظواهر و تصفيه باطن مي‌توان به دست آورد. بنابرين در پس ظواهر شريعت حقائقي هست كه انسان راهي براي رسيدن به آن حقائق ندارد، مگر به كار بستن همين ظواهر ديني‏ است، رسيدن به باطن بدون گذر از طريق ظاهر ممكن نيست و توقف در ظاهر بدون راه يافتن به باطن ناكامي است و ظاهر بدون باطن همچون دانه بي‌مغز و صورت بي‌جان است. به بيان علامه طباطبايي خلاف حكمت پروردگار است كه حقايقي باطني و مصالحي واقعي باشد، و ظواهري را تشريع كند كه آن ظواهر بندگانش را به آن حقائق و مصالح نرساند، همواره ظاهر عنوان باطن، و طريق رسيدن به آن است، و باز خلاف حكمت الهي است كه براي رساندن بندگانش به آن حقائق طريق ديگري نزديك‏تر از ظواهر شرع باشد، و آن طريق را تعليم ندهد و ظواهر شرع را كه طريق دورتري است تشريع كند.192
در تعاليم اهل‌بيت( براي درك مخاطبات حق تعالي و راه‌يابي به فهم بطون قرآن، بايد قرآن را با قلبي خاشع، بدني فارغ و خلوتي در درون قرائت كرد و نتيجه اين قرائت خضوع و رقتي در قلب و اندوه و ترسي در سينه خواهد بود پس سالك چون كنج خلوت اختيار كند واز خلق اعتزال جويد وخضوع قلب وفراغ بدن را فراهم آورد، در اين هنگام روح و باطنش با خداوند انس گيرد وشيريني خطابات الهي را بچشد و اشارات الهي را دريابد پس پيمانه‌اي از اين شراب193 بنوشد، ديگر هيچ حالي وهيچ وقتي را بر آن ترجيح ندهد، بلكه آن را بر هر طاعت وعبادتي رجحان مي‌دهد، زيرا در اين حال، بدون واسطه با پروردگار خويش به راز و نياز مي‌پردازد. 194 امام علي( فرمودند قرآن را به نطق درآوريد و از آن معارف دريافت كنيد.
در اين جا به مناسبت، اشاره‌اي به بحث «مستنبطات صوفيه» به‌جاست. صوفيه بر اساس آيه «وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَي الرَّسُولِ وَ إِلي‏ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ»، معتقدند با متابعت از قرآن و سنت و عمل به دانسته‌ها، قفل‏ها از دل‏ها برداشته شده و دانش‏هايي از نهان جهان بر دل‌ها آشكار مي‌گردد و به دريافت‌ها و اشاراتي از اسرار و حكمت‌هاي ناپيدا دست مي‌يابند كه اين دريافتها و فهم‌هاي باطني از قرآن و سنت مستنبطات نام دارد كه همواره بايد موافق با ظاهر كتاب و سنت نيز باشد.195
ب: تعليم از صاحبان شريعت: متون شريعت، در عين قابل فهم بودن، خودآموز نيستند و شعار «حسبنا كتاب الله» كه به عنوان ادعاي بي‌نيازي از عترت و ثقل اصغر مطرح گرديد بزرگترين ضربه بر معارف باطني و گوهر و حقيقت دين بود. اين حقيقت در كلام امام علي( كه در بالا ذكر شد تصريح شده است. در ادامه اين روايت مثال‌هايي از آيات قرآن بيان شده كه تأويل آن را در كلام اهل‌بيت( بايد جستجو كرد.196 دينداران براي بهره‏وري لازم، نيازمند مبين و معلم قرآن هستند و از مراجعه به او گزيري ندارند؛ وجود مجملات، متشابه بودن برخي آيات و امثال آن‌ها از اموري است كه اين ضرورت را هر چه بيش‏تر روشن مي‏سازد. ظاهر قرآن كريم، ژرفا و يا ژرف‏هايي دارد و همگان بر آن دسترسي ندارند و گرچه بخشي از آن بر اثر تأمل و تدبر و در صورت مبرّا بودن قلب از گره، دريافت امداد و الهام از خداي رحمان و درك مراحلي از ژرفناي قرآن براي پژوهندگان حاصل مي‏شود؛ اما بطون عميق‌تر شريعت و تأويلات تام آن تنها در اختيار معصومين( است و تنها با تعليم ايشان قابل دسترسي است انما يعرف القرآن من خوطب به و تعبير برخي اهل معرفت «قرآن، در دست انسان زبان فهم، تبيان‏ كلي شئ و زبان كلمات اللّه بي انتها است.»197
گفتار دوم: شريعت، طريقت و حقيقت
در روايتي منسوب به پيامبر اكرم( اينگونه نقل شده است كه ايشان فرمودند: شريعت، گفته‌هاي من، طريقت، كردارهاي من و حقيقت، احوال من است.198 آغاز عرفان بيداري سالك و قرار گرفتن در جاذبه الهي و مسيرش حيات طيبه و مقصدش وصول الي الله است با اين تعريف از عرفان اسلامي، عرفان همان دين است و شريعت، طريقت و حقيقت، نمودها، لايه‌ها و بطون مختلف حقيقت واحده‌اي به‌نام دين هستند كه خداوند مراتبي از آن را به انبياء و بسته جامع و كامل آن را به پيامبر اكرم( عطا كردند.199 خط نوراني عرفان توسط نبي اكرم( و اوصياي او( در صراط مستقيم دين اسلام كشيده شده است.
دين، طريق وصول به خداست ـ گاهي از دين به شريعت نيز تعبير مي‌شود كه در اين صورت معني عام شريعت مراد است كه شامل شريعت به معني خاص، طريقت و حقيقت مي‌شود ـ بر اين اساس در دين هم شريعت (اوامر و نواهي)، هم طريقت (راه وصول) و هم حقيقت (وصول، قرب و فناء) نهفته است. بر اين اساس شريعت مجموعه دستورات و احكام به‌صورت بايد و نبايد كه شامل فقه و اخلاق است و طريقت، مباحث سيروسلوكي در راه تقرب و رسيدن به حق سبحانه و حقيقت، معارف و حقايقي شهودي است كه براي عارف حاصل مي‌شود. پس سالك، با عمل به شريعت، در مسير طريقت، به حقايق و معارفي كشفي دست مي‌يابد كه ثمره نهايي و حقيقت دين است. ازاين‌رو حقيقت را نبايد آخرين نقطه در طريق وصول و بريده از شريعت و طريقت در نظر گرفت، بلكه هر گامي كه انسان بر اساس شريعت در طريق برمي‌دارد، نيل به حقيقت است. هر قدمي كه مطابق دستور الهي برمي‌داريم و كوچك‌ترين گردي را از آيينه دل مي‌زداييم، به همان اندازه از حقيقت مطلق برخوردار مي‌شويم. همان‌گونه كه خداوند در پاسخ به حضرت موسي( كه سؤال مي‌كند چگونه مي‌توان به تو رسيد، مي‌گويد: «قصد كردنت براي رسيدن به من همان رسيدنت به من است».200
گفته‌اند سه واژه شريعت و طريقت و حقيقت، نه برساخته عارفان كه برگرفته از سخن صاحب شريعت و طريقت و حقيقت ختمي است، آنجا كه فرمودند: «شريعت گفتار من، طريقت كردار من و حقيقت احوال من است».201 گرچه تفسير شريعت به تكاليف شرعي و طريقت به سيروسلوك قلبي و حقيقت به معارف شهودي پيوسته معتقداني داشته است و شواهدي آن را نيز ياري مي‌كند، از جمله روايت نبوي مشهوري كه در بالا ذكر شد؛202 اما اين تفسير با عنايت به لايه‌هاي سه‌گانة شريعت (به‌معني عام يا همان دين) و تفاوت مرتبة استعدادي دين‌داران صورت سامان‌يافته‌تري مي‌يابد؛ با اين بيان كه اين سه واژه اشاره به اين دارد كه دينداران در بهره‌مندي از دين در يك مرتبه و پايه نيستند، بهره‌وري عوام از دينداران از مائده ظاهري و ساحت ابتدايي دين است و خواص از عوام در عين بهره‌مندي از ظاهر دين و التزام به شريعت از ساحت‌هاي بطوني دين هم مي‌چشند و قلوبشان از ايمان اشراب مي‌شود و اخص از خواص علاوه بر بهره‌مندي از ظاهر شريعت و چشيدن لذات قلبي و باطني دين از جام حقيقت دين سركشيده، سرمست از مشاهدات روحي و لقاء پروردگار مي‌شود.203
شهيد ثاني در منية المريد، تقسيمي زيبا براي عالمان از برخي از محققين بيان مي‌كند كه مناسب با بحث است و حاكي از سه درجه طولي از فهم دين دارد. عبارت شهيد ثاني چنين است:
گفته شده است: علماء بر سه قسم‏اند: عالم باللَّه فقط، و عالم بأمر اللَّه فقط، و عالم به هر دو. در بحث ما مي‌توان اولي را عارف حقيقت و طريقت دانست و دومي را عالم به شريعت و سومي را عالم به هر دو. اولي كسي است كه معرفت الهي بر قلب او مستولي شد و در مشاهده نور جلال و كبريا مستغرق است و در علم به احكام فروع به حدّ ضرورت اكتفاء مي‏كند. دومي كسي است كه به دقائق احكام فرعي آشنا و به اسرار جلال الهي ناآشنا است. و سومي در حدّ مشترك و برزخ بين عالم معقول و عالم محسوس است كه باري از روي دوستي به خداوند با اوست و باري از روي شفقت و رحمت به خلق با آنان. با خلق چنان بسر مي‏برد كه گويي جز خلق نمي‏شناسد، و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های امام صادق، ظاهر و باطن، امام سجاد Next Entries پایان نامه با کلید واژه های معرفت نفس، امام صادق، عقل و نقل، معرفت خداوند