پایان نامه با کلید واژه های امام سجاد، انس با قرآن، معرفت نفس، قبض و بسط

دانلود پایان نامه ارشد

فصل ششم: مبناي غايت‌شناختي سلوك

➢ گفتار اول: غايت سلوك
➢ گفتار دوم: قرب و محبت اهل‌بيت(

درآمد
مباني دين‌شناختي، هستي‌شناختي، معرفت‌شناختي و انسان‌شناختي سلوك در فصول پيشين تبيين گرديد. در اين فصل، مبناي غايت‌شناختي سلوك مورد بحث قرار مي‌گيرد. از هدف و غايت سلوك در متون شريعت و مأثورات اهل‌بيت( بويژه در مناجات‌ها با تعابير متفاوتي چون قرب، لقاء، معرفت و وصول ياد شده است.278 اين غايات از سويي در متون عرفاني به عنوان مقامات يا ويژگي دسته‌اي از مقامات و مراحل پاياني سلوك مطرح شده است.
گفتار اول: غايت سلوك
هدف سلوك همان گمشده‌ي «روز و شب» و «سال و ماه» سالك است. غايت و هدف سلوك، رسيدن به قرب حق، فناء و بقاء بعد از فناء در معناي صحيح آن است، به عبارت ديگر رسيدن به توحيد با نديدن خويش و فناي در حق ممكن مي‌گردد. سالك با شهود حق‌اليقيني، وجود حقيقي را فقط از آن خدا مي‌داند و ماسواي او را تجليات و نمودهاي آن وجود مي‌بيند. پس غايت سيروسلوك، نيل به قرب و لقاي حق و استغراق در حق تعالي و موحد حقيقي شدن است.
قرب مسافت: از نشانه‌هاي اين رحمت اين است كه سالك همواره مقصد را نزديك مي‌بيند. و به حقيقت نيز نزديك است.279 به تعبير عارف واصل «بهاري همداني» سالك از فضل خداوند همواره مقصد را نزديك مي‌بيند. و در حالي كه بين او و خداوند هفتاد حجاب از نور است به هر حجابي كه مي‌رسد همواره گمان مي‌برد كه بعد از اين مرحله، ديگر رسيده است، اما باز مي‌بيند هنوز راه باقي است.280 نكته ديگر اين كه جذبه الهي در مقاطع مهم سلوك به ياري سالك خسته مي‌آيد؛ مراحل آغازين سلوك، براي ويران ساختن جبل انيت و ترك بت‌پرستي و خودخواهي است. سوز و گدازها، گريه‌ها و قبض و بسط‌هاي سالك براي توجه دائمي به حق و غلبه بر غفلت‌ها و خودخواهي‌ها و شهوات نفساني است. عمده درجات و منازل و مقامات و احوال سالك در اين بخش است. در اين بخش خطر استدراج و رها كردن سيروسلوك زياد است. اگر سالك با استقامت اين بخش را طي كرد، كم‌كم به مقام حضور دائمي و فنا از خود به بقا بالله مي‌رسد و احوال و واردات دائمي بر قلب او به‌نوعي او را فرا مي‌گيرد و گويي سالك به مقصد رسيده است؛ چون عمده رياضات را كشيده است و از اينجا گويي با جذبه الهي مي‌رود.
از هدف و غايت سلوك در متون شريعت و مأثورات اهل‌بيت( بويژه در مناجات‌ها با تعابير متفاوتي ياد شده است. انقطاع كامل به سوي حق، وصل به معدن عظمت الهي، پيوستن روح سالك به مقام قدس حق و نور عزت حق، عارف شدن، بريدن از غير حق و مانند آن برخي از تعابير زيبا و دل‌كشي است كه اهل‌بيت( در مناجات زيباي شعبانيه از خداوند درخواست كرده‌اند و اين‌ها غايت درخواست مؤمنان و آرزوي سالكان الي الله است.281 در عبارت پاياني مناجات مريدين امام سجاد( آمده است: لقاء تو، روشني چشم من و وصل تو، آرزوي من و رضاي تو تمناي من و رؤيت تو، نياز من و همجواري با تو، درخواست من و قرب تو، غايت خواسته من است پس مرا از خود جدا مكن و دورم مساز، اي نعمت و بهشت من و اي دنيا و آخرت من. قرب، ولايت، ودّ، محبت، لقاء، رضا، نظر به وجه خدا، همجواري با خدا در مقعد صدق و معرفت ويژه به حق درخواست‌هاي امام سجاد( از خداوند در مناجات محبين است.282
قرب: تقرب به حق با سلوك معنوي و صيرورت باطني را غايت سلوك دانسته‌اند؛283 نتيجه تقرب سلوكي، شهود قرب وجودي است كه از آن به قرب شهودي نيز تعبير شده است و قرب شهودي حق براي سالك واصل حاصل مي‌شود. قرب بر اساس آيات و روايات، بر دوگونه است: يكي قرب حق به اشيا و ديگري تقرب بندگان به خدا. اولي قرب وجودي است و دومي تقرب سلوكي است. بخشي از مباحث مربوط به قرب در گذشته و ذيل عنوان قرب فرائض و نوافل گذشت.
مراد از قرب و بعد در عرفان در معناي نزديكي و دوري نسبت به خداوند مورد نظر است. قرب حقّ به خلق با همه مراتبي كه دارد علي السواء است و نسبت به پايين‌ترين مراتب ماسوي چندان نزديك است كه نسبت به عالي‌ترين مراتب آن نزديك مي‌باشد. اين بدان جهت است كه نسبت محيط با محاط و نسبت ظاهر با مظهر نسبتي يگانه است، اين قرب ازلا و ابدا نسبت به همه يكسان بوده و كسي از اين جهت مزيتي بر ديگري ندارد و غير قابل تبديل است.284 اين نوع از قرب را «قرب وجودي» مي‌نامند. اما مراد از قرب در اينجا قرب از حيث سلوك است؛ يعني قربي كه انسان در سايه پيمودن مسير الي الله با رياضت يا جذبه به دست مي‌آورد. البته اين تقرب گاهي با اصطفاي حق و و جذبه الهي است285 و گاهي با عمل سلوكي و رياضت و تلاش. اين قرب به حق كه غايت و آرزوي سالكان است، داراي حلاوتي وصف‌ناشدني است كه جايگزيني ندارد.286
بي‌شك آغاز تقرب به حق‌تعالي، با جذبه از ناحيه حق و بيدار كردن عبد از غفلت آغاز مي‌گردد. اميرالمؤمنين( در مناجات شعبانيه فرمودند: پروردگارا مرا آن توان نيست كه از نافرماني تو باز ايستم مگر گاهي كه تو مرا با محبت خود بيدار كني.287‏ اين تقرب حقيقت سلوك الي الله است، يعني طي كردن منازل قرب به سوي حق، اين تقرب با رياضت و انجام نوافل و فرائض است. اعمالي كه انسان را به اين قرب مي‌رساند، محبوب سالك است. امام سجاد( در مناجات محبين به درگاه خدا عرضه مي‌دارد«خدايا عشق و محبّت خودت و دوستي آن كه هواخواه تو است و محبّت هر عملي كه مرا به قرب تو واصل مي‌سازد را از تو طلب مي‌كنم، و درخواست دارم كه خودت را در نزد من از هر چه جز تو است محبوب‌تر سازي»288 محبت، فرد مُحب را به همساني با محبوب سوق مي‌دهد. بر طبق فقره‌اي از مناجات شعبانيه كه تعليمي سلوكي براي سالكان است، قلب شائق، زبان صادق و نظر حقيقت‌بين انسان را به قرب حق مي‌رساند. 289 و باز با تعليمي از امام سجاد( در مناجات عارفين، يكي از ثمرات قرب مكاشفه است. برخي افراد با رسيدن به قرب الهي در گلستان قرب و مكاشفه قرار مي‌گيرند.290
لقاءالله: مراد از لقاء الله وقوف سالك در موقفي است كه هيچ حجابي ميان او و ميان پروردگارش وجود ندارد؛ رؤيت، لقاء، وصل، 291 جوار، نظر به وجه پروردگار، عنديت و تعابير مانند آن در ادعيه و روايات، بر نوعي ملاقات و مشاهده حضوري و بي‌پرده ميان بنده و خدا دلالت دارند. 292 لقاء خداوند، آرزو و غايت درخواست اهل‌بيت( بوده است.293 در روايتي قدسي از نبي مكرم اسلام از قول خداوند عزوجل اينگونه در ماه رجب به بندگان خطاب مي‌شود كه «ماه رجب را ريسماني بين خود و بندگانم قرار دادم، پس هر كه به آن چنگ زند به وصال من مي‌رسد.»294 خداوند امام صادق( فرمودند: «مؤمن را آسايشي نيست، مگر هنگام ملاقات با پروردگارش، و در غير اين صورت در چهار چيز ديگر است، اول: سكوتي كه با آن حال دل و نفس خود را در رابطه با خود و آفريننده‏ات بشناسي؛ دوم: خلوتي كه بدان سبب از وسوسه‏ها رهايي يابي؛ سوم: گرسنگي‏اي كه با آن شهوات را سركوب كني؛ چهارم: بيداري شب كه با آن دلت را نور، طبعت را صفا و روحت را پاكيزگي بخشي». 295 معرفت به نفس، شوق لقاء296، استعداد براي لقاء، ايمان خالص و عمل صالح از عوامل مهم نيل به مقام لقاء رب به شمار مي‏رود. عمل به دستوراتي كه از بزرگان سير و سلوك و عرفان، در نيل به مقام قرب الهي و لقاي پروردگار بسيار راهگشاست كه به برخي از آن‌ها فهرست‏گونه اشاره مي‏شود: 1. انس با قرآن 2. حشر و نشر با ادعيه و نيايش‏ها و راز و نيازهاي ائمه معصومين( 3. ذكر يونسيه حد اقل 400 مرتبه در سجده. 4. رياضت‏هاي شرعيه. 5. كم خوردن. 6. كم گفتن 7. كم خوابيدن يا بيداري و سحرخيزي. 8. تفكر در آيات آفاقي و انفسي. 9. دائم الوضوء بودن. 10. مراقبت نفس داشتن. 11. ادب مع الله داشتن. 12. عزلت و خلوت‏گزيني. 13. ذكر و ياد الهي در همه حال (به زبان و قلب و در عمل پياده كردن). 14. ياد معاد و عوالم قيامت و مرگ و پس از آن.297
گرچه لقاء در روايات گاهي به معني شهادت و مرگ نيز اطلاق شده است. اما حمل اين موارد روشن در روايات بر لقاء ملك‏الموت و حساب و جزاء و ثواب و عقاب وجوه مجازي بسيار بعيد هستند، و دليلي براي حمل لفظ بدانها نيست. نتيجه اين قرب و وصل و لقاء، محبت شديد به پروردگار است.298
معرفت: معرفت نفس، معرفت رب، حق اليقين و معرفت به فقر خويش و غني و بي‌نيازي حق، برخي از تعابير درباره غايت سلوك عرفاني است. درخواست پاياني اميرالمؤمنين( در مناجات شعبانيه، معرفت است «خدايا مرا به نور درخشان عزتت متصل گردان تا عارف به تو گردم و از غير تو روگردان باشم.»299 خداوند نهايت آرزوي عارفان است و تنها عارفان تنها در انديشه اويند و به كمتر از آن نمي‌انديشند يا غايَةَ امالِ الْعارِفينَ يا مَنْ هُوَ مُنْتَهي‏ هِمَمِ الْعارِفينَ و لذا درخواست امام سجاد( در مناجات عارفين اين است كه «خداوندا مرا از خاصان عارفان قرار ده،»300 علامه حسن‌زاده آملي گويد:
علّت غائيه از ايجاد حادث، عرفان موجد است چنان كه حق تعالي فرموده است: وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ‏ و عبادت مستلزم معرفت معبود است اگر چه معرفت به كنه آن نباشد يعني معرفت بوجه باشد، با اين كه ابن‌عباس عبادت را در اين آيه به معرفت تفسير كرده است: «ليعبدون أي‏ ليعرفون‏». و چيزي شناخته نمي‏شود مگر بدانچه از او در غير اوست، از اين جهت چون از حضرت رسالت پرسيدند كه خداي را به چه شناختي؟ گفت: «عرفت الأشياء باللّه» يعني اول خداي را به خدا شناختم بعد از آن بدو شناختم.301
در عبارات پاياني دعاي عرفه آينگونه آمده است: «خدایا از اختلاف آثار و تغییر و تحول اطوار، دانستم كه مراد تو آن است كه خود را در هرچیزی به من بشناسانی تا من در هیچ چیزی نسبت به تو جاهل نباشم.»302
فناء و بقاء: اميرالمؤمنين( در مناجات شعبانيه عرضه مي‌دارد: خدايا به من انقطاع كامل از همه چيز به سوي خودت ببخشاي! و ديدگان دل ما را به روشنايي نگاه به تو نوراني ساز! تا ديدگان دلها حجاب‌هاي نور را بردرد و به معدن عظمتت برسد و ارواح ما به عزت و پاكي تو آويخته گردد.303
معرفت واقعي از خود و خداوند انسان را به درك فقر ذاتي خود و افتقار و فناء مي‌كشاند. درك فقر ذاتي و به دنبال آن احساس افتقار يعني پي بردن به فاصله بي‌نهايت ميان عبد و خدا و عجز و ناتواني سالك، خود نشانه رسيدن به بخشي از غايت و هدف سلوك يعني فقر و فناست.304 لذا اهل معرفت گويند راه‏ خدا راهي است كه جز با عجز و نيستي، نمي‌توان پيمود و مشت خاك را با خالق پاك چه مناسبت ـ ما للتّراب و ربّ الأرباب ـ بايد دست از تدبير شست كه التدبير في اسقاط التدبير دست توسّل در درگاه او زده با سلب همه نسبت‌ها، پرده‌هاي وهم و خيال را دريد بكلي مأيوس گرديد، از حول و قوه خود دست شست و به حول و قوه او پناه برد و بار سلوك به درگاه او انداخت تا خود مسير را بنمايد. ابن‌ابي جمهور در المجلي، با اشاره به رواياتي درباره فقر، و مباحث ارزشمندي درباره مقام فقر و فناء، گويد: «مراد از فقر، عدم تمليك و تملك و فناء در خدا و رجوع به عدم اصلي است و لذا گفته‌اند هر گاه فقر كامل شد، پس آنجا خداست».305
بهترين زاد و توشه را سلوك، فقر و تواضع و خاكساري و درويشي است. امام سجاد( در نيايشي به درگاه خدا عرض مي‌كند: «خداوند، من كمترين كمترانم و خوارترين خوارترانم، همانند ذرّه‏اي يا حتي كمتر از آن».306 امام حسين( در دعاي عرفه عرض ميكند: «خداوندا، من در هنگام بي‌نيازي خود، فقيرم، پس چگونه به هنگام ناداري خود، فقير نباشم، خداوندا، من در هنگام دانايي خود، جاهلم، پس چگونه در هنگام ناداني، جاهل نباشم.»؛307 حقيقت اين درك افتقار همان فناء است و توحيد يعني فناء في الله و انسان موحد همان سالك فاني در خداست. گر چه سفر الي الله پايان ندارد، اما گاهي گفته مي‌شود فلان سالك در مدت مثلاً چهارده سال به كمال رسيد. منظور از اين رسيدن به مقصد و كمال را همان مقام فناي ذاتي داشته‌اند. گرچه فناء في الله پايان سفر نيست اما گويي عمده سلوك و رياضت تا رسيدن به مقام فناء است، و گويي سالك با فناء از خود و فناء في الله بار خود

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های امام صادق، قضا و قدر، عام و خاص، عقل و نقل Next Entries پایان نامه با کلید واژه های نهج البلاغه، وحدت وجود، نزول قرآن، نقشه راه