پایان نامه با کلید واژه های امام سجاد، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

و پارسايي هنگام حرام‌ها است»322 و نيز فرمودند: «زهد در دو جمله قرآن خلاصه شده‌ است: «متأسف نشويد برآنچه از شما فوت ميشود و شاد نگرديد بر آنچه به شما مي‌رسد»هركس بر گذشته‌ اندوه نخورد و از آينده شادمان نشد بر هر دو جانب‌ زهد دست يافته است.».323 زاد و توشه سالك در حقيقت توجه به فقر خويش است و بار و توشه برداشتن براي باريافتن در ضيافت كريم، بي‌ادبي است.324 آنچه سالك به آن دل مي‌بندد، رحمت حق است. بهترين زاد و توشه، فقر و تواضع و خاكساري و درويشي است. برگ بي‌برگي و زاد بي‌زادي سرمايه اصلي سالك است.
قناعت، فقر برگزيده: مؤمن برطبق تعاليم اهل‌بيت( خفيف‏ المؤنة و سبك بال است. بلكه لازمه رسيدن به سرمنزل سعادت همين سبكبالي است. اميرالمؤمنين( فرمودند: «سبكبار شويد تا به مقصد برسيد.»325 بنابرين قناعت، بسنده كردن به كفاف از روزي و اختيار فقر بر غني، همگي براي وصول به مقصد است. سالك بخشي عمده از فراغ بال در امر معاش را با توكل و قناعت به‌دست آورد. كسب و كار و بازار و تجارت براي كسب روزي حلال به مقدار كفاف و پرهيز از حرص و طمع و جمع مال روح عرفان و زهد است. دعاي پيامبر( اين بود خداوندا محمّد و آل محمّد را به‏اندازه كفاف روزي فرما. 326 در ادعيه اهل‌بيت( اينگونه آمده است: الهي ارزقني من الدنيا و زهدني فيها پروردگارا به من روزي بده و مرا زاهد گردان، و دنيا را از من برمگردان، در حالي كه به آن رغبت دارم (يعني آن مقدار از كفاف و ضرورت كه لازمه حيات است و به آن رغبت دارم از من قطع مكن).327 در برخي ادعيه، وسعت روزي در دنيا به همراه زهد در دنيا از خداوند درخواست شده است: «وسع عليّ في الدنيا و زهدني فيها».328 از امام سجاد( حكايتي شيرين از پيامبر اكرم( نقل شده كه فرمودند: پيامبر( از كنار مردي كه شتر مي‏چرانيد گذشت و كسي را به طلب آب نزد او فرستاد. وي پاسخ داد: آنچه در پستانهاي آن‌هاست نوشيدني صبحگاه قبيله است و آنچه در ظروف ماست نوشيدني شامگاه آن‌هاست. پيامبر( فرمودند: خداوندا مال و فرزندانش را زياد كن. پس از آن، از كنار چوپاني ديگر، گذشتند، كسي را براي طلب آب نزد او فرستاد، چوپان پستان‌هاي گوسفندان را دوشيد و شير ظرفش را در ظرف پيامبر( ريخت و علاوه بر آن گوسفندي نيز خدمت آن حضرت فرستاد و گفت: اين چيزي است كه نزد ما بود و اگر زياده بر اين مي‏خواهي زياد مي‏كنيم. پيامبر( فرمودند: خداوندا! روزي او را به‏اندازه كفاف قرار ده، يكي از اصحاب عرض كرد: اي پيامبر خدا! براي كسي كه درخواست تو را ردّ كرد، دعايي كردي كه همه ما آرزوي آن را داريم، و براي كسي كه حاجت تو را اجابت كرد دعايي كردي كه همه ما آن را خوش نداريم. پيامبر( فرمودند: آنچه اندك و كافي باشد بهتر از بسياري است كه از خدا غافل گرداند، آنگاه در پايان اينگونه دعا كردند كه خداوندا محمّد و آل محمّد را به‏اندازه كفاف روزي فرما.»329 ابي عبيده حذّاء از امام باقر( نقل مي‌كند كه پيامبر خدا( فرمودند: خداوند مي‌فرمايد رشك‌آورترين دوستان من كسي است كه سبكبار بوده و از نماز بهره‏ور باشد؛ در خلوت عبادت پروردگارش را نيكو به‏جا آورد و در ميان مردم گمنام باشد؛ روزيش به‏اندازه كفاف بوده و با آن بسازد؛ وقتي مرگش فرارسد، ميراثش كم و گريه‏كنندگانش اندك باشند.»330
آزادي از بند تعلقات ثمره لذت‌بخش زهد و تقوي: عالي‌ترين و معقول‌ترين لذت‌ها در مكتب عرفان براي عارفان حاصل مي‌شود و سلوك الي الله لذت‌بخش‌ترين تجربيات را براي سالك در مقام مي‌آورد. عرفان صحيح انسان را از زندان طبيعت نجات داده به جهان‌هاي انفسي سير مي‌دهد و روح را از چنگال طبيعت و نفس نجات مي‌دهد. اين لذت غيرقابل وصف در سلوك الي الله كه حاصل آزادي سالك از تعلقات و زنجيرهاي طبيعت و تن مي‌باشد، در چند مرحله صورت مي‌گيرد. سالك در مراحل آغازين سلوك با زهد و توكل، صبر، تسليم، رضا و مانند آن از اضطراب‌ها، دردها و تنش‌هاي ناشي از تعلقات زندگي مادي رها مي‌گردد و از بند شادي، اندوه، فقر و غنا، شكست و پيروزي، سلامتي و بيماري و مانند آن رها مي‌گردند و اين آزادي از بند تعلقات لذتي روحاني براي او به ارمغان مي‌آورد. در مراحل مياني سلوك با ذكر و انس و طمأنينه و وجد و احوالي مانند آن و ارتقاي وجودي و گسترش و اشراف روحاني بر هستي و علل و عوامل مؤثر در خود و طبيعت از زنجيره اين محدوديت‌ها خارج مي‌شود. لذتي معنوي و غيرقابل وصف به او دست مي‌دهد و در مراحل نهايي سلوك اگر سالك توفيق ورود به اين منازل و احوال را داشته باشد با قرب و فنا و مشاهده و لقا حق و بقاي او سالك خود را در جاذبه كمال مطلق الهي مي‌يابد و از درك ذات و تعين خود نيز رها شده، همه هستي را فاني در حق و جلوه‌هاي او مي‌يابد و به كمال انقطاع الي الله رسيده به جمال حق نظاره مي‌كند. در اين حال ابتهاج و لذت و شكفتگي فوق تصور او را فرا مي‌گيرد به‌گونه‌اي كه خود را در هاله‌اي از نور حق مي‌يابد.331
ذكر اين نكته در پايان ضروري است كه گرچه در عرفان و تعاليم اهل‌بيت( لذت‌هاي حاصل از سيروسلوك به عنوان موهبتهاي الهي در جهت تشويق و ياري سالكان است و هدف و غايت نهايي سلوك نمي‌باشند اما رسيدن به ابتهاج و لذات روحي يكي از ثمرات شيرين زهد و تقوي و سلوك معنوي محسوب مي‌گردد.
گفتار دوم: تقوي، همراه هميشگي سالك
اُوصِيكُمْ عِبَادَ اللهِ بِتَقْوَي اللهِ الَّتِي هِيَ الزَّادُ وَ بِهَا الْمَعَاذُ زَادٌ مُبْلِغٌ وَ مَعَاذٌ مُنْجِح332
تقوي در لغت به معني نگه‌داشتن و در اصطلاح به معني نگهداري نفس از گناه و دوري از معصيت است. تقوي زاد و توشه‌اي كافي و پناهي امن براي سالك است كه در پناه آن به مقصد خواهد رسيد زادي كه ميوه آن در روز پاداش يعني روز ملاقات با حق، همان لقاء و جوار قرب حق خواهد بود. در زيارت عارفانه امين الله، كه به حق بايد آن را زيارت مخبتين ناميد،333 سالك در محضر راهبر معصوم، با خضوع و خشوع از خداوند، زاد و توشه رساننده به لقاء يعني تقوي را درخواست مي‌كند.334 تقوا نيرويي روحي، مقدس و متعالي است كه موجب كشش بسوي معنويت و گريز از دنيازدگي مي‌گردد. تقوي در تعاليم اهل‌بيت( حفاظ و پناهگاه است،335 نه زندان و محدوديت. اميرالمؤمنين( فرمودند: «بندگان خدا بدانيد كه تقوا خانه‌اي است از حصار بلند و غير قابل تسلط و بي‌تقوايي و هرزگي‌ خانه‌اي است از حصار پست كه مانع و حافظ ساكنان خود نيست و آنكس را كه به آن پناه‌ ببرد حفظ نميكند، همانا با نيروي تقوا؛ نيش‌ گزندهء خطاكاري بريده ميشود.»336 تقوا مايه اصلي آزاديها است، همانا تقوا كليد درستي و توشهء قيامت و آزادي از هر بندگي و نجات از هر تباهي است. 337 تقوا به انسان، آزادي از اسارت و بندگي هوس، آزمندي، حسد، شهوت و خشم‌ مي‌بخشد؛ تقوا نگهبان انسان و انسان‌ نگهبان تقوا است و اين نگهباني متقابل از نوع نگهباني‌ انسان و جامه است كه انسان نگهبان جامه از دزديدن‌ و پاره شدن است و جامه نگهبان انسان از سرما و گرما است. اميرالمؤمنين( در دستورالعمل معنوي فرمودند: «خواب خويش را بوسيله تقوا تبديل به بيداري‌ كنيد و وقت خود را با آن بپايان رسانيد و احساس‌ آنرا در دل خود زنده نماييد و گناهان خود را با آن بشوييد… همانا تقوا را صيانت كنيد و خود را در صيانت تقوا قرار دهيد. با مدد از خدا بتقوا نائل گرديد و با مدد تقوا به خدا برسيد.»338 اثر ويژه تقوي بصيرت است. همانگونه كه اشاره شد هر عمل سلوكي متضمن معرفتي باطني است، اثر مهم تقوي، روشن‌بيني و بصيرت و معرفتي شهودي به حقيقت است.
درجات تقوي: درجات تقوي با عمل به واجبات و ترك محرمات آغاز مي‌گردد، سپس زهد در دنيا و پرداختن به عبادت، سپس رياضت در دستيابي به صدق نيت و اخلاص در اعمال، سپس تمكين در مقام تقوي. مقامات پس از تقوي همان مقامات يقين است. در مصباح الشريعة اينگونه روايت شده كه: عمل كنندگان در هلاكت هستند، مگر آنان كه عابدند؛ عابدان در هلاكت هستند، مگر آنان كه عالم هستند؛ عالمان در هلاكت هستند، مگر آنان كه صادق هستند؛ صادقان در هلاكت هستند، مگر آنان كه مخلص باشند؛ مخلصان در هلاكت هستند، مگر كساني كه با تقوي هستند؛ متقين و خداترسان در هلاكت هستند، مگر آنان كه صاحب يقين هستند؛ و صاحبان يقين در معرض خطري بزرگ قرار دارند.339 در اين روايت بر ترتب درجات عاملان، عابدان، عالمان، صادقان، مخلصان، متقين و موقنين اشاره دارد و به نوعي درجه يقين را برتر از تقوي، و درجه نهايي ذكر فرمودند. شرط تعالي در درجات تقوي اخلاص است. امام صادق( فرمودند: اخلاص گرد آورنده اعمال نيك و كليد قبولي عمل است. پس خداوند عمل مخلص را بپذيرد واز او راضي شود، اگر چه عملش اندك باشد. و عمل غير مخلص را نپذيرد، اگر چه بسيار باشد، چنان كه عمل هزاران ساله ابليس، با زير پا گذاشتن يك فرمان تباه شد.340
درجات تقوي در بيان ديگري با استفاده از احاديث عبارت است از عمل به واجبات و ترك منهيات، عمل به مستحبات و ترك مكروهات كه با درجاتي از زهد و رياضت ممكن گردد و در نهايت ترك دنيا و عقبي و در خدمت و حضور مولي بودن كه درجات شديد زهد و رياضت و مراقبت را لازم دارد. خطبه متقين كه پاسخ امام علي( به همام در بيان اوصاف متقين است همه اين درجات تقوي را دربردارد. «پرهيزكاران! در دنيا داراي فضيلت‏هايي هستند، سخن‌شان راست، پوشش آنان ميانه روي، و راه رفتنشان با تواضع و فروتني است، چشمان خود را بر آنچه خدا حرام كرده مي‏پوشانند، دل‏هاشان اندوهگين، تن‏هايشان لاغر، و درخواست‏هايشان اندك، و نفسشان عفيف و دامنشان پاك است. در شب بر پا ايستاده مشغول نمازند،… با قرآن جان خود را محزون و داروي درد خود را مي‏يابند. پيشاني و دست و پا بر خاك ماليده، و از خدا آزادي خود را از آتش جهنّم مي‏طلبند. در روز، دانشمنداني بردبار، و نيكوكاراني با تقوا هستند كه ترس الهي آنان را چونان تير تراشيده لاغر كرده است، كسي كه به آن‌ها مي‏نگرد مي‏پندارد كه بيمارند امّا آنان بيماري نيستند، آشفتگي ظاهرشان، نشان از امري بزرگ است. از اعمال اندك خود خشنود نيستند، و اعمال زياد خود را بسيار نمي‏شمارند. از كردار خود ترسناكند…. آرزويش نزديك، لغزش‏هايش اندك، قلبش فروتن، نفسش قانع، خوراكش كم، كارش آسان، دينش حفظ شده، شهوتش در حرام مرده و خشمش فرو خورده است. مردم به خيرش اميدوار، و از آزارش در امانند.»341
تقوي را ترك معصيت پروردگار دانسته‌اند، ترك حرام و پرهيز از گناه پايين‌ترين درجه تقوي است. بالاترين درجات تقوي اين است كه عبد، خود را سپر حق ببيند و بدي‌ها، لئامت‌ها و مذمت‌ها را به خود نسبت دهد و خداوند را از همه اين‌ها منزه بداند و در مقابل همه خوبي‌ها، كرامت‌ها و مدح‌ها را به حق نسبت دهد. امام حسين( در دعاي عرفه فرمودند: «خداوندا از من، آنچه شايسته پستي من است سرمي‌زند و از تو آنچه سزاوار كرم توست» امام سجاد( در دعاي ابوحمزه عرض مي‌كند: خداوندا پيوسته خير تو بر ما نازل مي‌شود و بدي ما به سوي تو بالا مي‌آيد. 342 ابن‌عربي در معناي تقوا گويد: «پس سپر خداوند باشيد در برابر مذمت، و و خدا را سپر خود قرار دهيد، در نيكي ها تا از مؤدبان عالم باشيد‏»343 و اين مفهوم روايتي است كه فرمود قلوب عارفان منبع تقوي است، 344 يعني با معرفت حقيقي حق مي‌توان حق تقوي را ادا كرد. اوج تقوي همان انتساب تمام محامد به حق و تنزيه حق از همه نقص‌هاست. عبارات دعاي مجير (سبحانك يا ألله تعاليت يا رحمن) اوج اين تسبيح و تنزيه است. ذكر مباركه يونسيه نيز بر اين تقوي دلالت دارد (سبحانك إني كنت من الظالمين)

فصل دوم: رياضت به سان ركن اصلي سلوك

➢ گفتار اول: چيستي رياضت
➢ گفتار دوم: اركان رياضت

درآمد
در فصل پيشين به زهد، قناعت و تقوي به عنوان اصول مهم و اوليه سلوك معنوي پرداخته شد؛ در اين فصل به رياضت و اركان آن كه نقش مهمي در سيروسلوك دارد، پرداخته مي‌شود. مبحث رياضت را با دو گفتار در چيستي رياضت و اركان آن پي مي‌گيريم.
گفتار اول: چيستي رياضت
وَ ايْمُ اللَّهِ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های نهج البلاغه، وحدت وجود، نزول قرآن، نقشه راه Next Entries پایان نامه با کلید واژه های امام سجاد، امام صادق، صفات خداوند، عشق و محبت