پایان نامه با کلید واژه های افراد مبتلا، افسردگی اساسی، اختلال افسردگی اساسی، اختلال افسردگی

دانلود پایان نامه ارشد

میان نوجوانان، پسرها بیشتر از دخترها دچار اختلال وسواسی– جبری می شوند (سادوک و کاپلان، 2007).
3-1-5-2 سن شروع
میانگین سن شروع این اختلال حدود بیست سالگی و البته در مردها مختصری زودتر (حدود نوزده سالگی) و در زن ها کمی دیرتر (حدود بیست و دو سالگی) است. در کل، حدود دوسوم بیماران پیش از بیست و پنج سالگی و تنها کمتر از پانزده درصد آن ها پس از سی و پنج سالگی علایمشان شروع می شود. اختلال وسواسی– جبری می تواند در نوجوانی، کودکی، و حتی در برخی موارد در دو سالگی هم شروع شود (همان).
4-1-5-2 بیماری های توام
میزان شیوع مادام العمر دو اختلال افسردگی اساسی و جمعیت هراسی در بیماران دچار اختلال وسواسی– جبری به ترتیب حدود شصت و هفت درصد و بیست و پنج درصد است. سایر بیماری های روانپزشکی شایعی که در بیماران مبتلا به اختلال وسواسی–جبری به صورت همزمان پیدا می شود، عبارت است از اختلالات مصرف الکل، اختلال اضطراب منشر، اختلالات شخصیتی، هراس اختصاصی، اختلال پانیک، و اختلالات غذا خوردن. میزان بروز اختلال توره89 در بیماران مبتلا به اختلال وسواسی– جبری 5 تا 7 درصد است و سابقه تیک در 20 تا 30 درصد این بیماران وجود دارد(همان).

5-1-5-2 مفهوم سازی شناختی اختلال وسواس فکری – عملی
نظریه پردازان شناختی معتقدند که افراد وسواسی در توانایی برای سازمان دادن و یکپارچه ساختن اطلاعات، اشکال دارند. آن ها در پاسخ به قراین هیجانی و پردازش آن ها دچار مشکلات و ناراحتی بیش از انتظار می شوند و افکار مزاحم را به گونه ای سوء تفسیر می کنند که به صورت وسواس های فکری در می آیند (استکتی و پیگت90، 2006).
یکی از تبیین های شناختی وسواس این است که علت دچار شدن افراد به وسواس، انتظار غیرمعمول و بیش از حد آنان در مورد نتایج منفی است.به علاوه پیامدهای منفی اعمال مختلف را بیش انگاری می کنند. عده ای دیگر از نظریه پردازان شناختی معتقدند که افکار ناخواسته و مزاحم معمولی وقتی به افکار وسواسی تبدیل می شوند که فرد، این مزاحمت و ناخواستگی را بالقوه آسیب زا و زیان مند تفسیر کند و خود را مسئول این آسیب و زیان بداند. این نوع ارزیابی به افزایش اضطراب و احساس گناه می انجامد و در نتیجه فرد شروع به انجام رفتارهای اجتنابی و روی آوردن به رفتارهای وسواسی آشکار و نهفته برای کاهش اضطراب می کند (همان).
6-2 اختلال وحشتزدگی (پانیک )
مفهوم اختلال پانیک شاید از مفهوم سندرم قلب تحریک پذیر ریشه گرفته باشد که دکتر «جاکوب مندس داکوستا» (1900-1833) در میان سربازان جنگ داخلی آمریکا دیده بود. سندرم داکوستا عبارت بود از تعداد زیادی علامت روانی و جسمی که امروزه در شمار ملاک های تشخیصی اختلال پانیک قرار گرفته است. زیگموند فروید در 1895 مفهوم روان نژندی اضطرابی را مطرح کرد که شامل علایم حاد و مزمن روانی و جسمی بود. روان نژندی حاد اضطرابی، در اصطلاح فروید شبیه اختلال پانیک به تعریف DSM-IV-TR است. فروید در واقع نخستین کسی است که ارتباط میان حمله های پانیک و بازارهراسی را دریافته است. اصطلاح بازارهراسی (آگورافوبیا) را در 1871 برای حالتی وضع کردند که در آن به نظر می رسید بیمار از پا نهادن به اماکن عمومی بدون همراهی دوستان یا بستگانش می ترسد. این کلمه از دو جزء یونانی آگورا و فوبیا حاصل شده است و ترس از بازارگاه معنا می دهد (سادوک و کاپلان، 2007).
1-6-2 ویژگی های اختلال پانیک
حمله حاد شدید اضطراب همراه با احساس مرگ قریب الوقوع را اختلال هول (پانیک) می نامند. مشخصه اختلال پانیک، حملات و دوره های مجزای ترس شدید هستند و فراوانی بروز آن ها از چند حمله در یک روز تا صرفا تعداد انگشت شماری حمله در یک سال فرق می کند. اختلال هول با تعدادی اختلالات دیگر و بخصوص بازارهراسی (آگورافوبیا) همراه است. بازارهراسی عبارت است از ترس از تنها بودن در اماکن عمومی (مثل فروشگاه های بزرگ) به ویژه اماکنی است که در صورت عارض شدن حمله پانیک بر فرد خروج سریع از آن ها دشوار است (سادوک و کاپلان، 1933).
بازارهراسی ای بسا ناتوان کننده ترین فوبیا باشد، چون می تواند به نحو چشمگیری توانایی فرد را برای کارکردن در موقعیت های اجتماعی و شغلی بیرون از منزل مختل کند. در ایالات متحد اکثر پژوهشگرانی که در زمینه اختلال هول کار می کنند معتقدند که بازارهراسی تقریبا همیشه عارضه ای از اختلال هول در بیمار است. به عبارت دیگر، به نظر می رسد که بازارهراسی را ترس بیمار از وقوع حمله پانیک در مکانی عمومی که گریختن از آن دشوار است، ایجاد می کند. پژوهشگران کشورهای دیگر و نیز برخی پژوهشگران و بالینگران ایالات متحد این نظریه را قبول ندارند. با این حال درDSM-IV-TR باز هم اختلال هول است که اختلال غالب در این زوج بیماری تلقی شده است (سادوک و کاپلان، 2007).
حمله پانیک از چهار عنصر ترس تشکیل می شود که عناصر هیجانی و جسمانی آن برجسته ترند. از نظر هیجانی، فرد غرق در بیم شدید، وحشت، یا دگرسان بینی خود می شود (روزنهان و سلیگمن، 1995).
از نظر جسمانی، حمله پانیک شامل واکنش اضطراری می شود (از جمله کمبود نفس، سرگیجه، تپش قلب، لرزش، سردی، یا درد قفسه سینه) (همان).
از نظر شناختی، فرد فکر می کند که ممکن است دچار حمله قلبی شده باشد و بمیرد، یا دیوانه شود، و یا کنترل خود را از دست بدهد (همان).
این گونه حملات به طور ناگهانی آغاز می شوند، معمولا ظرف مدت ده دقیقه به اوج می رسند، و به تدریج فروکش می کنند. حملات پانیک به دو صورت رخ می دهند. به صورت غیرمنتظره (بدون هشدار) و به صورتی که توسط موقعیت راه اندازی می شود. بعد از چند حمله، فرد همواره از داشتن حمله ای دیگر و پیامدهای آن نگران است (یعنی دیوانه شدن یا مردن). حملات پانیک که توسط موقعیت راه اندازی می شوند می توانند توسط موقعیت های اجتماعی یا موضوعات خاص ایجاد شوند(مثل گربه ها) (همان).

1-1-6-2 ملاک های DSM – IV – TR در مورد اختلال پانیک

نکته: حمله پانیک، اختلالی نیست که بشود کدگذاری کرد. باید آن تشخیص معینی را کدگذاری کرد که پانیک می تواند جزئی از آن باشد (مثل اختلال پانیک همراه با بازارهراسی).
دوره ای از ترس یا ناراحتی شدید است که ابتدا و انتهای مشخصی دارد و طی آن حداقل چهار تا از علایم زیر به طور ناگهانی پیدا می شود و در عرض ده دقیقه به حداکثر شدت خود می رسد:
تپش قلب، کوبش، یا افزایش ضربان قلب
تعریق
لرزش یا تکان
احساس کوتاه شدن تنفس یا احساس اختناق
احساس خفقان
احساس ناراحتی یا درد در قفسه سینه
تهوع یا ناراحتی شکمی
احساس سرگیجه، تلوتلو خوردن، منگی، یا ضعف
مسخ واقعیت (احساس غیرواقعی بودن جهان) یا مسخ شخصیت (احساس گسستگی از خود)
ترس از دیوانه شدن یا از دست دادن تسلط بر خود
ترس از مردن
مورمور (پاستزی) احساس کرختی یا سوزش شدن
سرمالرزه یا گرگرفتگی

(سادوک و کاپلان، 2007).

2-1-6-2 شیوع اختلال پانیک
در مطالعات همه گیرشناسی شیوع مادام العمر اختلال پانیک را یک تا چهار درصد شیوع شش ماهه آن 5/0 تا 1 درصد و شیوع مادام العمر حمله های هول را تا پنج و شش دهم درصد گزارش کرده اند. زن ها دو تا سه برابر بیشتر از مردها ممکن است مبتلا شوند که البته تشخیص کمتر از واقع اختلال پانیک در مردان نیز ممکن است در این عدم تساوی نقشی داشته باشد . اسپانیایی تبارها ، سفیدپوست ها و سیاه پوست ها تفاوت چندانی از این نظر ندارند. تنها عامل اجتماعی که در پیدایش اختلال پانیک دخیل دانسته شده، طلاق یا جدایی اندکی پیش از شروع اختلال است. در مورد شیوع مادام العمر بازار هراسی اختلاف نظر بیشتری وجود دارد و در مطالعات مختلف ارقام 2 تا 6 درصد گزارش شده است، شیوع طول عمر عامل عمده ای که موجب این وسعت طیف تخمین ها شده است، عدم توافق بر روی رابطه بازارهراسی و اختلال پانیک بوده است. از بررسی بازارهراسی در مراکز روانپزشکی گزارش شده که لااقل سه چهارم افراد مبتلا به آن، اختلال پانیک نیز دارند، اما از بررسی بازار هراسی در نمونه های برگرفته از اجتماع معلوم شده که تعداد زیادی از این بیماران یعنی نیمی از آنان بازارهراسی بدون اختلال پانیک داشته اند. دلایل تفاوتی که در یافته های مذکور دیده می شود، معلوم نیست، اما شاید باز هم به خاطر تفاوت روش های تحقیق باشد. بازارهراسی در خیلی از موارد به دنبال واقعه ای آسیب زا (تروماتیک) شروع می شود (همان).
3-1-6-2 سن شروع
اختلال پانیک بیش از همه در جوانان روی می دهد، به طوری که میانگین سنی تظاهر آن حدود بیست و پنج سالگی است؛ البته هم اختلال پانیک و هم بازارهراسی در هر سنر ممکن است پیدا شود. گزارش شده که اختلال پانیک در کودکان و نوجوانان هم روی می دهد و احتمالا در آن ها کمتر از واقع تشخیص داده می شود (همان).
4-1-6-2 اختلال های توام با اختلال پانیک
نود و یک درصد از بیماران دچار اختلال پانیک و هشتادوچهار درصد از مبتلایان بازارهراسی لااقل به یک اختلال روانی دیگر نیز دچارند. طبق DSM-IV-TR ، 10 تا 15 درصد افراد مبتلا به اختلال پانیک، همزمان به اختلال افسردگی اساسی نیز مبتلا هستند. تقریبا یک سوم افراد مبتلا به هردوی این اختلالات، قبل از شروع اختلال پانیک به اختلال افسردگی اساسی دچار بوده اند؛ و حدود دو سوم آن ها در حین یا پس از شروع افسردگی اساسی، ابتدا اختلال پانیک را تجربه می کنند (همان).
اختلالات اضطرابی نیز در مبتلایان به اختلال پانیک و بازارهراسی شایع هستند. 15 تا 30 درصد افراد مبتلا به اختلال پانیک به جمعیت هراسی هم دچارند، 2 تا 20 درصد آن ها هراس اختصاصی دارند،15 تا 30 درصد اختلال اضطراب فراگیر دارند، 2 تا 10 درصد این بیماران به اختلال استرس پس از سانحه مبتلا هستند، و تا 30 درصد آن ها از اختلال وسواسی– جبری نیز رنج می برند. سایر بیماری های شایع همراه عبارتند از خودبیمارانگاری، اختلالات شخصیت، و اختلالات مرتبط با مواد (همان).
5-1-6-2 مفهوم سازی شناختی اختلال پانیک
درمانگران شناختی می گویند اختلال پانیک از سوء تعبیر فاجعه آمیز احساس های بدنی ناشی می شود (بک و امری، 1985؛ کلارک، 1988،1989 ؛ به نقل از روزنهان و سلیگمن، 1995). بیمار مبتلا به اختلال پانیک، پاسخ های اضطراب معمولی نظیر تپش قلب، تنگی نفس، و سرگیجه را به عنوان شاخص فاجعه قریب الوقوع سوء تعبیر می کند. تپش های قلب به معنی حمله قلبی قریب الوقوع تعبیر می شوند؛ و سرگیجه به معنی دیوانگی و فقدان کنترل. دیدگاه شناختی به هر یک از چهار نوع شواهد دیدگاه زیست پزشکی از دید سوء تعبیر معنی احساس های بدنی می نگرد. بیماران مبتلا به پانیک از عادت فکر کردن به شیوه فاجعه آمیز برخوردارند (روزنهان و سلیگمن، 1995).
بر طبق مدل شناختی پانیک (کلارک91، 1986،1988؛ به نقل از هاوتون و همکاران، 1989) افراد بدان سبب دچار حمله های پانیک می شوند، چون دارای گرایش نسبتا دیرپایی برای تفسیر دامنه ای از احساس های بدنی به عنوان نشانه هایی فاجعه بار هستند. احساس هایی که مورد سوء تعبیر قرار می گیرند عمدتا آن هایی هستند که در پاسخ های اضطراب به هنجار به چشم می خورند (مانند تپش قلب، نفس نفس زدن و سرگیجه). البته احساس های دیگری را نیز در بر می گیرند. منظور از سوء تعبیر فاجعه بار این است که احساس ها به عنوان نشانه ای از وقوع بی درنگ فاجعه ای جسمی یا روانی ادراک می شوند. طیف وسیعی از محرک ها قادرند حمله های پانیک را برانگیزند. این محرک ها ممکن است بیرونی باشند (مانند موقعیتی که در آن، فرد قبلا دچار حمله آسیمگی شده است)، اما غالبا این محرک ها درونی هستند (مانند افکار، تصاویر ذهنی و یا احساس های بدنی). اگر این محرک ها به عنوان خطر احساس شوند، حالت بیمناکی در فرد ایجاد می گردد. این حالت، با دامنه گسترده ای از احساس های جسمی در ارتباط است. اگر این احساس های اضطراب زا به شیوه ای فاجعه آمیز تعبیر شوند، افزایش بیشتری در بیمناکی ایجاد می کنند و این خود احساس های بدنی را زیادتر می کند و بدین ترتیب دور باطلی ایجاد می شود که به یک حمله، منجر می

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های اختلال افسردگی، افسردگی اساسی، رنگین کمان، آسیب پذیری Next Entries پایان نامه با کلید واژه های تنظیم هیجان، نشخوار فکری، صفات شخصیت، صفات شخصیتی