پایان نامه با کلید واژه های افراد مبتلا، ورزشکاران

دانلود پایان نامه ارشد

بهنجار متمايز مي شوند. تفاوت ميانگين نمرات سه گروه در مقياس کمال گرايي ديگر مدار معني دار نبود . هويت و فلت (1991) با بررسي ابعاد سه گانه کمال گرايي در بيماران افسرده و مضطرب نشان دادند که سطح کمال گرايي خويشتن مدار در بيماران افسرده بيشتر از گروه مضطرب و بهنجار مي باشد. بين بيماران افسرده و مضطرب در مورد کمال گرايي جامعه مدار تفاوتي مشاهده نشد اما سطح اين بعد در هر دو گروه بيشتر از گروه بهنجار بود.
آنتوني و جورمن94 (2001) در 180 دانشجو ارتباط ميان نگراني ، مسامحه و کمال گرايي را بررسي کردند . نتايج اين مطالعه نشان دادکه نگراني ارتباط خيلي اساسي با مسامحه و کمال گرايي به ويژه نگراني زياد در مورد اشتباه کاري و نگراني زياد در مورد ترديدها و دودلي ها داشت . بعلاوه ، نگراني با انتقادات و انتظارات والدين مرتبط بود. در مقابل ، افراد داراي نگراني بالا تحت استرس ، استانداردهاي پايين تري را گزارش نمودند .
پژوهش هاي انجام شده در زمينه ارتباط بين کمال گرايي و نشانه هاي عمومي اضطراب مورد تأييد قرار گرفته است (مناريک و آرنس95 ، 1962) . يافته هاي پژوهشي نشان داده اند که بين بازخوردهاي کمال گرايانه خودمدار و اضطراب صفت در دانشجويان همبستگي مثبت وجود دارد (فلت و همکاران ، 1989) در پژوهش هاي باليني نيز کمال گرايي با نشانه هاي اضطراب در بيماران مبتلا به اختلالات روان شناختي متفاوت (هويت و فلت ، 1993) ، بيماران مبتلا به اختلالات افسردگي و اضطراب و اختلالات اضطرابي (فروست و استکتي ، 1997 ؛ آنتوني ، پردون و موتا96 ، 1998) مرتبط بوده است . به طور کلي نتايج تحقيقات، رابطه کمال گرايي را با اضطراب تأييد مي کند.
باورهاي کمال گرايانه همچنين اهميت قابل ملاحظه اي در تحول و نگهداري فوبياي اجتماعي دارند . هيمبرگ97 و همکاران (1995) در مدل فوبياي اجتماعي سه نوع باور را توصيف نموده اند که همراه فوبياي اجتماعي است : 1- موقعيت هاي اجتماعي بطور بالقوه خطرناک هستند زيرا ممکن است آنها منجر به تحقير و سرزنش شوند . 2- ملاقات و گردهمايي يک استاندارد خيلي بالايي از عملکرد اجتماعي است که تنها راهي براي اجتناب با جلوگيري از تحقير در موقعيت هاي اجتماعي است 3- اين استانداردها صرفاً مواجه شدن نيست . جاستر 98و همکاران (1996) بدست آوردند که بيماران مبتلا به فوبيا در مقايسه با افراد غيرمضطرب ، کمال گرايي بيشتري دارند . آنتوني و همکاران (1998) نيز چنين يافته اي به دست آوردند . در اين مطالعات فوبياي اجتماعي با نگراني بيشتر در مورد اشتباه کاري، شک و ترديد در مورد اعمال و انتقادات والدين و با کمال گرايي جامعه مدار مرتبط بود.
فلت ، هويت ، اندلر و تاسون99 (1994) رابطه بين کمال گرايي و اضطراب حالت و صفت را در سه مطالعه مورد بررسي قرار دادند . در مطالعه اول و دوم ارتباط بين ابعاد سه گانه کمال گرايي و اضطراب مورد بررسي قرار گرفت . نتايج نشان داد که ابعاد خود مدار و جامعه مدار با نگراني شناختي و برانگيختگي علائم اتونوميک اضطراب حالت رابطه معني داري دارد . همچنين بعد خودمدار با اشکال ابهام و ارزيابي اجتماعي اضطراب صفت (در مطالعه اول) و جامعه مدار با اشکال ابهام و نگراني معمول روزمره و اضطراب صفت دوم (در مطالعه دوم) ارتباط دارد در مطالعه سوم ، بعد جامعه مدار با اضطراب حالت بالا تنها در شرايطي درگيري شديد همبستگي داشت.
در يک پژوهش تجربي مسئوليت پذيري و کمال گرايي در بيماران وسواس مورد بررسي قرار گرفت و نتايج نشان داد که کمال گرايي مي تواند نقش تعديل کننده در ادراک مسئوليت پذيري در بيماري وسواس بازي کند . در واقع کمال گرايي بالا مي تواند فرد وسواسي را براي پذيرش مسئوليت در مورد رويدادهاي منفي و نتايج آنها آماده تر کنند تا رويدادهاي مثبت (بوچارد100 و همکاران ، 1999).
سابونچي101 و همکاران (1998) ، در مطالعه اي تحت عنوان کمال گرايي و خودآگاهي شناختي در هراس اجتماعي و اختلال پانيک با وسعت هراسي ، نشان دادند که افراد دچار هراس اجتماعي نسبت به بيماران پانيک ميزان بالايي از اشتباهات و ترديدهايي درباره عمل را نشان مي دهند . همچنين بيماران دچار هراس اجتماعي داراي سطح بالايي از خودآگاهي شناختي عمومي هستند و اين اختلاف زماني که تفاوت هاي مربوط به کمال گرايي کنترل شد، وجود نداشت . در گروه هاي بيمار کمال گرايي ارتباط قوي تري با اضطراب اجتماعي داشت .
در رابطه با ارتباط کمال گرايي و اضطراب بدني اجتماعي و اختلال خوردن پژوهشي بر روي ورزشکاران برتر زن و مرد صورت گرفته است نتايج اين پژوهش حاکي است که کمال گرايي مثبت و منفي و اضطراب بدني اجتماعي پيش بيني کننده هاي نگرش هاي مختل راجع به خوردن مي باشند . در واقع کمال گرايي منفي هم در زنان و هم در مردان با اضطراب بدني اجتماعي ارتباط داشت در مردان کمال گرايي مثبت سهم کم ، اما معنادار (6درصد) در پيش بيني نگرش هاي مختل خوردن داشت . در زنان کمال گرايي منفي 41 درصد واريانس نگرش هاي مختل خوردن را پيش بيني کرد (هاس ، پرپاويسزو اونز2 ، 2002) .
پژوهش ديگري درباره کمال گرايي و وسواس و آسيب شناسي کلي در ارتباط با احساسات کاملاً نادرست توسط کولز102 و همکاران صورت گرفته است . با توجه به اين که افراد مبتلا به اختلال وسواس فکري – عملي به طور مکرر احساسات ناقصي را راجع به چيزهايي که مطلقاً درست نمي باشند گزارش مي دهند و به دنبال آن نياز به اعمال آييني وجود دارد تا اين احساسات را تسکين دهند . کولز ، فروست، هيمبرگر و رم103 (2002) نشان دادند که احساسات کاملاً نادرست هم با سيماي اصلي وسواس و هم با حوزه هاي ناسازگارانه کمال گرايي ارتباط دارد . چرا که افراد وسواس بيان مي کند که تمايل به داشتن چيزهاي کامل، کاملاً قطعي و تحت کنترل دارند . به محض اين که اين احساسات کمال گرا دريافت مي شوند بيماران ممکن است دچار يک حالت بستوه آورنده از تجربيات کاملاً نادرست شوند و براي کاهش احساس ناشي از اين تجربه شروع به انجام اعمال تکراري مي کنند .
همچنين افراد وسواسي داراي سطوح کمال گرايي بالا هستند و پژوهش ها در زمينه رابطه اين متغير با ساير اختلالات اضطرابي از جمله استرس پس از سانحه و پانيک نابسنده است . به طور کلي يافته هاي پژوهشي در زمينه بررسي ابعاد سه گانه کمال گرايي ، همبستگي اين سازه را با ويژگي هاي شخصيتي ، رفتاري و مشکلات روان شناختي تأييد کرده اند (هويت و فلت ، b 1991).
کمال گرايي خودمدار با مشخصه هاي مثبت تلاش و رقابت براي پيشرفت ، حرمت خود و خودشکوفايي (بلات و همکاران ، 1995 ؛ فلت و همکاران ، 1991) از يک سو ، و مشخصه هاي منفي خودشيفتگي104 ، خود سرزنشگري105 ، خود انتقادگري106 ، احساس گناه ، افسردگي و نوروز گرايي (آلدن 107و همکاران ، 1994 ؛ هويت و همکاران ، 1991) از سوي ديگر ارتباط دارد . کمال گرايي ديگر مدار با مشخصه هاي منفي شامل ديگر سرزنش گري108 ، اقتدار گري و سلطه جويي ؛ ويژگي هاي شخصيت نمايشي ، خودشيفته وار و ضد اجتماعي همبستگي دارد (هويت و فلت ، b 1991).
کمال گرايي جامعه مدار با نياز به تأييد ديگران ، ترس از ارزشيابي منفي ، کانون مهار بيروني ، بيش تعميم دهي شکست ، خود انتقادگري ، خودسرزنشگري و ديگر سرزنشگري ، ناهمسازي روان شناختي و ويژگي هاي شخصيت مرزي ، اسکيزوتايپ ، اجتنابي ، اسکيزوئيد ، پرخاشگري – منفعل و وسواسي؛ همچنين با افسردگي ، اضطراب و نوروز گرايي مرتبط مي باشد (هويت و فلت ، b 1991، b 1991 ؛ هويت و همکاران ، 1991).
در تحقيقي ديگر با عنوان مذهب ، شناخت وسواسي – جبري و علائم در يک نمونه ايتاليايي ، سيکا ، نووارا و ساناويو109 (2002) نشان داد که گروه مذهبي بالا در مقايسه با گروه مذهبي پايين ميزان بيشتري از اشتغال ذهني ، اهميت بالاي افکار ، کنترل افکار ، کمال گرايي و مسئوليت پذيري نشان دادند . همچنين کنترل افکار و اهميت بالاي افکار با علائم شناختي وسواس تنها در آزمونهاي مذهبي رابطه داشتند . اين نتيجه نشان مي دهد اعتقاد شديد مذهبي در اختلال وسواس فکري – عملي نقش مهمي را بازي مي کند.
ابراهيم زاده (1385) در مطالعه اي به بررسي مقايسه اي باورهاي فراشناختي ، ابعاد کمال گرايي و مهارت هاي حل مسئله اجتماعي با توجه به سطوح بلا تکليفي در بيماران مبتلا به وسواس ، پانيک و استرس پس از سانحه پرداخت . نمونه شامل 90 بيمار 18 تا 25 ساله و يک گروه 30 نفري بهنجار بود ک به صورت تصادفي ساده انتخاب شدند . براي جمع آوري اطلاعات از پرسشنامه هاي ابعاد کمال گرايي هويت و فلت ، حل مسئله اجتماعي ديزوريلا110 ، باورهاي فراشناختي کارترايت111 ، هاتون112 و ولز113 و مقياس عدم تحمل بلا تکليفي فريستون114 استفاده شد . تجزيه و تحليل داده با استفاده از ازمون تحليل واريانس دو طرفه با اثر متقابل صورت گرفت. نتايج نشان داد که بيماري و عدم تحمل بلا تکليفي در تعامل با باورهاي فراشناختي و ابعاد کمال گرايي را در گروه هاي تحت تأثير قرار داده است بطوري که کمال گرايي ديگر مدار و جامعه مدار در بيماران وسواسي بالاتر از ساير گروه هاي باليني بود . اما مهارت هاي حل مسئله اجتماعي تحت تأثير جداگانه بيماري و عدم تحمل بلاتکليفي قرار گرفت.
همان‌طور که در صفحات قبل آمد کمال گرايي و ابعاد آن در پژوهش هاي مختلفي به عنوان متغير اصلي مورد بررسي قرار گرفته است و تأثير آن در اختلالات اضطرابي و افسردگي نيز تأييد شده است .

2-13-2- پيشينه‌ي تحقيقي در زمينه‌ي تنهايي
همچنين در مورد متغير بعدي يعني احساس تنهايي بايد گفت که احساس تنهايي و انزوا به عنوان يکي از علايم مشخصه بيماران افسرده مي باشد (روکاچ و بروک115 ، 1997 ؛ شيرر و ديويد هيزار116 ، 1999) .
کاشيوپو و هاگز117 (2006) در مطالعه اي به بررسي احساس تنهايي به عنوان يک ريسک فاکتور ويژه براي علايم افسردگي پرداختند . اين بررسي شامل مقايسه دو مطالعه جدا گانه از افراد ميانسال تا افراد مسن بود . در مطالعه اول که نمونه مطالعه شامل جمعيت عمومي 54 ساله و بالاتر بود از طريق مصاحبه تلفني مورد سنجش قرار گرفتند . نتايج نشان داد که همبستگي مثبت و معناداري بين احساس تنهايي با بسياري از علايم افسردگي بدست آمد. در مطالعه دوم که به شکل مطالعه طولي در مدت سه سال بر روي افراد در دامنه سني 50 تا 67 سال انجام گرفت مجدداً نتايج مطالعه نشان دهنده ارتباط معنادار بين احساس تنهايي با علايم افسردگي بود .
نالن – هاکسمن و اهرن118 (2002) نيز در مطالعه اي به بررسي تفاوت هاي جنسيتي و تشابهات در همبستگي علايم افسردگي با احساس تنهايي پرداختند . در اين مطالعه آنان سطح بالايي از ارتباط بين احساس تنهايي با علايم افسردگي را در افراد 25 تا 35 ساله ، 45 تا 55 ساله و سطح پايين تر ارتباط در افراد 65 تا 75 ساله گزارش کردند .
2-13-3- پيشينه تحقيق در زمينه‌ي حساسيت به اضطراب
اضطراب به عنوان يک ويژگي محوري در اختلالات رواني مطرح است و ارتباط حساسيت به اضطراب با افسردگي نتيجه کوواريانس بين اضطراب و افسردگي است (اشميت و همکاران ، 1997 ؛ اشميت ، لرو و جکسون ، 1999) . حتي زماني که بين افسردگي و اضطراب هم ابتلايي وجود ندارد افراد افسرده سطح بالايي از حساسيت به اضطراب را گزارش مي دهند (کاکس و همکاران ، 2001).
افراد وسواسي اغلب ترديدهايي مرضي راجع به ويژگي هاي محرک ها، موقعيت ها يا اعمال نشان مي دهند (راسموسن و آيزن119 ، 1989 ؛ رد120 ، 1985) . اين پديده در همه انواع وسواسي ديده مي شود . براي مثال ، بيماران اغلب ترديدهايي را گزارش مي دهند که ايا آنها دستهايشان را به قدر کفايت شسته اند يا اينکه موضوع مهمي را از قلم انداخته اند ؟ يک بيمار ممکن است ترديد زيادي درباره اينکه آيا بخاري را خاموش کرده است يا نه ، داشته باشد ؛ در پاسخ نگراني، او ممکن است مکرراً بخاري را چک کند تا از خاموش بودن آن مطمئن شود . بيمار ديگري ممکن است ترديد کند ، آيا تصادفاً با ماشينش عابري را زير گرفته است و براي مقابله با اين آشفتگي با چرخيدن اطراف بلوک مطمئن شود که هيچ فردي آسيب نديده است .
مدل هاي روان پزشکي ، عصب شناسي از وسواس نشان مي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های اختلال اضطراب منتشر، اختلال استرس پس از سانحه Next Entries پایان نامه با کلید واژه های پرسش نامه، روش پژوهش، استان کرمانشاه، اعتبار سازه