پایان نامه با کلید واژه های افراد مبتلا، خون آلوده

دانلود پایان نامه ارشد

گرايي اجتماعي و سطوح بالايي احساس تنهايي، بيشترين علائم افسردگي و وسواس را گزارش ميکنند. هيجانهاي تضعيف کننده در افراد مبتلا به علائم افسردگي اغلب در تجربه احساس تنهايي نيز وجود دارد. اتفاق نظر ها در مورد اينکه احساس تنهايي از نقض در روابط اجتماعي فرد ناشي مي شود، به علاوه احساس تنهايي ذهني و فردي است و اندازه شبکه اجتماعي فرد با تعداد ارتباطات را منعکس نمي کند(پيلو پرمن، 1982).
(فروم13 1959; به نقل از سيد محمدي،1380 ) تنهايي را اينگونه تعريف مي کند؛ تجربه عاطفي دردناک، ترس آور، عام و خطيري است که پيامدهاي آسيب شناختي رواني گسترده اي دارد.
در تحقيقات گذشته احساس تنهايي و کمال گرايي را با رفتارهاي ناسازگارانه و علائم افسردگي و اضطراب مرتبط يافته اند، اما بررسي اين متغيرها در اختلالات ديگري نظير افکار وسواسي که با افسردگي هم ابتلايي دارد، انجام نشده است. در ضمن مطالعات کمي احساس تنهايي و کمال گرايي را به عنوان پيش بين عوامل افسردگي و وسواس مقايسه کرده اند. با بررسي همزمان اين متغيرها، توان نسبي آنها در تبيين علائم اختلالات وسواس و افسردگي امکان پذير است. بنابراين مساله اصلي اين پژوهش اين است که آيا بين بيماران افسرده و وسواسي در متغيرهاي کمال گرايي، احساس تنهايي و حساسيت به اظطراب تفاوت معني داري وجود دارد؟
1-2- ضرورت و اهميت پژوهش:
خيل عظيمي از مردم جهان ساليانه با مشکلات رواني ناشي از افسردگي ووسواس درگير مي شوند به طوري که افسردگي، سرما خوردگي رواني لقب گرفته است(راهنمايي تشخيصي و آماري اختلال هاي رواني2001).
اميدواري در تمام ابعاد زندگي ضروري مي باشد.با توجه به روند روبه افزايش مشکلات رواني و ابعاد گسترش اين بيماري بررسي عوارض و جوانب و عوامل تاثير گذار بر روي اين بيماري هاي شايع از جمله ضرورتهاي تحقيقات امروزي است. جوامع براي رشد و پيشرفت نياز به افرادي کارآمد و سالم از نظر جسمي و رواني دارند و تشخيص و درمان و شناخت عوامل تاثير گذار بر روي بيماريهاي شايع در جهت بهبود و توسعه جوامع، همواره از خواسته هاي برنامه ريزان بوده است.
در تحقيقات گذشته کمال گرايي، احساس تنهايي و حساسيت به اضطراب همگي با رفتارهاي ناسازگارانه و علائم افسردگي مرتبط بوده اند. از طرف ديگر مطالعات زيادي به هم ابتلايي افسردگي با وسواس اشاره کرده اند. با اين وجود مطالعات چنداني همه ي اين متغير ها را به عنوان عوامل پيش بين اصلي يا تعاملي علائم افسردگي ووسواس بررسي نکرده اند. با مطالعه همزمان اين متغيرها مي توان قدرت تبيين نسبي آنان در توجيه علائم افسردگي ووسواس را تعيين کرد.
در مطالعه حاضر حاضر هدف بررسي اين است که آيا کمال گرايي، احساس تنهايي و حساسيت به اضطراب را مي توان به عنوان عوامل اصلي علائم افسردگي ووسواس عمل کنند.
يک سري از مطالعات، احساس تنهايي و کمال گرايي را با همديگر به عنوان عوامل پيش بيني کننده‌ي علائم افسردگي ووسواس را مقايسه نکرده اند، در مطالعه حاضر مقايسه احساس تنهايي، کمال‌گرايي و حساسيت به اضطراب و علائم افسردگي ووسواس مورد بررسي قرار خواهد گرفت. با بررسي همزماني اين متغيرها، شناسايي متغيري که بيش از ساير متغيرها در پيش بيني علائم افسردگي ووسواس حائز اهميت است، امکان پذير خواهد بود.
در حقيقت تحقيق و بررسي متغيرها و نتايج حاصل از اين پژوهش ها باعث توجه هر چه بيشتر متخصصان به متغيرهاي فوق و نقش آنها در ايجاد و تداوم اختلالات وسواس و افسردگي در افراد مبتلا خواهد شد. و همچنين زمينه ساز پژوهش هاي ديگر در اين راستا می شود. از اين رو انجام پژوهش هاي در اين رابطه عمري قطعي به نظر مي رسد.
1-3- اهداف پژوهش
1-3-1- هدف اصلي
هدف اصلي اين پژوهش، بررسي و مقايسه کمال گرايي، احساس تنهايي و حساسيت به اضطراب در بيماران وسواسي و افسرده است.
1-3-2- اهداف فرعي
مقايسه کمال گرايي بيماران افسرده و وسواسي
مقايسه حساسيت به اضطراب بيماران افسرده و وسواسي
مقايسه احساس تنهايي بيماران افسرده و وسواسي
1-4- فرضيه هاي پژوهش:
فرضيه 1: بين حساسيت به اضطراب بيماران افسرده ووسواسي تفاوت وجود دارد.
فرضيه 2: بين کمال گرايي بيماران افسرده ووسواسي تفاوت وجود دارد.
فرضيه 3: بين احساس تنهايي بيماران افسرده و وسواسي تفاوت وجود دارد.
1-5- تعريف متغيرها:
1-5-1- تعاريف مفهومي
اختلال وسواس فکري-عملي114:
اختلال وسواس فکري-عملي شامل افکار وسواسي و مزاحم و يا اعمال وسواسي و تکراري است. افکار وسواسي موجب افزايش اضطراب و اعمال وسواسي اضطراب فرد را کاهش مي دهد. شخص مبتلا به اين اختلال معمولا به افراطي بودن و غير منطقي بودن افکار و اعمال وسواسي خود واقف است. هم افکار وسواسي و هم اعمال وسواسي براي بيمار ناهمخوان شناخته مي شوند. اين اختلال مي تواند ناتوان کننده باشد، چون افکار وسواسي وقت گير بوده و به طور قابل ملاحظه اي در برنامه معمول فرد، عملکرد حرفه اي، فعاليتهاي احتمالي معمول يا روابط، دوستان و اعضاء خانواده تداخل مي نمايد.
سرانجام اين اختلال ناشي از تاثير مستقيم يک ماده با يک اختلال طبي نيست (پور افکاري، 1375).

افسردگي1:15
افسردگي رايجترين اختلال رواني است و اخيرا به شدت روبه افزايش است. تقريبا همه، حداقل به صورت خفيف احساس افسردگي کرده اند. احساس دمغ بودن، بي حوصلگي، غمگيني، نااميدي، دلسردي و ناخشنودي، همگي از تجربيات رايج افسردگي هستند(سليگمن و روز نهان216،به نقل از سيد محمدي،1380).
کمال گرايي317:
کمال گرايي به منزله تمايل فرد به وضع معيارهاي کامل و دست نيافتني و تلاش براي تحقق آنها که با خود ارزشيابي هاي انتقادي از عملکرد شخصي همراه مي باشد، تعريف شده است (فروست و همکاران، 1990).
تنهايي418:
تنهايي به عنوان احساس فرد از نبود صميميت بين فردي تعريف شده است (هوجات و کرندال519، 1989). همچنين (فروم 1959 ; به نقل از سيد محمدي،1380 ) تنهايي را اين گونه تعريف مي کند؛ تجربه عواطف دردناک، ترس آور، عام و خطيري است که پيامدهاي آسيب شناختي رواني گسترده اي دارد.
حساسيت به اضطراب620:
حساسيت به اضطراب به ترس از علائم عصبي گفته مي شود که در نتيجه داشتن باورهايي نسبت به پيامدهاي فيزيکي، رواني يا اجتماعي ناگوار حاصل از علائم عصبي، پديدار مي شود (نيل721و همکاران، 2007).

1-5-2- تعاريف عملياتي:
اختلال وسواس فکري-عملي:
در اين پژوهش منظور از اختلال وسواس فکري-عملي فرديست که توسط روانشناس بر مبناي معيارهاي DSM-IV-TR ، واجد ملاک هاي اين بيماري شناخته شده است.

افسردگي:
در اين پژوهش منظور از افسردگي فرديست که توسط روانشناس بر مبناي معيارهاي DSM-IV-TR ، واجد ملاک هاي اين بيماري شناخته شده است.
کمال گرايي:
در اين پژوهش منظور از کمال گرايي نمره اي است که آزمودني در مقياس چند بعدي کمال گرايي ايراني هويت وفلت122 کسب کرده است.
احساس تنهايي:
در اين پژوهش منظور از احساس تنهايي ميزان نمره اي است که آزمودني در مقياس تنهايي دانشگاه کاليفرنيا (UCLA) کسب کرده است.
حساسيت به اضطراب:
در اين پژوهش منظور از حساسيت به اضطراب ميزان نمره اي است که آزمودني در مقياس حساسيت به اضطراب پيرسون و رايس223( 1987) کسب کرده است..

فصل دوم
پيشينه پژوهش

2-1- چارچوب نظري و پيشينه‌ي مطالعاتي:
2-1-1- اختلال وسواس
مفهوم وسواس ، فکر «محاصره» و مفهوم «بي اختياري» فکر اجبار را القا مي کند و درک اين مفاهيم بدون مرتبط ساختن آن‌ها با «من» فرد که در بيان آزادانه فکر ، تجسم و عمل خويشتن، احساس محدوديت مي کند ، امکان پذير نيست؛ محدوديتي که فقط براساس و به وسيله فعاليت مرضي در هم شکسته مي شود و آرامش موقت ، تنها از طريق تکرار به دست مي آيد
بيمار نسبت به اختلال خود هشيار است و آن را تحميل شده و مرضي مي پندارد ، يعني در واقع ، اختلال را نمي پذيرد (آيسنک24 ، 1979 ؛ به نقل از دادستان ، 1376) .
بنابراين ، وسواس در واقع فکر ، کلمه يا تصويري است که به رغم اراده انسان ، به هشياري وي هجوم مي آورد ، سازمان رواني را تحت سيطره خود قرار مي دهد و اضطراب گسترده اي را در فرد بر مي انگيزد . اختلال وسواس فکري عملي کمياب نيست . بين دو تا سه درصد بزرگسالان ، وسواسي فکري – عملي تشخيص داده شده اند . زنان احتمالاً آسيب پذيرتر از مردان هستند (رابينر25 ، 1984 به نقل از سليگمن و روزنهان26 ، 1995).
گرچه ممکن است چندين نوع وسواس همزمان با يکديگر در يک شخص مشاهده شود اما متخصصان باليني ، متمايز کردن انواع وسواس ها را مفيد دانسته اند (دادستان ، 1376):
2-1-2- تصويرهاي وسواسي
گاهي ذهن را به گونه اي تسخير مي کنند که گويي تصويري بر آن حک شده است . مثلاً مادري مي تواند مدام تصوير به خون آلوده فرزندش را ببيند يا فردي ممکن ايت بدون وقفه صحنه هاي منع شده جنسي را تصوير سازي کند .
2-1-3- افکار وسواسي
مثلاً فکر وجود ميکروب در همه جا و ترس از سرايت بيماري موجب مي شود تا فرد از دست زدن به همه چيز اجتناب کند.
2-1-4- ترديدهاي وسواسي
ترديدهاي وسواسي ممکن است بر زندگي گذشته و يا آينده متمرکز شوند. ترديد وسواس آميز نسبت به گذشته، با باز پديدآوري دائم آن منجر مي شود و پرسش فرد از خود درباره درست بودن اعمال گذشته و پيامدهاي آن‌ها، دل‌مشغولي اصلي وي را تشکيل مي دهد . ترديد نسبت به آينده نيز فرايند زندگي را دچار اختلال مي سازد ، چرا که توانايي تصميم گيري را از فرد سلب مي کند.
2-1-5- رفتارهاي وسواسي :
شستن ، وارسي کردن ، لمس کردن و غيره به منزله رفتارهاي انعطاف ناپذيري هستند که شخص براي پيشگري يا کاهش حالت درماندگي و اضطراب ، خود را مجبور به انجام آن مي بيند و تصور مي کند که اگر آن اعمال را انجام ندهد، حادثه اي وحشتناک که ماهيت آن نيز مشخص نيست، به وقوع خواهد پيوست (دادستان ، 1376).
2-2- ضوابط تشخيص اختلال وسواس براساس DSMIV
الف) وجود وسواس ها يا رفتارهاي بي اختيار : وسواس ها براساس ضوابط 1 ، 2 ، 3 و 4 توصيف مي شوند :
1- انديشه ها ، برانگيختگي ها يا تصاوير بازگشتي (راجعه) و پابرجايي که فرد در پاره اي از مواقع در خلال اختلال، به منزله چيزي اجباري و نامناسب، تجربه مي کند و اضطراب يا درماندگي مشخصي را در مي بر مي انگيزند.
2- انديشه ها ، برانگيختگي ها يا تصاويري که صرفاً ناشي از نگراني هاي مفرط درباره مسائل واقعي زندگي نيستند .
3- فرد به منظور بي اطلاع ماندن يا حذف اين انديشه ها ، برانگيختگي ها و تصاوير و يا خنثي کردن آنها به وسيله اعمال يا افکار ديگر، کوشش هايي را به راه مي اندازد.
4- فرد مي داند که انديشه هاي وسواسي ، برانگيختگي ها يا تصاوير ، محصول ذهن وي هستند و از خارج به او تحميل نمي شوند.
رفتارهاي بي اختيار براساس ضوابط 1 و 2 توصيف مي شوند :
1- رفتارهاي تکراري (مثل شستن دست ها، منظم کردن، وارسي کردن) يا اعمال ذهني (مثل دعا کردن ، شمردن ، تکرار بي صداي کلمات) که فرد خود را مجبور مي بيند تا در پاسخ به يک وسواس يا براساس قواعدي که بايد بي چون و چرا به کار بسته شوند ، به راه اندازد.
2- رفتارها يا اعمال ذهني به منظور پيشگيري ، کاهش يا ممانعت از پاره اي از رويدادها و موقعيت هاي سهمناک بروز مي کند . گرچه اين رفتارها و اعمال ذهني به صورت واقع نگر با آنچه قصد خنثي کردن و يا پيشگيري از آن را دارند مرتبط نيستند و يا آشکارا افراطي هستند.
ب) در حد فرآيند اختلال ، فرد مي پذيرد که وسواس ها يا رفتارهاي بي اختيار ، افراطي يا نامعقول هستند.
ج) وسواس ها يا رفتار هاي بي اختيار به ايجاد درماندگي مشخصي منجر مي شوند ، وقت قابل ملاحظه اي را به خود اختصاص مي دهند (بيش از يک ساعت در روز) يا به طور معناداري با فعاليت روزمره فرد، کنش وري حرفه اي يا تحصيلي يا فعاليت ها و روابط اجتماعي وي تلاقي مي کنند .
د) اگر اختلال ديگري در محور Iوجود داشته باشد محتواي وسواس ها يا رفتارهاي بي اختيار به آن محدود نمي شود .
هـ) اختلال ناشي از تأثير فيزيولوژيکي مستقيم يک ماده يا شراي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های عزت نفس، افراد مبتلا، روش پژوهش، پردازش اطلاعات Next Entries پایان نامه با کلید واژه های اختلال اضطراب منتشر، اختلال استرس پس از سانحه