پایان نامه با کلید واژه های اسوه حسنه

دانلود پایان نامه ارشد

آن است.630 خداوند متعال نيز در اين آيه، پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم را به عنوان انسان كامل براي الگوگيري معرفي مي‌كند. اخلاص و توجه او به خدا، رافت و مهربانيش، شدت و غضب او، زندگي ساده‌اش، تحمل بسيار هنگام گرفتاري‌ها، امانت و وفاداري به عهد و پيمان و … مي‌تواند سرمشقي براي زندگي سعادتمند باشد. چراغ هدايتي كه با روشن نمودن صراط مستقيم، دستيابي به مقصد عالي كمال را آسان‌تر مي‌نمايد. اين گونه است كه از تمام جوانب، اسوه‌اي نيكو در زندگي است. علاوه بر اين كه او، در تمام جوانب به كمال رسيده و انسان كاملي است اما بعضي از صفات او جلوه‌اي خاص دارد كه در قرآن و به طور جداگانه به آن‌ها اشاره كرده است631. آياتي هم‌چون:
﴿وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظيمٍ﴾632
﴿فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى‏ آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَديثِ أَسَفاً﴾633
﴿لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنينَ رَؤُفٌ رَحيمٌ﴾634
﴿قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكين﴾635
﴿أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَك﴾636
و… .
4ـ 8ـ 2ـ 2 ابراهيم خليل عليه السلام
پيامبري است كه در مقابل شكوه ايمان و پشتكارش در راه مبارزه با مظاهر شرك و بت پرستي، و عشق و اخلاص و تسليمش به خداي متعال، همگان سر تعظيم فرود آورده‌اند. خداوند ايشان را به امت، قانت، شاكر، حنيف، اواه، حليم، مطيع، داراي قلب سليم، عبد صالح و محسن توصيف كرده است.637 خداي تعالي داستان شگفت انگيز اين پيامبر عظيم الشان را در 23 سوره و 180 آيه قرآن نقل و 69 بار از او به صراحت ياد كرده است.638
﴿قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ في‏ إِبْراهيمَ وَ الَّذينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلاَّ قَوْلَ إِبْراهيمَ لِأَبيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَ ما أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا وَ إِلَيْكَ الْمَصيرُ﴾639
در اين آيه به منظور تاكيد، مساله اسوه را تكرار كرده تا علاوه بر تاكيد، اين معنا را هم بيان كرده باشد كه اين اسوه تنها براى كسانى است كه به خدا و روز جزا اميد داشته باشند، و نيز تاسى اين گونه افراد به ابراهيم عليه السلام تنها در بيزارى جستن از كفار نيست، بلكه در دعا و مناجات هم از آن جناب تاسى مى‏كنند.
ظاهرا مراد از اميد خدا، اميد ثواب خدا در برابر ايمان به او است. و مراد از اميد آخرت، اميد پاداش هايى است كه خدا وعده آن را به مؤمنين داده، پس اميد به آخرت كنايه است از ايمان به آخرت.
﴿وَ مَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ﴾ اين جمله بى‏نيازى خداى تعالى از امتثال بندگان را مى‏رساند، مى‏فرمايد بيزارى جستن از كفار به نفع خود شما است، و خدا از آن بهره‏مند نمى‏شود، چون خداى تعالى از مردم و از اطاعتشان غناى ذاتى دارد، و او در اوامرى كه به ايشان مى‏كند و در نواهى‏اش حميد، و داراى منت است، اگر امر و نهى مى‏كند براى اصلاح حال خود مردم و براى سعادت زندگيشان است، نه براى خودش.640
آيه اي ديگر در مورد حضرت ابراهيم عليه السلام:
﴿وَآتَيْناهُ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحينَ﴾641
مراد از حسنه می‌تواند هر امر نیکی از مقام رسالت گرفته تا نعمت های مادی باشد.642 بعضی مراد از آن را جاودانگی نام ابراهیم به نیکی، مقتدا بودن برای آیندگان یا نبوت حضرت و یا نبوت فرزندان او دانسته اند.643 مقصود از “حسنه در دنيا” معيشت نيكو است، و ابراهيم عليه السلام داراى ثروتى فراوان و مروتى عظيم بوده است.644
4ـ 8ـ 3 مصاديق محسنين
در اين بخش چهار نفر از انبياي الهي مورد بررسي قرار مي‌گيرند.
4ـ 8ـ 3ـ 1حضرت نوح عليه السلام
﴿سَلامٌ عَلى ‏نُوحٍ فِي الْعالَمينَ إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ﴾645
اين جمله منتى را كه خدا بر نوح نهاده و كرامتى كه به وى كرده، از آن جمله اين كه ندايش را اجابت نمود و او و اهلش را از كرب عظيم نجات داد و ذريه‏اش را در قرون بعد باقى نگه داشت و آثارش را در قرون بعد از خودش حفظ كرد و درودى كه تا روز قيامت از ناحيه فرد فرد بشر صالح به وى فرستاده تعليل مى‏كند.
اگر پاداش او را به پاداش محسنين و نيكوكاران تشبيه كرده اين تشبيه تنها در اصل پاداش است نه در خصوصيات مى‏خواهد بفرمايد: همان طور كه به همه نيكوكاران پاداش مى‏دهيم به نوح نيز پاداش داديم و نمى‏خواهد بفرمايد: به همه نيكوكاران همين پاداش را كه به نوح داديم مى‏دهيم.
﴿إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ﴾646 اين جمله نيكوكارى نوح عليه السلام را كه از جمله قبلى استفاده مى‏شد تعليل مى‏كند كه چگونه نوح از نيكوكاران بود، مى‏فرمايد: براى اين كه از بندگان مؤمن ما بود. آرى نوح عليه السلام خداى عز و جل را به حقيقت بندگى، بندگى كرد. او غير از آن چه خدا مى‏خواست نمى‏خواست، و غير از آن چه خدا دستور داده بود نمى‏كرد. و نيز براى اين كه آن جناب از مؤمنين حقيقى بود. از اعتقادات، غير از آن چه كه حق بود معتقد نبود، و اين اعتقاد به حق در تمامى اركان وجودش جريان داشت، و كسى كه چنين باشد غير از حسن و نيكويى از او عملى سرنمى‏زند. پس او از نيكوكاران است.647
4ـ 8ـ 3ـ 2 حضرت ابراهیم علیه السلام
﴿سَلامٌ عَلى‏ إِبْراهيمَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ﴾648
سلام در این آیه، تحیت خداوند بر ابراهیم علیه السلام است و برای بزرگداشت او لفظ سلام نکره آورده شده است. به قولی ، این سلام، امانی برای ابراهیم است که در همه زمین جز به نیکی یاد نشود. احسان، آوردن عمل صالح از سر یقین به آخرت است. خداوند، ابراهیم را پس از اقدام به ذبح اسماعیل دوبار به وصف محسن ستوده است.649
4ـ 8ـ 3ـ 3 حضرت موسي و هارون عليهم السلام
﴿سَلامٌ عَلى‏ مُوسى‏ وَ هارُونَ إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ﴾650
سلام از خدا بر موسى و هارون كه در هموار كردن راه توحيد تلاش كردند، چه افتخارى بالاتر از اين كه بنده خاكى مورد اين همه مكرمت ربّ العالمين گردد. لفظ «كذلك» اشاره به نجات، دادن كتاب، بقاء شريعت، سلام و مانند آن‌ها است، منظور مطلق تشبيه در پاداش دادن است نه اين كه به هر نيكوكار چنان پاداش داده مى‏شود.
﴿إِنَّهُ ما مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ﴾ تعليل پاداش فوق است يعنى بنده مؤمن بودن مستلزم پاداش خوب است651.
4ـ 8ـ 3ـ 4 حضرت الیاس علیه السلام
﴿سَلامٌ عَلى‏ إِلْ‏ياسينَ إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ﴾652
تعبير به” الياسين” به جاى ” الياس” يا به خاطر اين است كه الياسين لغتى در واژه ” الياس” بود، و هر دو به يك معنى است، و يا اشاره به الياس و پيروان او است كه به صورت جمعى آمده است. در مرحله بعدی مى‏فرمايد: «ما اين گونه نيكوكاران را پاداش مى‏دهيم» ﴿إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ﴾. منظور نيكوكارى و احسان به معنى وسيع كلمه است كه عمل به تمام آئين و دستورات او را شامل مى‏شود، سپس مبارزه با هر گونه شرك و انحراف و گناه و فساد. در مرحله آخر ريشه اصلى همه اين‌ها كه ” ايمان” است طرح مى‏كند و مى‏گويد: ” مسلما او (الياس) از بندگان مؤمن ماست ” ﴿إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ﴾”ايمان” و ” عبوديت” سرچشمه احسان، و احسان عامل قرار گرفتن در صف مخلصين است و مشمول سلام خدا شدن.653
4ـ 8ـ3ـ5 نتیجه گیری
خداوند در هر دوره اي عده اي از انسان هايبرجسته را برگزيد و با عنايات ويژه خود به كمال رسانيد و آنان را در مقام اسوه و سرمشق به مردم معرفي كرد. اسوه به عنوان الگويي است كه مي‌توان از او پيروي كرد. واژه «اسوه حسنه» در قرآن كريم سه مرتبه، در مورد پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم و حضرت ابراهيم عليه السلام ذكر شده است. بنابراين خداوند الگوهاي نيكويي را معرفي كرده است و تاسي به چنين الگوهايي توسط كساني كه اميدشان به خداست صورت مي‌گيرد.
در واقع آن چيزي كه تربيت را عيني و حقيقي مي‌كند، قبل از بيان نظري، نمونه عملي آن است. بنابراين محسنين داراي مصاديقي هستند كه با بررسي آيات اين نتيجه بدست مي‌آيد كه انبياي الهي لايق چنين مقامي هستند. پيامبراني هم چون نوح عليه السلام، را محسن ناميد. علت آن را مومن بودن وي ذكر كرده است. چون نوح به غير از آن چه حق بود را معتقد نبود. بنابراين مستحق سلام الهي شد (صافات/ 79ـ 80). ابراهيم عليه السلام را محسن خواند چون اوامر بزرگ الهي هم چون ذبح اسماعيل و… را انجام داد و تسليم محض پروردگار بود. پس مستحق سلام الهي شد (صافات/ 109ـ 110). موسي و هارون عليهم السلام را به عنوان محسنين نام ‌برد. كساني كه در هموار كردن راه توحيد تلاش كردند پس مستحق سلام الهي شدند (صافات/ 120ـ 121). الياس عليه السلام هم جزو محسنين شمرده شد، به خاطر مبارزه اش با هر گونه شرك و انحراف و… و علت اين محسن شدن را مومن بودن او ذكر مي‌كند (صافات/ 130ـ131). پس ايمان و عبوديت سر چشمه احسان است و با محسن شدن مستحق مخلص شدن مي‌شود.
با بررسي چهار انبياي بزرگ الهي ديده شد كه اينان به خاطر اعتقاد راسخ خود به پروردگار، در مسير الهي قرار گرفتند و با شرك و گمراهي مبارزه كردند، پس ايمانشان، تاييد و مستحق سلام الهي شده و محسن ناميده شدند.

نتيجه گيري
ترسيم شبكه معنايي حسنه در قرآن كريم

معنا‌شناسي به پيدايش معنا و سير پيشرفت و دگرگوني هاي آن مي‌پردازد و روابط معنايي مختلف را شناسايي و شبكه اي از معاني مرتبط به هم را استخراج مي‌كند. معناشناسي به ويژه در تفسير موضوعي قرآن نقش فراواني دارد، زيرا اين امكان را فراهم مي‌كند كه روابط معنايي مفاهيم مختلف قرآني به شيوه اي روشمند استخراج گردد و از اين روابط به نظريه اي در مورد بحث رسيد.
نكته جالب توجه در اين پايان نامه، آن است كه مفهوم« حسنه» در قرآن، در ضمن يك شبكه معنايي گسترده ديده شده، كه نتيجه آن، رسيدن به «نظام معنايي حسنه در قرآن» است. ويژگي مهم ديگر رهيافت معناشناسانه اين پژوهش، آن است كه روابط معنايي بين مفاهيم قرآني بر اساس معيارهاي علمي قابل قبولي بر مبناي شناسايي روابطي چون، جانشيني، هم‌نشيني، تضاد و … صورت گرفته است.
حسنه در لغت به معناي نيكي و زيبايي، ضد زشتي و قبح است. حسنه به هرامري اطلاق مي‌شود كه نيكو شمرده شده باشد.حسنه در اصطلاح به معناي هر نعمت خوشايند و‌‌‌‌‌‌‌ شاد كننده است كه به انسان مي‌رسد، شامل نعمت دنيا وآخرت هر دو‌ است.
با بررسي مفهوم حسنه با متضاد خود، يعني سيئه، اين مفهوم بدست آمد كه؛مفهوم كانوني حسنه «عملي است كه مورد رضاي خداي سبحان، و در جهت خواست و اراده او باشد»و در مفهوم كانوني سيئه، «هر كار و رفتار بدي كه انسان بر خلاف خواست و اراده خداوند انجام ‌دهد» نهفته است. آيات مختلفي كه در مورد حسنه و مترادف ها و متضادهاي حسنه آمده، اين مفهوم را تاييد مي‌كند. در آيات متعددي ديده شد كه مفهوم عمل صالح در كنار حسنه آمده، و عمل صالح، همان كار شايسته براي تقديم به پيشگاه ربوبي است، و چنين عملي در واقع حسنه اي است كه خداوند از بنده اش مي‌خواهد.طبق احاديث، در مفهوم بر و نيكي، چيزي است كه قلب و دل بدان اطمينان يابد و آرامش گيرد و در واقع حسنه مورد نظر الهي است. معروف، تمامي آن چه به عنوان طاعت و وسيله تقرب به خداوند عالم به شمار مي‌آيد و يا هر نوع نيكي و احساني كه به مردم مي‌شود را فرا مي‌گيرد و طبق حديث حضرت علي عليه السلام هر معروفي احسان است. بنابراين معروف و احسان هم از حسنات الهي مي‌شوند. در مقابل اين مفاهيم، خطيئه، منكر ، فحشا و… قرار گرفته اند

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های اسوه حسنه Next Entries پایان نامه با کلید واژه های دانشگاه تهران، دانشگاه امام صادق(ع)، فلسفه اخلاق، ناصر خسرو