پایان نامه با کلید واژه های استان کرمان، تصویرسازی، رویکرد تطبیقی

دانلود پایان نامه ارشد

اختصاص داشته و توضیحات آن از جنبهی توصیفی است. دکتر کتایون مزداپور در کتاب «داغ گل سرخ و چهارده گفتار دیگر درباره اسطوره»، مبحثی را با عنوان «کرم هفتواد و اژدهای جیرفت» آغاز کرده اما به نتیجهی معینی نرسانده است و بیشتر سرآغازی بر پژوهشی سرنوشتساز در این باب بوده است. به نظر میرسد مطالعهای گسترده راجع به این موضوع، نتیجهای درخور توجه میآفریند که راهگشای بسیاری از مراجعان به این حوزه میشود، و همچنین خط بطلانی بر تصورات غلط پیشین در حوزهی شرق ایران میکشد.
در باب توصیفات تاریخی و جغرافیایی محدودهی هلیلرود و جیرفت میشود به؛ کتاب«جیرفت در آینه تاریخ» از حسین رفعتی، که در آن عناصر و عواملِ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مربوط به شهرستان جیرفت را در تاریخی یکصد ساله آورده است و کتاب «جیرفت بلندای تاریخ» از محمدعلی گلابزاده، این کتاب نیز بیشتر جنبهی شناسایی و معرفی مقولات مختلف مرتبط با شهرستان جیرفت را دارد که از جنبهی توریستی و گردشگری به تمجید این منطقه پرداخته شده است، همچنین کتاب «تمدنهای نخستین کرمان» از محمودرضا ماهری، گردآوری عوامل شکلدهندهی مکانهای تاریخی و باستانی واقع در محدوده استان کرمان و گزارشات مرتبط با آنها را در خود جای داده است، این کتاب حاوی مباحث تاریخی مربوط به مکانهایی است که تا قبل از کشف تمدن حوزهی هلیلرود، به منصهی ظهور رسیده بودند، مانند تپهی یحیی، تل ابلیس و مراکز تاریخی شهداد، اشاره کرد. همچنین در این حوزه میتوان به کتابهای دیگری از جمله:کتاب «تاریخ جیرفت و کهنوج» از عزیزالله صفا. دو کتاب «جغرافیای کرمان» و «تاریخ کرمان» از احمدعلی خان وزیری، کتاب «جغرافیای استان کرمان» جزو کتابهای درسی مقطع دبیرستان، اشاره کرد.
در زمان کشف این تمدن، دکتر مجیدزاده که سرپرستی تیم کاوشِ متشکل از باستانشناسان و متخصصان ایرانی و خارجی را بر عهده داشت، اقدامات قابل توجهی را جهت معرفی این تمدن، به جهانیان کردند، به گفتهی ایشان، طی فصلهای کاوش، تقریباً تمام مطبوعات خارجی و رسانههای بینالمللی از جمله: دو مجله فرانسوی آرکئولوژیا و دوسیه آرکئولوژی، مجلههای اِسمیتسونیین و سایِنس آمریکایی، مجلهی پر تیراژ آرکئو ایتالیایی، مجلهی نفیس نیوتنِ ژاپونی و … این کشف افسانهای را پوشش دادند.
همچنین در زمینهی ارائهی مقولات داستانی و مباحث فرهنگی فعالیتهایی انجام گرفته که از جمله آن؛ کتاب «افسانههای مردم کرمان» از محمدرضا صرفی وکتاب «بررسی گویش جیرفت و کهنوج» از آقای اسلام نیکنفس میباشد. کتاب «افسانههای مردم کرمان» دربرگیرندهی چندین داستان و قصه و متل میباشد که گویا از نقاط مختلف استان کرمان جمعآوری شدهاند. شیوهی بیان آنها گاه ادبی است و گاه محاورهای و با لهجه بومی، که میشود منطقهی رواج آنها را حدس زد.
همچنین نشریه «آینه خیال» از فرهنگستان هنر، در چند مقاله و گزارش و گفتوگو با باستانشناسان و هنرشناسان، نیز به معرفی تمدن هلیلرود و آثار آن پرداخته است. و نیز پروژههای دانشگاهی در قالب پایاننامه و مقاله، همچون پایاننامه خانم فائزه خیری(دانشگاه هنر) در سال 1389 به بررسی ساختاری موردیِ نقوش حوزه هلیلرود، و پایاننامه سمیه شادجو(دانشگاه الزهرا)، در سال 1386 به مطالعه ارتباط بین نقوش جیرفت و بین النهرین، و مریم ایمانی و زهرا آقاعباسی به خوانش صوری آثار و کموبیش گمانهزنیهای سمبلیک و اسطورهای این نقوش پرداختهاند. تمام این موارد در بخشی به معرفی تمدن نویافته هلیلرود با عنوان تمدن جیرفت پرداختهاند و استنادات ایشان بیشتر به اطلاعات موجود در مکتوبات بوده است و مطلبی دال بر پژوهش میدانی در این موارد یافت نمیشود.
اما آنچه که در این پژوهش مد نظر است، گردآوری داستانها و افسانههای بومی و نیز عقاید محو شده در اعمال و رفتار بومیان، به صورت تحقیق میدانی در حوزهی هلیلرود و مطالعهی مقدمات جغرافیایی و تاریخی منطقه و مضامین اسطورهای مربوط به جانوران منقوش در آثار مکشوفهی فعلی و در دسترسِ تمدن این حوزه است. در زمینهی تطبیق و ریشهیابی تصاویر روی آثار تمدن هلیلرود با داستانها یا افسانههای بومی منطقه، هیچ نوع منبع و مرجعی مکتوب یافت نشده است.
اهداف کلی و تفصیلی:
با تکیه بر اطلاعاتی که از تحقیقات صورت گرفته پیرامون موضوع تمدن هلیلرود در دست داریم و همچنین یادداشتهای مربوط به تمدنهای همجوار و نیز منابع مکتوب از آیینهای کهن در ایران باستان، میتوانیم به تعدادی از سؤالات این پژوهش جواب دهیم. هدف اصلی پژوهش که همانا بررسی ماهیت نقوش یافت شده در باورهای افسانهای بومی است، با تجمیع کشفیات مربوط به بخشهای مختلف دنبال میشود. بنا بر اهمیت هدف اصلی، در بخشهای مختلف به جوانب گوناگون موضوع پرداخته خواهد شد به طوریکه در ابتدا با یاری از علم جغرافیا و منابع جدید و کهن به عوامل شکل دهندهی تمدن مذکور و همچنین بررسی هویت بومی و به تبع آن بررسی ماهیت آثار یافت شده میپردازیم. از آنجا که تصاویر نقش شده بر آثار، دربرگیرندهی اشکال و عناصر طبیعی و فرمهای نمادین متأثر از محیط جغرافیایی پیرامون هنرمند است، و از طرف دیگر پندارهای اساطیری و غیراساطیری بومیان تحت تأثیر عوامل زیستمحیطی بومی شکل گرفته است، بررسی ویژگیهای طبیعی و عوامل مؤثر بر پیدایش چنین تصاویری از اهداف مهم این تحقیق است. در پی آن شناخت مفاهیم اسطورهای بومی و طبیعی از طریق خوانش عناصر موجود تصویری و کلامی صورت میپذیرد.
مواردی که نشان از اهمیت موضوع این تحقیق دارد را میتوان به صورت زیر خلاصه کرد:
1- اهمیت تاریخی این آثار که موجب ایجاد شُبهه و بازنگری تاریخنگاران بر تقدم شکلگیری اولین تمدن جهان شده، ما را بر آن داشت تا از طریق خوانش نقشمایهها و معرفی جنبههای زیباییشناختی این نقوش، قابلیتهای تصویری منحصر به فرد آنها به مخاطبین مرتبط با رشتههای هنری به ویژه دانشجویان هنرهای تجسمی معرفی شود.
2- جمعآوری و تصویرسازی داستانهای بومی این منطقه در تطبیق با نقوش کشف شدهای که ریشه در اساطیر و اعتقادات و باور مردم این منطقه دارد که هم به لحاظ فرهنگی و هم در شناساندن این نقوش و نیز معرفی داستانهای فولکلوریک این منطقه اهمیت دارد.
3- استفاده از این نقوش در جهت تصویرسازی با در نظر گرفتن سلیقه امروزی و سنجشِ قابلیتهای نقوش قدیمی و باستانی جهت انطباق با ویژگیهای تصویرسازی امروز.
اما چنانچه به اهمیت موضوعات مد نظر، اشاره شد، هدف اصلی و عمدهی ما یافتن نمادها و سمبلهای تصویریِ نقش شده بر آثار و جستجوی ریشهی آنها در آداب و رسوم، آیینها و باورها، افسانهها و اسطورههای رایج در بین ساکنان کنونی منطقه است. در همین راستا، پژوهش ما علاوه بر مقدمه که در فصل اول ارائه میشود، به چهار فصل کلی تقسیم میشود که فصل دوم به معرفی مختصر حوزهی هلیلرود و جستجوی علل و عوامل شکلگیری اجتماعی که منجر به ایجاد تمدنی شکوهمند و در پی آن ظهور آثاری قابل تأمل شده است، پرداخته است.
در فصل سوم، علاوهبر معرفی و توصیف تعدادی از آثار مکشوفه، در ابتدا برای مدلل نمودن تجزیه و تحلیل، مفهومی کوتاه از اسطوره با رویکرد طبیعتگرایانه و فولکوریک آمده است و سپس تحلیلی بر عناصر موجود در افسانهها و عقاید اسطورهای جاریِ ساکنان کنونی حوزهی هلیلرود و همچنین عناصر شاخص تصویری آثار هلیلرود به ویژه مار و عقرب صورت گرفته است.
اما در فصل چهارم که دربرگیرندهی تجزیه و تحلیل نهایی در راستای هدف پژوهش است، و از آنجا که این تحقیق در چارچوب پژوهش بینامتنی با رویکرد تطبیقی صورت میگیرد، بخشهای متعددی را شامل میشود؛ در مقدمه به شرح کوتاه ادبیات شفاهی و قصه میپردازد و سپس افسانهی تقلیلیافتهی «پهلوان جوسر» که ما آن را روایتی داستانی مینامیم، روایت میشود، و به دنبال آن به تجزیه و تحلیل عناصر متشکلهی داستان و کنکاش پنداشتهای نهان اسطورهای آن در ارتباط با مضامین تصاویر آثار تمدن هلیل، پرداخته میشود. در بخشی دیگر نیز روایت داستانی «درونج» میآید. این داستان نیز مانند داستان پیشین از مجرای تحلیل و تطبیق میگذرد. لازم است یادآور شویم که این دو داستان، از بین افسانههای پراکنده و ناقص رایج در مناطق مذکور، انتخاب شدهاند، و علت انتخاب از منظری خاص نبوده و کموبیش به روند منسجمتر آنها نسبت به سایر، توجه شده است. در پایان، در فصل پنجم، پیرو مطالعات و مباحث آمده در فصول گذشته، نتیجهگیری به عمل میآوریم. بخشی دیگر هم به ارائهی تصاویر تصویرسازی مربوط به بخش عملی پایاننامه اختصاص مییابد و در آخر هم فهرستی از منابع ارجاعی ارائه میشود.
فرضیه یا سؤالات کلیدی تحقیق:
علیرغم اضمحلال تمدن حاشیه هلیل رود و مدفون بودن آثار آن تا کنون، سه فرضیه مد نظر قرار میگیرد:
نخست، به نظر میرسد باورهایی که موجد این تصاویر بوده از راههای گوناگون از جمله ادبیات محلی و آیینها و باورها، به حیات خود ادامه داده است.
دوم اینکه با توجه به گوناگونی شرایط اقلیمی محدوده حاشیه هلیلرود، و خاصیت متکی بر شیوهی کوچنشینیِ ساکنان، ارتباطی بین داستانهای نواحی مختلف منطقه و همچنین بین تصاویر آثار مکشوفهی این نواحی وجود دارد.
و سوم اینکه به نظر میرسد تصاویر مکشوفه از این ناحیه، هویت خود را از منظر جغرافیای زیستیِ بومی بهدست آورده و این منظر تغییر چندانی نکرده است.
با توجه به فرضیات مذکور، سؤال اصلی پژوهش مطرح میشود که؛ آیا با توجه به گذشت هزاران سال از ایجاد نقوش روی این آثار، رد پایی از آنها را میتوان در مجموعه باورهای بومی منطقه یافت؟
روش تحقیق و شیوههای مورد استفاده:
این تحقیق در چارچوب روشهای تحقیق کیفی – تاریخی، و با رویکرد تطبیقی انجام میشود، و گردآوری مطالب و تصاویر، به چند صورت کتابخانهای، مطالعات موزهای و همچنین تحقیق میدانی(در گردآوری داستانها و ثبت رسوم و آیینها در محل مورد پژوهش) میباشد.

فصل دوم:
عوامل استقرار جمعیت در حوزهی باستانی هلیلرود

ردیابی علمی حوزهی باستانی هلیلرود و عوامل پدید آمدن این تمدن:
جغرافیا یقیناً بر فرهنگ تأثیر میگذارد، و جای شگفتی نیست که در ایران شماری از فرهنگهای گوناگون وجود دارد که هر کدام به نوبهی خود اسطورههای گوناگونی را آفریدهاند. مردم مغرب ایران پیوسته آماده تأثیرپذیری از مراکزی مانند یونان و روم بودهاند، در حالی که مردم شرق ایران بیشتر تحت نفوذ هند و مشرق زمین قرار داشتهاند. مردم ایران و هند در طی تاریخ، حتی پیش از ورود اقوام آریایی به فلات پهناور ایران و سرزمین وسیع هندوستان با یکدیگر آمد و شد مستمر داشتهاند. ایران، هم از نظر تاریخی و هم از جهت جغرافیایی پلی میان شرق و غرب است.3
پیش از کشف تمدن هلیلرود نیز کارشناسان مبنی بر وجود تمدنهایی با قدمت بسیار در این ناحیه گمانهزنیهایی انجام دادهاند. برای مثال دکتر محمودرضا ماهری در کتاب «تمدنهای نخستین کرمان» آورده است: نواحی غربی استان کرمان، که انتهای شرقی رشته کوههای زاگرس را در بر میگیرد، را میتوان جزو اولین مراکز انقلاب بزرگ کشاورزی در نه هزار سال قبل از میلاد دانست.4
وسعت پراکندگی تمدن حوزهی هلیلرود از آنچه که در مکتوبات حاضر بیان شده، گستردهتر است. طی تحقیقات صورت گرفتهی چند سال اخیر در حوزه باستانشناسی، تمدن هلیلرود، بیشتر با عنوان تمدن جیرفت که دربرگیرندهی محدودهی شهرستان جیرفت کنونی است، معرفی و شناسایی شده است، این در حالی است که بخشی از شهرستان کهنوج و رودبار(در جنوب و جنوبشرقی جیرفت) و شهرستانهای بافت و اُرزوئیه(همسایههای غربی جیرفت)، طی یافتههای باستانشناسی پیشین («تپه یحیی» در سال 1346 هـ.ش)5 و جدید(تپه «گور بچهها»، دهسرد6.در سال1390 ه.ش) در این گستره قرار میگیرد. نادر علیدادی سلیمانی، عضو هیئت کاوش و کارشناس میراث فرهنگی استان کرمان، حوزهی هلیلرود را دربرگیرندهی شهر جیرفت و شهرهای کهنوج، عنبرآباد، قلعهگنج و جنوب شهرستان بافت اعلام میدارد. به همین جهت، صلاح آن است به جای عبارت «تمدن جیرفت»، عبارت «تمدن حوزه هلیلرود» را به کار گیریم.
رود شناخته شدهی «هلیل» که در هر منطقهی حاشیه آن به نام

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره فناوری اطلاعات، خدمات الکترونیک، ارتباط با مشتری Next Entries پایان نامه با کلید واژه های شرق باستان، شرق ایران، دوران تاریخی