پایان نامه با کلید واژه های ارزش شرکت، صاحبان سهام، وجوه نقد، حقوق صاحبان سهام

دانلود پایان نامه ارشد

نشان دهنده ي اختلاف محدود و درنتیجه ممکن است اختلافات عملي رخ دهد. کاربرد نامناسب اين مدل ها، پيش بيني هاي انجام شده و نرخ تنزيل نامناسب باعث اختلاف اين نتايج مي شود. بنابراين شکل رويکرد يک دوره ي پيش بيني محدود اما انتظار باز پرداخت نامحدود (شناخته شده) اما با دلايل تجربي پذيرفته شده است.
به عبارت ديگر براي فهميدن ارزش گذاري شرکت ها به روش تجربي يک مقايسه از مدل هاي مختلف ارزش گذاري شرکت ها از اهميت و حساسيت بالايي برخوردار است. ديگر منابع تفاوت ارزش گذاري ، شامل حسابداري مازاد خالص يا فرضيات متناقض (ناجور) براي پيش بيني ، تنزيل و يا نرخ رشد، ثابت نيستند. انتقاد نسبت به مبناي ارزش گذاري شرکت با اتکابه ارقام حسابداري به وسيله شيلرک (1981) انتشار يافتند که او اظهار مي دارد که بازار مبتني بر ارزش به طور عمومي خيلي نا توان و زود گذر براي توجيح ارقام حسابداري هستند. کارهاي جديد در مديريت مالي در ارتباط با ارزش نظري واحد انتفاعي به مدل ميلر و موديگلياني باز مي گردد که در آن ادعا شده است سياست توزيع سود سهام در ارزشيابي واحدهاي انتفاعي نامربوط است. در اين مدل در غياب آثار پيچيده ماليات بر درآمد نشان داده شده است که ارزش واحد انتفاعي را مي توان بدون در نظر گرفتن سياست توزيع سود سهام ، از طريق محاسبه ي ارزش فعلي خالص گردش وجوه نقد آتي بدست آورد (شباهنگ ، 1391).
2-1-4 واژه شناسي مدل هاي ارزش گذاري سود باقيمانده و جريان نقدي آزاد
براساس تحقيق به عمل آمده از متون متعدد و معتبر اولين و قديميترين مفهوم عبارت ارزشيابي ، از واژه لاتين valuer به معني قيمت گذار که اين واژه خود از کلمه ي فرانسوي valoir گرفته شده است و در ارتباط با باقيمانده (residuals) يک کلمه فرانسوي و در زبان لاتين به معني residuum به معني رسوب می باشدو کلمه ي cosh که اصلاً فرانسوي و به معني chek نقد به کار رفته است البته به معني دسته پول money bok که آن از کلمه فرانسوي coin گرفته شده است. کلمه ي flow يک کلمه انگليسي قديمي و به معني stream به معني رود به کار رفته شده است. کلمه ي free معني آزاد مي دهد و اصلاً يک کلمه ي بيگانه و از زبان آلماني گرفته شده است. کلمه model در ابتدا توسط معماران به کار رفته است که اصلاً از فرانسه مي باشد و به معني modelle ساختن به کار رفته. در زبان ايتاليا به معني modellus طراحي و در زبان لاتين modellus به معني ساخت و ساز به کار رفته است.
2-1-5 تعاريف و مفاهيم مدل هاي ارزش گذاري سود باقيمانده و جريان نقدي آزاد
بررسي ادبيات موجود نشان مي دهد که تعريف نزديک و مشابه در مورد مدل ارزش گذاري سود باقيمانده وجود دارد اما در مورد مدل جريان نقدي آزاد تعريف واحدي وجود ندارد. در اينجا بيان چند تعريف از مدل هاي ارزش گذاري سود باقيمانده و جريان نقدي آزاد خالي از فايده نيست و مي تواند براي ارائه تعريفي جامع و کامل از مدل هاي ارزش گذاري فوق به کار آيد.
ادواردز و بل (1961) مدل سود باقيمانده را اين طور تعريف کرده اند که مدل سود باقيمانده (درآمد پسماند، سود غيرعادي) ارزش شرکت را برابر با ارزش دفتري حقوق صاحبان سهام بعلاوه ارزش فعلي سودهاي غير عادي شرکت تعريف کرده اند.
همچنين پيزنل (1982) نيز همين تعريف بالا را براي مدل سود باقيمانده ارائه کرده و پرينرچ (1983) نيز بر اين دو تعريف اکتفا کرده و آن را مورد قبول داشته است.
فلزم و اولسونف (1995) تعريف کرده اند که بر طبق مدل سود باقيمانده ارزش شرکت برابر با ارزش دفتري سرمايه ي سرمايه گذاري شده (پرداخت شده) و ارزش فعلي سودهاي غير عادي مورد انتظاراست .
براساس ديدگاه جنسن (1986) ، جريان نقدي عبارتست از باقيمانده جريان نقدي پس از کسر وجوه نقد لازم براي سرمايه گذاري در پروژه هايي با ارزش فعلي مثبت. پس از جنسن تعاريف متعددي مطرح شد.
براساس تعريف لن و پلسنف از جريان نقدي آزاد ، وجوه مذکور عبارت است از: سود عملياتي قبل از کسر هزينه استهلاک و پس از کسر ماليات پرداختني ، بهره و سود سهام ممتاز و عادي.
کاپلندک بيان مي کند جريان نقدي آزاد واحد تجاري ، عبارت است از سود عملياتي پس از کسر ماليات به اضافه هزينه اي غير نقدي پس از کسر سرمايه گذاري.
پائول گريفن ، ديويد لانت و يوان سانپ نيز ، جریان نقدی آزادرا وجوه مازاد بر نياز براي سرمايه گذاري در پروژه هايي با ارزش فعلي خالص مثبت که به سهامداران پرداخت نشده است ، تعريف کرده اند.
فرانسيس و همکارانف (2000) مدل جريان نقدي آزاد را اين طور تعريف مي کند که در آن ارزش شرکت برابر ارزش فعلي جريان نقدي آزاد ، وجوه نقد اضافي ، اوراق بهادار قابل داد و ستد (قابل انتقال) منهاي بدهي ها و سهام ممتاز.

2-1-6 ديدگاه هاي مدل هاي ارزش گذاري
با توجه به تعريف هاي فوق مشاهده مي شود که اين مدل ها ارزش شرکت را به روش هاي مختلفي برآورد مي کنند در مدل سود باقيمانده مبناي آن ارزش دفتري حقوق صاحبان سهام و ارزش فعلي سودهاي غير عادي مي باشد در حالي که در مدل جريان نقدي آزاد مبناي آن براي ارزش گذاري شرکت ، برابر است با ارزش فعلي جريان نقد آزاد ، وجوه نقد اضافي ، اوراق بهادار قابل داد و ستد (قابل انتقال) منهاي بدهي ها و سهام ممتاز را اگر شرکت انتشار کرده باشد. با توجه به اين مسائل روشن است که اين دو مدل با ديدگاه هاي متفاوتي نسبت به ارزش گذاري شرکت مي نگرند همچنين بايد بدانيم که حقوق صاحبان سهام يک منبع اقتصادي است و داراي هزينه ي فرصت مي باشد که صورت هاي مالي هزينه ي فرصت حقوق صاحبان سهام را در نظر نمي گيردو اگر سود شرکتي برابر هزينه فرصت سرمايه ي به کار گرفته شده باشد شرکت هيچ ارزشي ايجاد نکرده. (مقدم ، 1391)
2-1-7 بررسي تعاريف ارائه شده و مفاهيم موجود در مورد مدل هاي ارزش گذاري حکايت از آن دارد که هدف مدل هاي ارزش گذاري هر چند با تعاريف مختلف ، رسيدن به ارزش واقعي شرکت است که مي تواند مورد استفاده ي ذينفعان قرار گيرد.
2-1-8 مباني نظري مدل هاي ارزش گذاري سود باقيمانده و جريان نقدي آزاد
مدل هاي ارزش گذاري يک موضوع بين رشته اي است و در هر رشته چهارچوب نظري متناسب با آن زمينه مطرح شده است. هر يک از آنها با استفاده از واژگان مختلف و به صورت متفاوت به موضوع مدل هاي ارزش گذاري پرداخته شد. در اينجا به بيان چند تئوري که مربوط به مدل هاي ارزش گذاري مي باشد پرداخته مي شود.
2-1-8-1 تئوري ارزش2
تئوري ارزش ؛ چارچوبي مشترک براي ارزشيابي تمام سرمايه گذارها را فراهم مي کند ، کاربردهاي مختلف اين تئوري، ارزشهاي براوردي متفاوتي را براي راه کارهاي سرمايه گذاري به دليل جريانهاي پرداخت متفاوت و ويژگي هاي اوراق بهادار به وجود مي آورد که براساس آن سرمايه گذار اقدام به سرمايه گذاري در يک دارايي مالي مي نمايد (رهنماي پشتي و صالحي ، 1389). به نظر پرفسور رضايي مفهوم ارزش به اين سادگي نيست که گروهي از افراد تصور مي کنند. ارزش هر دارايي به عوامل مختلفي مانند فردي که ارزشيابي براي او صورت مي گيرد ، نوع ارزشي که بايد اندازه گيري شود ، زماني که برآورد ارزش صورت مي گيرد و هدف ارزشيابي بستگي دارد.
ارزش يک مفهوم ايستا يا مشابه با مفاهيم ديگر نيست. ارزش هر دارايي به عوامل گوناگوني بستگي دارد که در زمان هاي مختلف ممکن است تغير کنند (سهرابي ، 1385). ارزش يک مفهوم اقتصادي است و قيمتي که به احتمال زياد مورد توافق خريداران و فروشندگان کالا و خدمات قابل معامله قرار مي گيرد اشاره دارد. ارزش يک واقعيت نيست ، ولي تخميني از قيمت احتمالي که براي کالا و خدمات در يک تاريخ معين در انطباق با تعريف خالص ارزش بايد پرداخت شود به حساب مي آيد. مفهوم اقتصادي ارزش منعکس کننده نگاه بازار از منافعي است که به کساني که کالاها را تملک مي کنند يا خدمات را دريافت مي دارند ، تعلق مي گيرد (سلامي ، 1386). افراد اغلب ارزش را “آن چيزي که مي ارزد” تعريف مي کنند و در زماني که مي شنوند ارزش چيزي فراتر از اين است شگفت زده مي شوند. ارزش ، به شخصي که ارزيابي آن را انجام مي دهد ، هدف ، زمانبندي و مجموعهاي از عوامل ديگر بستگي دارد. در نتيجه مفاهيم مختلفي براي ارزش وجود دارد و بيان مفاهيم مختلف آن از اهميت زيادي برخوردار است (رضائي ، 2001).
فرايند ارزيابي شامل 4 مرحله زير مي باشد:
شناخت شرکت : که شامل ارزيابي صنعت ، موقعيت رقابتي شرکت در صنعت و استراتژي شرکت مي باشد.
پيش بيني عملکرد آتي شرکت که شامل فروش ، سود ، و موقعيت مالي آتي شرکت مي باشد.
انتخاب مدل ارزشيابي
محاسبه ارزش شرکت (رهنماي رود و صالحي ، 1389).
2-1-8-2 تئوري قيمت گذاري آربيتراژ2
همه تئوري براساس تعدادي پيش فرض بيان شده است تا کار تحليل به صورت ساده تر و روابط مهم بين متغيرهاي کليدي بهتر بيان شوند. اگر اين روابط بتواند به منظور ارائه مفاهيم يا پيش بيني هاي قابل آزمون به طور مختصر و مفيد بيان شوند، آنگاه مي توان ارزش يک تئوري را از طريق مقايسه اين پيش بيني ها با مشاهدات دنياي واقعي بررسي نمود. تحليل يک يا چند پيش فرض مي تواند ما را به پيش بيني هاي دقيق تري برساند که به واقعيات نزديک تر باشد. يکي از مفروضات (CAPM) اين است که سهامداران ، تصميمات خود را در چارچوب انحراف معيار مي سنجند. اگر بخواهيم مفروضات جامع تري مطرح و (CAPM) را به واقعيت بيشتر نزديک کنيم بايد گفت که سرمايه گذاران فرض مي کنند بازده يک سهم علاوه بر انحراف معيار تا حدي بستگي به عوامل کلان مالي – اقتصادي و نيز وقايع خاص آن شرکت دارد. در اين حالت به جاي تعين بازده هاي يک سهم به صورت تابعي از يک عامل منفرد (بازده پر تفوي بازار) مي توان آن را به عنوان تابعي از عوامل کلان مالي تعريف کرد که سبد بازار نيز از آن عوامل تأثير مي پذيرد. در اين صورت ، صرف ريسک مورد انتظار يک سهم عبارت است از:(رس و وسترويلد ، 1990).
〖ER〗_j R_f=ᵝ_1 (〖ER〗_1-R_f )+ᵝ_2 (〖ER〗_2-R_f )+…+u_i
بتاي هر عامل با نرخ بازده مورد انتظار مربوطه به ترتيب در محاسبه نرخ بازده مورد انتظار از ورقه بهادار نوعj مؤثر است.
مدل (APT) به خودي خود عوامل مؤثر بر موضوع را تعيين نمي کند بلکه تعيين آن ، نخستين گام در بکار گيري اين تئوري و مستلزم پژوهشي مستقل است. بتاي مربوط به هر عامل و نرخ بازده مورد انتظار مربوط به آن عامل در رابطه بالا مورد استفاده قرار مي گيرند. البته محاسبه آنها نيز پس از شناخت عوامل مؤثر طي مطالعه اي ديگر به منظور محاسبه بتاي شرکت امکان پذير خواهد بود تا توان نرخ بازده مورد انتظار از ورقه بهادار نوع j را براساس عوامل شناخته شده مؤثر بر موضوع محاسبه کرد. اين عوامل تشکيل دهنده محيط سرمايه گذاري و بازارهاي سرمايه مي باشند و کشف آنها در محاسبه بتا و پيش بيني هاي نرخ هاي بازده ضروري است. محسني در معرفي روشي براي آزمون تئوري آربيتراژ ، به شناخت عواملي از جمله متغيرهاي مالي و اقتصادي با استفاده از فنون آماري نيز اشاره دارد که محققان براي اين منظور از روش هاي گوناگون آماري و پژوهش ها و تجارب خود بهره مي جويند (محسني دمنه ، 1386). در ادامه ، براي اين شناخت در پي برخي از عواملي خواهيم بود که به طور کلي ممکن است با بازده کل بازار و به تبع آن با بازده شرکت ها ارتباط پيدا کنند. در اين صورت مي توان با مطالعات بيشتر در چارچوب متدولوژي هاي مناسب ، بتاي هر عامل را براي هر نوع سهم به دست آورد. اين عوامل ممکن است در کشورها متفاوت باشند و هر بازار مي تواند ضمن در نظر گرفتن عوامل کشورها ، به شناخت عوامل بومي خود بپردازد تا تئوري ياد شده را در سطح بومي بکار گيرد. به اين منظور در پي بخشي از عوامل نظام مالي خواهيم بود که با کل بازده بازار ارتباط معنا داري پيدا مي کند.
2-1-8-3 تئوري نمايندگي
آغاز مالکيت شرکتي از طريق مالکيت سهام ، تأثير چشمگيري بر روش کنترل شرکتها داشت. جدايي مالکيت از مديريت منجر به يک مشکل سازماني مشهور ، به نام «مشکل نمايندگي» شد. جنسن و مک لينگ (1976) مباني تئوري نمايندگي را مطرح ، شرکتها را به عنوان کارگزاران و سهامدار را بعنوان کار گمار تعريف

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های بورس اوراق بهادار، بازار اوراق بهادار، بورس اوراق بهادار تهران، بازار سهام Next Entries پایان نامه با کلید واژه های سود سهام، انحلال شرکت، حسابرس مستقل، حقوق و دستمزد