پایان نامه با کلید واژه های ارزش بازار، حقوق صاحبان سهام، صاحبان سهام

دانلود پایان نامه ارشد

مواردي تأکید بيشتر بايد بر محاسبه  سود نقدي هر سهم و کل سود توزيعي  لازم، بر اساس پیش‌بینی باشد تا محاسبه و ارائه سود هر سهم.ازجمله ايرادات ارقام سوددهي از EPS این است که به‌تنهایی منعکس‌کننده ميزان ريسک نيستند، زيرا تغييرات بالقوه‌ای را که در هزينه سرمايه يک شرکت در ارتباط با تورم و تغييرات ريسک مالي و تجاري رخ مي‌دهند، ناديده می‌گیرند. همچنين توجه داشتن به EPS در برنامه‌ریزی‌ها به اهميت سیاست‌های تقسيم سود اشاره‌ای نمی‌کند. البته دلايل فوق نشان می‌دهد که EPS تنها یکروی سکه است به‌عبارت‌دیگر در تعيين ارزش يک شرکت فقط کميت سود مهم نيست بلکه بايد به کيفيت آن نيز توجه شود، يعني اينکه سود با چه ميزان سرمایه‌گذاری حاصل‌شده است و هزينه سرمايه چقدر بوده است.
با توجه به اينکه در معيارهاي حسابداري سود مورد تأکید می‌باشد، اين مطلب که وجوه خرج شده را به‌عنوان هزينه در صورت سود و زيان منظور کنيم يا يک دارايي سرمایه‌ای در ترازنامه، می‌تواند در سود هر سهم تأثیر بسزایی داشته باشد.به عقيده استورات اين تأثیر زماني اوج می‌گیرد که شرکت مجاز به انتخاب  يک روش از بين چند روش حسابداري باشد )1999 Stewart & Bennett , )
نرخ رشد سود:
نرخ رشد از حاصل‌ضرب نرخ سرمایه‌گذاری در نرخ بازده به دست می‌آید. بنابراين ممکن است که دو شرکت داراي نرخ رشد سود مشابهي باشند درحالی‌که نرخ بازده آن‌ها باهم متفاوت باشد. مثلاً  ممکن است شرکتي داراي نرخ بازده 10درصد و شرکتي داراي نرخ بازده 15 درصد باشد. براي اينکه دو شرکت فوق نرخ رشد سود مشابهي داشته باشد، لازم است که شرکت اول سرمایه‌گذاری بيشتري انجام دهد زيرا نرخ بازده کمتري دارد. درحالی‌که شرکت دوم به دليل نرخ بازده بهتر با  سرمایه‌گذاری کمتري به همان نرخ رشد سود دست پيدا خواهد کرد.
سود تقسيمي:
بسياري بر اين باورند شرکتي که سياست تقسيم سود باثباتي دارد و هرساله مبلغي از سود خود را بین سهامداران تقسيم می‌کند، اين عمل نشان دهندة موفقيت و عملکرد مثبت شرکت می‌باشد. معمولاً شرکت‌هایی اقدام به تقسيم می‌کنند که نمی‌توانند سود خود را سرمایه‌گذاری نمايند. سود تقسيمي به سياست سرمایه‌گذاری شرکت بستگي دارد.شرکت‌هایی که فرصت‌های سرمایه‌گذاری سودآوري دارند،سود را به‌عنوان يک منبع تأمین مالي تلقي می‌کنند.

جریان‌های نقدي آزاد (FCF)61:

جريان نقدي آزاد از تفاوت سود عملياتي خالص پس از کسر ماليات و سرمایه‌گذاری خالص در دارایی‌های عملیاتی به دست می‌آید. )احمد پور و يحيي زاده فر، 1388،ص85)
(2-2-1)
FCF = NOPAT-I
نرخ بازده حقوق صاحبان سهام (ROE):
نرخ بازده حقوق صاحبان سهام يکي از نسبت‌های مالي است که از طريق تقسيم سود قبل از ماليات به حقوق صاحبان سهام به دست می‌آید، بنابراين همه ايرادهايي که به سود حسابداري وارد  شد، به اين معيار نيز وارد می‌باشد. سود حسابداري با توجه به روش‌های گوناگون حسابداري و همچنين برآوردهای حسابداري تحت تأثیر قرار می‌گیرد. به عبارتی مديريت می‌تواند با توجه به اهداف خود، سود حسابداري و درنتیجه نرخ بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) را تغيير دهد. (جهانخانی و سجادی، 1374)

نرخ بازده دارائی‌ها (ROA):
نرخ بازده دارائی‌ها (ROA) يکي از نسبت‌های مالي است که از طريق تقسيم سود خالص بعلاوه هزينه بهره به مجموع دارائی‌ها به دست می‌آید. ROA به مهارت‌های توليد و  فروش شرکت مربوط می‌شود و به‌وسیله ساختار مالي شرکت تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد. به دلیل استفاده از سود حسابداري در محاسبه نرخ بازده دارائی‌ها، ايرادهايي که بر سود حسابداري وارد است، بر اين معيار نيز وارد می‌باشد. با توجه به اينکه دارائی‌ها در ترازنامه به خالص ارزش دفتري نشان داده می‌شوند، بنابراين ارزش واقعي دارائی‌ها ممکن است بسيار پائين تر يا بالاتر از ارزش‌های دفتري آن‌ها باشد، بنابراين ROA پايين ضروتاً به اين مفهوم نيست که دارائی‌ها بايد در جاي ديگري بکار گرفته شوند. همچنين ROA بالا به اين مفهوم نيست که شرکت می‌بایست نسبت به خريد همان دارائی‌ها و کسب بازده بيشتر اقدام نمايد.

2-2-8-1-2 معيارهاي مبتني بر اطلاعات حسابداري و اطلاعات بازار

اين معيارها علاوه بر استفاده از اطلاعات موجود در صورت‌های مالي اساسي و یادداشت‌های همراه، اغلب از اطلاعات بازار نيز براي اندازه‌گیری عملکرد شرکت استفاده می‌نمایند. به همین دليل اين معيارها علاوه بر حفظ مزاياي معيارهاي قبلي، برخي از معايب آن‌ها را نيز برطرف می‌کنند. به عبارتی چون از اطلاعات بازار نيز استفاده می‌کنیم، معيارها تا حدودي مربوط‌تر هستند و بيشتر با واقعيت همخواني دارند ولي از قابليت اتکا کمتري برخوردارند و به دلیل اينکه اطلاعات بازار دائماً در حال تغيير می‌باشند اين معيارها نسبتاً بی‌ثبات هستند. در حالت کلي اين معيارها نسبت به معيارهاي مبتني بر اطلاعات تاريخي ارجحيت دارند و عملکرد شرکت را دقیق‌تر اندازه‌گیری می‌کنند. اين معيارها شامل نسبت قيمت به سود (P/E)، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري سهام و نسبت Q توبين می‌باشد.

نسبت قيمت به سود (P/E):
نسبت P/E ابزاري رايج براي تحليل وضعيت شرکت‌ها، صنايع و بازار است که از طريق تقسيم قيمت بازار يک سهم به سود همان سهم به دست می‌آید و بيانگر مبلغي است که سرمایه‌گذاران بايستي براي هر ريال سود پرداخت نمايند. نسبت P/E از عايدي شرکت به‌عنوان به مبنای ارزش سرمایه‌گذاری سهام استفاده می‌کند و به روش‌های مختلف به ارزيابي سهم و شاخص بازار می‌پردازند. اين نسبت مظنه زير ارزش يا بالاي ارزش بودن قيمت سهام است.

نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري سهام:
اين نسبت از طريق تقسيم ارزش بازار هر سهم به ارزش دفتري همان سهم به دست می‌آید. ارزش دفتري هر سهم نشان‌دهنده ارزش‌های تاريخي است. از طرفي ارزش بازار هر سهم انعکاسي از جریان‌های نقدي آتي می‌باشد که عايد شرکت خواهد شد، بنابراين اگر شرکتي داراي مديريت و سازمان‌دهی باشد که با کار آیی کامل به وظايف و نقش‌های خود عمل کند در این صورت ارزش بازار، بزرگ‌تر از ارزش‌های تاريخي و دفتري خواهد بود و اين نسبت افزايش پيدا می‌کند. نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري هر سهم طرز تفکر سرمایه‌گذاران نسبت به عملکرد گذشته و دورنماي آتي شرکت را بيان می‌کند.
نسبت Q توبين:
نسبت Q تو بین يکي ديگر از ابزارهاي اندازه‌گیری عملکرد شرکت‌ها می‌باشد که از طريق تقسيم ارزش بازار شرکت به ارزش دفتري يا ارزش جايگزيني دارائی‌های شرکت به دست می‌آید. اين نسبت توسط آقاي جيمز توبين در تجزیه‌وتحلیل‌ها اقتصاد کلان به‌منظور پیش‌بینی آينده فعالیت‌های سرمایه‌گذاری در سال 1978 مطرح شد. هدف وي برقراري يک رابطه علت و معلومي بين شاخص Q توبين و ميزان سرمایه‌گذاری انجام‌شده توسط شرکت بود. اگر شاخص Q توبين محاسبه‌شده براي شرکت بازار بزرگ‌تر از يک باشد، انگيزه زيادي براي سرمایه‌گذاری وجود دارد، به عبارتی نسبت Q توبين بالا، معمولاً نشانة ارزشمندي فرصت‌های رشد شرکت می‌باشد. اگر نسبت Q توبين کوچک‌تر از يک باشد سرمایه‌گذاری متوقف می‌شود. درصورتی‌که شرکت از تمامي فرصت‌های سرمایه‌گذاری بهره‌برداری کند ارزش نهايي Q توبين به‌سوی عدد واحد يک ميل پيدا می‌کند.

2-2-8-2 معيارهاي اقتصادي:
معيارهاي اقتصادي سعي می‌کنند با تبديل اطلاعات حسابداري از طريق انجام برخي تعديلات به اطلاعات اقتصادي، اطلاعات اقتصادي را مبناي ارزيابي عملكرد شرکت‌ها قرار دهند‏، به‌عبارت‌دیگر اين معيارها عملكرد شركت را با توجه به قدرت كسب سود دارائی‌های موجود و سرمایه‌گذاری بالقوه و با عنايت به نرخ بازده و نرخ هزينه سرمايه، ارزيابي می‌کنند.
 مهم‌ترین معيارهاي كه در زمينه ارزيابي عملكرد با استفاده از معيارهاي اقتصادي وجود دارند عبارت‌اند از:
 -1ارزش‌افزوده بازار MVA
 -2ارزش‌افزوده اقتصادي EVA
 -3ارزش‌افزوده اقتصادي تعدیل‌شده REVA
ارزش‌افزوده بازار:
هدف اوليه بيشتر شرکت‌ها افزايش ثروت سهامداران است. بديهي است که اين هدف منافع سهامداران را تأمین می‌کند. همچنين اين هدف براي اطمينان از تخصيص منابع کمياب به‌طور کارا کمک می‌کند. ثروت سهامداران از طريق به حداکثر نمودن تفاوت بين ارزش بازار سهام شرکت و مقدار سرمايه تأمین‌شده توسط سهامداران به حداکثر می‌رسد. اين تفاوت، ارزش‌افزوده بازار (MVA) ناميده می‌شود.
(2-2-2)
 حقوق صاحبان سهام- ارزش بازار سهام =  MVA
حقوق صاحبان سهام- (قيمت سهام)(تعداد سهام منتشره) = MVA
ارزش‌افزوده اقتصادي:

درحالی‌که MVA تأثیر اقدام‌های مديريت را از زمان شروع فعاليت شرکت اندازه‌گیری می‌کند، ارزش‌افزوده اقتصادي بر اثربخشي مديريت در یک سال معين تأکید دارد.EVA برآورد سود اقتصادي واقعي يک شرکت در يک سال می‌باشد و تفاوت زيادي با سود حسابداري دارد. EVA بيانگر باقيمانده سود پس از کسر هزينه سرمايه است. درحالی‌که سود حسابداري بدون در نظر گرفتن هزينه سرمايه تعيين می‌شود. تأمین مالي از طريق سهامداران هزينه دارد، زيرا وجوه تهیه‌شده توسط سهامداران می‌توانست در جاي ديگر با بازده مناسب سرمایه‌گذاری شود. با سرمایه‌گذاری در شرکت، سهامداران فرصت سرمايه‌گذاري در جاي ديگر را از دست می‌دهند. بازده سرمايه ازدست‌رفته با ريسک مشابه، هزينه فرصت ناميده می‌شود.EVA معياري براي اندازه‌گیری توانايي مديريت جهت افزايش عملکرد و ارزش‌افزوده  به سرمايه جديد است. بايد توجه داشت که EVA می‌تواند هم براي کل شرکت و هم در بخش‌های  مختلف يک شرکت به کار رود. بنابراين  EVA مبنايي را براي تعيين عملکرد مديريت در تمامي سطوح ارائه می‌دهد. هرچقدر EVA شرکت بيشتر باشد، وضعيت آن شرکت مطلوب‌تر است، غالباً EVA به‌عنوان مبناي اصلي براي  پاداش مديران در نظر گرفته می‌شود. (احمد پور و يحيي زاده فر، 1383)
ارزش‌افزوده اقتصادي تعدیل‌شده (REVA):
همان‌طوری كه گفته شد، EVA به‌صورت زير محاسبه می‌گردد:
(2-2-3)
EVA = (r-c) × capital
در اين فرمول براي محاسبه هزينه سرمايه بكار گرفته‌شده از خالص ارزش دفتري دارائی‌ها استفاده می‌شود. اگر بجاي خالص ارزش دفتري دارائی‌ها، ارزش روز خالص دارائی‌ها بكار گرفته شود، مبلغ به‌دست‌آمده نشان‌دهنده ارزش‌افزوده اقتصادي تعدیل‌شده يا REVA هست. در اين فرمول Capital نشان‌دهنده ارزش دفتر اقتصادي دارائی‌های می‌باشد و C نشان‌دهنده هزينه سرمايه بكار گرفته‌شده در شركت است كه از ‌WACC يا ميانگين موزون هزينه سرمایه‌بر مبناي ارزش‌های بازار به‌دست‌آمده است. براي درك تغييرات در ثروت سهامداران بهتر است كه هزينه سرمایه‌بر مبناي ارزش‌های بازار با دارائی‌های شركت بر مبناي ارزش‌های بازار بكار گرفته شود. بر اين اساس شكل تعدیل‌شده‌ای از EVA بنام REVA به دست می‌آید كه به‌صورت زير محاسبه می‌شود:
(2-2-4)
                                                                    REVA = (r-c) × M capital                  M capita

همان ارزش بازار دارائی‌های شركت می‌باشد كه به‌صورت زير به دست می‌آید:

(2-2-5)

بدهی‌های جاري بدون بهره- ارزش دفتري بدهی‌ها+ ارزش بازار سهام ممتاز و سهام عادي= M capital

مزيت REVA نسبت به EVA در این است كه، در هر زمان REVA مثبت باشد براي سهامداران ارزش مضاعف ایجادشده است، يعني سود عملياتي تأمین‌کنندگان مالي كه در پايان سال برحسب درصدي از ارزش بازار سرمايه آن‌ها بیان‌شده است، بيشتر از هزينه فرصت سرمايه آن‌هاست. اما اين وضعيت در EVA وجود ندارد زيرا تأمین‌کنندگان مالي می‌توانند بازدهي را بر مبناي  سود عملياتي دريافت كنند كه از هزینه فرصت سرمایه‌شان كمتر می‌باشد، باوجوداینکه EVA مثبت است. در اصل EVA از اطلاعات قابل اتكاء تري استفاده می‌کند ولي اين اطلاعات لزوماً اطلاعات مربوطي نيستند.
در اين روش (REVA) به‌جای تأکید بر قابليت اتكا اطلاعات (ارزش دفتري دارائی‌ها ) به مربوط بودن اطلاعات (ارزش روز دارائی‌ها) تأکید شده است و با توجه به اينكه براي محاسبه بازده از مبلغ سود خالص سال جاري استفاده می‌شود و اطلاعات سود خالص نيز (مثل

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های عملکرد شرکت، ارزیابی عملکرد، صاحبان سهام Next Entries پایان نامه با کلید واژه های ارزیابی عملکرد، سرمایه در گردش، عملکرد سازمان