پایان نامه با کلید واژه های ارتباط منسجم، نماز جماعت

دانلود پایان نامه ارشد

مى‏شود: يكى در آيه 12 و ديگرى در آخرين آيه سوره مباركه نساء (176). لفظي كه قرآن در هر دو مورد براي اشاره به اين مطلب به كار برده، كلاله است.25
اين دو آيه در بيان مقدار ارث كلاله با هم تفاوت دارند زيرا هر كدام به يك دسته از خواهران و برادران ناظر است. آيه 12 ناظر به برادران و خواهران مادرى است، ولى در آيه 176 بحث در باره خواهران و برادران پدر و مادرى، يا پدرى تنها است.
2-1-2-1-3-7- ارث بردن برادران و خوهران مادري
در قسمتي از آيه 12 سهم ارث خوهرو برادر را، در صورتي كه طبقه نزديك تري وجود نداشته باشد معين كرده است. اگر مردى از دنيا برود و برادران و خواهران از او ارث ببرند، يا زنى از دنيا برود و برادر و يا خواهرى داشته باشد هر يك از آنها يك ششم مال را به ارث مى‏برند ( وَ إِنْ كانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ). اين در صورتي است كه از شخص متوفى يك برادر و يك خواهر باقى بماند اما اگر بيش از يكى باشند مجموعا يك ثلث، مي برند يعنى بايد ثلث مال را در ميان خودشان تقسيم كنند (فَإِنْ كانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذلِكَ فَهُمْ شُرَكاءُ فِي الثُّلُث). آنچه در آيه فوق در باره ارث برادران و خواهران آمده است گرچه ظاهرا بطور مطلق است و برادران و خواهران پدر و مادرى، و پدرى تنها، و مادرى تنها، را شامل مى‏شود، ولى با توجه به آخرين آيه سوره مباركه نساء ، روشن مى‏شود كه منظور از اين آيه تنها برادران و خواهران مادرى متوفى هستند، آنها كه فقط از طرف مادر با او ارتباط دارند، در حالى كه آيه آخر سوره درباره برادران و خواهران پدر و مادرى و يا پدرى تنها مى‏باشد.

2-1-2-1-3-8- ارث برادران و خوهران پدري يا پدري و مادري
آيه 176 ارث خواهران و برادران را در صورتى كه فرزند در ميان نباشد بيان مي كند و سخنى از وجود و عدم پدر و مادر در آن نيامده است، ولى با توجه به اينكه طبق آيات آغاز همين سوره، پدر و مادر همواره در رديف فرزندان يعنى در طبقه اول ارث قرار دارند روشن مي شود كه منظور از آيه فوق جايى است كه نه فرزند در ميان باشد و نه پدر و مادر.
ابتداي آيه اشاره مي كند كه از رسول6 درباره كلاله سوال مي كنند، (يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلالَةِ) و خداوند حكم كلاله را در جواب آنها بيان مي كند. احكام كلاله در آيه 176 چنين بيان شده است؛
1- هر گاه مردى از دنيا برود و فرزندى نداشته باشد و يك خواهر داشته باشد، نصف ميراث او به آن يك خواهر مى‏رسد (إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَ لَهُ أُخْتٌ فَلَها نِصْفُ ما تَرَكَ).
2- و اگر زنى از دنيا برود و فرزندى نداشته باشد و يك برادر، (برادر پدر و مادرى يا پدرى تنها) از خود به يادگار بگذارد تمام ارث او به يك برادر مي رسد (وَ هُوَ يَرِثُها إِنْ لَمْ يَكُنْ لَها وَلَدٌ).
3- اگر كسى از دنيا برود و دو خواهر از او به يادگار بماند دو ثلث از ميراث او را مي برند ( فَإِنْ كانَتَا اثْنَتَيْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثانِ مِمَّا تَرَكَ).
4- اگر ورثه شخص متوفى، چند برادر و خواهر باشند، از دو نفر بيشتر، تمام ميراث او را در ميان خود تقسيم مى‏كنند به طورى كه سهم هر برادر دو برابر سهم يك خواهر شود (وَ إِنْ كانُوا إِخْوَةً رِجالًا وَ نِساءً فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ).
2-1-2-1-4- كفالت ايتام
آيه 9 براى برانگيختن عواطف مردم در برابر وضع يتيمان، اشاره به حقيقتي مى‏كند كه گاهى مردم از آن غافل مي شوند، اينكه شما بايد با يتيمان مردم همانگونه رفتار كنيد كه دوست مى‏داريد با يتيمان شما در آينده رفتار نمايند ( وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ….).
از آنجا كه يتيمان سايه پدر را از دست داده اند اموال با قي مانده براي ايشان به مراقبت زيادي نياز دارد. سرپرستان يتيمان در برابر اين اموال وظايفي حساس به عهده دارند. قرآن براي اين موضوع اهميت زيادي قائل شده و با شدت تمام، خيانت كنندگان در اموال يتيمان را به مجازات‏هاى شديد تهديد مي كند و با عباراتى محكم و قاطع سرپرستان را به مراقبت كامل از اموال يتيمان دعوت مي كند. تعدادي از آيات سوره مباركه نساء به اين موضوع اشاره دارد و اين مجموعه از آيات با يكديگر ارتباط منسجم دارند.
آيه2خداوند خطاب به سرپرستان ايتام شديدا اخطار مي كند و حقوق مهم مالي يتيمان را تذكر مي دهد. اينكه اموال آنها را با اموال خود نخوريد. يعنى اموال يتيمان را با اموال خود مخلوط نكنيد به طورى كه نتيجه‏اش تملك همه باشد، و يا اينكه اموال بد خود را با اموال خوب آنها مخلوط نسازيد كه نتيجه‏اش پايمال شدن حق يتيمان باشد و اين گناهي بزرگ است (وَ آتُوا الْيَتامى‏ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى‏ أَمْوالِكُمْ إِنَّهُ كانَ حُوباً كَبِيراً ). “الى” در جمله بالا در حقيقت به معنى”مع” است.26
در ادامه اين بحث، آيه 6 (… وَ لا تَأْكُلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً أَنْ يَكْبَرُوا وَ مَنْ كانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ كانَ فَقِيراً فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ ) بار ديگر به سرپرستان يتيمان تاكيد مى‏كند كه به هيچ عنوانى اموال يتيمان را حيف و ميل نكنند، و پيش از آنكه بزرگ شوند سرمايه آنها را از بين نبرند. سرپرستان اگر متمكن و ثروتمندند نبايد به هيچ عنوانى از اموال ايتام استفاده كنند و اگر فقير و نادار باشند تنها مى‏توانند در برابر زحماتى كه بخاطر حفظ اموال يتيم متحمل مى‏شوند با رعايت عدالت و انصاف، حق الزحمة خود را از اموال آنها بردارند.
آيه 6 همچنين دستور مي دهد كه يتيمان را بيازمائيد تا هنگامى كه به حد بلوغ برسند. اگر در اين موقع در آنها رشد كافى براى اداره اموال خود يافتيد، ثروت آنها را به آنها بازگردانيد و هنگامى كه مى‏خواهيد اموال آنها را به دست آنها بسپاريد گواه بگيريد تا جاى اتهام و نزاع و گفتگو باقى نماند ( وَ ابْتَلُوا الْيَتامى‏ حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُم فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ حَسِيباً ).
در پايان آيه 5 دستور مهم ديگري در باره اموال يتيمان داده شده است. (…وَ ارْزُقُوهُمْ فِيها وَ اكْسُوهُم‏…) سرپرستان بايد خوراك و پوشاك آنها را از طريق اموال يتيمان تامين كنند تا با آبرومندى بزرگ شوند و به حد بلوغ برسند.
در آيه5، همچنين خداوند دستور مي دهد اموال و ثروت‏هاى خود را به دست افراد سفيه نسپاريدو بگذاريد در مسائل اقتصادى رشد پيدا كنند تا اموال شما در معرض مخاطره و تلف قرار نگيرد ( وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياما). از اين تعبير به خوبى اهميتى را كه اسلام براى مسائل مالى و اقتصادى قائل است روشن مى‏شود.
روشن است كه منظور از سفاهت در آيه فوق عدم رشد كافى در خصوص امور مالى است به طورى كه شخص نتواند سرپرستى اموال خود را به عهده گيرد، و در مبادلات مالى منافع خود را تامين نمايد، و به اصطلاح كلاه سرش برود.
بنا بر اين آيه فوق با اينكه در باره يتيمان بحث مي كند، يك حكم كلى و عمومى براى همه موارد در بر دارد، كه انسان نبايد در هيچ حال و در هيچ مورد، اموالى كه تحت سرپرستى او است و يا زندگى او به نوعى به آن بستگى دارد را به دست افراد كم عقل و غير رشيد بسپارد.27
2-1-2-1-5- نماز
آيات (43 و 101 و 102 و 103 ) در اين خط قرار دارند. آيه 43 سوره مباركه، برخي از احكام نماز را چنين بيان مي كند.
1- تحريم نماز در حال مستى، يعنى افراد مست نمى‏توانند مشغول فريضه نماز شوند و نماز آنها در اين حال باطل است (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‏ حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ).2- باطل بودن نماز در حال جنابت‏ (وَ لا جُنُباً إِلاَّ عابِرِي سَبِيلٍ حَتَّى‏ تَغْتَسِلُوا). سپس استثنايى براى اين حكم بيان كرده، ( إِلَّا عابِرِي سَبِيلٍ) مگر اينكه مسافر باشيد و در مسافرت گرفتار بى‏آبى شويد كه در اين حال نماز خواندن به شرط تيمم كه در ذيل آيه 43 بيان شده جايز است.
3- جواز نماز خواندن يا عبور از مسجد بعد از غسل كردن كه با جمله (حتى تغتسلوا) بيان شده است.
در آيه 101 (وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا) از نماز مسافر صحبت شده است، هنگامى كه مسافرت كنيد مانعى ندارد كه نماز را كوتاه كنيد اگر از خطركافران بترسيد.28 بايد توجه داشت كه شرائط نماز مسافر، مانند شرائط و خصوصيات ساير احكام اسلامى در قرآن نيامده است بلكه در سنت به آن اشاره شده است.
آيه 102 كيفيت نماز خوف را كه به هنگام جنگ بايد خوانده شود به مسلمانان تعليم مى‏دهد. ابتدا خطاب به پيامبر اكرم6 مى‏فرمايد؛ (وَ إِذا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَ لْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرائِكُمْ وَ لْتَأْتِ طائِفَةٌ أُخْرى‏ لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ) هنگامى كه در ميان آنها هستى و براى آنها نماز جماعت بر پا مى‏دارى بايد مسلمانان به دو گروه تقسيم شوند، نخست عده‏اى با حمل اسلحه با تو به نماز بايستند. سپس هنگامى كه اين گروه سجده كردند و ركعت اول نماز آنها تمام شد، تو در جاى خود توقف مى‏كنى و آنها با سرعت ركعت دوم را تمام‏ نموده و به ميدان نبرد باز مى‏گردند و در برابر دشمن مى‏ايستند و گروه دوم كه نماز نخوانده‏اند، جاى گروه اول را مى‏گيرند و با تو نماز مى‏گزارند.
گروه دوم نيز بايد وسائل دفاعى و اسلحه را با خود داشته باشند و بر زمين نگذارند (وَ لْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَ أَسْلِحَتَهُمْ). اين طرز نماز گزاردن براى اين است كه دشمن شما را غافلگير نكند، زيرا دشمن همواره در كمين است كه از فرصت استفاده كند و دوست مى‏دارد كه شما از سلاح و متاع خود غافل شويد و يكباره به شما حمله‏ور شود (وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَ أَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُمْ مَيْلَةً واحِدَةً).
ولى از آنجا كه ممكن است ضرورتهايى پيش بيايد كه حمل سلاح و وسائل دفاعى هر دو با هم به هنگام نماز مشكل باشد، و يا به خاطر ضعف و بيمارى و جراحاتى كه در ميدان جنگ بر افراد وارد مى‏شود، حمل سلاح و وسائل دفاعى توليد زحمت كند، در پايان آيه بيان مي كند كه، گناهى بر شما نيست اگر از باران ناراحت باشيد و يا بيمار شويد كه در اين حال سلاح خود را بر زمين بگذاريد. ولى در هر صورت، غفلت نكنيد و حتى در حال عذر حتما آنها را با خود داشته باشيد كه اگر احيانا دشمن حمله كند بتوانيد تا رسيدن كمك خود را حفظ كنيد (وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ كانَ بِكُمْ أَذىً مِنْ مَطَرٍ أَوْ كُنْتُمْ مَرْضى‏ أَنْ تَضَعُوا أَسْلِحَتَكُمْ وَ خُذُوا حِذْرَكُمْ).
در آيه فوق در باره كيفيت نماز خوف، توضيح زيادى به چشم نمى‏خورد، و اين روش قرآن است كه كليات را بيان كرده و شرح آن را به ” سنت” واگذار مى‏كند.
در ارتباط با نماز خوف آيه 103 به اهميت زياد نماز و ياد خداوند در هر حال اشاره مي كند واينكه دستور” نماز خوف” يك دستور استثنايى است و به مجرد اينكه حالت خوف زائل گشت، بايد نماز را به همان طرز عادى انجام دهيد زيرا نماز وظيفه ثابت و لايتغيرى براى مؤمنان است (فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً) .
2-1-2-1-6- تيمم
تنها آيه 43، در اين سوره راجع به حكم تيمم صحبت كرده است.
طبق اين آيه حكم تيمم با داشتن دو عذر واجب مي گردد ؛ 1- اگر بيمار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های حكم، مِمَّا، ميت، تقسيم Next Entries پایان نامه با کلید واژه های جبران خسارت