پایان نامه با کلید واژه های ارتباطات آیینی، جنگ جهانی دوم، انتقال اطلاعات، ارتباطات انسانی

دانلود پایان نامه ارشد

دیانی، 1386: 25) مشاهده میشود که در دیدگاه رهبر انقلاب اسلامی نیز بیداری انسانی و آگاهیبخشی به آنها، اصالت تعریف تبلیغ را تشکیل میدهد.

2-5 تعریف تحقیق حاضر از تبلیغ
مبتنی بر دیدگاههایی که در سطور فوق ارائه شد، مشخص گردید که تبلیغ از نگاه اندیشمندان اسلامی، فرایندی است که طی آن مخاطبان انسانی در مسیر رشد و کمال معنوی قرار میگیرند. در این نگاه مفهوم انتقال اصالت چندانی ندارد، بلکه اصالت بر قرار گرفتن انسان در مسیر رشد و تعالی انسانی است. بر این اساس، تحقیق حاضر فرایند تبلیغ را چنین تعریف میکند: «تبلیغ فرایندی ارتباطی با استفاده از شیوههای مشروع است که طی آن افراد جامعه انسانی در مسیر استکمال و رشد انسانی قرار میگیرند، بر همین اساس محتوای تبلیغ نیز محتوایی معطوف به ارزشها و هنجارهای الهی میباشد.» با معیار قرار دادن چنین تعریفی، ابزارهای و شیوهها و مکاتب در اولویت دوم قرار میگیرد. در حقیقت هر آنچه اعم از آنکه آگاهیهای انتقالی، رفتارهای روزمره و مناسبتی آیینی و رفتارها و گفتارهای معناگرایانه باشد، در صورتی که موجب سوق دادن بشریت در مسیر رشد و استکمال معنوی شود، تبلیغ نامیده میشود.

2-6 مبانی نظری
در متون آکادمیک ارتباطات، مکاتب این حوزه را به طور کلی به دو دسته تقسیمبندی میکنند: مکتب انتقال و مکتب تولید و تبادل معنا: «اولی ارتباطات را انتقال پیامها میداند و دومین مکتب، تولید و مبادله معنا.»(فیاض، 1389الف: 324-323) علاوه بر فیاض، جان فیسک4 نیز بر این دستهبندی اذعان دارد.(فیسک، 1386: 11-10) پس در ابتدای امر با یک دستهبندی کلی مکاتب ارتباطاتی مواجه هستیم. کلیه مدلهای ارائه شده در ارتباطات را میتوان در این دو مکتب تحلیل کرد. علاوه بر این دستهبندی، دیدگاه نظری جدید دیگری نیز به مکاتب ارتباطات افزوده شده است. این نگاه به دلیل جدید بودن به اندازه دو مکتب قبلی دارای مباحث نظری و متون علمی نیست اما رفته رفته جای خود را در مطالعات ارتباطی باز کرده است. این رویکرد به ارتباطات به مثابه آیین مینگرد. در حقیقت این نگاه به جای آنکه نظام ارتباطات اجتماع را به مثابه یک نظام و سیستم ایزوله شده از جامعه بنگرد، آن را برونداد نظام خاص فرهنگی جامعه میداند. این نگاه شاید در وهله اول زیرمجموعهای از مکتب مبادله و تولید معنا در نظر آید اما دقت بر آن حکایت از آن دارد که محوریت آن بر چیزی غیر از معنا استوار شده است، هرچند معنا در این رویکرد اهمیتی حیاتی دارد.
مفهوم‌پردازي اوليه اين ايده که در انديشه‌هاي ارتباط‌شناسانه جان‌ کري توليد شد، بعدها در بررسي‌هاي جدي‌تر و جديدتر متفکريني چون استوارت ام هوور5، ناتلاند باي، بابي سي الکساندر ادامه يافته، نهايتاً در کتاب قابل اعتناي اريک دبليو رودنبولر6 با عنوان «ارتباطات آييني: از گفتگوهاي روزمره تا جشن‌هاي رسانه‌اي شده» به اوج خود رسيده است. اين رويکرد مطالعاتي علي‌رغم نو پا بودن اما در شاخه‌هاي مختلفي از مباحثات فرهنگي و ارتباطي جريان يافته است که ارتباطات رسانه‌اي شده در شکل آيين، کارکردهاي آييني فرهنگ رسانه‌اي شده، آيين‌هاي سياسي، بديعي ، مدني، صور ارتباطات آييني در زندگي دنيوي روزمره، همچنين برداشت‌هاي آييني از فرهنگ و ارتباطات از آن جمله‌اند.(باهنر و جعفری، 1388) نظر به اهمیت این دیدگاه جدید و پتانسیلهای فراوان آن برای تئوریزه کردن واقعیات غیرقابل انکاری که در جریان ارتباطات دینی روی میدهد، ارتباطات آیینی نیز در پژوهش پیش رو به عنوان یک مکتب مستقل ارتباطاتی در کنار دو مکتب فوق قرار گرفته است. در ادامه به معرفی این مکاتب ارتباطاتی پرداخته و ویژگیهای خاص هر یک را به تفصیل عنوان میکنیم.

2-6-1 ارتباطات به مثابه انتقال پیام
نگاه اصلی این مکتب بر انتقال پیام استوار شده است. در حقیقت این مکتب نظام ارتباطاتی را به مثابه یک سیستم و مجراهای انتقال مینگرد که پیام در این مجراها جاری شده و از فرستنده به گیرنده میرسد: «اغلب نظریات مطرحشده و مطالعات ارتباطی بر دیدگاه مکانیکی ارتباط و معرفی آن به عنوان یک فراگرد «انتقال پیام» استوار بود.»(محسنیانراد، 1385: 20) جان فیسک نیز بر این مدعا پافشاری کرده و نقش انتقال را محور اصلی این مکتب تعریف میکند: «این مکتب پیام را انتقالدهنده فرایند ارتباط میبیند… پیام چیزی است که فرستنده همه مقاصد خود را در آن قرار میدهد.»(فیسک، 1386: 12) پس ارتباط در نگاه این مکتب، عبارت است از انتقال پیام از فرستنده به گیرنده.
پیام در این مکتب، محتوایی است که فرستنده آن را مقصود خاصی برای گیرنده ارسال میکند. برای آنکه پیام قابلیت سیلان در مجرای ارتباطی را پیدا کند باید به سبک و سیاق خاص مجرایی که در آن جاری میشود رمزگذاری شود. فیسک در توضیح این مطلب مینویسد: «این مکتب بدان میپردازد که چگونه فرستندگان و گیرندگان رمزگذاری و رمزگشایی میکنند و چگونه انتقالدهندگان، مجاری و رسانههای ارتباطی را به کار میگیرند.»(فیسک، 1386: 10) بر مبنای این منطق، فرستنده پیام خود را بر مبنای منطق رمزگذاری خاص مجرای ارتباطی، رمزگذاری کرده و سپس آن را به مجرای ارتباطی ارسال میکند. گیرنده پس از دریافت پیام رمزگذاری شده، اقدام به رمزگشایی پیام میکند و محتوای اصلی پیام را ادراک مینماید. چنانچه محتوای دریافت شده گیرنده منطبق بر آنچه باشد که فرستنده ارسال کرده است، برقراری ارتباط موفقیتآمیز بوده و در صورتی عدم تطابق محتوای دریافت شده توسط گیرنده با آنچه که فرستنده ارسال کرده است این مکتب بر اشتباه ارتباطی انگشت میگذارد. (فیاض، 1389الف: 324-323)

قابل ذکر است اتکای بر مفهوم «انتقال» بیتاثیر از نگاه اولین نظریهپردازان این مکتب نبوده است. مدلهای اولیه این مکتب نظیر نظریه اطلاعات توسط شانون و ویور7 ، دو مهندس برق و مخابرات ارائه شد که در پی انتقال علائم الکتریکی از یک مبدا خاص به مقصد مورد نظر بودند. این نگاه بیش و پیش از آنکه نگاهی انسانی و ارگانیکی باشد، نگاهی ماشینی و مکانیکی است. محسنیانراد هم بر این عقیده است که هدف شانون و ویور از ترسیم این مدل، بیشتر نشات گرفته از دیدگاه مهندسی و الکترونیکی بوده است. از نگاه آنها برای آنکه ارتباط برقرار شود باید یک منبع، یک رمزگذار، یک پیام یا یک کانال، یک رمزخوان و یک گیرنده وجود داشته باشد (محسنیانراد، 1385: 378) و این دقیقا همان مدلی است که هماکنون نیز در دانشکدههای مهندسی برق به دانشجویان الکترونیک و مخابرات تدریس میشود. راجرز8 در توضیحات بیشتری در خصوص فعالیتهای شانون، او را مهندسی توصیف کرده است که در آزمایشگاه بل و در مرکز دوره توجیهی نخبگان «تحقیق و توسعه»، درچارچوب پیام تلفنی ایالات متحده که به خاطر افزایش ظرفیت مجراهای ارتباطی به ویژه نظامهای ارتباطی مورد توجه قرار گرفته بود، فعالیت میکرد. راجرز در ادامه توصیفات خود هدف شانون و مرکزی که وی در آن فعالیت میکرد را گسترش انتقال اطلاعات به وسیله خطوط تلفن یا تلگراف که تحت تاثیر صدا یا امواج الکتریکی قرار میگرفتند، عنوان میکند.(راجرز، 1387: 703) در تصویر زیر اولین مدل ارائه شده این مکتب توسط شانون و ویور نشان داده شده است.

منبع9 را تصمیمگیرنده میدانند؛ یعنی منبع تصمیم میگیرد که کدام پیام ارسال شود یا از میان مجموعه پیامهای ممکن یکی را بر میگزیند. سپس این پیام گزینششده را انتقالدهنده10 به نشانه11 بدل میکندکه از راه مجرا12 به گیرنده13 ارسال میشود. در مدل بالا علاوه بر عوامل اصلی، پارامتر دیگری نیز به نام اختلال مشاهده میشود. در متون ارتباطاتی، اختلال هر چیزی است که بین انتقال و دریافت به نشانه افزوده شود بی آنکه منبع قصد انجام آن را داشته باشد. اختلال ممکن است در مرحله رمزگذاری، ارسال و یا رمزگشایی به مکانیسم ارتباطات افزوده شود اختلال چه از مجرا ناشی شود و چه از سوی مخاطب یا فرستنده یا خود پیام، همیشه قصد فرستنده را مختل میکند و بنابراین دامنه اطلاعاتی را که پیام میتواند به موقعیتی معین و در زمانی معین برسد، محدود میسازد.
مدلهای گربنر14، لسول15، نیوکامب16، وستلی و مکلین17، و یاکوبسن18 از مدلهایی هستند که درون مکتب انتقال به بحث پیرامون ارتباطات میپردازند. علاوه بر این مدلها، مدلهای دیگری نظیر اتهیل دوسلاپول19، ویلبر شرام20، دیوید برلو21، آندروش، استتس و بوستروم22، مکنلی23، نئول نیومن24، مالتزکه25، وینداهال26 و اسمیت27 نیز از دیگر مدلهایی هستند که در پارادایم این مکتب وضع شدهاند. فیاض نیز بر این مطلب اذعان دارد.(فیاض، 1389الف: 325)
نکته قابل ذکر دیگر آنکه، بر حسب دیدگاه انتقالی این مکتب، چنانچه پیام مطابق آنچه که فرستنده طراحی کرده است نزد گیرنده رمزگشایی شود دارای تاثیر مطلوب مد نظر فرستنده خواهد بود. به همین جهت، عمده دیدگاههایی که تاثیرات ارتباطات را مد نظر قرار میدهند از این مکتب تغذیه میکنند. ابراهیم فیاض در توضیح این نکته مینویسد: «در مکتب فرایندی، بحث اثرگذاری بر مخاطب در قالبی بزرگتر، یعنی در مهندسی اجتماعی است. مهندسی اجتماعی یعنی اینکه چگونه میتوان ذهن و رفتار یا احساس مخاطب را به دلخواه فرستنده تغییر داد. به همین دلیل بر نفس پیام تکیه شد و واحد تحلیل فقط پیام بود و اگر به معانی نیز پرداخته میشد، فقط در قالب پیام بود.»(فیاض، 1389الف: 335)
این دیدگاه که مخاطب را تسلیم محض پیامهای فرستنده تعریف میکند به شدت بر مطالعات ارتباطی اولیه علم ارتباطات تاثیر گذاشته بود. نگاه تکبعدی به مخاطب و پیام موجب آن شد که حتی دیدگاههایی نظیر نظریه تزریقی در مقطع جنگ جهانی دوم و استفاده هیتلر از رادیو به عنوان ابزاری تبلیغی به اوج خود برسد. دیدگاهی که بعدها آرام آرام تعدیل و به اندازه وزن خود مورد اهمیت قرار گرفت. این مکتب، محتوا و اثرات پیامها را مهم میدانست و قرار گرفتن مخاطبان در معرض رسانهها را همچون جمعهای ساده گزینش مجزای افراد در نظر میگرفت. دنیس مککوییل28، محقق و نظریهپرداز مشهور ارتباطات در کتاب مشهور خود مخاطبشناسی به این مسأله اعتراف میکند.(مککوییل، 1387: 131)
با این حال باید افزود که با گذشت زمان آرام آرام این نوع نگاه به ارتباطات انسانی از مناظر گوناگونی مورد نقد قرار گرفت. نخست آنکه این مکتب، رویکردی مکانیکی به انسان و زندگی انسانی دارد. محیط اجتماعی انسانی آنگونه که نظریهپردازان این مکتب تصور میکنند، مکانیکی و انتقالی نیست. همانگونه که فرهنگی معتقد است بسیاری از روابط زندگی انسانها نه برای انتقال مفهوم و اطلاعات بلکه برای ایجاد شرایط مناسبتر زیستن است.(فرهنگی، 1389: 41) همه ما در ارتباطات روزمره خود همواره جملات و عباراتی را بر زبان میآوریم که مکتب انتقال در توجیه آنها ناتوان است. خوش و بش کردن، سلام و احوالپرسی با سوالهایی از قبیل «حال شما چطوره؟! خانواده خوبن؟!»، پوشیدن پیراهنهای مشکی در ایام عزاداری با آنکه همه میدانند در چنین ایامی عزادار هستیم و رفتارهایی نظیر آن جملگی از رفتارهایی هستند که مردم در در رفتارهای روزمره خود مدام از آنها استفاده میکنند. واضح است که وقتی فردی در احوالپرسیهای روزمره از شما جویای احوال پدر یا مادرتان است به دنبال آن نیست که اطلاعات دقیقی از وضعیت پزشکی والدین شما کسب کند یا وقتی جماعت عظیمی از مردم در ماه محرم پیراهنهای سیاه میپوشند واقعا در پی آن نستند که اعلام کنند عزادار هستند چرا که جملگی میدانیم در این ایام شیعیان عزادار هستند. شرکت در مهمانیها، عروسیها و عزاداریها و نظایر آن نیز از دیگر مظاهر ارتباطی هستند که انسانها از طریق آن میکوشند با دیگران پیوند بیشتری پیدا کرده و پیوندهای فردی و اجتماعی خویش را تقویت کنند. این قبیل رفتارهای روزمره که در دایره ارتباطات بین فردی و نظایر آن قرار دارند از جمله رفتارهای اجتماعی هستند که در دایره تحلیل مکتب انتقال هضم نمیشوند. به همین دلیل و در پاسخ به تحلیل این رفتارها و در تکمیل خلا مهم مکتب انتقال، آرام آرام مطالعات ارتباطی به تغییر دیدگاه و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های علوم اجتماعی، زبان فارسی، شهید مطهری، کمال انسانی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های نظم اجتماعی، ارتباطات آیینی، ایدئولوژی، انتقال اطلاعات