پایان نامه با کلید واژه های اختلال اضطراب منتشر، اختلال استرس پس از سانحه

دانلود پایان نامه ارشد

انتظارات اغراق آميز و غيرواقعي دارد که ديگران از شخص دارند گرچه برآوردن اين انتظارات مشکل است ولي شخص بايد به اين استانداردها نائل آيد تا مورد تأييد و پذيرش ديگران قرار گيرد (فروست و همکاران ، 1990 ؛ هويت و فلت ، 1991) . چون اين معيارهاي افراطي از طرف ديگران به عنوان معيارهاي تحميل شده خارجي تجربه مي شوند ، اين احساس در فرد به وجود مي آيد که غيرقابل کنترل هستند و منجر به احساس شکست ، اضطراب، خشم ، درماندگي و نااميدي شده و با تفکرات خودکشي و افسردگي مرتبط مي گردند (بلت ، 1995) . افراد داراي سطوح بالاي کمال گرايي جامعه مدار در برخورد با معيارهاي ديگران نگران مي شوند ، آن‌ها از ارزيابي منفي ديگران مي ترسند و اهميت بيشتري براي جلب توجه و تأييد ديگران قائل مي شوند (هويت و فلت ، 1991).
در مجموع مؤلفه هاي معيارهاي شخصي ، سازماندهي و کمال گرايي خودمدار و ديگر مدار ، خوشه اي از عوامل را تشکيل مي دهند که بيشتر منعکس کننده جنبه هاي مثبت کمال گرايي هستند . اين عوامل نشان دهنده جنبه سازشي انگيزشي شخص است که نمره افراد موفق در اين عامل بيشتر است . تجارب شخصي موفقيت در تمام موارد نتيجه مهارت (سازماندهي) ؛ انتظارات زياد از خود (بعد معيارهاي شخصي و کمال گرايي خودمدار) و ديگران (کمال گرايي ديگرمدار) است. اما کمال گرايي جامعه مدار خوشه‌ي عاملي را تشکيل مي دهند که منعکس کننده جنبه هاي منفي کمال گرايي است . ابعاد تشکيل دهنده اين عامل منعکس کننده نگراني شخصي در مورد اشتباهات و شکست و نگراني در مورد انتقاد يا ارزيابي اشخاص ديگر است. اين عامل از تمايز هاماچک (1978) بين کمال گرايي روان نژندي و بهنجار حمايت مي کند.
در نهايت، پژوهش ها نشان داده اند که ابعاد کمال گرايي فروست و همکاران (1990) با ابعاد کمال گرايي هويت و فلت (1991) ارتباط بسيار نزديکي دارند (نجاريان و خدا رحيمي ، 1376) .
تري – شورت ،اونز، اسلاد و دور70 (1995) از نظر تئوريکي بين کمال گرايي بهنجار و کمال گرايي نوروتيک نابهنجار تميز قائل شده است . کمال گرايي مثبت به عنوان انگيزش براي نيل به يک هدف به منظور به دست آوردن نتايج مطلوب و ارزشمند است . کمال گرايي منفي به عنوان انگيزش براي نيل به يک هدف به منظور کسب نتايج نامطلوب و اجتناب منفي تعريف شده است . اين تمايز در تئوري رفتاري اسکينر به چشم مي خورد . اسکينر خاطر نشان مي کند که رفتار مشابه ممکن است با پاسخ هاي هيجاني متفاوت مرتبط باشد و بستگي به اين دسته داشته باشد که آيا کارکرد کمال گرايي مثبت است يا منفي ؟ سرانجام ، بارکر71 (1997) کمال گرايي کنش رو و کمال گرايي ناکنش رو را مطرح مي کند . در کمال گرايي کنش رو و بهنجار فرد از تلاش و رقابت براي برتري و کمال لذت مي برد و در عين حال محدوديت هاي شخصي را به رسميت مي شناسد . اما در کمال گرايي ناکنش رو و نابهنجار فرد به دليل انتظارات غيرواقع بينانه هرگز از عملکرد خود خشنود نخواهد شد و توان قبول محدوديت ها و قيد بندها را ندارد.
2-12- حساسيت به اضطراب
حساسيت به اضطراب72 به ترس از علائم عصبي گفته مي شود که در نتيجه باورهايي به بار مي ايد که نسبت به پيامدهاي فيزيکي ، ذهني رواني يا اجتماعي مضر حاصله پديدار مي شود . مفهوم سازي اوليه و کاربرد سازي حساسيت به اضطراب با شاخص حساسيت به اضطراب 16 موردي ساخته مي شود و ديد مربوط به رشد و اهميت اضطراب و ترس را ارتقاء مي بخشد . مطالعات اوليه نشان مي دهد که نمرات پرسشنامه حساسيت به اضطراب بين افراد با يا بدون سابقه حملات ترس در طول زندگي ، تمايز قائل مي شود و نيز بين افراد با حملات ترس در مقابل افراد دچار اختلال ترس bona fide فرق قائل مي شود . بعلاوه ، بيماران دچار اختلال ترس داراي نمرات پرسشنامه حساسيت به اضطراب بالاتري از کليه ساير گروه هاي حساسيت به اضطراب به جز اختلال استرس پس از سانحه73 ، دارند . تاييد قابل مشاهده اي در اهميت حساسيت به اضطراب در بيماري شناسي اختلال ترس وجود دارد. در اين مطالعه تست هاي بيشتري بر روي حساسيت به اضطراب در اختلالات عصبي انجام مي شود که همراه با يا بدون افسردگي است . بعد يگانه حساسيت به اضطراب با بررسي هاي روانسنجي اوليه پرسشنامه حساسيت به اضطراب تأييد شده که يک ساختار فاکتور يک بعدي يافته است . در نتيجه بررسي هاي وسيع و بيشتر از حساسيت به اضطراب I نشان مي دهد که پرسشنامه حساسيت به اضطراب و ساختار حساسيت به اضطراب ، مشکل از يک ساختار يک فاکتوري در سطح مرتبه بالا، و چند فاکتوري در سطح مرتبه پايين است. از آن‌جاييکه مطالعات فاکتوري حساسيت به اضطراب 16 موردي و بين دو و 4 فاکتور مرتبه دوم حاصل شده ، جواب متوسط به سه ميگرايد . چون که تغييراتي در نام فاکتورها وجود دارد ، سه فاکتور ما شامل : 1) ترس از علائم فيزيکي 2) ترس از علائم عصبي قابل مشاهده براي عموم 3) ترس از عدم کنترل ذهني ، مي باشد . تا به حال تنها تحقيقات کمي وجود دارد که اعتبار همگرايي ابعاد پرسشنامه حساسيت به اضطراب مرتبه پايين را داخل گروه هاي بيمار با اختلالات عصبي بررسي کرده باشد . چندين محقق نشان مي دهند که بيماران با اختلالات ترس DSM-IV-TR با / بدون هراس افزايش نمره بيشتري در پرسشنامه حساسيت به اضطراب – فيزيکي ، در مقايسه با بيماران داراي اختلال اضطراب منتشر و وسواسي – عملي دارند . نمرات پرسشنامه حساسيت به اضطراب- فيزيکي ، تشخيص نمرات پرسشنامه حساسيت به اضطراب – اجتماعي ، و تشخيص اختلال اضطراب منتشر74 نمرات پرسشنامه حساسيت به اضطراب – ادراکي را پيش بيني مي کند . در حالي که سه محقق اوليه نمرات پرسشنامه حساسيت به اضطراب – ادراکي در بيماران با اختلال اضطراب منتشر ، در مقايسه با اضطراب اجتماعي75 و ترس ساده بالا يافته اند ، رود ريگوز76 و همکارانش دريافتند که نمرات پرسشنامه حساسيت به اضطراب – ادراکي رابطه بسيار محکمي با اختلال اضطراب منتشر دارد . سوالات عدم کنترل ذهني بعد پرسشنامه حساسيت به اضطراب ادراکي ، مطابق با بررسي ذهني گزارش شده از لحاظ نگراني در اختلال اضطراب منتشر بوده است. بعلاوه محتواي سوال در اين بعد تطابق قابل توجهي با محتواي سنجش هايي دارد که در آن خطر مرتبط با فرآيندهاي ذهني غيرقابل کنترل بررسي مي شود . باورهاي منفي نسبت به ديگران نشان مي دهد که بين بيماران اختلال اضطراب منتشر و اضطراب – بدون نگراني و غيرعصبي تمايز قائل مي شود . اين نوع باورها نسبت به فرايندهاي تفکر نيز با افسردگي رابطه دارد . يک مقاله بسيار وسيعي وجود دارد که در آن نمرات حساسيت به اضطراب- ادراکي را به نمرات افسردگي بعدي در نمونه هاي باليني افسرده و عصبي و نمونه هاي غيرباليني ارتباط مي دهد . مشکل محوري در ايجاد اعتبار همگرايي ابعاد حساسيت به اضطراب در شرکت کنندگان بيمار مبتلا به اختلالات عصبي اين است که تقريب 50-55 درصد از بيماران مبتلا به اختلال عصبي حداقل يک نوع اختلال افسردگي يا عصبي ديگر در زمان تحقيق دارند . اين مسئله به ويژه در بررسي اعتبار همگرايي بعد حساسيت به اضطراب- ادراکي اهميت دارد چون که بيماران مبتلا به اختلال اضطراب منتشر ، تقريباً 65% همراه با شرايط ابتلايي77 ، با اغلب تشخصيات اضافي مشترک اضطراب اجتماعي و افسردگي ماژور را دارند . روش ديگر شامل بررسي ابعاد حساسيت به اضطراب نمونه هاي باليني براساس شدت اضطراب و افسردگي عمومي خواهد بود. با داشتن رابطه محکم بين نمرات حساسيت به اضطراب- ادراکي و افسردگي اين روش بررسي خواهد کرد که آيا نمرات حساسيت به اضطراب – ادراکي با اختلال اضطراب منتشر رابطه دارد ضمن اينکه واريانس تسهيمي با شدت افسردگي کنترل مي شود . بعلاوه گفته مي شود ابعاد حساسيت به اضطراب با اختلالات عصبي رابطه خواهد داشت : حساسيت به اضطراب – فيزيکي در بيماران اختلال اضطراب منتشر در مقايسه با ساير اختلالات بالا خواهد بود . حساسيت به اضطراب – اجتماعي در بيماران با اضطراب اجتماعي در مقايسه با ساير اختلالات بالا خواهد بود ، و حساسيت به اضطراب – ادراکي در بيماران با اختلال اضطراب منتشر نسبت به ساير اختلالات عصبي ، بالا خواهد بود . ضمن اينکه علائم غيرخاص شدت اضطراب و افسردگي کنترل مي شود . نيز گفته مي شود که حساسيت به اضطراب- ادراکي رابطه منحصر به فردي با نمرات شدت افسردگي داشته و بيماران با و بدون اختلال افسردگي ماژور ثانويه را تشخيص مي دهد.
بحث و بررسي : اين مطالعه در راستاي بررسي اعتبار همگرايي ابعاد حساسيت به اضطراب در بيماران مبتلا به اختلالات عصبي DSM-IV بود. مطابق با تحقيقات گذشته ، نمرات حساسيت به اضطراب – فيزيکي رابطه بسيار محکمي با هراس دارد ، در حالي که نمرات حساسيت به اضطراب – اجتماعي با اضطراب اجتماعي رابطه بسيار محکمي دارد .
بيماران با اختلال اضطراب منتشر بالاترين نمره در بعد حساسيت به اضطراب – ادراکي را داشتند با وجودي که گروه اختلال اضطراب منتشر داراي نمره حساسيت به اضطراب – ذهني متوسط هستند که دو برابر گره هراس است، ولي اين اختلالات به ميزان عادي اهميت آماري نمي رسد .
اين نتايج که يافته هاي گزارش شده توسط سه محقق (1997) را تأييد مي کند که در آن اختلافات غيرقابل توجه بين گروه هاي تشخيصي اختلال اضطراب منتشر همراه با هراس در بعد حساسيت به اضطراب – ادراکي مشاهده شده است . توصيف احتمالي ديگر اين است که نمرات حساسيت به اضطراب – ذهني با هراس تا حدي که بيماران دچار علائم ذهني ترس مثل ترس از احمق تلقي شدن يا ترس از از دست دادن کنترل ، زيرگروهي از بيماران دچار ترس محسوب مي شوند . مطابق با تحقيق قبلي بر روي نمونه هاي باليني با اختلالات عصبي اوليه نمرات حساسيت به اضطراب – ذهني با نمرات افسردگي بعدي ، تا حوزه اي بزرگتر از ابعاد حساسيت به اضطراب – اجتماعي و فيزيکي ، رابطه دارد . نتايج حاصل از اين مطالعه نشان مي دهد که بعد حساسيت به اضطراب – ذهني رابطه محکمي با اختلال اضطراب منتشر و افسردگي دارد . يک توصيف احتمالي ديگر براي اين رابطه ها اين است که نمرات حساسيت به اضطراب – ادراکي با هر دو اختلال اضطراب منتشر و افسردگي مزمن رابطه دارد . چونکه علائم بيماران دچار ترس مشابه با اختلالات مثل مشکل در تمرکز بي خوابي ، کسالت مي باشد. احتمال دوم اين است که ترس از عدم کنترل ذهني با تشخيص اختلال اضطراب منتشر و افسردگي مزمن حوزه اي ربطه دارد که با فرآيندهاي ذهني رابطه دارد که مشخصه اين اختلالات است .
ويژگي برجسته اختلال اضطراب منتشر ، وجود نگراني بيش از حد و غيرقابل کنترل است. بورکف78 نگراني را در قالب تلاش زباني – فعلي قابل توجه براي پرهيز از واقايع ناخوشايند آتي ، تعريف مي کند . با توجه به مشخصه هاي اختلال اضطراب منتشر ، نگراني در بسياري از شرايط رواني مشترک است ، بعلاوه تفکر مکرر و دائمي نسبت به افسردگي گفته مي شود که در تجربه حوادث شديدي از اختلال افسردگي ماژور نقش زيادي دارد . چون که نگراني ساختارهاي ذهني متمايزي در بررسي تفکر منفي در اختلال اضطراب منتشر و افسردگي دارد . يک تحقيق بسيار جديد نشان مي دهد که اين فرآيند هاي ذهني نشان از متغيرهايي در قالب بخشي از متغير پنهان بنام تفکر مکرر دارند. تحقيقات اوليه نشان از رابطه بين نمرات حساسيت به اضطراب – ذهني و تکرار تفکر ذهني در بيماران افسرده باليني دارد . و در آخر توصيف احتمالي سوم در نقش اجمالي ترس از عدم کنترل ذهني در اختلالات اضطراب منتشر و افسردگي مزمن اينست که سوالات حساسيت به اضطراب – ذهني داراي ساختارهايي متا – ذهني است که مختص به اختلال اضطراب منتشر و افسردگي مزمن است ولزوماتئو79 (1994) فرض مي کند که فرآيندهاي ذهني نگراني در اختلال اضطراب منتشر و تفکر مکرر غيرقابل کنترل براساس باورهاي متا- ذهني وابسته به اين تفکر است که تفکر مکرر به طور مشابه خطراتي مرتبط با فرايندهاي ذهني غيرقابل کنترل دارد . عليرغم اشتراک پتانسيل بين ترس – حساسيت به اضطراب مولفه عدم کنترل ذهني و متغيرهاي متا – ذهني قبلي ، ما در هيچ مطالعه اي مشاهده نکرديم که در آن اعتبار همگرايي اين ساختارها بررسي شده باشد . طراحي مقطعي اين مطالعه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های افراد مبتلا، خون آلوده Next Entries پایان نامه با کلید واژه های افراد مبتلا، ورزشکاران