پایان نامه با کلید واژه های احساس حقارت، زبان و فرهنگ، ارزشهای فرهنگی، مفهوم فضا

دانلود پایان نامه ارشد

ميان آن است كه افراد عادي را در جهت نظم بخشيدن به جهان فرهنگي شان ياري دهد. و در حقيقت هنرمند بايد نشانه‌هاي طبيعت را با بياني قوي‌تر و خواناتر براي مردم عادي به منصه ظهور برساند و موانع را براي آنان رفعه كند .
– مردم هر دوره به زبان خاص آن دوره صبحت مي‌كنند و معماري را نيز به همان زبان مي‌فهمند . زبان عصري زبان زنده‌اي است كه از زندگي، مسائل روز جامعه و تكنولوژي و علم روز تغذيه مي‌كند. اگر حضور معماري در زندگي و مسائل يك عصر كمرنگ شود، اين فقر حضور به زبان و فرهنگ هم منتقل مي‌شود و اگر زبان و فرهنگ از حضور معماري تهي شود، نه تنها راه ورود به معماري آينده، بلكه حتي راه ادراك معماري گذشته مسدود مي‌گردد. براي رجوع به معماري گذشته و براي ورود به معماري آينده بايد از درون معماري حال گذر كرد.
– هر انديشه معماري را در ادامه بر پايه مسير گذشته آن بايد شناخت و هيچگاه نبايد با تفكيك اين انديشه ها زمينه فراموشي مفاهيم گذشته را فراهم كنيم. هر الگويي با توجه به نياز آن دوره و براي پاسخگويي به آن بوجود مي‌آيد. الگوهاي گذشته مطرود نيستند و الگوهاي حال هم اگر پاسخگوي نياز حال باشند طرد نخواهند شد.
– به هر سوالي بايد پاسخي مناسب داد. يك صورت مسئله فارسي دري را با فارسي باستان يا با زبان انگليسي جواب نمي‌دهند. هر الگويي كه مطابق نيازها و فرهنگ ما باشد مي‌تواند با انعطاف و تغييرات مناسب جايگزين مسائل معماري و فرهنگي باشد.
خصوصيات فرهنگي هر عصري را مي توان در معماري آن شناخت، زيرا وقتي معماري تحت تاثير شرايط متفاوت يك دوره بوجود آيد مثل سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي و … به محض به وجود آمدن مي تواند مستقل و زنده شناخته شود و صفاتي مخصوص را به خود بگيرد. وقتي اثرات بوجود آورنده يك اثر (معماري) از بين بروند آن معماري ممكن است به حيات خود ادامه دهد. حال اگر عوامل بوجود آورنده مطابق با خواستارهاي فرهنگي باشد آن معماري ريشه‌اي عميق مي‌گيرد و اگر آن عوامل ناپايدار باشند معماري فاقد حيات مي‌شود و عوامل جديد آن را از ميان بر مي دارند.
تحولات قرن حاضر موجب دگرگوني و تغييراتي در بين برخي جلوه‌هاي زندگي و فرهنگ جامعه شد. حركت و روند معماري سنتي بازايستاد و از طرفي به علت سرعت وقوع تحولات فرصت تطابق با فرهنگ را پيدا نكرد. در حاليكه تحولات در كشورهاي اروپايي گام به گام صورت گرفته بود و آنها تا حد زيادي تغييرات را به راحتي جايگزين كردند. حال اگر براي دوباره جان گرفتن فرهنگ و معماري كشورمان عوامل اساسي آن شناخته شوند و جان بگيرند، به حيات خود ادامه خواهند داد. معماري فقط مجموعه‌اي از سبك‌ها و فرم‌ها نيست و حتي كاملاً با شرايط اجتماعي و اقتصادي خود را مشخص نمي‌كند، بلكه مجموعه‌اي از اينهاست.
1-2-4- هویت و معماری
دیدگاههای متفاوت ارتباط بین هویت و معماری:
– معمولا ارتباط بین شخصیت و هویت افراد با محل زندگی آنها را هویت مکانی می‌نامیم که این هویت در مقیاس بزرگ‌تر نظیر هویت شهری نیز قابل انطباق است. معماران ایرانی دوره قاجار اعتقاد داشتند که اگر شهر محل زندگی فرد بی‌هویت باشد، احساس ناامنی در وجود او رخنه می‌کند و با حالت بی‌انگیزگی به زندگی خود ادامه می‌دهد. هویت شهر نیز اگر مطابق با اصول و ضوابط شهری بوده و با بدنه‌های شهری پیوند خورده باشد، واژه هویت را در ذهن تداعی می‌کند.16
– هويت يابي انسان با يك مكان اين فرض را به وجود مي آورد كه مكان واجد شخصيت است.به اين معني كه ويژگي هايي وجود دارد كه يك مكان را از ساير مكان ها ممتاز مي سازد و به آن وجودي يكتا (روح مكان) مي بخشد.یک مکان وقتی هویت دارد که دارای حافظه ی تاریخی باشد .یعنی دارای خاطره باشد و تعریف کند که چه اتفاقی در این مکان افتاده است.عملكرد اصلي معماري در شكل دادن به هويت مكاني بسيار مهم و ترغيب كننده است زيرا به گونه اي عمل مي كند كه به دگرگوني هاي نامحدود عقايد شكل دهد.اما واجد سبك هاي بيان ،روش هاي عمل خاص خود و مقاصدي فني است كه هر معمار متخصصي به آن آگاهي دارد و به وسيله آن ها اثر معماري را تعبير مي كند.17
– احساس تعلق است که به مکان هویت می دهد و تعلق به يك مكان به معني داشتن جاي پای وجودي است به گونه اي كه هرروز احساس شود.
– توجه به هويت هاي معمارانه با اين فرض است كه معماري جوهره ذاتي ويژه اي دارد.هويت مكان رابطه متقابل فرايندهاي شناخت فعاليت اجتماعي و ويژگي هاي شكلي است.مكان نقش بسيار مهمي در گسترش و حفاظت از هويت اجتماعي و گروهي افراد بازي ميكند.
رابطه هویت و فرهنگ در معماری
– جنكنز معماري و هويت آن را به عنوان شكلي از فرهنگ مطرح مي كند.
– روابط پيچيده معماري و هويت انساني در تطور تدريجي تبادلات فرهنگي پيدا مي شود. مثلا معماري مستعمراتي،نتيجه فرايندي است كه باآن ملتي ،محيطي آشنا را درمكاني ناآشنا و بيگانه از نو خلق مي كند و بدين سان بخشي از هويتشان را كه همان معماريشان بوده است حفظ كرده اند.
1-2-5- محیط
محیط از یک سو عبارت از فضای دربرگیرنده انسان و سایر موجودات است واز جانب دیگر میتوان آنرا فضای محدود محسوس برای انسان دانست که به این ترتیب محیط مورد نظر افراد مختلف متفاوت خواهند بود. محیط را نیز میتوان منحصر به مجموعه عناصر طبیعی یا مصنوع تلقی نمود و یا هردوی آنها را در شکل گیری محیط دخیل دانست. عنصر مهمی که در تعریف محیط نباید از آن غافل ماند اصول و قوانینی است که اولا برشکل گیری محیط تسلط داشته و ثانیا بر تداوم و تعریف آن و همچنین استنباط انسان از آن و تاثیری که بر حیات انسان دارد نقشی در خور توجه ایفا مینمایند و بالاخره توجه به این نکته بنیادین ضرورت دارد که فرهنگ و حتی خود اسنان جزئی از محیط می باشند. به این ترتیب محیط متشکل از اجزا و عناصر مادی (کالبدی و کمی) و معنوی (غیرفیزیکی و کیفی) می باشد که در قالب عناصر طبیعی، ساخته های انسان، شرایط طبیعی ، بارزه های عناصر مصنوع و انسان ظاهر می شوند.
مولفه های تاثیر محیط بر انسان
ادراک محیط بر اساس دانش و اطلاعاتی که انسان نسبت به اشکال و فضاها و عملکرد و معنای ظاهری و باطنی آنها دارد، یکی از اولین نتایج مترتب بر تماس انسان با محیط میاشد. این ادراک سبب میگردد تا انسان مراتب مختلف ارتباط اعم از احساس هویت، احساس سرور و خوشی، احساس غم و اندوه، احساس غرور، احساس حقارت، احساس تفوق، احساس از خود بیگانگی و بسیاری احساسات و ارتباطات روانی را با محیط برقرار نماید که هرکدام از این احساسات ثمره رابطه ای است که اصول و ارزش های فرهنگی انسان با ارزشهای نهفته و یا متجلی در محیط که در واقع همان ارزشهای منبعث از جهان بینی سازنده محیط میباشندِ، برقرار مینماید.
معناداربودن محیط و تاثیری که محیط از طریق حواس بر ذهن انسان مینهد و در نتیجه معنایی که از تماس با محیط و یا قرارگرفتن انسان در فضایی به او القا ویا به ذهن او متبادر میشود و نهایتا تحولات فرهنگی و رفتاری ناشی از تاثیرات محیط موضوعاتی هستند که نه تنها از طریق استدلال منطقی تایید میشوند بلکه این فرایند با روشهای تجربی نیز به اثبات رسیده اند. بارزترین ویژگی های تاثیرگذار محیط بر انسان عبارت از نمادها، نشانه ها، تناسبات، صدا، نور، عملکردها و منشا آنها می باشد که اینها تنها وجه مادی و ظاهری بوده و اثرات ناشی از آنها را در مقولاتی چون هویت، تشخص، احساس تعلق به مکان، احساس راحتی، احساس امنیت، احساس حقارت و تذکر معانی معنوی روحانی میتوان مورد توجه و بررسی قرار داد. بارزترین وجهی که میتواند این عوامل ظاهری و اثرات ناشی از آنها را تواما معرفی نماید، کیفیت فضا است.
کیفیت فضا موضوعی است که از نظر حکما و فلاسفه به حد مطرح بوده و هموارده در مطالعات آنها جایگاه ویژه ای را دارا بوده است به نحوی که تاثیرات ناشی از کیفیت فضا (مکان) به انسان، هم ارزشهایی رابه انسان القا نموده و هم اینکه قادر به سوق او به انحطاط و تباهی میباشد. در راتسای همین تفکر است که ایده کیفی بودن فضا مطرح میشود که یکی از وجوه بارز آن در تعریف و ایجاد فضای قدسی تجلی می یابد. در واقع محیط میتواند با القای ارزشها و ضد ارزشها جهت گیری فرهنگی جامعه را تعیین و هدایت نماید. فی المثل محیط میتواند هم امکان بروز وحدت جامعه را فراهم نماید و هم اینکه امکان بروز آنرا تقلیل دهند.
شکل کالبد مجتمع زیستی و اصول شکل دهنده و تعریف کننده اآن یکی از موضعات مهمی است که از آن به عنوان نشانه وحدت و یا تفرق جامعه یاد میشود. در هر شهری که هر ساختمان آن بخواهد من بگوید و عالما و عامدا بخواهد خویش را از دیگران متمایز نشان دهد عامل بروز عدم تعادل و ناهماهنگی و عدم تجانسی خواهد بود که به تشدید تفرقه اقل شهر کمک خواهد نمود.( نقی زاده، 1377) و یا اینکه شرایط کالبدی و شکلی محیط، هم میتواند امکان بروز خلاف و خطا و گناه را فراهم آورد و هم اینکه امکان آنرا منتفی نماید.
یکی از تاثیرات محیط بر انسان به نحوه نگرش انسان به چگونگی بهره گیری از نعمات دنیوی و اهداف مترتب بر این بهره گیری بستگی تام دارد.
انسان ساحت های وجودی و حیات متفاوتی دارد و به همان نحو نیز عالم ماده و از جمله محیط نیز طبق تفکر اسلامی واجد دو قلمرو ظاهر وباطن است که توجه به ان و تاثیر آن بر انسان میتواند مبین تحولات و دگرگونی های فرهنگی در اثر تماس انسان با محیط باشد. یکی از وجوه بارز این تماس و تصویر حاصل از آن، عناصر نمادین و معانی سمبلیک آنهاست که اولا منشا و معنا و درجه اهمیت آنها در هر جامعه و فرهنگی متفاوت بوده و ثانیا نقش آنها در اشاعه فرهنگی خاص قابل توجه است
همانگونه که انسان براساس باورها و آیین و جهان بینی و فرهنگ خویش محیطی را میسازد که بتواند ضمن آنکه آینه اصول و ارزشهایش بوده و او را درجهت وصول به آنها یاری نماید در ده های اخیر به انحا گوناگون این موضوع نیز مورد بررسی و تایید قرارگرفته که مختصات محیط تاثیری جدی بر رفتار و روان و در نتیجه تغییرات فرهنگی انسان دارند که برخی نمونه های آن از جمله از بین رفتن تدریجی قبح برخی موضوعات و عادت جامعه به آنها و یا دگرگونی در رفتارهای جامعه به ویژه به قهقرا و درجهت شبیه شدن به بیگانه ذکر شد. اجمالا میتوان گفت همانگونه که زیبایی و تناسبات و تعادل و توازن محیط در آرامش و احساس امنیت و فقدان فشارهای عصبی بر انسان ایفای نقش مینماید، انواع زشتی ها، الودگی های صوتی، فقدان تعادل ها (در شکل و اندازه و رنگ) ، دوری از طبیعت، تحت سلطه ساخته خویش و بخصوص ماشین قرارگرفتن ، زندگی در محیط هایی که پاسخگوی نیازهای انسان نیستند و بسیاری از این قبیل مسائل محیطی، تاثیر جدی بر روان انسان، بررفتارهای فردی و اجتماعی، بر دگرگونی ارزشهای فرهنگی، بر شیوه زیست، بر روابط اجتماعی، بر زمینه و امکان و حتی تمایل به تفکر و تذکر و در یک کلام بر فرهنگ او برجای خواهند گذاشت. این تاثیرات که در ابتدا به صورت تغییرات رفتاری و فرهنگی به ظاهر ساده ونامحسوس وغیر قابل اندازه گیری بروز مینماید، به مروز هویت جامعه را دگرگون مینماید و او را با بحران مواجه می نمایند، این بحران هویتی بسیار ارزشهای فرهنگی را به مقابله طلبیده و انها را منسوخ و مطرود مینمایند.18
1-2-6- فضا:
– مجموعه ای از نشانه ها نمايانگر هويت يك فضاست .فضا به معناي عام ، واقعيتي است داراي ويژگي هاي هويتي مشخص و معين .برداشت هاي آدمي از فضا از تجربه هاي ذهني ، شخصي ، فرهنگي و اجتماعي او تاثيرپذير است . لذا يك فضاي معماري در مفهوم كلي نشان دهنده خصوصيات اصلي فرهنگي و سرزميني آن است .
– درتبیین انسان شناختی از مفهوم فضا اندیشه ی هانری لوفبور مکانی ویژه دارد. وی به ویژه در “تولیدفضا” فضا را نه تنها یک پدیده ی طبیعی یا استعلایی بلکه یک تمامیت تاریخی و یک تولید اجتماعی می داند. در واقع فضا از یک سو تجربه ی تاریخی ماست و ازسویی دیگر تجربه ی زندگی روزمره ی ما. (فکوهی،232:1383)
– مفهوم فضا و فضای شهری در طول تاریخ تفکراجتماعی و در قالب مکاتب تئوری کلاسیک و نو شکل گرفته است. برای مثال  از نظر ارسطو، فضا مجموعه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های همسان سازی، فرهنگ سازی، اجتماعی و سیاسی، فرهنگ و تمدن Next Entries پایان نامه با کلید واژه های شیوه زندگی، فضاهای داخلی، نیازهای اجتماعی، عوامل فرهنگی