پایان نامه با کلید واژه های آموزش مهارت، مسأله اجتماعی، سلامت روان

دانلود پایان نامه ارشد

بهزيستی نوجوانان دارای والدين شهر تهران مقايسه گرديد , به منظور بررسی فرضيه ها از نوجوانان 14 تا 17 ساله ای که در مراکز شبانه روزی زندگی می کردند, همچنين نوجوانان دارای والدين استفاده شد. تعداد نوجوانان مراکز شبانه روزی 50 نفر بودند. پرسشنامة روشهای رويارويی و مقياس رويدادهای زندگی اجرا گرديد. نتايج با دو آزمونT استودنت و مجذور خی مقايسه شدند. مطابق بررسی های کليور ( 1998), اوتو( 1998) وجود منابع شبکة حمايت خانوادگی و تعامل و روابط مثبت درون آن موجب ، بکارگيری رويارويی متمرکز بر مسئله می شود و پيامد آن حرمت خود و خودپنداشت بالا و رشد شناختی می باشد. همچنين وجود روابط نامتعادل و منفی در خانواده و فقدان والدين موجب بکارگيری شيوه های رويارويی سازش نايافته و متمرکز بر هيجان شده و منجر به حرمت خود پايين و ضعف رشد شناختی می گردد .
– در تحقيق ديگری که در دانشگاه فردوسی مشهد انجام گرفته است روش حل مسأله افراد افسرده و مقايسة آن را با افراد عادی مورد بررسی قرار گرفت . در اين مطالعه تعداد 88 نفر ( 21 مرد و 67 زن ) شرکت داشتند که شامل دو گروه بيماران افسرده (45 نفر و افراد عادی 43 نفر) بودند. با استفاده از وسايل سنجش يعنی آزمون افسردگی بک و آزمون شيوه های حل مسأله مشخص شد که بين افراد افسرده وعادی تفاوتهای معناداری در شیوه حل مسأله وجود دارد و افراد افسرده در موقعيتهای مساله زا بيشتر از شيوه های منفی حل مسأله استفاده می کنند .
– در پژوهش ديگری که به منظور بررسی اثربخشی آموزش روش حل مسأله در کاهش علائم کمبود توجه بيش فعالی در دانشگاه اصفهان انجام شده مشاهده شد که پس از اجرای آموزش حل مسأله تفاوت معناداری بين گروه های آزمايش و کنترل در نمرات شدت علائم بيش فعالی و اختلال کمبود توجه بر اساس ارزيابی والدين به وجود آمده است .
– در پژ وهشی که در دانشگاه تربيت مدرس انجام شد, تأثير آموزش تنش زدائی تدريجی و مهارت های حل مسأله بر ميزان تنيدگی و شيوه های مواجهه دختران فراری مورد بررسی قرارگرفت. به منظور آزمون فرضيه های تحقيق از ميان دختران فراری 21-12 ساله ساکن در مراکز نگهداری سازمان بهزيستی شهر مشهد 15 نفر به عنوان گروه آزمایش انتخاب شدند.پس از همتا سازی و اجرای آموزش های تنش زداتی و حل مساله برای گروه آزمایش ؛ آزمون آماری T برای گروه های مستقل و وابسته به کار گرفته شد نتايج آزمون نشان داد که فرضيه اول مبنی بر اينکه آموزش تنش زدائی تدريجی موجب کاهش ميزان تنيدگی در دختران فراری می شود در سطح ( 01/0 ) P و فرضيه دوم مبنی بر آموزش مهارتهای حل مسأله موجب تغيير در شيوه های مقابله ای دختران فراری در مواجه با وقايع تنيدگی زا می گردد در سطح 05/0 تائيد گرديد .
– در تحقيقی اثر بخشی آموزش مهارتهای حل مسأله در کاهش افسردگی دانش آموزان 15-18 ساله شهرستان زاهدان مورد بررسی قرارگرفت. از بين 1400 دانش آموز, 300 نفر به صورت تصادفی انتخاب و مقياس افسردگی بک روی آنها اجرا گرديد. نتايج آزمونT استودنت نشان داد, گروه آزمايش که از آموزش مهارتهای حل مسأله سود جسته بودند در مقایسه با گروه گواه، کاهش در افسردگی ( 001/20 P) و کارائی در مهارتهای مقابله ای ( 001/20P) را بدست آورند .
– در تحقيقی که در دانشگاه الزهراء صورت گرفت مشاورة گروهی با روش عقلانی – عاطفی – رفتاری در تقويت اعتماد به نفس دانشجويان دانشگاه الزهراء بررسی شد. نتايج تحقيق نشان داد مشاورة گروهی با روش مذکور در تقويت اعتماد به نفس مؤثر است و همچنين در کاهش باورهای غير منطقی مؤثر می باشد ، هم چنین بين اعتماد بنفس و باورهای غير منطقی رابطة معکوس وجود دارد .
– در بررسی رابطة بين شيوة حل تعارض و سلامت روانشناختی که در ميان دانشجويان دانشگاه تهران انجام گرفت , 420 نفر از دانشجويان دورة کارشناسی دانشگاه های تهران با جنس و رشته های مختلف به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب و آزمون های شيوة حل مسأله و شيوة مقابله با تعارض رهم بر روی آنها اجرا شد. نتيجة اين تحقيق حاکی است بين شيوة حل مسأله , شيوة مقابله با تعارض و سلامت روانشناختی رابطة معناداری وجود دارد. دانشجويانی که از شيوة حل مسأله استفاده می کنند از ميزان سلامت روانشناختی بالاتری برخوردارند .
– در تحقيقی که توسط دانشکده روان شناسی دانشگاه تهران , دانشگاه علوم پزشکی تهران و دانشگاه علامه طباطبائی انجام يافت تاثير آموزش شيوه های مقابله ای بر کاهش افسردگی , اضطراب , آمادگی ابتلاء به عرضه کرونری قلبی کارمندان مرکز تحقيقات و تکنولوژی هسته ای ايران بررسی گرديد و 63 نفر از کارمندان مرکز به صورت خوشه ای و تصادفی انتخاب و به وسيله آزمون های اضطراب و افسردگی بک واسترس شخصيت گروسارت – ماتيسک ارزيابی شدند. سپس برای تعيين افراد دوگروه آزمايش و کنترل از شيوه تصادفی با فواصل منظم استفاده گرديد . برای گروه آزمايش , آموزش شيوه های مقابله ای انجام شد ميزان افسردگی گروه آموزش ديده ( آزمايش ) نسبت به گروه کنترل به طور معناداری کاهش يافته بود, ولی در مورد اضطراب و ويژگی های آمادگی ابتلاء به بيماری کرونر قلب تفاوت معنی دار مشاهده نشد.
– در تحقيقی در دانشگاه شيراز اثر درمانی آموزش حل مسأله اجتماعی و ظرفيت ابراز وجود بر سطح توانائی مقابله با مشکلات در نوجوانان مبتلا به اختلال رفتار هنجاری بررسی شد . مطابق DSM-IV از نوجوانان مبتلا به اختلال رفتار هنجاری يک گروه 75 نفری به طور تصادفی انتخاب شده و در گروه های آزمايشی آموزش حل مسأله ( 25=n ) و گواه (25=n ) جايگزين شدند . آزمودنيها همزمان در موقعيت پيش آزمون و پس آزمون به سياهة مهارتهای مقابله ای پاسخ دادند. نتايج حاکی است مداخلة مبتنی بر حل مسأله در مقايسه با آموزش ظرفيت ابراز وجود سبب افزايش معنادار توانائی مقابله با مشکلات نوجوانان مبتلا به اختلال رفتار هنجاری می گردد.
– در تحقيقی که در دانشگاه علامه صورت گرفت تأثير آموزش مهارت حل مسأله به روش مشاورة گروهی بر کاهش اضطراب دانشجويان بررسی گرديد گروه آزمایش ( 25=n ) و گواه (25=n ) نتايج حاکی است که با احتمال 99% می توان گفت آموزش حل مسأله به شيوة گروهی موجب کاهش اضطراب گروه آزمايش در پس آزمون شده است بنابراين می تواند اضطراب را کاهش دهد

پژوهشهای انجام شده در خارج از کشور
– در بررسی پيشينة مطالعات درمانی انجام شده در خارج از کشور, در زمينة تأثيرات پيشگيرانه و درمانی حل مسأله ابتدا جهودا ( 1958) بر ارتباط نظری بين حل مسأله بين فردی و سازگاری عاطفی و اجتماعی تأکيد کرد , او متذکر شد اشخاصی می توانند مسأله ای را بشناسند, که ان را بپذيرند, بر راه حل های آن تأمل کنند, و بر اساس آن به عمل بپردازند، در نتیجه کمتر احتمال دارد از ناکامی ناشی از نيازهای حل نشده و تعارضات بين فردی رنج بکشد. معهذا علی رغم استدلال قانع کننده جهودا, تحقيقات تجربی تا اين اواخر اغلب به طور انحصاری کاربرد حل مسأله را به تکاليف غير اجتماعی نظير معماها, مازها و جملات درهم ريخته اختصاص می داد.
– پارکروايندلر183(1990) در مطالعات خود سه نوع راهبرد مقابله ای حل مسأله , جستجوی حمايت اجتماعی و اجتناب رامطرح ساختند, به نظر ايشان , راهبردهای مقابله ای نقش مهمی را در سلامت روانی و جسمانی فرد در طول موقعيت های استرس زای زندگی اش ايفاء می کند .
– لونر و کلوم 184 (1990) در مطالعه ای روش درمان حمايتی را باآموزش حل مسأله در درمان افسردگی مقايسه کردند, به اين نتيجه رسيدند که درمان به شيوة حل مسأله نسبت به درمان حمايتی برای کاهش افسردگی و نااميدی تأثيرات بيشتری داشته است , بنابراين با آموزش مهارت حل مسأله می توان به افراد کمک کرد تا در برخود با شرايط استرس زا و مشکلات به طور سازگارانه تری عمل نمايند. تحقيق اليوت , هر يک وپتی ( 1992) نيز نشان می دهد که دانش آموزانی که مهارتهای حل مسأله را به طور مؤثرتری به کار می گيرند افسردگی کمتری را از خود نشان می دهند .
– هاروی 185 و همکاران در تحقيق خود به اين نتيجه رسيدند که نوجوانان از رهگذر آموزش مهارت حل مسأله اجتماعی می توانند تعارض هائی که با والدين , اوليای مدرسه و همسالان دارند , حل نمايند. اين اثر درمانی به خوبی می تواند , نقش علی توانش اجتماعی , يعنی , تعامل های اجتماعی مبتنی بر حل مسأله و ظرفيت ابراز وجود را در رفتارهای مهار نايافته و برونريزی شده که همواره با قوانين و هنجارهای اجتماعی در تعارض هستند, برجسته سازد .
– شور و اسپيواک ( 1982) در مطالعه ای بر روی کودکان سياهپوست طبقات کم درآمد, در
يک برنامة آموزشی مهارتهای شناختی حل مسأله اجتماعی را به مدت 2 سال در مورد کودکان 6 تا 3 ساله در دو گروه آزمايشی و کنترل اجرا نمودند. در اين مطالعه به گروه آزمايشی سه نوع مهارت يعنی , يافتن راه حل های مختلف , پيش بينی نتايج , اعمال و درک روابط علی آموزش داده شد و معلمان آنها تشويق شدند که در رويارويی بچه ها با مشکلات واقعی در خارج از محيط کلاس از مهارتهايی که در حل مسأله دارند, استفاده کنند . کودکان در آغاز و پايان هر سال از لحاظ مهارتهای شناختی حل مسأله آزمايش شدند, در نهايت کودکانی که آموزش ديده بودند در مقايسه با آنهايی که آموزش نديده بودند به طور معنی داری در هر يک سه زمينه مهارت بيشتری داشتند .
– بورج و همکاران ( 1981) در مطالعات خود يک مداخله از نوع حل مسأله اجتماعی 13 جلسه ای را با پسران 12 تا 9 ساله پرخاشگر در مدرسة ابتدايی به کار بردند و علی رغم محدوديت پيشرفت مهارتهای حل مسأله اجتماعی , پسرانی که حل مسأله اجتماعی را به عنوان آموزش برای مقابله با پرخاشگری به کار برند ,رفتارهای پرخاشگرانه آنها بر اساس ارزيابی مشاهده کنندگان کاهش يافت و در خانه نيز پرخاشگری کمتری نشان دادند .
– هانس (1985) در مطالعه ای به منظور بررسی اثربخشی رويکرد حل مسأله سعی نمود به بيماران اسکيزوفرنی کمک کند تا بتوانند مشکلاتشان را خودشان حل کنند. اساس رويکرد حل مساله در اين تحقيق استفاده از سناريوهايی بود که بيماران اسکيزوفرنی با آنها مشکل خاصی داشتند . برای مثال : صحبت کردن با جنس مخالف , تا موقعيت را تجزيه و تحليل کنند و به يک راه حل عملی برسند. هانس اين رويکرد را در مطالعه اش با هفت تن از بيماران به کار گرفت. روان درمانی به اين صورت بود که از آنها خواست تا پنج مرحله حل مساله را به کار گيرند. بعد از اجرای کامل رويکرد، هانس پی برد که اين رويکرد تاثير مثبتی دارد.
– در مطالعه ای مک ليوی 186 , دالی و مورای 187 (1994) اثربخشی حل مساله در کاهش افکار مربوط به خودکشی را انجام دادند . اين مطالعه بر روی 39 بيمار مسموم صورت گرفت که به قصد خودکشی خودشان را مسموم کرده بودند. يافته های اين پژوهش نشان داد که آموزش مهارت حل مساله بين فردی در کاهش سطوح درماندگی , افزايش خودادراکی , بهبود مهارتهای حل مساله اجتماعی مؤثر است و همچنين توانايی درک بيماران را برای مقابله کردن با مشکلات مستمر زندگی بهبود می بخشد .
– تحقيق ديگری دربارة تأثير مداخلة شناختی – رفتاری حل مسأله در درمان اضطراب و افسردگی انجام شده است . در اين تحقيق تعداد 92 مادر به عنوان نمونه انتخاب شدند و اين مادران همگی دارای بيماری سرطان بودند که مرتب در معرض اضطراب و افسردگی قرار داشتند . ميانگين سنی اين مادران 5/37 سال بوده و به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. بعد از جايگزين نمودن نمونه ها در گروه های آزمايش و کنترل , به مدت 8 هفته به گروه آزمايش مهارت حل مسأله را آموزش دادند و به گروه کنترل هيچ برنامه ای آموزش ندادند. تجزيه و تحليل يافته های اين پژوهش نشان داد که گروه آزمايش به طور چشم گيری از نظر عاطفی و اضطراب و افسردگی تغيير کرده است , بنابراين چنين تغييری نشان دهندة تأثير آموزش مهارت حل مسأله بر کاهش اضطراب و افسردگی است .
– در پژوهشی برای تشريح رابطة بين تعارض زناشويی و افسردگی , شناخت های آنها را مورد بررسی قرار دادند, برای اين منظور مهارتهای حل مسأله 63 زوج دارای اختلاف زناشويی را مورد بررسی قرار دادند. ابتدا پرسشنامه خود

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های آموزش مهارت، عزت نفس، منبع کنترل Next Entries پایان نامه با کلید واژه های نمونه برداری، مسأله اجتماعی، منبع کنترل