پایان نامه با کلمات کلیدی پیامبر (ص)، امام صادق، پیامدهای اجتماعی، قرآن کریم

دانلود پایان نامه ارشد

میان تمام رذایل انسان بر تکبر دوزخیان تاکید دارند؛ از این نکته میتوان دریافت که سرچشمه اصلی گناهان، تکبر و تسلیم نشدن به حق است. در برابر، به قرینه آیه 50 سوره نحل میتوان نشانه نفی استکبار را عمل به اوامر الهی بدون چون و چرا دانست.
اما روایات هم در مذمت تکبر فراوان است و طیف وسیعی از مصادیق را در برمیگیرند. از جمله: روایاتی که به تکبر شیطان اشاره دارند؛ روایاتی که تکبر را از اخلاق کفار میشمارند و سبب وجود نماز را غلبه عرب جاهلی بر کبر میخوانند. روایاتی که به عاقبت متکبران در روز قیامت میپردازند و هم چنین روایاتی در بیان سیره پیامبر و اهل بیت (ع) در تقبیح کبر و مدح تواضع.338
آنچه از فحوای این روایات بر میآید، اهمیت دوری از تکبر در امر ایمان است؛ چنانکه هماهنگ با قرآن کریم- تکبر را منافی ایمان و مانع از تسلیم شدن به حق خواندهاند.
نخستین صفت از صفات رذیله که در داستان انبیاء و آغاز خلقت انسان به چشم میخورد و اتفاقاً به اعتقاد بسیاری از علمای اخلاق، ریشه همه مفاسد و مادر همه رذایل اخلاقی و منشأ تمام بدبختیها و صفات زشت انسانی است، تکبر و استکبار میباشد. در این زمینه داستان شیطان به هنگام آفرینش آدم (ع) و امر به سجود فرشتگان و همچنین ابلیس برای او، داستانی است بسیار تکان دهنده وعبرتانگیز، داستانی که بسیار روشنگر و هشدار دهنده، برای همه افراد و همه جوامع انسانی است.
قابل توجه این که پیامدهای سوء تکبر و استکبار نه تنها در داستان آفرینش آدم دیده میشود که در تمام طول تاریخ انبیاء (علیهم السلام) نیز نقش بسیار مخرب آن آشکار است.
آیاتی که در زیر می آید این موضوع را مورد بررسی قرار می هد.

قرآن کریم میفرماید:﴿وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ﴾339«و (یاد کن) هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده (و خضوع) کنید! همگی سجده کردند، جز ابلیس که سرباز زد و تکبر ورزید (و به خاطر نافرمانی و تکبرش) از کافران شد»
همچنین میفرماید: ﴿قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ﴾340«گفت: از آن (مقام و مرتبهات) فرود آی! تو حق نداری در آن (مقام و مرتبه) تکبر کنی! بیرون رو که تو از افراد پست و کوچکی!»
نیز میفرماید: ﴿وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا﴾341«از زبان حضرت نوح)، و من هر زمان آنها را دعوت کردم که (ایمان بیاورند و) تو آنها را بیامرزی، انگشتان خویش را در گوشهایشان قرار داده و لباسهایشان را برخود پیچیدند و در مخالفت اصرار ورزیدند و به شدت استکبار کردند!»
تکبر در روایات
در منابع حدیثی، روایات زیادی درباره مذمت تکبر، علاج و آثار آن آمده است، که به دلیل فراوانی روایات تنها به تعداد محدودی از آنها اشاره میشود:
در حدیثی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمده است که فرمود:
«از تکبر بپرهیزید که ابلیس به خاطر تکبر از سجده کردن بر آدم خودداری کرد (و برای همیشه مطرود درگاه الهی شد)».342
همین معنا به تعبیر دیگری در خطبههای نهج البلاغه آمده است، به عنوان مثال: امام علی (علیه السلام) در خطبه قاصعه که بخش عظیمی از آن درباره «تکبر ابلیس» و پیامدهای آن میباشد، میفرماید:
«پند و عبرت گیرید از آنچه خداوند با ابلیس رفتار کرد، در آن هنگام که اعمال و عبادات طولانی و تلاش و کوششهای او را که شش هزار سال بندگی خدا کرده بود، … به خاطر ساعتی تکبر ورزیدن بر باد داد، با این حال چه کسی بعد از ابلیس میتواند از کیفر خدا در برابر انجام همان معصیت مصون بماند؟ نه، هرگز، ممکن نیست خداوند، انسانی را به بهشت بفرستد، در برابر کاری که به خاطر آن فرشتهای343 را از بهشت رانده است. حکم خداوند درباره اهل آسمان و زمین یکی است»344
تعبرات کوبنده فوق به خوبی نشان میدهد که تکبر و خودخواهی حتی برای لحظات کوتاه چه پیامدهای خطرناکی را دارد و چگونه میتواند همچون آتش سوزان حاصل یک عمر اعمال صالح را بسوزاند و خاکستر کند و شقاوت ابدی و عذاب جاویدان را نصیب صاحبش سازد.
از امام صادق (علیه السلام) نقل شده:
«اصول و ریشههای کفر و عصیان، سه چیز است، حرص، تکبر و حسد، اما حرص سبب شد که آدم از درخت ممنوع بخورد، تکبر سبب شد که ابلیس از فرمان خدا سرپیچی کند و حسد، سبب شد که یکی از فرزندان آدم، دیگری را به قتل رساند!»345
در روایات آمده است که فرشتگان عذاب از میان تمام اوصاف رذیله انسان که او را به دوزخ می‌برد، روی مسئله «تکبر» تکیه میکنند، اشاره به اینکه سرچشمه اصلی کفر و انحراف و گناه بیش از همه کبر و غرور وعدم تسلیم در برابر حق است. در روایتی از امام صادق و امام باقر (علیهما السلام) نقل شده است: «کسی که به مقدار ذرهای از کبر در قلبش وجود داشته باشد داخل بهشت نمی‌شود!»346
امام صادق (علیه السلام) در مورد معنای تکبر میفرماید:
«تکبر، این است که مردم را تحقیر کنی و حق را خوار بشماری»347
از دیدگاه احادیث، برخی امور موجب از بین رفتن حالت تکبر در انسان میشود؛ به عنوان مثال در این حدیث که از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده است، به یکی از این امور اشاره شده است: «به راستی که خوش دارم مرد با خوشحالی و افتخار چیزی را با دست خودش برای خانوادهاش ببرد و بدین وسیله تکبر را از خود دور میکند».348
از امام حسن مجتبی (علیه السلام) نقل شده در پاسخ کسی که به ایشان عرض کرد: «در وجود شما تکبر است، فرمود: هرگز، تکبر تنها از آن خدا است. اما در وجود من، عزت است. خدای متعال فرموده است: «و عزت از آن خدا و پیامبر او و مومنان است»349و350
درباره بی اثر بودن حکمت و در دلهای متکبران، امام کاظم (علیه السلام) میفرماید: «زراعت در زمین همواره میروید، نه بر سنگ سخت، و چنین است که حکمت، در دلهای متواضع جای می‌گیرد نه در دل متکبر، خداوند متعال، تواضع را وسیله عقل، و تکبر را وسیله جهل قرار داده است»351
تکبر نیز همانند حسادت از دست دادن تعادل در اخلاق است که ثمره آن نیز از خودبیگانگی و دوری از فطرت است.

5-2- پیامدهای اجتماعی
از خودبیگانگی علاوه بر تبعات و پیامدهای فردی می‌تواند پیامدهای اجتماعی نیز داشته باشد که موارد زیر را به عنوان نمونه مورد کنکاش قرار می‌دهیم.

5-2-1- تبعیض نژادی
از دیگر مواردی که مرتبط با مسئله از خودبیگانگی است بحث تبعیض نژادی است که متأسفانه امروزه شاهدیم که در کشورهای استعمارگر بین نژادهای سفید و سیاه تفاوت قائل بوده و برای انسانهای غیر سفیدپوست ارزشی قایل نیستند که نمونه بارز آن برخورد تبعیض آمیزی که توسط دولت آمریکا با سیاه پوستان و سرخ پوستان و دولت اشغالگر فلسطین اشغالی نسبت به کلیه افراد غیریهودی رخ میدهد.
تبعیض نژادی در گذشته نیز وجود داشته است که مختصراً به آن اشاره می شود.
در دوران جاهلیت عرب، مسالهی تبعیض نژادی به طرز بسیار فجیعی بیداد میکرد. افرادی که غیر عرب و سیاه چرده بودند از هیچ امتیازی برخوردار نبودند، این گونه افراد تنها به عنوان برده جهت رفاه حال و منافع اشراف عرب به کار گرفته میشدند.
پیامبر (ص) در چنین عصر و در میان چنین انسانهایی زندگی میکرد. با شروع رسالت نبوی، ایشان مامور شدند تا مهر باطلی بر تمام آداب و رسوم و خرافات عصر جاهلی بزنند؛ لذا در راستای اصلاحات اجتماعی، نژادگرایی را طرد کرد و آزادی و شرافت را برای آنها به ارمغان آورد.
مساوات و عدم تبعیض نژادی از دیدگاه قرآن
با ظهور اسلام، تمام آمال و آرزوها و منافع اشراف با چالش مواجه شد؛ یکی از این منافع، تبعیضنژادی و به بند کشیدن افراد سیاه پوست بود. لذا قرآن با تفاخرها و امتیازات نژادی به شدت مقابله کرده است.
﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ﴾352
ای مردم! ما شما را به صورت زن و مرد آفریدیم، و شما را گروه گروه گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید. بدون شک بهترین و گرامیترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه مینویسد: «اگر شمول آیه را بپذیریم، قرآن همهی اختلافات طبقاتی را که موجب تفاخر میشود نفی کرده است و هیچ انسانی بر دیگری برتری ندارد مگر به تقوا».353
در شأن نزول آیه مطالبی آمده است که بیانگر همین امر است:
نقل شده است که یکی از موالی قبیله بنی بیاضه دختری از آنان را خواستار شده بود. پیامبر (ص) به بستگان دختر فرمود که با این امر موافقت کنند. آنان در پاسخ گفتند: ای رسول خدا! آیا دختران خود را به موالی (بردگان) خود دهیم؟ لذا این آیه نازل شد و این گونه تفاخرات طبقاتی را نفی نمود.354
از قول ابن عباس نقل شده است که پس از فتح مکه، پیامبر (ص) به بلال حبشی دستور داد که بالای کعبه برود و اذان بگوید و او اذان گفت. عتاب بن اسید ابی عیص گفت: خدا را سپاس که پدرم فوت کرده و نیست تا این روز را ببیند. سپس حارث بن هشام گفت: محمد جز این کلاغ سیاه موذن دیگری را نیافت؟ ابوسفیان گفت: من چیزی نمیگویم. چون میترسم پروردگار آسمان او را با خبرسازد پس جبرئیل برپیامبر (ص) نازل شدو از تفاخربه نسب و کوچک شمردن فقیران منع کرد و اساس و ملاک برتری را تقوا اعلام فرمود.
باتوجه به این آیه خاستگاه و ریشهی تمام انسانها از لحاظ خلقت یکی است که همان خداوند متعال است و همین امر منشأ اصلی مساوات اسلامی است.
عدم تبعیض نژادی در سیره رسول خدا (ص)
پیامبر (ص) در طول رسالت 23 ساله خود، در فرصتها و موقعیتهای مختلف، اعراب را از بالیدن به تفاخرات نسبی و قبیلگی برحذر میداشت و میفرمود: «نسبهای خود را نزد من نیاورید بکه عملهای خود را آورید.»355
ایشان پس از فتح مکه و در حساسترین لحظه خطبهای ایراد کرده و مساوات اسلامی را بر همگان اعلام نمود:
(یا ایها الناس! الا ان ربکم واحد و ان اباکم واحد، الا لا فضل لعربی علی عجمی، و لالعجمی علی عربی، و لا لاسود علی احمر، و لا لاحمر علی اسود الا بالتقوی، الا هل بلغت؟ قالوا: نعم، قال: لیبلغ الشاهد الغائب.)356
مردم! آگاه باشید که پروردگارتان یکی است و پدرتان نیز یکی است، بنابراین بدانید که نه عرب بر عجم و نه بالعکس، و نه سیاه بر سفید و نه بالعکس هیچ برتری ندارد مگر به تقوا. آیا این حقیقت را ابلاغ کردم؟ گفتند:آری. فرمود: حاضران به غائبان ابلاغ کنند.
همچنین ایشان در خطبهای که در حجه الوداع خواندند بار دیگر این حقیقت را گوشزد کردند:
(ایها الناس! ان ربکم واحد و ان اباکم واحد. کلکم لآدم و آدم من تراب، ان اکرمکم عندالله اتقاکم، و لیس لعربی علی عجمی فضل الا بالتقوی…)357
«… تمام شما از آدمید و آدم از خاک و در حقیقت گرامیترین شما با تقواترین شماست…»
در جای دیگر به نقل از مالک اشعری فرمودند:
(ان الله لا ینظر الی احسابکم و لا الی انسابکم و لا الی اجسامکم و لا الی اموالکم و لکن ینظر الی قلوبکم، فمن کان له قلب صالح تحنن الله علیه، و انما انتم بنو آدم و احبکم الیه اتقاکم…)
بیگمان خداوند به نژادها، خانوادهها، بدنها و داراییهای شما نظر ندارد، بلکه به قلبهای شما مینگرد و آن کسی را که قلب صالحی دارد مورد مهر و رحمت خود قرارا میدهد و شما همگی فرزندان آدمید و محبوبترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.358
یکی از نمونههای بارز مساوات اجتماعی در سیرهی پیامبر (ص) ازدواج جویبر و ذلفا است. جویبر از اهالی یمامه بود. وی که در زمرهی مسلمانان خالص درآمده بود، مردی کوتاه قامت، زشترو و تنگدست بود؛ اما باطنی زیبا و روحی لطیف داشت. روزی پیامبر (ص) به او گفت: «چه خوب است که ازدواج کنی تا پاکدامنی خود را حفظ کنی.» جویبر گفت:

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی از خود بیگانگی، جهان اسلام، ناصرالدین شاه، شورهای اسلامی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی پیامبر (ص)، از خود بیگانگی، قرآن کریم، روانشناسی