پایان نامه با کلمات کلیدی پیامبر (ص)، از خود بیگانگی، قرآن کریم، روانشناسی

دانلود پایان نامه ارشد

ای رسول خدا چگونه؟ درحالی که من نه حسبی، نه مالی و نه جمالی دارم. چه کسی رغبت میکند با من ازدواج کند؟ پیامبر (ص) فرمود: «ای جویبر! خداوند به وسیلهی اسلام بسیاری از کسانی را که در جاهلیت محترم و شریف بودند پایین آورد و بسیاری از آنان که خوار بودند را بالا آورد … بیگمان محبوبترین مردم نزد خدا در روز قیامت فرمانبردارترین آنان نسبت به خدا و با تقواترینشان است.»
سپس به او پیشنهاد داد تا با «ذلفا» دختر زیاد بین لبید (از بزرگان انصار) ازدواج نماید. وقتی که زیاد با این ازدواج به دلیل هم شأن نبودن جویبر با آنها، مخالفت کرد، پیامبر (ص) به زیاد فرمود:
«ای زیاد! جویبر مومن است و مرد مومن شایسته و همتای زن مومن است. پس با این ازدواج موافقت کن و مخالفت نکن.»359
روزی غلام سیااهی با «عبدالرحمن بن عوف» که از بزرگان عرب به شمار میرفت، نزاعشان گرفت. عبدالرحمن خشمگین شد و به غلام گفت: ای سیاهزاده! هنگامی که این سخن به گوش پیامبر (ص) رسید، برآشفت و فرمود: «هیچ سفید زادهای بر سیاهزاده جز به حق (تقوا) برتری ندارد.360
پیامبر (ص) همواره با افراد پاک و با ایمان مانند سلمان، ابوذر و بلال و … همنشین بود و برای وی تفاوتی نمیکرد که این افراد پاک از اشراف باشند یا از فقرا. برای وی، تنها تقوا و ا یمان ملاک بود.
روزی گروهی از سران قریش نزد رسول الله آمده و گفتند: ای محمد! آیا به مصاحبت با این افراد خشنود گشتهای و توقع داری ما از آنها پیروی کنیم و در کنار آنها بنشینیم؟ اگر آنها را از خود دورسازی، شاید نزد تو بیاییم و از تو پیروی کنیم و به عنواندوستانت در اطرافت باشیم. در این هنگام آیه 52 سوره مبارکه انعام نازل شد و خداوند به رسولش فرمود: ﴿وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ‏ يَدْعُونَ‏ رَبَّهُمْ‏ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ- يُرِيدُونَ وَجْهَه﴾‏361
و کسانی که صبح و شام پروردگارشان را میخوانند و جز ذات پاک او نظری ندارند، ازخود دور مکن.
روایان میگویند: زنی سیاه پوست، فقیر و تنگدست در مسجد به سر میبرد. پیامبر (ص) مدتی او را ندید و جویای حالش شد. به آن حضرت گفتند: او از دنیا رفته است. پیامبر (ص) آزرده خاطر گشته و به یاران خویش فرمودند: «چرا به من خبر ندادید.»؟ آنگاه از یاران خود خواست که وی را به مزار او راهنمایی کنند.362
همچنین درباره بلال حبشی هنگامی که حرف «شین» را «سین» تلفظ میکرد وبرخی از منافقان این را دستاویزی برای مسخره کردن او قرار داده بودند فرمود: «سین بلال نزد خدای متعال شین است. به راستی که سین بلال بهتر از شین شماست.»363
پس با توجه به موارد ذکر شده و نیز شواهد فراوان دیگری که این جا مجال پرداختن به آنها نیست، به این حقیقت خواهیم رسید که میزان ارزش انسانها قوم، قبیله، نژاد، ثروت و امثال نیست بلکه بازگشت همه ارزشها به ایمان و تقوای الهی است، آن چنان که خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: ﴿إِنَّ
أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ﴾364«به درستی که گرامی ترین شما نزد پروردگار، باتقواترین شماست.»

5-2-2- استعمار
یکی دیگر از پیامدهای اجتماعی از خود بیگانگی بحث استعمار می باشد. استعمار واژهای است عربی به معنای آبادی خاستن است ولی در عمل استعمارگران بدنبال به تاراج بردن ثروت ملی کشورهای تحت سلطه میباشند هدف آنها بهره کشی از ملتهای ضعیف و در حال توسعه میباشد.365
آنها برای تحکیم سیطره خویش مانع پیشرفت علمی و اقتصادی کشورهای تحت سلطه میگردند.
کشورهای بزرگ صاحب مستعمره یا «متروپل» با نیروی عظیم مالی و صنعتی خود سودکلانی از راه غارت و بهرهکشی از مستعمرات بدست میآورند.
از آنجا که نیروی کار ارزان و منابع طبیعی سرشار و معادن غنی مادی و مواد خام ارزان در کشورهای عقب افتاده وجود دارد استعمارگران با بهرهگیری از اینها به سودهای افسانهای و بی زحمت دست مییابند.
یکی دیگر از نتایج شوم و تلخ استعمارگری عقب ماندگی فرهنگی و اقتصادی کشورهای تحت سلطه میباشد و انحصارت آنها مانع تکامل صنایع وکارخانهها میگردد و آنها را صرفاً وابسته بار میآورند.
نمونه عینی آنرا میتوان در برخورد غرب با مسئله هسته ایران دنبال کرد که با وجود تصریح مسئولین مبنی بر صلح آمیز بودن تحقیقات هستهای چندین سال است که ایران اسلامی را دچار چالش کرده و به طرق مختلف مانع از پیشرفت سریع ایران در زمینه انرژیهای پاک میشوند.
این نوع برخورد ناشی از همان مسئله از خودبیگانگی است. زیرا کشورهائی که از اصول اولیه انسانیت فاصله گرفته و صرفاً بدنبال اصالت سود و اصالت لذت میباشد، در آشکار و نهان با تهدید و تطمیع دیگر ملتها را زیر سلطه در آورده تا بتوانند با تضعیف و عقب نگاه داشتن آنها موجبات سلطه هرچه بیشتر بر آنان را فراهم کنند همانگونه که به تعبیر قرآن کریم، فرعون برای تسلط بر مردم آنها را خوار و ذلیل میکرد چنانچه میفرماید:﴿فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ﴾366
این عقب نگاه داشتن و خوار و ذلیل کردن ملتهای تحت ستم عامل اساسی است برای تسلط کشورهای بیگانه و قدرتمند غربی بر ثروتهای مادی و معنوی جهان سوم.
این گونه برخوردها چیزی نیست جز نتیجه از خود بیگانگی جوامع غربی و سلطه طلب برای کسب منافع نامشروع خود.

5-3-3- بحران‌های مادی و معنوی
انسان معاصر علیرغم پیشرفتهای محیرالعقول در زمینههای مختلف و دگرگون ساختن شکل ظاهری زندگی و حرکت به سمت رفاه و آسایش دچار مشکلات زیاد و بحرانهای عمیقی گشته است.
با نگاهی اجمالی به بحرانهای فراروی بشر از قبیل بحرانهای معرفتی، روانی، اخلاقی و فناوری در مییابیم که همه آنها تا حد بسیار زیادی نتیجه عدم شناخت صحیح از انسان وبه تعبیر دقیق ترنتیجه‌ی از خود بیگانگی انسان می‌باشد. در اینجا به اختصار برخی از آنها را مورد بررسی قرار می‌دهیم.
5-3-3-1-بحران معرفتی
ابزار شناخت انسان، پل ارتباطی وی با جهان خارج میباشد برخی از اندیشمندان ابزار شناخت را تنها حس و تجربه میدانند و آنچه را که در کمند علم و تجربه در نمیآید انکار کرده، و عالم را صرفاً مادی میپندارند.
لازمه این نوع تفکر محدود کردن عالم به امور مادی و انکار کردن بخش عمده و اصلی عالم خلقت یعنی عالم ماوراء است.
ثمره این نوع نگاه، مادیگری و دوری از حقیقت عالم میباشد.
گروهی دیگر مانند عقل گرایان بیشتر به ابزار عقل تکیه کرده و برخی عارفان بیشتر به ابزار شهود عرفانی توجه نمودهاند و از دو ابزار دیگر غفلت ورزیدهاند.367
امروزه علی رغم رشد رو به تزاید دادههای اطلاعاتی، انسان معاصر از نظر معرفتی دچار یک نوع تحیر و سرگردانی شده است که ریشههای اولیه آنرا میتوان به تأملات کانت درباره محدودیتهای شناخت بشری دانست.
فلسفه و معرفتشناسی کانت به بروز شکاف عمیق و دهشت زایی میان عالم واقع و عالم شناخت و آگاهی انسان انجامید.
طبق نظر کانت آدمی بیواسطه و مستقیم به جهان واقع (واقعیت تجربی) دسترسی ندارد وما هرآنچه از جهان ادراک میکنیم لاجرم در قالب مفاهیم و مقولات پیشین ذهن ما درک میشود به عبارت دیگر، همواره جهان را از پشت عینک ذهن میبینیم.368
بنابراین انسان هیچ شناخت دقیقی از اشیاء خارجی نمیتواند داشته باشد. کانت به زعم خودش انقلاب کپرنیکی کرد و جای عالم واقع و ذهن راعوض نمود. در گذشته ذهنانسان متاثر از عالمواقع‌ بود و مبتنی برآن شکل میگرفت اما از دیدگاه وی عالم واقع متأثر از ذهن انسان می باشد.
به همین دلیل است که دانشهایی همانند هنرمنوتیک (دانش تفسیر متون) هیچ گاه نمی‌توانند فهم کامل و دقیقی را از یک سخن یا نوشته را به دیگران عرضه کنند چون هر مفسری با توجه به یافتهها و پیشین فرضهای متفاوت با دیگران در یک پارادایم و فضای ذهنی خاصی به سر میبرد و برهمان اساس هم دست به تفسیر و تاویل میزند.
نتیجه آنکه هیچ تفسیری از متون قابل اعتماد تام نبوده و همواره امکان تفسیری متفاوت با آن وجود خواهد داشت.
ثمره چنین برداشتی جز تحیر و سرگردانی و بحران معرفتی چیزی درپی نخواهد داشت.
درنظریه معرفتشناسی سنتی گزارهها به دو نوع بدیهی و نظری تقسیم میشدند که گزاره‌های نظری را به گزارههای بدیهی ارجاع میدادند و از آنجا پایه علم و معرفت شکل میگرفت.از دیدگاه سنتی بدیهیات ذاتاً مفید بودند اما امروزه بشر سرگردان در نظام معرفتی خود هیچ گزاره مبنایی و بدیهی که معتبر باشد را ندارد بلکه اعتبار گزارهها در گرو هماهنگی آن با سایر باورهاست.
اینگونه مسائل ثمرهای جز سرگشتگی و تحیر را برای بشر به ارمغان نیاورده است در واقع انسان معاصر دچار «بحران اطمینان»369 شده است و عقلگرایی و تجربهگرایی توفیق زیادی برای راهنمایی انسان به سوی معرفتهای قابل اعتماد کسب نکردند ولی در عوض، باعث شدند تا دست بشر از معارف وحیانی و حقیقی کوتاه گشته و از حقیقت خود غافل شده و دچار نوعی از خود بیگانگی گردد.
5-3-3-2-بحران روحی روانی
بشر امروزی در مباحث روانشناسی پیشرفتهای شگرفی داشته است اما علی رغم پیشرفت و رفاه ظاهری انسانها. برخی از آنها دچار بیماریهای روحی و روانی ناشی از فشارها و اضطرابها میباشند.
برخی از افراد از افسردگی، بیمعنا بودن زندگی، پوچی و بیهدفی به شدت در رنج و عذاب به سر میبرند تا آنجا که به خودکشی روی میآورند و اخیراً در برخی از کشورها مثل ژاپن خودکشی دسته جمعی باب شده است پزشکان برای درمان این بیماران انواع داروهای شیمیایی را پیشنهاد می‌دهند اما همانگونه که واضح است این داروها با ساختار طبیعی بدن سازگاری مناسبی نداشته و باعث بروز بیماریهای متعدد دیگری میشوند و حتی اگر موثر واقع شوند بیماریهای دیگر را به ارمغان می‌آورند درحالیکه با مطالعه بر روی انسانهایی که دور از غوغای صنعتی شهرها و در دامان طبیعتزندگی میکنند، در مییابیم که آنها از آرامش وصفناپذیری برخوردار هستند از طرف دیگر علیرغم نزدیک شدن رابطهها در جوامع صنعتی و کثرت وسایل ارتباط جمعی، باز برخی از انسانهای معاصر دچار افسردگی، احساس تنهایی و پوچی شدهاند و خود را در این دنیا کاملاً غریب و تنها حس می‌کنند اینگونه بحرانها که تهدیدی جدی برای بشریت محسوب میشود چیزی نست جز ثمره دوری انسان از واقعیت اصیل خود و عدم شناخت بعد حقیقی خود و گرفتار شدن در دام از خودبیگانگی.
علوم بشری خصوصاً روانشناسی تصویری دقیق و عمیق از واقعیات وجودی انسان را نشان نمی‌دهند و آنچه بیان میشود چیزی غیر از حقیقت انسانیت میباشد. زیرا آن حقیقت پنهان است و از دسترس تجربه دور است.
تمامی این مشکلات ناشی از آن است که آدمی هویت خود را نشناخته و نقطه اتکاء یعنی خداوند را از دست داده است و حتی با خدا قهر کرده است به تصور اینکه اعتقاد به خدا با آزادیاش ناسازگار است.370
درحالیکه اگر بازگشت به خویشتن داشته باشد و با پروردگار عالمیان قطع رابطه نکند از غربت و تنهایی بدر آمده و به آرامش میرسد. آنگونه که قرآن میفرماید: ﴿أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾371«آگاه باشید که با یاد خدا دلها آرامش میگیرد.»
5-3-3-3-بحران اخلاقی
فلسفه خلقت انبیاء سوق دادن بشریت به اخلاق و ارزشهای والای انسانی است آنگونه که پیامبر گرامی اسلام فرمود: (انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق)372 من برانگیخته شدهام تا مکارم اخلاق را به اوج خود برسانم. اما بشر امروزه بواسطه فرو رفتن در منجلاب مادیگرائی و دوری از معنویت و بیگانه شدن با ساحت فطری خود دچار بحرانهای عمیقی از قبیل، شهوترانی، همجنسبازی، میگساری و تعدی به حقوق دیگران به بهانه حقوق بشر و دمکراسی، استعمار و استثمار ملتهای محروم، بردهداری نوین و … گردیده است.373
با توجه به پیوند انسان با اخلاق، تعریف انسان به «حیوان اخلاقی» چندان بیراهه نیست. در طول تاریخ همواره انسانهایی بودهاند که با تصفیه باطن و یافتن حقیقت بدنبال اصلاح جامعه و انسانها و عرضه آموزههای اخلاقی انسانی روی آوردهاند.
اما در دوران جدید، به ویژه از آغاز قرن بیستم، تاملورزی فلسفی پارهای

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی پیامبر (ص)، امام صادق، پیامدهای اجتماعی، قرآن کریم Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی فناوری نوین، فلسفه اخلاق، نهاد اجتماعی، بنیان خانواده