پایان نامه با کلمات کلیدی پيش، يوسف(علیه، اينكه، عيسي(علیه

دانلود پایان نامه ارشد

برايمان فرستاد اما اينكه در عالم خارج نيز به صورت مادي، از آسمان خوردنياي فرود آيد كه مورد استفاده انساهاي زميني باشد امري بس حيرتآور است و كمتر كسي حتي بدين امر ميانديشد يا انتظارش را ميكشد اما اولياي الهي ميتوانند بدين كار دست زنند.
12-1. فرو فرستادن خوردنی‌ها از آسمان براي يك قوم
بنياسرائيل، گروهي لجوج بودند و هر آن بهانهاي ميتراشيدند و درخواست نشانهاي داشتند. به دنبال
اين خواست‌ها، از آسمان «أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى‏» گرانگبين و بلدرچين بهگونهي غريبي بر ايشان فروفرستاده شد. چيزي كه در قرآن كريم سه بار بدان اشارت رفته است.270 اين شگفت را خداوند در تأييد حضرت موساي كليم(علیه السلام) فرو فرستاد.
12-2. مائده‌ي خدا آسماني به دعاي عيسي(علیه السلام)‌ براي مردم
«اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماء: چون حواريان گفتند: اى عيسى(علیه السلام) فرزند مريم، آيا پروردگارت مى‏تواند، سفره‏اى از آسمان بر ما فرو بفرستد؟ گفت: اگر مؤمنيد از خداوند پروا بداريد.»271 نكتهاي كه افزون بر امر ذكر كار خارق عادت در اين كريمه است اين است كه در برابر خواست ياران حضرت عيسي(علیه السلام) از وي در مورد امر خارق عادت، واكنش پيامبر خدا به آنها نشانگر نداشتن ارزش الهي و معرفتي و سلوكي براي بيننده اينگونه امور دارد و آن اينكه: با تاكيد آنان را مورد خطاب و عتاب قرار می‌دهد و می‌گوید: «اگر مؤمنيد از خداوند پروا بداريد.»272
گفتى اى اصحاب آفت از خدا
هين روان گرديد بى‏رنج و عنا

حاجت اين جملگانتان شد روا
سوى غفارى و اكرام خدا273

نكته ديگر اينكه در برابر ايمان نياوردن آنها پس از آن امر شگفت، دچار عذاب بزرگي خواهند شد چرا كه مرا وادار به كاري می‌کنید كه نيازي به آن نيست.274
مايده از آسمان در مى‏رسيد
باز گستاخان ادب بگذاشتند
لابه كرده عيسى ايشان را كه اين
بد گمانى كردن و حرص آورى
ز ان گدا رويان ناديده ز آز

بى‏شرى و بيع و بى‏گفت و شنيد
چون گدايان زله‏ها برداشتند
دايم است و كم نگردد از زمين
كفر باشد پيش خوان مهترى
آن در رحمت بر ايشان شد فراز275

12-3. سفره‌ي آسماني براي حضرت مريم(علیها السلام)
پس از چشم گشودن عيسي(علیه السلام) به دنيا، به شكل غريبي خوراك او آماده شد از فرودست مادر، جويبار آبي گوارا جوشش نمود و از تكان نخل خرماي تازهچين فرو ريخت: « وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا: و تنه [درخت‏] خرما را به سوى خويش بتكان تا بر تو رطب تازه چين فرو ريزد»276 تا مأدبهاي به شگفت براي اين بانوي قديس دست دهد. آنچه مايهي اين سازوکار در ولادت و خوراك مادر و نوزاد می‌شود جز «قداست روح» 277 يك وليّ خدا و نيز پاك دامني او278 نخواهد بود.
ميشود مُبْدَل به سوز مريمي
همچو مريم درد بودش دانه ني
يا به فرِّ دستِ مريم بوي مشك

شاخ لب خشكي به نخلي خرمي279
سبز كرد آن نخل را صاحب فني280
يابد و ترّي و ميوه شاخ خشك281

رزق آسماني و غيبي مريم(علیها السلام) به يك بار نبود بلكه «…هر گاه زكريا در محراب بر او وارد مى‏شد به نزد او رزقى مى‏يافت. مى‏گفت: اى مريم، اين روزى برايت از كجا آمده است؟ [مريم‏] مى‏گفت: آن از نزد خداست….»282
13. سخن گفتن كودك
فرآيند رشد جسمي و تواناييهاي غريزي كودك بهگونهاي است كه كمتر از نزديك به يك سال به سخن نميآيد اما قرآن كريم نمونههايي را به ما نشان ميدهد كه موجب حيرت آدمي ميكردد.
13-1. سخن گفتن حضرت عيسي(علیه السلام) در كودكي
در برابر سخنان نارواي منكران به حضرت مريم(علیها السلام)، عيساي نوزاد(علیه السلام) لب به سخن می‌گشاید و «يُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ: با مردم در گهواره [به اعجاز] سخن مى‏گويد. و از كتاب و پيامبري و نيز از پاكي مادر و حتي از مرگ و برانگيخته شدن در روز واپسين آگهي می‌دهد.»283
نطق عيسي از فر مريم بود
آن نياز مريمي بودست و درد
يا مسيحي كه به تعليم ودود

نطق آدم پرتو آن دم بود284
كه چنان طفلي سخن آغاز كرد285
در ولادت ناطق آمد در وجود286

13-2. شهادت نوزادي در دفاع از يوسف(علیه السلام)
به سخن آمدن نوزادي، يوسف را از دروغ مكارانهي آن بانو رهايي داد و گواه بر پاک‌دامنی
پيامبر خدا شد. آنگاه كه آن كودك لب وا كرد: «شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ أَهْلِها: گواهى از خانواده [آن‏] زن
گواهى داد» به اينكه: «اگر پيراهنش از پيش دريده باشد، [آن زن‏] راست گفته است و او (يوسف) از دروغگويان است و اگر پيراهنش از پشت دريده باشد، [آن زن‏] دروغ گفته و او (يوسف) از راستگويان است.»287
اگر به فراگير بودن خارق عادت بنگريم سحر را نيز در برميگيرد اما دو امر سبب ميشود تا آن را از اين معركه خارج كنيم يكي الهي نبودن اين كار و ديگري قابل يادگيري بودن آن. بر اين اساس، جادوهايي كه در قرآن كريم از جادوگران -كه آدمياني معمولي بودند- از آن ياد شده را از گردونهي امور خارق عادت به در ميكنيم.
14. تولد فرزند از بانويي، بي‌واسطه‌ي مرد
«إِنَّ مَثَلَ عيسى‏ عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ‏: به راستى شأن عيسى در نزد خداوند مانند شأن آدم است. [كه خداوند] او را از خاك آفريد، آن گاه به او فرمود: موجود شو و [بى درنگ‏] موجود شد.»288 البته تفاوتي در اينجا وجود دارد و آن اينكه آدم ابوالبشر(علیه السلام) از رحم مادري پا به دنيا ننهاد تا نياز به واسطهگري يك مرد باشد، از اين رو تولد عيسي(علیه السلام) اعجاب آور مينمايد چرا كه از بطن بانويي متولد شد كه نياز به پدر دارد.
15. تبديل چيزي به چيز ديگر
در ميان شگرفانههاي موساي كليم(علیه السلام) در راستاي تغيير انديشه از كفر به توحيد، شهره‌ترین حيرتانگيز وي اژدها شدن چوبدستي اوست، «فَأَلْقى‏ عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبين: آن گاه چوبدستى‏اش را افكند، كه ناگهان آن اژدهايى آشكار شد‏»289 كاري كه شماري از مخالفان مبارز با وي، در پيش پاي موسي(علیه السلام) افتاده، باور توحيد را پذيرفته و ميخكوب شدن را به جان خريدند. امري شگفت
كه خود پيغمبر خدا هم بيم آن داشت كه مردمان آن را از جادوي ساحران گسست ندهند.290 اما جادوگراني كه به كار خود آشنا بودند، با ساييدن سر به خاك بر فراسحر بودن اين كار و شگرفآفريني وليّ
خدا گواهي دادند، ايمان آورده و در راه آن به شهد شهادت رسيدند.291 شعرا، همان‌ها كه خود
را برای پيروزي بزرگي و كيسهها را جهت هديههاي فراوان و مقام‌های حكومتي آماده كرده
بودند.
چون عصاى موسى اينجا مار شد
مارِ موسى ديد فرعون عنود
معجزه گر اژدها گر مار بُد

عقل را از ساكنان اِخبار شد292
مهلتى مى‏خواست نرمى مى‏نمود293
نخوت و خشم خدايى‏اش چه شد294

16. در خواست عذاب از وليّ خدا و فروفرستادن آن
در پي نافرماني قوم حضرت صالح(علیه السلام) و درخواست عذاب از سوي آنها، عذاب الهي بر آنها فرود آمد.295
گفت صالح چون كه كرديد اين حسد بعد ســه روز از خـدا نقمـت رسـد296
و در اينجا در پي سرپيچيشان نشانهاي ديگر نيز از صالح(علیه السلام) سر زد و آن اينكه به قوم خويش فرمود: «تَمَتَّعُوا في‏ دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ ذلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ»پيش از نزول عذاب الهي، تنها تا «سه روز در سرايتان بهره‏مند گرديد.»297 و پس از آن، بلايي بر شما خواهيم فرستاد و چنين هم شد.298
گفت صالح چونك كرديد اين حسد
شد سيه روز سوم روى همه

بعد سه روز از خدا نقمت رسد299
حكم صالح راست شد بى‏مَلْحَمه300

17. خواب‌های راستين
شايد در مدت عمر هر انساني حتي براي يكبار هم كه شده، رؤياي صادقهاي رخ دهد اما هر خوابي شگفتي به بار نياورده و نخواه آورد. اما خوابهاي حضرت يوسف(علیه السلام) هماره با تأويلهاي عجيب و سرنوشتسازي همراه بوده است از اين رو از آن خوابها، در قرآن كريم به عنوان خوابهاي راستين ياد شده است.
17-1. خواب يوسف(علیه السلام)در كودكي
يعقوب(علیه السلام) راز خواب راستين كودك راست‌گو را براي او می‌گشاید و از رؤياي او، آيندهاش را به مينماياند، اما او را به سر به مُهر بودن آن رازواره توصيه می‌کند تا از بدانديشي برادران به دور بدارد. «إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لي‏ ساجِدين…‏: من يازده ستاره و خورشيد و ماه را به [خواب‏] ديده‏ام. آنها را براى خود سجده‏كنان ديدم… پروردگارت تو را بر مى‏گزيند و از تأويل احاديث (تعبير خواب) به تو مى‏آموزد و نعمتش را بر تو و بر فرزندان يعقوب تمام مى‏كند چنان كه آن را پيش از اين بر دو نيايت، ابراهيم و اسحاق تمام نمود.»301
ديد يوسف آفتاب و اختران
اعتمادش بود بر خواب درست

پيش او سجده كنان چون چاكران
در چَه و زندان جز آن را مى‏نجست‏302

17-2. تعبير خواب يوسف(علیه السلام) براي هم‌زندانی‌هایش در زندان
تعبيري كه آيندهي تلخ و شيرين دو جوان هم‌زندان يك وليّ خدا را برايشان آشكار ساخت. آنگاه كه به آنها فرمود: «أَمَّا أَحَدُكُما فَيَسْقي‏ رَبَّهُ خَمْراً وَ أَمَّا الْآخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْ رَأْسِهِ: يكى از شما به سرور خويش شراب خواهد نوشاند و امّا آن ديگر به دار آويخته خواهد شد.»303
17-3. بازخواني خواب پادشاه از سوي يوسف(علیه السلام) درباره‌ي آينده‌ي مصر
يوسف(علیه السلام) خوابي را تعبير كرد كه سرنوشت تيرهي مصر باستان و سرزمين فرعون‌ها را به تدبيري متمدنانه بدل نمود: «سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يابِسات…: هفت گاو فربهى كه هفت [گاو] لاغر آنها را مى‏خورند و هفت خوشه سبز و [هفت خوشه‏] ديگر خشك‏…»، «گفت: هفت سال پياپى كشت كنيد، آن گاه هر چه بدرويد، آن را با خوشه‏اش بگذاريد، مگر اندكى از آنچه مى‏خوريد»، «آن گاه پس از آن، هفت [سال‏] سخت [و قحطى‏] پيش مى‏آيد [كه مردم‏] آنچه را كه از پيش براى آن [سال‏] ها ذخيره كرده بوديد، مى‏خورند مگر اندكى از آنچه كه [براى كشت دوباره‏] انبار مى‏كنيد»، «آن گاه، پس از آن [هفت سال‏] سالى مى‏آيد كه مردم باران مى‏بينند و در آن [سال افشردنيها] را بفشرند‏»….304
18. جوشيدن شگفت‌انگيز آب از زمين
بهجز چشمههاي سرازير از كوه و طبيعي، راه رسيدن به آب از زمين، كندن مقداري از آن است كه البته در مناطق آب و هوايي و جنس خاك مختلفة عمق حفر چاه متغير است اما اينكه به يكباره بياندك زحمتي چشمهاي پديد آيد و آبي فوران كند امري است بس شگفت و از هر كسي ساخته نيست.
18-1.حيرت‌آوري در رهايي پيامبري شكيبا، حضرت ايوب(علیه السلام)
حضرت ايوب(علیه السلام)، آن پيامبر و وليّ خدا، همين كه دردهاي جسمی‌اش به رنجش انداخته بود به پيشگاه حق برد و اجابت شد و پا به زمين كوبيد چشمهاي نمايان گشت كه هم، آب گرمش مهياي غسل بود و هم آماده سرد نوشيدن، و هم دواي دردهايش. چرا كه ما «[فرمان داديم:] ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَراب‏: پايت را به زمين بزن. [به ناگاه‏] آن [چشمه‏اى شد] مهيّاى غسل، خنك و آشاميدنى.»305
18-2. فواره كردن آب از تنور
نخست امر شگفتي كه در روند ساخت كشتي حضرت نوح(علیه السلام) رخ داد آنگاه بود كه كشتي آماده شد ناگاه از تنور، آب فوران كرد: «وَ فارَ التَّنُّور: و [آب از] تنور فوران كرد»306 و سياق سخن، گواه بر اين است كه اي پيامآور بزرگ من، اين كار شگفتانگيز، نشانه عذاب الهي بر روي‌گردانان از دين خداست. كه از تو و ساليان دراز هدايتگري‌ات طرْفي نبستند، به کژ راهه رفته و راه شماري را نيز بستند.
18-3. جوشش آب از صخره اي خشك با وارد كردن و زدن عصا بر آن
يكي از نشانه هاي شگفت آور موسي(علیه السلام) براي بهانه جويان بني اسرائيلي اين بود كه به عصاي خود به سنگي زد و يك باره از دوازده گوشه آن سنگ چشمه وار آب جوشيد. تا آنان بنوشند و به گفته هاي او باور بياورند: «اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْنا».307
19. انجام كاري زمان‌بر، در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی كريم، پيش، امري، خويش Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی عرفان و تصوف