پایان نامه با کلمات کلیدی ولايت، خداي، تكويني، شيطان

دانلود پایان نامه ارشد

ولايت و سرپرستي، نوعي پرورش است كه بر علم، قدرت و مالكيت تكويني وليّ نسبت به حوزه سرپرستي او متوقف شده است و ديگران فاقد اين صفات كمالي هستند.
6-1-3. آياتي كه ولايت را مختص خدا می‌دانند
و گوياي اين است كه: آيا جز او را سرپرست خود گرفته‌اند. تنها خدا وليّ است.478 وجود
ضمير فصل «هو» و معرفه بودن خبر به «الف» و «لام» در «الولي»، مفيد تأكيد و حصر ولايت
در خداي سبحان است و نيز اينكه او «وليّ حميد» است و فيالمثل، بارش از آسمان به دست
اوست.479
6-1-4. آياتي كه حاكميت و حكم را مختص خدا می‌داند
يا دوست و شريكي براي خداي تعالي قائل نيست و يا كسي را در جايگاه رد حكم او نمی‌داند مفيد اختصاص ولايت به خداست مانند: «حكم جز به دست خداوند نيست.» «آنان جز او هيچ كارسازى ندارند و در حكمش كسى را شريك نمى‏سازد.»، «و خداوند حكم مى‏كند- هيچ رد كننده‏اى براى حكم او نيست-»480
مجموع آيات پيشگفته به خوبي دست ميدهد كه ولايت بالأصاله مختص خداي سبحان است يعني «لا ولي الا هو».481 اما آنچه می‌توان بهگونه پرسش طرح نمود اين است كه در شماري از آيات گونهاي از ولايت براي طاغوت و شيطان مطرح است و نيز اینکه ولايت خداي سبحان بر برخي بندگان بهگونهاي متفاوت با ديگر بندگان بيان شده است.
7. جستاري در ولايت غير خدا
منظور از ولايت غير خدا، آن سرپرستياي است كه ظاهر آيات قرآن كريم براي بندگان و مخلوقات خداوند اثبات ميكند و البته همهي اينها در طول قدرت خداوند و به عنايت اوست و نه ولايت استقلالي.
7-1. گونه‌هاي ولايت ديني در قرآن
مرحوم مجلسيِ اول در نوشتهاي كه آن را «ولايةالاولياء» نام نهاده است 12 گونه از ولايت ديني را براي 12 گروه آدمي گسترانده است كه با اندك تأملی در قرآن عزيز می‌توان ردّي از همهي آنها را نشان داد. آنچه در اين جستار بدان رهنمون شده‌ایم گونهي نهم از اقسام ولايت يعني ولايت تكويني برگزيدگان حق بر موجودات هستي، آن هم به اذن خداوند بلند مرتبه است كه پایه‌ها و مايههاي استوار خود در كتاب وحي را فراميخواند كه علامه مجلسي از آن به «ولايت تكويني اولياي امر دين، بر رام نمودن موجودات»، ياد ميكند كه در فصل پسين، پايههاي قرآني آن، به تفصيل بدان گونه از ولايت برميرسد. اما چكيدهي آن، قرب حق، علم كتاب، علم به اسما و جانشيني آدمي براي خدا است، كه ايشان به آياتي به مانند: «كسى كه علم الكتاب به نزد اوست [بس است‏].»482 «كسى كه به نزدش علمى از كتاب
[الهى‏] داشت، گفت:…»483، و «همه چيز را در كتابى روشنگر بر شمرده‏ايم.»484، «آنگاه كتاب [آسمانى‏] را به آنان به ارث داديم كه از [ميان‏] بندگانمان برگزيديم.»485 و به اينكه «به وسيله شما خداوند می‌گشاید و به سبب شما پايان می‌دهد»486 و «به بركت وجود شما، مخلوقات خداوند روزي داده ميشوند»487 اشارت نموده است.
البته ناگفته نماند كه در اصطلاح فقيهان و عالمان رباني ولايت بر دو بخش است: ولايت خاصه كه محدود به مورد خاصي است كه انسان بر شخص خاصي ولايت دارد. و ولايت عامه كه به مصداق خاصي مرزبندي نشده است، مانند ولايت پيشوايان معصوم(علیهم السلام) و نواب خاص و عام آنها كه بر عموم مردم ولايت دارند. در فقه جواهري 37 مورد را براي ولات خاصه488 و 13 قسم را به عنوان ولايت عامه489 به ثبت رسانده است.
7-2. ولايت رسول خدا و اوصياي ايشان
پرسش اين است كه: اگر برآيند آيات اين باشد كه ولايت جز براي خداي سبحان بر احدي روا نيست آنگاه ولايتي كه در برخي از آيات مانند: «جز اين نيست كه ولىّ شما، خداوند و رسولش و مؤمنانى هستند كه نماز بر پاى مى‏دارند و آنان در اوج فروتنى، زكات مى‏پردازند.»490 بهگونه مستقيم به رسول خدا و اولياي الهي نسبت داده شده به چه معناست و چه توجيهي دارد؟
و پاسخ اين است كه: ولايت رسول خدا و اوصياي ايشان هرگز در عرض ولايت خداي سبحان و مستقل از آن نيست زيرا بر مبناي تعاليم مكرر وحياني هيچ انساني حتي انسان‌های كامل از هيچگونه استقلالي برخوردار نيستند از اين رو معناي دقيق سمت ولايت براي پيامبران و اوليا مانند ساير اسماي حسناي الهي آن است كه آنان مظهر و آيت ولايت الهی‌اند.
7-3. ولايت طاغوت و شيطان بر كافران
پرسش دومي كه از ولايتي با صنفي ديگر، از آيات قرآن رخ می‌نماید چنين است كه: قرآن كريم می‌فرماید: «و كسانى كه كفر ورزيده‏اند، كار سازانشان طاغوت‏اند كه آنان را از نور به سوى تاریکی‌ها به در مى‏برند.»491، «به راستى ما شیطان‌ها را براى كسانى كه ايمان ندارند، كارگزار قرار داده‏ايم.»492 اينكه چه راهي براي برونرفت از معناي ولايت طاغوت و شياطين بر برخي وجود دارد؟
اما كوتاه پاسخ به پرسش يادشده اينكه: نخست ولايت شيطان بر كفار مستقل از ولايت خدا و در عرض آن نيست دوم و بهتر بگوييم بلكه اين ولايت نوعي عذاب و كيفر الهي است كه شيطان همچون سگ دست آموزي بهگونه تكويني مأمور است آن را نسبت به كساني اعمال كند كه از سر عمد ولايت تشريعي ديگران را جايگزين ولايت خداي سبحان کرده‌اند.493
8. ولايت پاداشي
انجامين سخن اين است كه چرا در برخي آيات ولايت خدا بر گروه خاصي از بندگان اختصاص يافته است كه قرآن كريم ميفرمايد: «خداوند كار ساز مؤمنان است.»494، «و خداوند كارساز پرهيزگاران است.»495 و ديگران از آن نوع سرپرستي بيبهره‌اند.
و فرجامين پاسخ اين است كه چنانكه بر خواننده پنهان نيست ولايت بر دو گونه تشريعي و تكويني است و ولايت تشريعي عام و بر همگان يكسان است و در قيام همه از آن بازخواست خواهند شد اما ولايت تكويني يك شعبه عام و فراگير دارد و يك بخش خاص كه نصيب بندگان ويژه خداي سبحان است. ولايت تكويني عام همانند تشريعي عام شامل همه انسان‌هاست اما ولايت تكويني خاص كه می‌توان ولايت ثانوي، پاداشي يا توفيق الهي خواند ويژه كسان خاصي است كه خود را به ولايت تشريعي خداي سبحان گره زده و بدان گردن نهاده‌اند. از اين رو اين روندگان كوي حق، بقيه راه را آسان‌تر و تندتر گذر می‌کنند. قرآن كريم هر جا سخن از ولايت پاداشي می‌کند آن را ويژه بندگان مؤمن و پرهيزگار دانسته است و آشكارا داد سخن سر می‌دهد كه: «خداوند كار ساز مؤمنان است.»496 و «و خداوند كارساز پرهيزگاران است.»497و در جاي خود، گفته شده كه حكم بر وصف، مشعر به عليت است يعني چون
اين كسان با ايمان و با تقوايند از ولايت تكويني خاص خداوند بهره‌مندند همانگونه كه ولايت شيطان
بر كافران كه در قرآن به آن اشارت رفته و چنين ميفرمايد كه: «و كسانى كه كفر ورزيده‏اند،
كار سازانشان طاغوت‏اند.»498 و «به راستى ما شیطان‌ها را براى كسانى كه ايمان ندارند، كارگزار قرار داده‏ايم.»499 به جهت كفر و ظلم آنان و كساني كه كافر شدند اولياي آنها طاغوت است.
نتيجه، اينكه: خداوند سبحان بنابر ولايت خود بر عالم هستي همان‌گونه كه خود كارها را انجام می‌دهد، به آنان كه ولايت تكويني بر عالم را بهگونه نيابتي داده است نيز اين اجازه را داده كه امور عالم را انجام دهند چه به صورت عادي و چه بهگونه فراعادی و خارق عادت. و كسي ياراي مقابله با او نيز ندارد چرا كه در پرتو و تشأن از ولايت الهي است هر چند كه تصرفات وي در عالم هماره به اذن و حكم مولاي اوست. و البته ولايت شيطان از اين دايره بيرون است چرا كه سرپرستي هستي تنها نصيب كساني می‌شود كه با عبوديت به بارگاه ولايت الهي بار یافته و پا نهاده‌اند و لياقت پيدا کرده‌اند و در آينده سخن خواهيم كرد كه در دست يازيدن به ولايت الهي و در پيِ داشتن آثار آن، اندك سرپيچي هم قابل بخشش نيست چه رسد به فخرفروشي در برابر پروردگار عالم كه شيطان رانده شده مرتكب شد. پس شيطان و طاغوت هرگز در دايرهي ولايت الهي و تصرف در عالم هستي نمی‌گنجد، او سگ دستآموزي بيش نيست كه سركرده همسان‌های خويش خواهد بود. بعد از شناخت معناي ولايت و علم به تحقق آن و انواع آن در بيرون، از چگونگي نشستن نهال آن در جان آدمي سخن به ميان خواهد آمد. نگارنده سطور اقرار می‌کند كه گرچه همهي صفحات چند دهتايي پيشيني كه گذشت ضرورتي گريز ناپذير می‌نمود اما آن سياهه پيش‌گفتاري بيش نبود تا به اين گفتار اصلي بار يابد و متن اصلي رساله خود را ترسيم نقشي برگرفته از رسم نقّاش هستي بر لوح تدوين خود می‌داند تا بلكه غبار راه تكوين بنشاند و در اين ميان رهروي جمال حق بيند.
9. توحيدْمحوري قرآن و نگاه‌داشت فاصله ميان مقام الوهيت(خالق) و جايگاه ولايت(مخلوق)
«كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَه‏: هر چيزى نابودشدنى است مگر ذات او».500 در نگاه قرآن، ميان الوهيت و ولايت، فاصلهاي به موازات فاصله وجود و عدم، يعني بينهايت است. پيام همهي اديان الهي توحيد است و بايد كه سخن اصلي عرفان در اسلام حقيقي نيز همين يك واژه باشد. تمامي برگزيدگان خداوند متعال، از فرستادگان و پيامآورانش تا اولياي الهي همه به يكجا، جان در سر توحيد نهاده و می‌نهند تا اين سير به سوي توحيد، فراگير گردد. به ديد بنيادين، ولايت به معناي قرب به حق است. در واژه و عبارتِ نزديك شدن به حق، بايد كه انديشيد و بدين نكتهي باريك دست يازيد كه: وليّ خدا تنها و تنها به حضرت حق نزديك می‌شود «نزديك شد و بسيار نزديك شد»501 نه اينكه با خدا، يكي شود و يا جاي او را بگيرد. او انسانِ به ولايت بار يافته است و نه خداي انسانگشته. هر چه به پروردگار و مالك آسمان‌ها و زمین‌ها و هر آنچه ميان آن دو است تقرب يابد، باز او خالق است و اين مخلوق. و به ديد فلسفي، او واجب است و اين ممكن و سيهرويي زممكن در دو عالم هرگز جدا نخواهد گشت. ولي، خدا هر چه باشد و هر سِمتي بيابد باز انسان با ويژگي امكان است و در جهاني به اين جايگاه شرافت يافته است كه به حق و با حق و با ابزار حق، آن هم به سوي حق روانه شده تا آيينه شود و نمايشگر حضرت حق باشد. و«ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلاَّ بِالْحَق‏: آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آنهاست جز به حق نيافريده‏ايم.»502 در براهين حكمت الهي، فاصله ميان واجب‌الوجود با برترين ممکن‌الوجود تنها يك ويژگي است كه آن هم خالقيت است اما اين فاصله خود به اندازه بينهايت است. آن كه در عروجش، «نزديك شد و بسيار نزديك شد، تا به قدر دو كمان، يا نزديك‏تر.»503 بنشست نيزخود به اين آگاه است كه همان دو قوس يا كمتر، خود بيپايان است و اگر چنان‌چه جز اين بر انديشه بگذرد تاب ايراد فلسفي محدوديت وجود را ندارد وبيگمان وجود همان واجبالوجود است وحضرت پروردگار «جل‌شانه» بايد كه بي‌نهايت باشد و اگر توان اين يافت شود كه فاصلهي ميان بنده و او به اندازه درآيد بايد كه خدا را محدود دانست.
مخْلص سخن اينكه: وليّ خدا هر چه بالا رود، باز انسان مخلوق و نيازمند و ميرا است نه خدا. گرچه آن وليّ، بزرگترين و شريفترينشان باشد، باز بندهاي است كه هماره «يا ربّ يا ربّش» بايد كه به گوش فرشتگان برسد و همچنانكه «خواجهي لولاك»(صلی الله علیه و آله) به اعتراف نشست و «ما عَرَفْناك» سر داد «ما عَبَدْناك» بگويد چه اينكه:
بنده همان به كه زتقصير خويش
ور نه سزاوار خداونديش

عذر به درگاه خداي آورد
كس نتواند كه به جاي آورد504

دراين نوشتار نيز با يادكرد آيات وحي كه همهي رخدادهاي سرزده از اولياي الهي را به اذن و يا امر خدا ميداند بدين نكته سر نهاده است كه هرگز ولي خدا را به گَرد مقام الوهيت نرساند چنانكه از يافته‌هاي وحياني اين جستار است كه نزديك به 30 مورد كارهاي خارق عادت را چه معجزه و كرامت و چه سحر ساحران را به گونهي مستقيم به حكم خداوند شدني دانسته و داد سخن سر داده كه اي آدمي! بگو كه:
ما كه باشيم اى تو ما را جان جان
ما عدمهاييم و هستيهاى ما

تا كه ما باشيم با تو در ميان
تو وجود مطلقى فانى نما505

و اگر وليّاي را ديدي، او را آيينهاي بنگر كه عكس رخ يار در او افتاده و جز اين، هيچ! عرفان‌دوستان بايد مواظب اين نكتهي مهم باشند كه مبادا توحيد، در لابهلاي جايگاه بلند ولايت گم شود و مراتب بنده و رب فراموش گردد و در تقديس اولياي الهي خط قرمز را نگه دارند، انسان هر چه باشد، آدميِ به اوج

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی ولايت، اينكه، وليّ، كه: Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی ناسازگاری، زبان قرآن