پایان نامه با کلمات کلیدی وحدت وجود، علامه مجلسی، واجب الوجود

دانلود پایان نامه ارشد

وهمانطور که می دانیم در اواخر اقامتش در ایران، ترک مناصب کرد وبه بحرین رفت ودر نامه ای که به پسرش شیخ بهایی نوشت: به او گفت: اگر دنیا را می خواهی به هند برو واگر آخرت را می خواهی به بحرین بیا واگر هیچکدام را نمی خواهی در ایران بمان. به همین دلیل در اواخر عهد صفویه که عصر ضدیت با عرفان وتصوف بوده برخی او را تخطئه وبه تصوف مایل می دانستند، چون مشایخ صوفیه را مدح می کرد. البته برخی دیگر به دفاع از او پرداخته وگفته اند ستایش حسین بن عبد الصمد از بزرگان صوفیه به خاطر علاقه به آنها نیست بلکه به دلیل است که صفویان صوفی مسلک را کم کم به شریعت وتقلید سوق دهد وهدف او در این زمینه مثبت بوده است.388
واما در مورد فرزندش شیخ بهایی باید گفت اگر کسی آثار وکتب شیخ بهایی را مطالعه کند در می یابد که شیخ یک عالم عارف وآگاه ویک صوفی صافی است که همیشه عرفای بزرگی را مثل مولوی محی الدین عربی، با یزید بسطامی، سنایی، عطار و…، به بزرگی می ستاید ومقام آنها را در عرفان وحقیقت بالا می داند وقائل است که این عرفا، پیامبر وآنچه که از طرف خدا آورده شده است را تا نهایت وغایت آن قبول دارند ودستور خدا وپیامبر را بزرگ شمرده واطاعتش را واجب می دانند ودلشان به تجلی نور حق روشن است وآنها را اولیاء الله می داند. پس از نوشته های شیخ بر می آید که او به عرفان راستین وتصوف صحیح اعتقاد داشته ومومن به آن بوده است ودر برخی از نوشته هایش آشکارا اعتراف می کند که آنها را قبول دارد.
شیخ معتقد است اینکه برخی به صوفیه تهمت می زنند وبه آن ایراد می گیرند وبا آن دشمن هستند ولعن وتکفیرش می کنند، علتش این است که کلمات عرفا وصوفیه به ویژه در مسئله وحدت وجود از طور عقل خارج وبا آنچه از ظاهر نقل متبادر می شود مخالف است. لذا وقتی به خوبی معانی عبارات فهمیده نشود، به آن اعتراض می شود. شیخ در عین تکریم عرفای بزرگ ومشایخ صوفیه، از صوفی گرایی بدون عقل وفهم واز جمله صوفی نمایان ریاکار وسالوس انتقاد می کند وآنها را فریبکار واولیای شیطان می خواند وآنها را سرزنش می کند. مخصوصا آن دسته صوفیان نادانی را که فکر می کنند صوفی به مقامی می رسد که از عمل به احکام دین ورعایت آداب شریعت بی نیاز می شود، مذمت می کند وهشدار می دهد که از جمله صفات اولیای کامل وعرفا، عبادت است واگر این عقیده صوفیه جاهل درست بود پس باید پیامبر اکرم از عبادت مستغنی می شد در حالیکه ایشان در اثر کثرت عبادت پاهایشان ورم می کرد وهمین طور حضرت علی (ع) که سلسله اهل عرفان به اوم منتهی می شود، بسیار عبادت می کرد وهر شب هزار رکعت نماز می خواند.389
در کتاب “حیاه المحقق الکرکی” آمده است که شیخ بهایی در کتاب کشکولش در مورد مذمت وتکفیر صوفیه صحبت کرده است وبه صراحت به آنها در موارد ومواضع متعددی اعتراض کرده است وشیخ که احیانا چیزهایی را از صوفیه نقل می کند، مربوط به زهد آنان است وزهد آنها را بیان می کند واین بیان زهد آنها منافاتی با معارضه واعتراض به آنها ندارد.390
در کتاب تاریخ عالم آرای عباسی هم در مورد شیخ بهایی وتصوف آمده است که وی مطالبی را ابراز کرده است که حاکی از تمایل شیخ بهایی به سمت تصوف است. ((در ایام سیاحت به صحبت بسیاری از علما واکابر صوفیه وارباب سلوک واهل الله وتجرد گزینان خدا آگاه رسیده از صحبت فیض بخش ایشان بهره مند گردیده، جامع کمالات صوری ومعنوی گشت واکنون در علم باطن وظاهر سر آمد روزگار است)).391
سید حسین کرکی هم که شرح احوال او گذشت وشاگرد شیخ بهایی بوده است، در برخی از اجازاتش به میل شیخ بهایی به تصوف اشاره دارد. البته این مسئله در مورد شیخ بهایی باعث نقد وطعن علما بر او شد، چون در آن دوره صوفیه وتصوف، ارج ومنزلت سابقشان را از دست داده بودند واز منتقدین به او می توان به شیخ عبد الله بحرانی، محمد باقر مجلسی و… اشاره کرد که البته پدر علامه مجلسی یعنی محمد تقی مجلسی، شیخ بهایی را ستوده است وبرخی دیگر از علما در دفاع از شخصیت شیخ، تلاش کرده اند که بین تصوف مثبت ومنفی مرزبندی کنند وشیخ را از اتهامات وارده مبرا کنند. گفته شده است که چون او از مشربی وسیع برخوردار بود وبه فقه اهل سنت هم تسلط داشت، برخی در تشیع او شک داشتند واصلا برخی از علمای اهل سنت مثل علامه مجلسی در “خلاصه الاثر” او را سنی دانسته اند.392
علامه مجلسی هم که یکی از پرقدرت ومتعصب ترین مجتهدان عصر صفویه به شمار می رود وبا صوفیه بسیار مخالف بود، لازم دید از پدر خود ملا محمد تقی مجلسی که در فقه واصول از او کمتر نبود، در مورد اغماضش نسبت به صوفیان بدین گونه عذر خواهی کند: ((مبادا گمان بد کسی به پدرم نماید که او از صوفیه است. بلکه چنین نیست زیرا که من معاشر با پدرم بودم سرا وجهرا واز احوال وعقاید او مطلع می باشم. پدرم صوفیه را بد می دانست لکن در بدو امر چون صوفیه نهایت غلو را داشتند پدرم به سلک ایشان در آمد تا بدین وسیله دفع ورفع وقلع وقمع اصول این شجره خبیثه زقومیه نماید وچون نائره شقاوت ایشان را منتفی ساخت، آن وقت باطن خود را ابراز نمود والا والدم با نهایت ورع وتقوی وزهد عبادت وزهادت وتقاوت ونقاوت است)).393
3: شیخ حر عاملی
شرح احوال شیخ حر عاملی گذشت وگفته شد که او از علمای عرب مهاجر شیعه به ایران در عصر صفویه بوده است. وی در مبارزه با صوفی گری وتصوف با جدیت عمل می کرد وبا آن مخالف بود. از اینرو کتابی را در رد بر صوفیه با عنوان “رساله الاثنی عشریه فی الرد علی الصوفیه” نوشت که در آن با ذکر احادیث وروایات وآیات قرآن، به طعن ومذمت صوفیه پرداخت. شیخ حر در باب دوم از کتابش دلایل ووجوهی را بر ابطال طریقه تصوف می آورد که برخی از آنها عبارتند از:
1: ادله، دال بر بطلان تصوف هستند ودلیل شرعی بر صحت آن وجود ندارد واگر مذهب حقی بود، نصی که دال بر صحت آن باشد می آمد در حالیکه چنین نصی نیامده است؛
2: برخی کارهای آنها بدعت گذاری در دین است وحرمت بدعت گذاری در دین معلوم ومشخص است؛
3: اقتدا به معصومین در همه احکام شرعی ووجوب رجوع به آنها در همه موارد طبق ادله عقلی ونقلی واجب است وطریقت صوفیه با روش وسیره معصومین، مباین ومخالف است پس دنباله وری آنها با اقتدا به سیره معصومین منافات دارد؛394
4: برخی از آیات قرآن نیز بر ابطال تصوف دلالت دارند مثل آیه 31 سوره آل عمران که می فرماید: “قل إن کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله” ویا آیه 7 سوره حشر که می فرماید: “وما آتاکم الرسول فخذوه وما نهاکم عنه فانتهوا” ویا آیه 44 سوره مائده که می فرماید: “ومن لم یحکم بما أنزل الله فاولئک هم الکافرون”؛
5: سنت پیامبر واحادیث وارده از رسول اکرم (ص) وائمه معصومین پر است از مطالبی که صریحا بر رد صوفیه وذم طریقت وابطال آن دلالت دارند وکار آنها در روایات، ریا وبدعتگذاری وتحریم حلالهای خداوند واظهار عداوت با خدا دانسته شده وشیعه را از طریقت آنها چه تلویحا وچه تصریحا بر حذر داشته اند؛395
برخی از این روایات عبارتند از:
یک: مقدس اردبیلی در کتاب “حدیقه الشیعه” حدیثی را از امام رضا (ع) نقل کرده است که فرمود: لا یقول احد بالتصوف إلا لخدعه أو ضلاله أو حماقه وأما من سمی نفسه صوفیا للتقیه فلا إثم علیه؛396
دو: باز مقدس اردبیلی از اما رضا (ع) حدیثی را در حدیقه الشیعه آورده است که “من ذکر عند الصوفیه ولم ینکرهم بلسانه أو قلبه فلیس منا ومن أنکرهم فکأنما جاهد الکفار بین یدی رسول الله”؛397
سه: شیخ بهایی در کتاب کشکولش حدیثی را از پیامبر (ص) آورده است که فرمود: “لاتقوم الساعه علی أمتی حتی یخرج قوم من أمتی اسمهم صوفیه لیسوا منی وإنهم یهود أمتی یحلقون للذکر ویرفعون اصواتهم بالذکر یظنون انهم علی طریق الابرار، بل هم اضل من الکفار وهم اهل النار لهم شهقه کشهقه الحمار وقولهم قول الابرار وعملهم عمل الفجار، هم منازعون للعلماء لیس لهم ایمان وهم معجبون باعمالهم لیس لهم من عملهم إلا التعب”؛398
6: شیعه امامی وهمه طایفه اثنی عشریه بر بطلان تصوف وردّ بر آن اجماع دارند واز زمان پیامبر وائمه تا حالا با آنها مخالفت می کرده اند.399
شیخ حر در کتاب رساله الاثنی عشریه عقاید صوفیه را هم بر شمرده وادله بر رد آنها را آورده است که ما به برخی از مهمترین آنها اشاره می کنیم:
1: اعتقاد به حلول واتحاد ووحدت وجود:
این عقیده از نظر عقلی وآیات واحادیث پیامبر وائمه وآثار مترتب بر آن، باطل است. وعلت بطلان عقلی این عقیده این است که دلیل قطعی بر صحت آن وجود ندارد وخود صوفیه هم در کتبشان برای این اعتقاد فاسد دلیلی نیاورده اند که بشود به آن توجه کرد400 واز طرفی دیگر علامه حلی در کتاب “کشف الحق ونهج الصدق” گفته است که خدای تعالی با غیر خود متحد نمی شود وصوفیه که مدعی اند خدا با بدنهای عارفان متحد می شود وگفته اند که خدا عین هستی است وتمام عالم خداست، این عین کفر والحاد است.401
در مورد حلول، علامه حلی باز در کتاب “کشف الحق ونهج الصدق” گفته است که خداوند در غیرش حلول نمی کند ومعلوم است که حلول کننده به محلش نیاز دارد واین بدیهی است که هر نیازمندی به غیر، ممکن است. پس اگر خداوند حلول کننده در غیر باشد، لازمه اش ممکن بودن خداست ودیگر نمی تواند واجب باشد. در حالیکه صوفیه معتقدند خدا در بدنهای عارفان حلول می کند واین غلط است.402
شیخ حر عاملی در مورد بطلان وحدت وجود آورده است که اگر قائل به وحدت وجود باشیم، لازمه اش مرکب بودن واجب الوجود است واگر واجب الوجود مرکب شد لازمه اش احتیاج خدا به اجزائش است واز طرفی شی محتاج دیگر نمی تواند واجب الوجود باشد وآیات قرآن بر بطلان حلول واتحاد ووحدت دلالت دارند که از جمله آنها آیات سوره توحید است که دال بر وحدانیت واحدیت خدا وعدم قبول قسمت وحلول واتحاد است.403 وآیه 58/فرقان “الحی الذی لایموت” و256/بقره “لاتاخذه سنه ولانوم”، حلول خدا در بدنهای عارفان را رد می کند پس باید موت ونوم داشته باشد که این در مورد خدا محال است بالضروره؛404
2: عقیده دیگر صوفیه کشف وشهود است وشیخ حر قائل است که این عقیده باطل است چون دلیلی قطعی بر حصول آن ووجوب بدست آوردنش ومشروعیتش وجود ندارد چه برسد به حجیتش. پس جزم به آن بدون دلیل چگونه ممکن است.405 ودلیل دیگر اینکه کشف وشهود مفید یقین نیست، چون در آن احتمال خطا وجود دارد وچیزی که محتمل الخطا باشد، اطمینان آور نیست.406 اینکه قائل به صحت کشف وشهود شویم، لازمه اش عدم جواز خطا واشتباه بر صاحبش است که این همان عصمت است. پس لازمه قائل شدن به صحت کشف وشهود، عصمت هر کسی است که کشف وشهود را ادعا می کند واین در حالی است که صوفیه کشف وشهود را برای اکثر پیروان این مذهب حاصل می دانند؛407
3: شیخ حر عاملی اعتقاد دیگری از صوفیه را که مربوط به سقوط تکالیف شرعی هنگام کشف وشهود است، رد کرد وپاسخ می دهد که این عقیده باطل است چون دلیل قطعی ویا ظنی بر صحت آن وجود ندارد، پس چگونه ترک واجبات وحلال شمردن محرمات جایز است؟
دلیل دیگر شیخ حر بر بطلان این اعتقاد این است که آنچه از احوالات پیامبر وائمه (ع) به ما رسیده است دال بر این است که آنها بر عبادات وطاعاتشان در طول عمرشان بسیار مواظبت می کرده اند، حتی در بیماری موت. پس باید با این ادعای صوفیه، پیامبر وامام به مقام کشف وشهود نرسیده باشند که بر واجباتشان مواظبت می کردند والا واجبات بر آنها انجامش لازم نبود، در حالیکه این از ضروریات مذهب امامیه است که پیامبر وامام، افضل واکمل از جن وانس در علم ومعرفت به خدایند ولازمه حرف صوفیه این است که پیامبر وامام دائما در غایت کشف ووصول باشند وعبادات بر آنها حرام باشد والا لازم می آید که در برخی از اوقات برخی از رعیتشان بر آنها برتری یابند واین محال است. چون ائمه وپیامبر عبادات را انجام می دادند، پس کشف وشهود باطل است.408
شیخ حر می افزاید که عبادات وانجام تکالیف به طور قطعی بر بندگان، یقینی وثابت است پس عدول از آن جایز نیست، مگر اینکه یقینی مثل این یقین در مورد عدم انجامش پیدا شود واز ائمه روایت شده است که “لاتنقض

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی شاه طهماسب، صوفیان قزلباش، دولت صفوی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی شاه طهماسب، امام صادق، دوره صفوی