پایان نامه با کلمات کلیدی هنرهای زیبا، مجسمه سازی، دانشگاه تهران، رسانه های نوین

دانلود پایان نامه ارشد

مقررات حقوقی نمی توانند مانند رسانه های کلاسیک آن را کنترل و مقررات گذاری کند. در مقایسه با رسانه های قدیم، کاربران در مقایسه با مخاطبان، فرصت های برابری برای دسترسی به رسانه های جدید به عنوان فرستنده، دریافت کنند، تماشاگر یا مشارکت کننده در فرآیند ارتباطات دارند.
پیدایش این حوزه ی جدید، چالشی به نام « مخاطبان متغیر » را ایجاد می کند و این سوال اساسی در حقیقت مطرح می شود که با ورود عنصری تا این حد فعال که همزمان فرستنده و گیرنده ی پیام است، آیا مدل های ارتباطی گذشته را دستخوش تغییر می کند؟ آیا پژوهشگران مخاطبان در رسانه های تعاملی باید سنت ها و شیوه های جدیدی را برای شناخت کاربران اتخاذ کنند؟ آیا پیدایش و رشد سریع این مفهوم، سبب مهجور شدن مفهوم مخاطب می شود و باید چرخ پژوهش ارتباطات و رسانه ها را مجددا اختراع کنند؟

2-7 پیشینه تحقیق
همانطور که از عنوان تحقیق بر می آید، رویکرد های نوین رسانه ای در زمان معاصر مورد بررسی است، لذا به علت معاصریت این امر منابع مکتوب در این زمینه در دسترس نبوده و یا در محدوده ی مقالاتی پراکنده و نقد هایی کوتاه می باشد. بنابراین مطالب ارائه شده ای که از منابع مکتوب و کتب مرجع استخراج شده اند، بسیار محدود و با جستجوی بسیار صورت گرفته اند. بدیهی است که اینگونه تحقیقات با این دسته عناوین که حاکی از رویکرد های معاصر هستند، فاقد پیشینه ی وسیع بوده و همانطور که از واژه ی معاصر بر می آید ریشه ای در تاریخ و یا مطالعاتی با گستره ی وسیع نداشته و انجام تحقیقاتی همچون رساله ی پیش رو، در جهت پر کردن فضاهای خالی در رابطه با این موضوعات می باشد. باشد که توسط این تحقیق، برگی به این تاریخچه ی در دست تدوین، افزوده شود.

فصل سوم : روش شناسی تحقیق

مقدمه
از نیمه دوم قرن بیستم که استفاده های غیر تجاری از رسانه های تصویری روبه افزایش گذاشت، هنرمندان عرصه هنرهای تجسمی به کشف امکانات جدیدی رسیدند. از ابزار هایی برای بیان ایده های خود استفاده کردند که تا آن زمان مرسوم نبود اما به رغم گسترش تکنولوژی در حال فراگیر شدن و جایگزینی بود. این ابزارهای جدید که همان رسانه های نوین امروزی هستند و ابزاری کاملا مناسب بودند برای هنر های مفهومی که به تازگی در حال پا گرفتن بود عبارتند از: هنر ویدئو185، هنر اجرا یا پرفرمنس186، هنر چیدمان یا اینستالیشن187، هنر زمینی یا لند آرت188 ، هنر اینترنتی189 و… و گاه تلفیقی از این رسانه ها.
کم نیستند زنانی که در این عرصه درخشیدند و جایگاهی غنی تر برای این عرصه به وجود آوردند. در سرزمین ما ایران نیز شاهد هنرمندان زن معاصری هستیم که چه در زمینه ی ملی و چه بین المللی جای خود را یافته اند. شمار این عزیزان کم نیست اما در حجم این رساله تنها می توان به بررسی تنی چند از این هنرمندان پرداخت. سرکار خانم ها، رزیتا شرف جهان، ندا رضوی پور، بیتا فیاضی.
بررسی آثار این عزیزان مقایسه ای نبوده و به دنبال یافتن شخصی ارجح بر دیگران نیست. تنها با بررسی نوع برخورد این عزیزان با آفرینش آثارشان میتوان به نتایجی مفید و ارزنده دست یافت. این اطلاعات، چگونگی موضع گیری هنرمند زن ایرانی را در روند خلق اثر و همچنین ارتباطی که با رسانه های نوین برقرار کرده اند را مو شکافی می کند.

3-1 روش تحقیق
بنابر عنوان و موضوع انتخاب شده که مبنی بر رویکرد های نوین رسانه ای تنی چند از هنرمندان معاصر زن ایرانی است، لذا لازم دیده می شود که علاوه بر مطالعه ی مکتوبات، نقد ها و شرح و توصیفاتی که در رابطه با این هنرمندان، در گذشته صورت گرفته است، به انجام مصاحبه هایی حضوری و مستقیم با این هنرمندان نیز پرداخته شود. این مصاحبه ها و گفتگو ها با همکاری این هنرمندان صورت گرفته و در ارائه ی مطالبی هر چه موثق تر و نزدیکتر به واقعیت به این رساله یاری رسانده اند.
3-2 زندگینامه ها
رزیتا شرف جهان
کارشناسی ارشد پژوهش هنر از دانشکده هنرهای زيبا دانشگاه تهران 1374، کارشناسی نقاشی از دانشکده هنرهای زيبا دانشگاه تهران1370، ديپلم مجسمه سازی از هنرستان هنرهای زيبا دختران تهران1360، عضو انجمن نقاشان ایران، مدرس دانشگاه، موسس و مدیر نگارخانه طراحان آزاد
” نقاشی برای من از چهارده پانزده سالگی و از زمانی آغاز شد که در کلاس های آزاد هنرستان هنرهای تجسمی به مرور خیلی جدی تر شد . انگیزه اصلی ام برای ثبت نام و تحصیل در هنرستان بیش از هر چیز دیگری فرار از نظام خیلی خشک و قاعده مند مدرسه بود . یعنی از زمان کودکی و از همان اولین سال های تحصیلی نفرت عجیبی از درس و کلاس و مدرسه داشتم و به هنرستان به عنوان یک مقر نگاه می کردم. مقری که خیلی سخت نیز فراهم شد. جامعه پذیرا نبود، همه فکر می کردند برای فرار از درس و به خاطر تنبلی به هنرستان رفته ای و تلاش برای آن که ثابت کنی این طور نیست . نه به خاطر تنبلی بلکه به دلیل تنفر از نظام بسته مدرسه ترجیحاً به هنرستان رفته ام و برای من این گونه شروع شد و بعد نیز همین طور ادامه پیدا کرده است. حالا برای خودم موضوع را این گونه جمع بندی می کنم که عکس العمل من در برابر مدرسه یک احساس نیاز به اعتراض و شکستن قوانین حاکمی است که می خواهد تو را تحت سلطه بگیرد. این میل برای من تاکنون قوی تر از چیزهای دیگر بوده و هست . در هنر نیز هر چیزی که به این میل نزدیک تر باشد بیشتر جذبم می کند. اگر قرار باشد که بین چنین گرایش هایی در هنر با هنر صرف و یا هر آنچه به زعم من در آن به جنبه دکوراتیو و یا صرفاً زیبایی توجه شده باشد ارزش گذاری کنم من برای هنر معترض ارزش بیشتری قائل هستم .”
رزیتا سال 1356 در رشته مجسمه سازی هنرستان دختران پذیرفته می شود. تفاوت هایی میان فضای هنرستان با دبیرستان هست. حداقل این که در هنرستان فراگیری نه از طریق حفظ کردن مفاهیم و به خاطر سپردن اطلاعات، بلکه در فضای نسبتاً آزاد تری و غالباً به شکل عملی و با کمک دست و ذهن اتفاق می افتد. بعد به مرور تو یاد می گیری در این عمل هر چه بیشتر ذهنیت خود را حضور دهی، ابداع کنی و به تولید اثری بپردازی که تعلق مادی و معنوی اش از آن تو هست و شرط اول چنین رویدادی نیز آزادی است. آزادی اندیشیدن و جست و جو کردن برای یافتن به جای دیکته، راه حل ابهام پیچیدگی و رمز و راز به جای آشکاری و صراحت چیزی که به طور خودآگاه و یا ناخودآگاه وی در پی آن بود و خواسته یا ناخواسته آن را در هنر یافت .
به این شکل ایام تحصیلی در هنرستان آغاز شد و این هم زمان بود با دورانی که جامعه از پی سال ها تحمل فشار اختناق و سرکوب مانند آتشی زیر خاکستر کم کم داشت زبانه می کشید و لاجرم آزادی مهم ترین خواسته شد. خواسته ای که رژیم ناتوان در سرکوب آن عاقبت در مقابلش عقب نشست و به زودی فضای آزادی شکل گرفت و فرصتی پیش آمد تا اقشار گوناگون خود را در برابر یا در درون آن محک بزنند .
در طی چهار سال تحصیلی در هنرستان منوچهر معتبر موثرترین معلم شرف جهان می شود. ” کسی که خیلی مدیون و تحت تأثیر او هستم و هنوز این تأثیر ادامه دارد . او که تازه از امریکا به ایران آمده بود روحیه بسیار صلح جویی داشت و همه اش سعی می کرد توجه ما را به اصل هنر جلب کند اما من که معتقد به هنر متعهد بودم همیشه با او مخالفت کرده و با او چالش داشتم . اما او به من محبت داشت و مرا جزو شاگردان خوب خود می دانست. اکنون هر چه بیشتر از آن سال ها دور می شوم ارزش او را بهتر فهمیده و بیشتر مدیونش می شوم.” شیلا صفوی در کلاس طراحی دستیار معتبر بود و در آن شرایط بحرانی به لحاط سنی که رزیتا در آن قرار داشت او نیز راهنمای خوبی برای وی شد.
در سال 1360 دوران تحصیلی شرف جهان در هنرستان به پایان می رسد. چهار سالی که به تحصیل در هنرستان گذشت سال های پرتلاطم بحرانی و بسیار تأثیرگذاری است و بیشترین انرژی و توان وی نیز صرف گذراندن این تلاطم و بحران شد. با اوج گیری انقلاب در سال 1357 و آشکار شدن فعالیت گروهای سیاسی این گروه آزادانه به تبلیغ و ترویج شعارها و آرمان های خود پرداختند.
سال 1357 برای او فرصت حضور در فعالیتهای انقلابی و هم گام شدن برای از میان برداشتن موانع آزادی است. انقلاب که پیروز شد نیز تلاش او در حفظ این دستاوردهاست. بعد از انقلاب یکپارچگی و وحدت شکل گرفته در روزهای انقلاب خیلی زود با گسترش چند دستگی ها از میان رفت رزیتا در همه این سال ها بسیار نزدیک و درگیر با همه این تلاطم ها و تحولات زندگی می کرد.
“دوران هنرستان و ترس ها و آن روزهای طولانی که گذشت فکر می کنم در کار همه ما بسیار تعیین کننده بود. یعنی آن قدر که نسل ما هر چه تلاش کند از تبعات انقلاب و بعد از آن خلاصی ندارد این که چگونه خودمان را حفظ کنیم با ارزش های جامعه خودمان را تطبیق دهیم و بتوانیم بقای خود را ادامه دهیم. “
با فروکش کردن تحولات موجود در جامعه و تب انقلابی گری در بعد از سال 1360 سمت و سوی آرمان خواهی وی نیز بیشتر متوجه هنر شد و تلاش کرد از این طریق آنها را دنبال کند .
” زمانی که در هنرستان بودم، تصورم این بود که روش تدریس و نحوه تفکر آقای معتبر، آمریکایی است، در حالی که من به هنر سوسیال رئالیستی شوروی (روسیه) خیلی علاقه داشتم. به همین دلیل، بعد از این که دیپلم گرفتم، برای دنبال کردن نقاشی ابتدا به سراغ شهاب موسوی زاده و سپس پرویز حبیب پور رفتم و سعی کردم تا چهار سال آموزش منوچهر معتبر را (به تصور خودم)، تصحیح کنم. این کارم خیلی اشتباه بود و حداقل تا چهار سال مرا عقب انداخت.”
وی در سال 1364 موفق به ورود در دانشکده هنرهای زیبا می شود. در نبود رشته مجسمه سازی، او رشته نقاشی را انتخاب می کند.” این سال ها اصلاً سال های خوبی نبود و غیر از رویین پاکباز، استاد دیگری که بتوان از او چیزی فرا گرفت، وجود نداشت. فضای خیلی بدی در دانشکده حاکم بود. در این فضا روحیه ما بسیار افسرده می شد. نمی توانستیم حرفی بزنیم و اصلاً آن سال ها با هنرهای زیبای فعلی قابل قیاس نیست… .”
در عین حال در دانشکده، کتاب خانه خوبی وجود داشت و علاوه بر آن، حضور دانشجویان مشتاقی بود که از هم بسیار فرا می گرفتند. از جمله هم کلاسی های او در این زمان جمشید حقیقت شناس، خسرو خسروی، رضا لواسانی، مریم شکوایی، افشین سبوکی، حمیدرضا نوری سرشت و… را می توان نام برد. به علاوه، دانشجویان سال بالایی که حضور مؤثری داشتند.
” در دوران دانشجویی بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم که، هنر سوسیال رئالیسم و کلاً تعهدی که در آن برای هنر قائل می باشد، تا حد عجیب و غریبی دست و پاگیر است. بنابراین، از آن به بعد تلاش زیادی کردم تا ارزش ها و قواعد هنر مدرن را بفهمم. برای این منظور می بایست آن تمایلی را که به طور ذاتی در وجودم بود، تغییر می دادم. این تلاش تا چند سال بعد از دانشجویی نیز ادامه یافت، و این برای من در نهایت اصلاً خوب نشد. برای من چیزی اجباری و از بیرون بود و عاقبت هم ناچار شدم به همان گرایش و علاقه گذشته خود، یعنی توجه و تأکید به معنا و مفهوم در اثر، باز گردم.”
رویین پاکباز مؤثرترین معلم برای بسیاری از هم کلاسی ها و هم دوره ای های شرف جهان بود، با وجود این، حضورش در دانشکده چندان نپایید (1367) و بعد از آن برخی از این دانشجویان، تلاش کردند حتی المقدور در خارج از دانشکده ارتباط خود را با او حفظ کنند. پس از چندی کلاسی شکل گرفت (ابتدا در آموزشگاهی متعلق به جلال متولی و سپس در محل سابق تالار ایران در میدان آرژانتین) و پاکباز در آن تدریس و برخی دانشجویان (از جمله معصومه بختیاری، فرح سید ابوالقاسم، افشین سیوکی،…) تحصیل خود را دنبال کردند.
شرف جهان در سال 1369 تحصیل خود را در دانشکده هنرهای زیبا به پایان رساند. او که در سال های قبل از دانشجویی ازدواج کرده بود (با محسن نبی زاده در 1362) در آخرین سال دانشجویی نیز نخستین فرزندش (رزمین) متولد می شود.
” بعد از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی رسانه های اجتماعی، ارتباط جمعی، مصرف کننده، رسانه های جمعی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی ، 1371، کارهایم، بودم،