پایان نامه با کلمات کلیدی هنرمندان ایرانی، دیوارنگاره، نقش برجسته، شرق ایران

دانلود پایان نامه ارشد

چندانی از آن چه که زنان به عنوان زیورآلات به کار می‌بردند در دست نیست ولی آن چه در نقاشی‌ها و مجسمه‌ها از زیورآلات زنان نمایانده شده و یا شرحی که در کتاب‌های مربوط به دوران اسلامی آمده است می‌توان به زینت آلاتی که برای زنان و همچنین مردان کاربرد داشته است، پی‌برد.
در اوایل دوره‌ی اسلامی زیورآلاتی چون گوشواره‌های هلالی شکل با پیکره‌های انسانی (دوره ی پارتی و ساسانی) یا حلقه‌هایی از گوشواره با آویزهای دایره‌ای شکل نظیر آنچه از دیوارنگاره‌ی بالاتیق تپه بر گوش زنان در سده‌ی هفتم میلادی ملاحظه می‌کنیم و قلاب‌های کمر با نقش شیر و گردنبندهایی از مهره‌های طلا با تزیینات انتزاعی به ویژه در سده‌ی سوم هجری نیز جواهرسازی در دوران اولیه‌ی اسلامی را در ایران نشان می‌دهد. (تصویر 2-1)

(تصویر2-1) بخشی از دیوارنگاره‌های بالاتیق تپه. ازبکستان. سده ی اول ه.ق/ هفتم م.

نمونه‌هایی دیگر از کاربرد زیورآلات در قرون اولیه‌ی اسلامی در آثاری از سغدیان که در نقاشی‌های دیواری ازقرون اول- دوم هجری/ هفتم- هشتم میلادی به جامانده است، دیده می‌شود.(تصویر2-2)

(تصویر2-2) (از راست به چپ) بخشی از دیوارنگار پنجینک. زیورهای اشرافی یک سغدی. سمرقند. سده‌ی دوم ه.ق/ هشتم م. – یک زن اشرافی سغدی با تاج. بازوبند، دستبند، گوشواره، سده‌ی اول و دوم ه.ق. – طرحی از نقاشی‌های دیواری پنجینک که یک زن سغدی با گردنبند، دستبند و گوشواره می‌نمایاند و یک مرد سغدی با گردبند و گوشواره‌ی مرصع

سغدی‌ها در استفاده از زیورآلاتی چون تاج، گردنبند، بازوبند، دستبند و همچنین گوشواره دنباله رو ساسانیان بودند. به طور کلی مردمان شرق ایران (ماوراءالنهر، سغد غزه و خراسان) از دوران ساسانی تا اوایل قرن دوم هجری زیورآلاتشان با دیگر مردمان در دیگر نقاط ایران متفاوت بود و آن‌ها بر جریان هنر و تمدن اسلامی تأثیرگذار بوده‌اند (غیبی،1391).
« بدون تردید دین اسلام پس از فروپاشی کامل امپراطوری ساسانی در سراسر ایران موجب تغییر و تحول عظیمی در هنرهای ایران شد، که یکی از آن هنرها، جواهرسازی بود. گرچه استقلال سیاسی ایران تا اندازه‌ای از دست رفته بود، ولی ایرانیان استقلال فرهنگی- هنری خود را حفظ کردند» (گریشمن،1368،283).
به دلایلی چون تغییر و تحولی که در دیدگاه مذهبی و وضع نابسامانی که حمله اعراب در خاک ایران به وجود آورده بود، استفاده از طلا، نقره و گوهرها را مدتی کنار نهادند. با تشکیل حکومت‌های ایرانی تبار چون طاهریان، صفاریان، سامانیان و حکومت‌های ترک از جمله غزنویان، سلجوقیان، بار دیگر تولید و کاربرد آن‌ها رواج پیدا کرد و از آثار باقی مانده می‌توان دریافت که چه اندازه هنر فلزکاری ایرانیان در دوره‌های مذکور پیشرفت داشته است (غیبی،1391).
با روی کار آمدن سلجوقیان در ایران یک دوره‌ی درخشان فلزکاری آغاز گردید و ظروف مفرغ، نقره و گاه طلا با طرح‌های تزیینی جدید ساخته شد. اشیاء نقره‌ای که در دست است، متنوع می‌باشد. در بین آن‌ها، قاشق‌ها، گلاب پاش‌ها، کمربند، زینت‌های یراق، بطری، سینی و تنگ، به علاوه زنجیرهای ظریف زینتی دیده می‌شود. این اشیای نقره‌ای زمان سلجوقی به ظرافت و استحکام مشهور است.
« طلاکاری در دوران سلجوقی نیز بسیار عالی بود ولی متأسفانه نمونه‌های زیادی از آن‌ها باقی نمانده است. اکثر قطعاتی که موجود است در ایران به دست آمده و گاهی جواهرات تقلبی شبیه به جواهرات دوره‌ی سلجوقی ساخته می‌شوند، ولی به آسانی می‌توان آن‌ها را تشخیص داد. اغلب جواهرات سلجوقی گوشواره و سینه‌بند است. بعضی از آن‌ها به شکل حیوانات و پرندگان ساخته می‌شوند» (دیماند،1365،138).
« در شرح یکی از مدارک این دوره، مجسمه‌ی گچی رنگینی موجود است که اندازه‌ی آن “116” سانتی‌متر می باشد و متعلق به سده‌ی ششم و هفتم هجری است و نزد بانو کوراتیمکن برنت نگهداری می‌شود» (ضیاء پور،1345،360). این مجسمه‌ی رنگی، تصویر زنی متعلق به دوره‌ی سلجوقی است که با زیور و آرایش نشان داده شده است و در موزه‌ی متروپولیتن نگهداری می‌شود. (تصویر2-3)

(تصویر2-3) مجسمه‌ی گچی رنگارنگ. سده‌ی ششم- هفتم هجری، زنی با زیور و آرایش،(از سایت www.Mandagarana.html)
سلجوقیان نیز مانند حکومت‌های پیش و بعد از خود تحت تأثیر هنر و تمدن نواحی مختلفی که تصرف می‌کردند، واقع می‌شدند. مثلا شکل هلالی از هزاره‌ی دوم پیش از میلاد برای ساختن گوشواره به کار گرفته شد. برای انطباق طبیعی این شکل با پره‌ی گوش، ساخت برخی از انواع گوشواره‌ها را نیز تحت تأثیر قرار داده است، بدین ترتیب برخی از آن ها با سه گوی مزین به دانه‌های تزیینی در اندازه‌های مختلف در گرد هلال تزیین شده‌اند. این چنین طراحی در واقع بازمانده‌ای از گوشواره‌ی حلقوی گویچه‌دار بود که پیش‌تر (هزاره‌ی اول پ.م) در لرستان رواج عمومی داشت (پوپ،1387). (تصویر2-4)

(تصویر2-4) طراحی سه گوشواره‌ی طلا، سده های 5 و 6 ه.ق.
« گوشواره‌های به دست آمده از ری و ساوه و نیشابور و گوشواره‌ای که در گوش زنی در نقوش کاسه‌ای لعاب‌دار نقاشی و طلاکاری شده نمونه‌های ارزشمندی از گوشواره‌های هلالی شکل گویچه‌دار است که در دوره‌ی سلجوقیان رواج داشت. و انگشترهای زیبایی از طلا با طرح بدیع در این دوران ساخته شده که به نوعی رابط بین انگشتر و بازوبند و انگشتر و دستبند در سده‌ی پنجم ه.ق. است» (غیبی،1391،246). (تصویر2-5 و2-6)

(تصویر2-5) کاسه لعاب‌دار منقوش، سفال مینایی، مکشوفه از کاشان. که زنان را با گوشواره‌ی بلند و دیهیم یا موبند طلا در سده‌ی 6 ه.ق/ 12م( محمد پناه،1386،79)

(تصویر2-6) نقش دو زن دوره‌ی سلجوقی بر کاسه‌ی مکشوفه از ساوه، با گوشواره و موبند(ضیاء پور،1346،359)

نقش کاسه‌ای که به ری نسبت داده شده است، زنی سلجوقی مشاهده می‌شود که بچه‌ای در بغل دارد و طبیب از این زن خون می‌گیرد. از گوش او گوشواره‌ی بلند، آویزان، موبندی ساده با یک جقه به دور سرش بسته و بر دور گردنش طرح گردن بندی از دانه‌های گرد نمایان است. (تصویر2-7)

(تصویر2-7) طرح زن بیمار در حال خون گرفتن، در ته کاسه‌ی منتسب به ری، با موبند و گوشواره و گردن بند (ضیاءپور،1346،361)

دو زن وسط یک کثیرالاضلاع دیده می‌شود. در این نقش برجسته که هر دو نشسته و صمیمانه به هم تکیه داده‌اند، گوشواره‌های مجللی در گوش دارند. (تصویر2-8)

(تصویر2-8) نقش دو زن دوره‌ی سلجوقی بر روی نقش برجسته‌ی گچی، ری با اندازه‌ی “180.117” سانتی متر (ضیاءپور،1346،362)

با مشاهده‌ی این تصاویر می‌توان به طور خلاصه گفت: «هنر فلزکاری در ایران از دوران کهن، هنر سنتی به شمار می‌رفت و پیوسته در ادوار مختلف تاریخ با حالات و روحیات ملی ایرانیان و پیشامدهای زمان خویش، حتی استیلای بیگانگان بر این سرزمین در ارتباط بوده است؛ یعنی در قرون دوم و سوم هجری ساده و بی پیرایه، در قرن چهارم در زمان حکومت شاهان و امرای محلی متین و ظریف، و در قرن پنجم در زمان حکومت سلجوقیان و بعد از آن با شکوه و مجلل بوده است» )حیدرآبادیان، 1388،20).

2-7- مراکز فلزکاری دوره‌ی اسلامی در ایران
در آغاز سده ی دوم هجری قمری، اکثر ایرانیان به دین اسلام گرویده و در بین ایرانیان، اسلام نیروی الهام بخش جدید محسوب می شد. نفوذ ایرانیان در صنعت و هنر با عناصر بیزانسی در بغداد به هم آمیخت و در سراسر قلمرو اسلام گسترش یافت. سلاطین و حکمرانان، حامیان درجه اول صنایع و هنر محسوب می‌شدند. اما پایداری قدرت‌های سیاسی بسیار اندک بود، لذا مراکز صنعت و هنر در نتیجه‌ی دست به دست گشتن قدرت‌ها، از یک محل به محلی دیگر منتقل می‌شد.
زیورآلات هر منطقه ویژگی‌های خاصی دارد که تابع فرهنگ و سنت‌های مردم آن منطقه می‌باشد. با ظهور اسلام و فروپاشی دولت ساسانی، سنت فلزکاری ایران در خراسان به حیات خود ادامه داد؛ اگر چه بسیاری از کارگاه‌های فلزکاری کشور، دچار رکود و نابسامانی مقطعی شد. در آن زمان، نه تنها شیوه‌ی فلزکاری ساسانی استمرار یافت، بلکه در تکمیل آن نیز کوشش به عمل آمد تا اینکه در دوره‌ی سلجوقی به ظرافت و تکامل بالای خود رسید. لذا بر اساس منابع تاریخی و آثار به دست آمده و تحقیقات انجام یافته، محققان به سبک مستقل در فلزکاری پی برده‌اند که آن را سبک شرقی ایران یا سبک خراسانی نامیده‌اند. «از جمله این محققین می‌توان از دیماند و قبل از وی از پرفسور پوپ نام برد. نظر دیماند به طور خلاصه چنین است: شواهد و مدارک ادبی و تاریخی حاکی از آن است که نیشابور و سایر شهرهای ایالت خراسان در قرون وسطی از مراکز مهم صنعت فلزکاری بوده اند. آثار به جا مانده دلالت بر آن دارد که با وجودی که هنوز حکاکی رواج داشت، در مشرق ایران، ترصیع‌کاری نیز ارزش هنری پیدا کرد و اسلوب ابتکاری هرات و نیشابور و سیستان و مرو که مراکز فلزکاری ایران بودند، بتدریج در تمام خاورمیانه راه یافت و مورد تقلید واقع شد» (مهجور،1372،83).
«نیشابور یکی از چهار شهر مهم خراسان است که در دوره‌ی اسلامی، تا قبل از حمله‌ی ویرانگر مغول، رونق فراوانی از جهات گوناگون فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و غیره داشته است. در نتیجه پس از فروپاشی امپراطوری ساسانی، کارگاه‌های فلزکاری آن شهر به کار خود ادامه می‌دهند و سنت فلزکاری ساسانی استمرار می‌یابد. در حالی که فعالیت بسیاری از کارگاه‌های نقاط دیگر ایران زمین دچار رکود و نابسامانی، حتی به طور مقطعی می‌گردند؛ زیرا تولید فلز به علت کار دست جمعی گروه‌های مختلف از مرحله ی استخراج کانی و مراحل ذوب تا کارگاه های ساخت، متضمن هزینه‌ی گزافی می‌باشد. لذا همه‌ی کارگاه‌ها نمی توانستند به حیات خود ادامه دهند» (مهجور،1372،3).
«کاوش‌هایی که به سرپرستی موزه‌ی هنری متروپولیتن نیویورک در نیشابور انجام گرفت اشیایی قابل تاریخ‌گذاری را از زیر خاک بیرون آورد که به شناخت صناعت جواهرسازی صدر اسلام کمک شایان رساند. کاوشگری‌های دیگری نیز در شهرهای ری و استخر به عمل آمده است» (فریه، 1374،191).
سازندگان آثار فلزی نفیس دوران اولیه‌ی اسلامی، طبق نام های مندرج بر روی بعضی از آن‌ها، هنرمندان خراسانی هستند که در شرق و شمال شرقی ایران ماندگار شدند. عده‌ای از آنان به علت جنگ‌های خونین و زد و خوردهای محلی در عصر شاهان و امیران این دوران که خطه‌ی خراسان را عرصه‌ی تاخت و تاز قرار داده بودند، ترک وطن کردند و در سایر شهرها مانند زنجان، بروجرد، همدان و تبریز اقامت گزیدند.
عده‌ای دیگر از فلزکاران خراسانی، که هنوز در دیار خود باقی مانده بودند، به هنگام حملات خونین مغولان و تخریب شهرها از یار و دیار خود دست شسته، راهی نقاط دور دست شدند و بیشترشان به هنرمندان ایرانی در شهر موصل پیوستند. آثار بی‌نظیر و نفیس این دسته از هنرمندان فلزکار ایرانی در شهر موصل به آن درجه از شهرت جهانی رسید که به هنر موصلی معروف شد. نکته‌ی شایان توجه این است که متأسفانه خاورشناسان به ویژه پژوهشگران انگلیسی بدون پژوهش کافی، و شاید بنابر اغراض سیاسی، این دسته از هنرمندان ایرانی را عراقی قلمداد کرده‌اند. در صورتی که در دوران سلجوقیان، عراق بخشی از ایالات ایران شمرده می‌شد» (احسانی،1382،14). «مکتب فلز کاری سلجوقیان در خراسان نیز ترصیع فلزات طلا و نقره را به صورت گوشواره های هلالی ملیله کاری شده یا آویز و انگشتر و غیره، در خراسان و ری رواج داد» ( غیبی،238،1391). «شهرهای مرو، نیشابور و طوس نیز در میان نام های فلزکاران و کتیبه های موجود بر روی اشیاء فلزی دیده می شود که نشان می‌دهد مراکز نقش کوبی دیگری در سرزمین‌های تحت سلطه‌ی سلجوقیان یا رقبای آن‌ها وجود داشته است» (پوپ،1380،87).
با گزارش مارکوپولو، سیاح ونیزی، مقارن با دوره‌ی سلجوقیان، زیورسازی و استعمال زیورآلات در کرمان و تبریز هم معمول بوده است» تبریز شهری بسیار بزرگ و آباد و مجلل و با شکوه، که در دامنه‌ی کوهستان در سرزمین آذربایجان بنا شده است. مردم تبریز بازرگان و صناعت پیشه می‌باشند. تجارت جواهر و انواع و اقسام احجار کریمه در تبریز رونقی به‌سزا داشته به طوریکه تمام تجار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی دوران اسلامی، فرهنگ ایرانی، خلفای عباسی، مراسم مذهبی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی مراسم مذهبی، دوران اسلامی، عرفان اسلامی، حضرت محمد (ص)