پایان نامه با کلمات کلیدی هنجارگریزی، هنجارگریزی معنایی، سهراب سپهری، شفیعی کدکنی

دانلود پایان نامه ارشد

گاهی تأثیر واساساً ساخت ادبی فقط در گروآن است . وقتی می گوییم :سه شنبه برف می بارد » جملۀ عادی گفته ایم . اما وقتی می گوییم :« بر سه شنبه برف می بارد» «از نازنین شهید ثالث)،با شعر مواجه شده ایم و ناگهان تاثیر واحساس عجیبی به ما منتقل می شود . همه چیز با یک « بر » به جای « در » کن فیکون شده است و جمله بردی عاطفی یافته است . احساسی در آن وارد شده است که می تواند وارد دنیای درون واحساسات خواننده شود واین همه به سبب یک دستکاری کوچک درمحور هم نشینی است .
پس هرگاه انحراف از هنجارها و قواعد حاکم بر زبان معیار صورت پذیرد ، هنجارگریزی پدید می آید. امّا باید در پیش چشم داشت که نمی توان هر گونه انحراف از هنجارها را هنجارگریزی دانست زیرا برخی از این انحراف ها تنها ساختی غیر دستوری ایجاد می کنند و ارزش ادبی ندارند.(شمیسا،76:1382)

2-3-1- انواع هنجارگریزی
2-3-1-1- هنجارگریزی معنایی(تصویری)
در هنجارگریزی معنایی ، همنشینی واژه ها بر اساس قواعد معنایی حاکم بر زبان هنجار نیست بلکه تابع قواعد خاص خود است.و هنجار گریزی معنایی یعنی تخطی از معیارهای معنایی تعیین کنندۀ هم آوایی واژگان است به عبارت دیگر یعنی تخطی از مشخصه های معنایی حاکم بر کاربرد واژگان در زبان معیار .« حوزۀ معنا انعطاف پذیرترین سطح زبان هنجار گریزی معنایی است و نیز پر بسامدترین ابزار شعر آفرینی است .» (صالح ، 116:1373)
بررسی و دقت در اشعار سهراب سپهری این نکته را نشان می دهد که گسترده ترین و پرکاربرد ترین نوع هنجار گریزی در اشعار وی ، هنجار گریزی معنایی است و او از سایر انواع هنجار گریزی «واژگانی ، زمانی ، نحوی ، سبکی ، گویشی، نوشتاری ،آوایی» بسیار اندک بهره گرفته است .دلیل اصلی این امر توجه خاص سهراب به معنای کلام وعدم دلبستگی به صورت وظاهر زبان است . به این ترتیب ، صنایعی از قبیل استعاره، مجاز، تشخیص، پارادوکس وجز آن که به صورت سنتی در چهارچوب بدیع معنوی وبیان مطرح می شوند ، بیشتر درچهارچوب هنجار گریزی معنایی قابل بررسی اند(صفوی ،1373 : 52-47)
الف)هنجار گریزی معنایی از طریق تشخیص
تشخیص ، جان بخشیدن به اشیاء و طبیعت است ، به این صورت که برای آنها ویژگیهای انسانی درنظر گرفته شود . تشخیص یکی از مهم ترین روشهای ارائه تصاویر زنده و پویا است .
یکی از مسائل مهم مطرح در شعر سهراب ، با توجه و دید او نسبت به جهان است . سپهری جهان را یکپارچه زنده و جاندار می بیند،یعنی تمام عناصر جهان با او درحال غمزه اند وهر یک زبانی و دنیایی برای او می گشایند . درهمین جهت است که در اشعار او ، باغ ،نور می نوشد، درخت جان می گیرد ، روشنی می خزد و کوه ازخوابی سنگین پر است …..
تمامی تصاویر از نوع تشخیص هستند ، منتها در کار سپهری این شخصیت دادن بنابر وظیفۀ شعری نیست بلکه بنابر طبیعت اشیاء است ، یعنی سپهری واقعاً این رمز و راز را حس می کند و باذهن خود پیوند می زند .در همین ویژگی شعر سهراب است که تاثیر عقاید و آرای کریشنامورتی ملموس است ( عظیمی ،139:1369)
« سپهری برای صنعت تشخیص بیش از شگردهای دیگر اعتبار و شخصیت قائل شده به گونه ای که درکمتر شعری از او می توان جای این صنعت را خالی دید در « صدای پای آب »که خود اسم شعر نیز بر این شیوه « تشخیص» بنا نهاده شده است ، استعمال زیبا وهمه جانبه صنعت تشخیص را شاهدیم به گونه ای که می توان این شعر را « جشنواره تشخیص » نام نهاد (حسینی ،56:1367)
به نمونه ای از کاربرد صنعت تشخیص در شعر سپهری اشاره می شود:
با سبد رفتم به میدان،صبح گاهی بود
میوه ها آواز می خواندند(سپهری،369:1385)
آواز خواندن –رفتار انسانی –به میوه ها نسبت داده شده است……
در دست تابستان یک باد بزن پیدا شده بود(همان:282)
تابستان به انسانی تشبیه شده که باد بزنی در دست گرفته است تا خودش را خنک کند
-گاه تنهایی صورتش را به پس پنجره می چسباند.
شوق می آمد،دست در گردن حس می انداخت.(همان:275)…
در این شعر نیز «تنهایی و شوق » رفتاری انسانی و صمیمانه دارد و به مانند انسانهای زنده رفتار میکند و نمونه های بسیار دیگری که ذکر آنها در این مجال نمی گنجد.
ب)هنجارگریزی معنایی از طریق تصاویر متناقض نما (پارادوکس)
تصاویر متناقض نما تصاویری هستند که دو طرف آنها به لحاظ منطقی دیگری را نفی می کنند . انواع مختلفی از این تصاویر متناقض نما در ادبیات مورد استفاده قرار گرفته است که برخی به صورت یک ترکیب به کار می رود وگاهی این تناقض میان عناصر یک جمله دیده می شود وگاه بین اجزای دو جمله با یکدیگر.
یکی از روشهای آزادسازی ذهن در متون عرفانی که کاربردی بسیار کهن دارد ، وارونه سازی معنایی است . استفاده از نشانه های وارونه ، طبیعت زبان را آ زاد می کند و از نفوذ زبان قرار دادی می کاهد .بدین ترتیب بسیاری از عارفان در آثار خود از چنین تعارضهای زبانی بهره جسته اند . سهراب نیز در برخی اشعارش از پارادوکس برای هنجار گریزی استفاده کرده است که در ذیل به چند نمونه اشاره می شود .
حجر الاسود من روشنی باغچه است …(همان :273)
که سیاهی سنگ « حجرالاسود » در تناقضی عجیب با روشنایی هم نشین شده است .
ببین همیشه خراشی است روی صورت احساس
همیشه چیزی ، انگار هوشیاری خواب
به نرمی قدم مرگ می رسد از پشت
و روی شانۀ ما دست می گذارد
و ما حرارت انگشتهای روشن او را
بسان سم گوارایی
کنار حادثه سر می کشیم (همان ،314:313)
در این شعر نیز بین « هوشیاری وخواب » و « گوارا بودن وسم) پارادوکس وجود دارد ، اما سهراب به طرزی ماهرانه این پارادوکس را از چشم دور نگه داشته است .
کنار راه سفر کودکانه کور عراقی
به خط لوح حمورابی نگاه می کردند (همان :317)
در اینجا نیز « نگاه کردن » را به « کودکان کور » نسبت داده و تصویری متناقض ایجاده کرده است

ج)هنجار گریزی معنایی از طریق ساختار ترکیب های تازه :
سهراب سپهری با توجه به شور و هیجان درونی وتازگی طلبی که در وی وجود دارد ، یکی ازشاعرانی است که به ایجاد ترکیبهای بدیع و تازه توجه خاص نشان داده است. در اشعار وی نمونه های نو و غریب فراوانی از این دست ترکیبها دیده می شود که خود نشانگر دوری جستن اوست از کهنگی و تقلید وزبان عادت شده.
نمونه های از این ترکیبها ترکیب « فواره هوش بشری »
بام ها جای کبوترهایی است که به فواره هوش بشری می نگرند (همان :364)
ترکیب « طلوع انگور »
…مردی از من پرسید
تا طلوع انگورچند ساعت راه است ؟(همان :392)
چ)هنجار گریزی از طریق ایجاد تصاویر و معانی تازه
در این گونه هنجارگریزی شیوه طرح و ارائه تصاویر شعری به گونه ای متفاوت با زبان عادی است یعنی نوعی تازگی و جسارت در آن دیده می شود و معانی که از این تصاویر برداشت می شود کاملا جدید وغیرمتعارف است . سپهری از این دست تصاویر نو بسیار بهره گرفته و با ارائه معانی تازه به هنجارشکنی دست زده است .
کودکی دیدم ماه را بو میکرد
من زنی رادیدم ، نور در هاون می کوبید ….(همان :277)
« بو کردن ماه » و « نور در هاون کوبیدن » دو تصویر تازه و بدیع و از نظر معنایی ، شگفت است .
روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد
در رگها ، نور خواهم ریخت ، (همان :339)
نور ریختن در رگها ، تصویری تازه است که سهراب از آن بهره گرفته است ونمونه های فراوان دیگری که در اشعار سهراب یافت می شود .
هـ) هنجار گریزی معنایی از طریق حس آمیزی
حس امیزی ، توسعاتی است که در زبان ، از رهگذر آمیختن دو حس به یکدیگر ایجاد می شود . استعاره یامجاز ، شکل عام این توسعات است و شاخۀ معینی از این توسعات که بر اساس آمیختن دوحس به وجود می آید ، حس آمیزی خوانده می شود .مثل «جیغ بنفش » یا « آواز روشن » (شفیعی کدکنی ،15:1380)
حس آمیزی نیز از روشهای است که سپهری ، آنها را در راستای آشنایی زدایی در اشعارش به کار گرفته است ،هر چند برخی کاربردحس آمیزی را در اشعار وی به دلیل کاربرد زیاد از حد ، چندان موفق نمی دانند: « اهمیت سپهری در سبک اوست و درمرکز سبک او مهم ترین عامل ، افزایش بسامد حس آمیزی است که گاه موفق است وگاه ناموفق» (شفیعی کدکنی :21:1380)
نمونه های از کاربردحس آمیزی در شعر سهراب
…..لحظه های کوچک من خوابهای نقره می دیدند(سپهری ،380:1385)
لحظه های کوچک من تا ستاره فکر میکردند …(همان :1381)
د)هنجارگریزی معنایی از طریق نماد
سمبل وبیان نمادین در شعر سهراب تا حدودی با نیما، شاملو واخوان متفاوت است .او اگر چه در شکستن وزن و قافیه شعر سنتی پیرو نیماست ، اما به لحاظ شکل ذهنی شعر و پیام ، راهش از نیما کاملا جدا می گردد.شعر سپهری در بسیاری از مواقع تجریدی ، فلسفی وغنایی است . عرفان اسلامی ، فرهنگ هند وچین باستان، دنیای جدیدی بر وی گشوده وشعرش را کاملا سور رئالیستی کرده است . (شمیسا،5:1382)
اشتر در متن زیر ، سمبل واعظ صفتانی است که به حرفهای خود عمل نمی کنند ،پند و امثال شان بی محتوا ومانند سبدی خالی است .
قاطری دیدم بارش انشاء /اشتری دیدم بارش سبد خالی پند وامثال /عارفی دیدم بارش تنناها یا هو (سپهری ،279:1381)
باران در متن زیر سمبل تطهیر ، شویندگی و طراوت ونگاه تازه است
چترها را باید بست /زیر باران باید رفت (همان :279:1381)
ذ)هنجار گریزی معنایی از طریق مجاز
شاعران از آن جا که جهان رابه گونه ایی دیگر می بینند ، واژگان را نیز به گونه ایی دیگر به کار می برند ، بدین معنی که هر چند از واژگان معمول وموسوم استفاده می کنند، اما آنها را درمعانی اصلی و متعارف خود به کار نمی برند .کلمات از دیدگاه شاعران یک معنی ومفهوم قرار دادی ندارد بلکه از بار معنایی شگرفی برخوردار است آنها با استفاده از مجاز، قرار داد معمول ومرسوم کلمات را به هم می زنند ومفاهیمی دیگر به آنها می بخشند به همین جهت است که زبان شاعر ابهام آفرین است .زیرا در مجاز ، استعمال حقیقی ومعمولی واژه مورد نظر نیست . ارسطو نیز معتقد است کلام اگر از مجاز تألیف بیابد ، جنبۀ معما بر آن غلبه پیدا می کند (ارسطو ،154:1369)
گفتنی است اغلب مجاز های مرسل تک تأویل هستند .«مجاز های تک تأویلی درهمان خوانش اولیه به سرعت فاش می ماند و درخوانشهای مختلف تأویل مشابهی دارند . از این رو عمر زیبایی شناختی و دامنۀ تاثیر مجاز مرسل به همان سرعتی که معنای آن حاصل می شود به پایان می رسد ومنجمد و فرسوده می شود .چنین صناعاتی کم عمرترند ، زود مبتذل ونخ نما می شوند وسرانجام به نشانۀ زبانی ثابت وخشک و تک معنا مبدل می شوند .» (فتوحی ،131:1387)
در شعر زیر « رگ » به معنای « وجود » آمده است .
خیال دره و تنهایی
دو انده در رگ او ترس (سپهری ،42:1387)
ویا در این شعر سپهری:
باید امشب چمدانی را
که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد ، بردارم
وبه سمتی بروم
که درختان حماسی پیداست .
رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند
(سپهری، 1387 : 392-393)
منظور از درختان حماسی ، روزگار آغازین جهان وابتدای آفرینش است که بشر در حال شناخت جهان اسرار آمیز پیرامون خود بوده است .از این روحماسه رمز جهان اسرار آمیز نخستین است .« سپهری دربارۀ حماسه به معنای تاریخ نخستینه ها بسیار سخن گفته است. نخستینه ها در شعر او پاک وبی دروغ و حکمت آفرین اند .» (شمیسا،1372: 205)
سپهری گاه از طریق مجاز مرسل به واژه بار معنایی خاصی می بخشد ، مثلا در شعر:
وعشق ، تنها عشق
تورا به گرمی یک سیب می کند مأنوس (سپهری ،306:1387)
«گرمی » در اینجا می تواند به معنی زیبایی باشد

2-3-1-2- هنجارگریزی واژگانی
هنجارگریزی واژگانی یکی از شیوه هایی است که بر مبنای آن ، شاعر بر حسب قیاس و گریز از قواعد ساخت واژه ها در زبان هنجار ، واژه ای جدید می سازد و یا آن را به طرزی خاص مورد استفاده قرار می دهد که برای خواننده سابقه ذهنی ندارد.
بسیاری از شاعران از هنجارگریزی واژگانی در اشعار خود استفاده کرده اند

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی آشنایی زدایی، برجسته سازی، شفیعی کدکنی، هنجارگریزی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی هنجارگریزی، زبان معیار، سهراب سپهری، فروغ فرخزاد