پایان نامه با کلمات کلیدی هنجارگریزی، زبان معیار، سهراب سپهری، فروغ فرخزاد

دانلود پایان نامه ارشد

،مثلاً مولوی بارها چنین ساخت شکلی واژگانی را داده است که برای خواننده سابقه ذهنی ندارد و بدین ترتیب برجستگی خاصی در شعرش ارائه کرده است .
به نمونه های زیر توجه کنید :
ای گیج سرکان سر ، گیجیده نگردد زو
وی گول دلی کان دل ، یاوه نکند نیست
(مولوی: 1/327)
« گیجیده» دراین بیت ، ساختی وصفی است که به قیاس صفت مفعولی ، توسط شاعر ساخته شده است
ز آفتاب سعادت مرا شرابات است
که ذره های تنم حلقۀ خرابات است
(همان: 1/477)
« شرابات » به قیاس « خرابات » ، ساخت تازه و نامتعارفی است ونمونه های فراوان دیگر در اشعار مولوی وبرخی دیگر از شاعران یافت می شود؛ اما سپهری کمتر به هنجار شکنی واژگانی روی خوش نشان داده است . وی سعی نکرده است که با دست بردن درساخت دستوری واژگان در نحو واژه ها تغییر ایجاد کند .لذا کمتر در اشعار وی از این دست هنجار گریزی ها یافت می شود . و درحد محدود در این زمینه طبع آزمایی کرده . و برحسب قیاس یا گریز از قواعد ساخت واژۀ زبان هنجار به خلق واژگان نو پرداخته و بر بار بدعت کلام خود افزوده و به این ترتیب به ایجاز در سخن نیز دست یافته است که گاه واژۀ خود ساخته و جایگزین مفهومی مبسوط گشته است . مانند :
به سراغ من اگر می آیید /پشت هیچستانم
«واحه ای در لحظه»
واژۀ « هیچستان » نمونه ای از هنجارگریزی واژگانی است و از تلفیق بدیع پسوند « ستان » که پسوند مکان است با کلمه هیچ حاصل شده است و از جمله مواردی است که به ایجاز انجامیده است .
مردم بالا دست ، چه صفایی دارند
چشمه هاشان جوشان ، گاوهاشان شیرافشان باد
« شیر افشان » در قیاس با ترکیبی چون « نور افشان » ساخته شده است شاعر ازهنجار های مربوط به هم نشینی واژگان در ساخت کلمات مشتق تخطی کرده است وبه بدعت واژه ایی چون « شیر افشان » دست یافته است.
در شعر « از روی پلک شب » ترکیب بدیع «مهتاب اندود » ، در قیاس باکلمات مرکبی چون « زر اندود » ، « سیم اندود » ، « گل اندود » وغیره ساخته شده است .
درموارد فوق یعنی واژه های «هیچستان» ، «شیر افشان» ،مهتاب اندود ، ساخت واژگان بر مبنای قیاس با شیوه های معمول ساخت واژۀ زبان معیار صورت گرفته است .وبا تخطی ازهنجارهای هم آیی « collo cation» واژگان در زبان هنجار واژگانی بدیع پدید آمده است .
ساخت صفتهای مرکب از ترکیب صفت +اسم ، روندی معمول در زبان هنجار است .ترکیبات صفتی « قوی پنجه » ،«تیزچنگال»، « سفید روی » و… را میتوان به عنوان نمونه ذکر کرد که به مفهوم دارای پنجۀ قوی ، دارای چنگال تیز و … هستند .(سجودی ،48:1375)

2-3-1-3- هنجارگریزی زمانی
این نوع هنجارگریزی وقتی به وجود می آید که شاعر از گونه زبان هنجار یا زبان استاندارد امروزی بگریزد و آن ساخت زبانی را بکار گیرد که قبلاً در زبان رایج بوده است و امروزه کاربرد ندارد. این نوع هنجارگریزی را اصطلاحاً «باستانگرایی» نیز می گویند.
با نگاهی به شعر سپهری کمترین اثری از این گونه هنجار گریزی یافت نمی شود . وی همواره سعی کرده است از زبان امروز خارج نشود .« سپهری مخصوصا در نحو دقت دارد که مختصات سبکی سبکهای کهن گذشته را که امروزه در زبان ما معمول نیست به کار نگیرد » (شمیسا، 187:1376)
البته این امر درشعر سهراب چندان هم دور ازانتظار نمی نماید . با بررسی ودقت در تفکر واندیشه نوگرایی سهراب ، که هر چیز کهنه وتقلیدی رانفی میکند .پذیرش وکابرد زبان گذشته (باستانگرایی)دور ازذهن خواهد بود . سهراب براساس تفکرات عارفانه وتمایلات تر و تازه ای که دارد ازهنجار گریزی زمانی دوری می جوید که به عبارت دیگر یکی از دلایل اصلی عدم کاربرد هنجار گریزی زمانی درشعر سپهری همین اندیشه عادت ستیزی اوست که همه چیز را نو وتازه میخواهد ومی بیند و در پی غبار روبی از تمام هستی است ، چرا که اندیشۀ وی روبه طراوت و تازگی دارد و نگاه او نگاه امروز است نه گذشته ، سپهری ، فرزند زمان خویشتن است ونگاه عارفانۀ اوبه اطراف و اشیاء … جدای از هرگونه نگاه او به گذشته است . او به پشت سر توجهی ندارد . (روحانی ، 124:1388)
پشت نیست فضایی زنده
پشت سر مرغ نمی خواند
پشت سر باد نمی آید
پشت سر پنجره سبز صنوبر بسته است
پشت سر روی همه فرفره ها خاک نشسته است
پشت سر خستگی تاریخ است ( سپهری ، 295:1385)
با توجه به این مطالب برخی به این باورند که شعر سپهری به دلیل توجه به کشف لحظه های زندگی ، رنگ و بوی خاص دارد و پر از تصویرها و رنگهاست (آشوری ،19:1371)و بعضی دیگر ، شعر او را شعر هایکوهای به هم پیوسته وتصاویر تقطیع شده میدانند ومعتقدند شعر او صمیمیتی خنثی و بی بو و بی خاصیت دارد وبر آن یکپارچگی کامل حاکم نیست (براهنی ، 1371 : 309-305)
2-3-1-4 هنجار گریزی نحوی
گریز از قواعد حاکم بر نحو زبان هنجار را هنجار گریزی نحوی می گویند .شاعر با جابه جا کردن سازه های متشکل دهندۀ حمله و برهم زدن آرایش هنجار ، زبان خود را نسبت به زبان هنجار برجسته می سازد.اما آرایش سازه ها در زبان فارسی کم وبیش آزاد است واگرچه ساخت غالب در این زبان ساخت فاعل ، مفعول –فعل است ، در بسیاری از موارد حتی در زبان معیار نیز این ساخت برهم می ریزد ، گاه متمم پیش رانده می شود . گاه فعل در ابتدای جمله وقبل از فاعل می آید…این موارد بالطبع در زبان ادبی به خصوص زبان شعر والبته در بسیاری از موارد به ضروریات وزنی دیده می شود و چون به این لحاظ عاملی بی نشان است ، نمی توان آن راجزء خصیصه های سبکی شاعر به حساب آورد در شعر سپهری نیز هنجارگریزی نحوی ناشی از ضروریات وزنی بسیارند .
برای نمونه :
ببین همیشه خراشی است روی صورت احساس
همیشه چیزی ، انگار هوشیاری خواب
به نرمی قدم مرگ می رسد از پشت
(سپهری ، 302:1385)
اما دربرخی موارد هنجار گریزی های نحوی ویژگی های خاصی دارند که در زبان معیار اساساً دیده نمی شوند و در میان هنجار گریزی های نحوی نشان دار به حساب می آیند و می توان آنها را از جمله خصیصه های سبکی شاعر محسوب کرد از آن جمله :
الف) جابه جایی مضاف ومضاف الیه
نه به آبی ها دل خواهم بست
نه به دریا پر یانی که سراز آب به در می آرند .
(پشت دریاها)
مرگ تصویری نمی افتد در این مرداب
(گل آیینه)
ب)جابه جایی صفت وموصوف
پریان می رقصند
و آبی جامه هاشان بارنگ افق پیوسته بود
(پشت دریا)
پ)کاربرد فعل لازم یا مفعول مستقیم
من تورا زیستم ، شتاب دور دست .
(آوای گیاه )
ومن در صدای شکفتن او
لحظه لحظه خودم را می مردم
(نیلوفر )
افعال « زیستن » و «مردن» افعال لازم هستند که بامفعول مستقیم « تو» و « خودم » به کاربرده شده اند.

2-3-1-5 هنجارگریزی آوایی
در این نوع هنجار گریزی شاعر صورتهای آوایی از واژگان را به کار می برد که در زبان های هنجار متداول نیستند . هنجار گریزی آوایی نیز در بسیارازموارد از مقتصیات وزنی ناشی می شود.
همره آب شتابان می دویدم مست زیبایی
(گل آیینه )
اندوهی خم شده ، فراز شط نور
چشم من در آب می بیند مرا
(همان )

2-3-1-6 هنجارگریزی سبکی
هنجار گریزی سبکی به مواردی اطلاق می شود که شاعر از معیارهای گونۀ نوشتاری رایج تخطی کند و از واژگان و یا ساخت های نحوی گفتار استفاده کند ، این گونه از هنجار گریزی از جمله خصیصه های سبکی شعر سپهری محسوب نمی شود و تقریباً هیچ موردی از هنجار گریزی سبکی در مجموعۀ هشت کتاب به چشم نمی خورد .
اما در اشعار فروغ فرخزاد نمودی دارد .

علی کوچیکه /علی بونه گیر /نصف شب از خواب پرید /چشماشو هی مالید با دس /سه چار خمیازه کشید/
(به علی گفت مادرش روزی )
فروغ فرخزاد

2-3-1-7 هنجارگریزی گویشی
گاهی ممکن است که شاعر واژگانی از دیگر گونه های جغرافیایی زبان به کار گیرد که در آثار سپهری نمودی ندارد .
برای روشن شدن مطلب نمونه ای از شاعر دیگر می آوریم .
ماه می تابد ، رود است آرام
بر شاخۀ اوجا ، تیرنگ
دم بیاویخته ، درخواب فرو رفته ، ولی درآیش
کار شب پا نه هنوز است تمام
نیما یوشیج
اوجادر معنی درخت نارون قرمز و تیر نگ به معنی قر قاول و آیش به معنی کشتگاه و شب پا در معنی نگهبان مزرعۀ برنج آمده.
2-3-1-8 هنجار گریزی نوشتاری
هنجار گریزی نوشتاری یعنی به کار بردن شیوه ای نامأنوس در نوشتن واژه یا واژگان، بی تردید تغییر شیوه نگارش واژه، تغییری در تلفظ واژه به وجود نمی آورد که سپهری از این ابزار در اشعار خود استفاده نکرده .
مانند
رفتم
در انتهای جاده نگاهی کردم
او بود
از روی نرده
خم شده
روی
ر و د ( حمید مصدق )
در این نمونه می بینیم که شاعر چگونه از هنجار گریزی نوشتاری سود برده است و واژۀ «رود » چنان نوشته شده است که وضع خم شدن « او » را روی رود نشان دهد .که مفهومی ثانوی را بر مفهوم اصلی واژه می افزاید .

فصل سوم
عادت ستیزی و هنجارشکنی در اشعار سهراب سپهری

3-1- عادت ستیزی در هشت کتاب سهراب سپهری
با بررسی اندیشه سهراب در می یابیم که او به بیرون از ذهن و ضمیر خود به طبیعت و جزءجزء هستی توجه دارد و آن را همان گونه که هست می پذیرد و آن را کمال یافته می داند. او در برابر قانون طبیعت تسلیم و بر این باور است که هر چه در این مجموعه است نه تنها وجودش ضروری و حتمی است که زیبا و شایسته است. او حتّی نمی خواهد « پلنگ از در خلقت برود بیرون» و نمی خواهد « مگس از سر انگشت طبیعت بپرد» و می داند « اگرم کرم نبود ، زندگی چیزی کم داشت.»
ملاحظه می شود که سهراب در راستای اندیشه نو و تر و تازه خود ، همواره در پی نگاه تازه و عادت ستیز به اشیا و اطراف خود است تا بهتر به حقیقت دست یابد.وی با شکستن بت های ذهنی ، مخاطبان را به سمت حقایق و ارزش های راستین راهنمایی می کند.اموری که به صورت خودکار نزد مردم ، مهم و محترم شمرده می شود در ذهن آن ها به بت هایی تبدیل می شود که مانع دید درست واقعیات می شود. سهراب با معکوس کردن سلسله مراتب ارزش از این بت های ذهنی ، تقدس زدایی کرده ، ذهن مردم را از قیودی که کورکورانه پذیرفته بودند ، آزاد می سازد.از آن جا که ریشه و منشأ هنجارگریزی زبانی و زمانی سهراب ، ذهن و فکر عادت ستیز اوست لذا ضروری است که پیش از پرداختن به هنجارگریزی در اشعار سهراب ، مصادیق عادت ستیزی در اشعار او را ذکر نماییم. عادت ستیزی در اندیشه سهراب ، ویژگی هایی دارد که در ذیل به برخی از آن ها اشاره می شود.
تر و تازه بودن و از غبار عادت ها پرهیز کردن
-غبار عادت پیوسته در مسیر تماشاست
همیشه با نفس تازه راه باید رفت.
(سپهری،1385 : 314)
سهراب نگاه همراه با پیشداوری را به شوره زار و اندیشه موروثی را به پیچک تشبیه می کند :
-بیایید از شوره زار خوب و بد برویم.
(همان : 174)
– ستون های مهتابی ما را پیچک اندیشه فرو بلعیده است.
(همان : 210)
یکی دیگر از معیارهای «دیدن» ، عاشقانه نگریستن است :
-هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود.
(همان :391)
-پارسایی است در آن جا که ترا خواهد گفت :
بهترین چیز رسیدن به نگاهی است
که از حادثه عشق تر است.
(همان : 272)
برای بهتر دیدن باید نوع نگرش را عوض کرد :
-من نمی دانم که چرا می گویند اسب حیوان نجیبی است ، کبوتر زیباست
و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید
(همان : 292)
فرزند زمان خویش بودن و عدم توجه به گذشته ، شرط مهمی در راه شناخت است. سپهری شاعر زمان و مکان خود است.(شمیسا ،1376 : 90)
-زندگی آبتنی کردن در حوضچه اکنون است
(سپهری،1385 : 292)
-پشت سر نیست فضایی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی هنجارگریزی، هنجارگریزی معنایی، سهراب سپهری، شفیعی کدکنی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی هنجارگریزی، ابوسعید ابوالخیر، ادبیات عرفانی