پایان نامه با کلمات کلیدی نمونهبرداري، بررسي، محوطههاي

دانلود پایان نامه ارشد

عبارتي چه حجمي از نمونه را ميتوان انتخاب کرد که پاسخگوي سؤال تحقيق باشد.

3-11-3-4-اندازه، شکل و جهت محوطه
وقتي هدف از بررسي کشف محوطهها باشد، اندازه و شکل محوطه ميتواند تأثير قابل ملاحظهاي در احتمال کشف آنها داشته باشد. محوطهها ميتوانند اشکال مختلفي نظير دايره، بيضي، خطي، L شکل و يا هر شکل ديگري داشته باشندکه با فرمولهاي ساده رياضي ميتوان احتمال کشف آنها را برآورد کرد اما علاوه بر شکل، اندازه محوطه و فضاي الگوهاي جستجو مانند پهناي برشهاي عرضي و … نيز ميتواند در احتمال کشف آنها تأثير بگذارد(ساندسترم14، 1993: 96-91).

به عنوان مثال اگر محوطه مورد بررسي بيضي شکل باشد، احتمال کشف ان با فرمول زير برآورد ميشود:

در اين فرمولP احتمال کشف محوطههايي با محيطي به اندازه s است که در ميان برشهاي عرضي يا فضاهايي با پهناي d قرار گرفتهاند.محيط بيضي با فرمول زير محاسبه ميشود:

که در اين فرمول a و b قطرهاي بيضي هستند و ميتوان احتمال کشف محوطههاي بيضي شکل دا در فرمول زير خلاصه کرد(همان).

البته اين مطلب را نيز بايد اضافه کرد که احتمال کشف بسياري از محوطهها را با اين فرمول ميتوان برآورد کرد زيرا بسياري از محوطههاي گسترده و کشيده که شکل خطي دارند و يا حتي شکل چندان منظمي ندارند را با توجه به ابعاد آنها ميتوان به صورت يک بيضي در نظر گرفت و احتمال کشف آنها را با اين فرمول برآورد کرد.
مثال: فرض کنيد ميخواهيم بدانيم در بررسي يک منطقه بزرگ با احتمال چند درصد ميتوانيم تمام محوطههاي بيضي شکل با قطرهاي 2و 4 متر در برشهاي عرضي با پهناي 7 متر بهدست آوريم؟

b=4 d=7 a=2

بنابر فرمول با احتمال 90/0 ميتوانيم تمام محوطههاي بيضي شکل با قطر 2 و 4 متر در ميان برشهاي عرضي با پهناي 7 متر را بيابيم.
مثال: فرض کنيد در نظر داريم با 100/0 احتمال تمام محوطههاي بيضي شکل با قطر تقريبي 5 و 3 متر را تعيين کنيم براي اين منظور پهناي برشهاي عرضي را چند متر درنظر بگيريم؟
a

اين بدان معني است که براي کشف تمام محوطههاي باستاني بيضي شکل با قطر تقريبي 3 و 5 متر لازم است که پهناي برشهاي عرضي را 66/11 متر در نظر بگيريم.
همانطور که پيش از اين گفته شد علاوه بر محوطههاي که بيضي شکلاند و يا ميتوان با فرمول بيضي احتمال کشف آنها را برآورد کرد، محوطههاي ديگري هستند که دايرهاي شکل و يا خطياندکه براي احتمال کشف آنها نيزميتوان رياضي سادهاي مشابه با حالت قبل طراحي کرد.به اين صورت که اگر محوطه مدور باشد احتمال کشف آن از فرمول زير محاسبه ميشود:

P=
در اين فرمول r شعاع محوطه مدور است.
براي محوطههاي خطي نيز ميتوان از فرمول زير استفاده کرد:

که در آن L طول محوطه است(همان).
مثال: فرض کنيد هدف از بررسي يک منطقه تعيين محوطههاي مدور با قطر 8 متر در يک منطقه باستاني باشد، ميخواهيم بدانيم پهناي برشهاي عرضي را چند متر در نظر بگيريم تا با احتمال 100/0 تمام اين محوطهها را بيابيم.
براي اين منظور کافيست از فرمول احتمال کشف محوطههاي مدور استفاده کنيم اما بايد توجه کرد که در اين فرمول به جاي قطر محوطه ما بايد شعاع محوطه يا به عبارت ديگر نصف قطر را در فرمول قرار دهيم
به اين صورت:
4 =r ، 100/0 P= 8 R=
P=d= d=

کافيست پهناي هر نوار عرضي را 8 متر در نظر بگيريم.

3-11-3-5-انواع شکل و جهت واحدها
براي بررسي پراکندگي دادهها در محوطههاي باستاني لازم است که از يک چارچوب و يا قالب نمونهبرداري مناسب استفاده کنيم، اين کار مستلزم تقسيمبندي فضاي مورد بررسي است. باستانشناسان روشهاي مختلفي براي تقسيمبندي فضا يا سطح محوطه دارند که اين روشها در حالت کلي شامل تقسيمبندي فضا به دو دسته واحدهاي فضايي هندسي و غيرهندسي است. واحدهاي فضايي هندسي ميتوانند شکلهاي هندسي مختلفي مانند مثلث، شش گوش، مربع، نقطه و يا به هر شکل ديگري باشند اما متداولترين واحدهاي هندسي شبکه بنديهاي مربعي و برشهاي عرضي هستند.
برشهاي عرضي شبکههاي مستطيلي بلند و باريکي هستند که تمام فضاي مورد بررسي را پوشش ميدهند و امکان بررسي پياده و يا نمونهبرداري در بين اين نوارها براي بررسي کننده وجود دارد. به اين صورت که با توجه به سؤال مورد پژوهش، نوع نمونهبرداري و حجم نمونه به انتخاب و مطالعه تعدادي از اين نوارها پرداخت(بانينگ15، 2002: 90-89).
در حالت کلي متداولترين روش مورد استفاده براي تقسيمبندي فضايي واحدها، شبکهبنديهاي مربعي هستند.به اينصورت که تمام سطح محوطه را با واحدهاي مربعي با اندازه يکسان مي پوشانند و با توجه به حجم نمونه و روش نمونهبرداري تعدادي از مربعات به تصادف انتخاب ميشوند.
استفاده از هر کدام از اين روشها مزاياي نسبت به ديگر روشها دارد. نيکنامي در مقالهاي با عنوان ” ارائه مدل براي تخمين و سنجش بسندگي اندازه نمونه و انتخاب اشکال بهينه در استراتژي بررسيهاي ميداني” مزاياي هر کدام از اين روشها را چنين جمعبندي کردهاند(نيکنامي، 2004: 54-56).
3-11-3-6-مزاياي استفاده از برشهاي عرضي
– از نظر پوشش فرضيهاي برشها يا نوارهاي موازي پوشش بيشتري نسبت به مربعات ايجاد ميکنند و به همين خاطر انتظار ميرود درصد احتمال کشف اثار و محوطه در آنها بيشتر باشد.
– نوارها فواصل بيشتري را پوشش داده و طراحي و انجام آنها نيز سادهتر است.
– شکلهاي مورد نظر که روي چشم انداز گسترده ميشوند به آساني تراکم آثار را مورد مشاهده و سنجش قرار داده و همچنين با ميزان زيادي از عناصر چشم انداز و عوارض زميني برخورد مينمايند و در اين اشکال تخمين پارامترهاي موردنظر و تخمين تغيير پذيري محوطهها بهتر امکانپذير است.
– در جايي که هدف پروژه مطالعات منطقهاي است نوارها به دليل داشتن لبهها و حواشي طولاني احتمال برخورد با محوطهها و احتمال بهدست آوردن اطلاعات بيشتر را افزايش ميدهد.
3-11-3-7-مزاياي استفاده از شبکهبنديهاي مربعي
– مربعات داراي لبهاي به اندازه دو برابر نوارها هستند بنابرين وسعت منطقه نمونهبرداري با اين روش نسبت به نوارها بيشتر است.
– پوشش فرضيهاي و تأثير اشتباهات حاشيه در مربعات کمتر از برشهاي موازي است.
– خطاي نمونهبرداري در مربعات معمولا کمتر از اشکال ديگر است.

2-11-4-طرح نمونه
بعد از تعيين چارچوب نمونهبرداري نوبت به طرح نمونه ميرسد. طرح نمونه روشي است که به تعيين تعداد واحدهاي نمونهاي و چگونگي انجام اين کار ميپردازد. روشهاي مختلفي براي نمونهبرداري وجود دارد اما بهترين روش نمونهبرداري، روشي است به صورت تصادفي انتخاب شده، کمترين خطا و بيشترين درصد اطمينان را داشته باشد بنابراين بهترين روش استفاده ازيکي روشهاي نمونهبرداري آماري پنجگانهاي است که در فصل پيش بهطور کامل توضيح دادهشدند و در بررسي محوطههاي باستاني ميتوانند مورد استفاده قرار گيرند. اين روشها شامل موارد زيرند:
– نمونهبرداري تصادفي ساده
– نمونهبرداري سيستماتيک
– نمونهبرداري با احتمال متغيير
– نمونهبرداري با طبقهبندي
– نمونهبرداري خوشهاي
البته موضوعي که در رابطه با طرح نمونه علاوه بر دقت نمونهبرداري بايستي در نظر گرفته شود مسئله هزينه واحدهاي بررسي و مساحت و گستردگي محوطهها است. همانطور که پيش از اين گفته شد تقسيم بندي جامعه به واحدهاي کوچک معمولا بهتر از واحدهاي بزرگ است زيرا در اين حالت از وقوع پيشامدهاي تصادفي در نمونه جلوگيري ميشود علاوه بر اين احتمال کشف محوطهها در اين حالت بسيار بيشتر و دقت نمونهبرداري بالاتر است اما مسئلهاي که در اين رابطه وجود دارد و به هيچوجه قابل چشمپوشي نيست، مسئله هزينهي بررسي واحدهاي نمونهاي است. در بررسيهاي که جامعه به نمونههاي کوچکتري تقسيم ميشود معمولا هزينه بررسي بسيار بيشتر از زماني است که همان جامعه به واحدهاي بزرگتري تقسيمبندي ميشود علاوه بر اين در بعضي از روشهاي نمونهبرداري ميداني هزينه رفت و آمد و نقل و انتقال از واحدي به واحد ديگر از نمونه بسيار بيشتر از هزينه مطالعه کل جامعه است. بنابرين در بررسي واحدها و انتخاب روش نمونهبرداري توجه به هزينه در کنار دقت روش نمونهبرداري در بررسي محوطههاي باستاني ضروري است.
3-11-5-محوطه يا منطقه
موضوع ديگري که هم در استراتژي نمونهبرداري و هم در طرح نمونه بايد به آن توجه کرد، پرداختن به مفهوم گستره و محل بررسي است. پيش از کار نمونهبرداري مهم است مشخص کنيم که سؤالهاي پژوهشمان چه محدودهاي را در بر ميگيرد، از چه گسترهاي ميخواهيم دست به انتخاب واحدهاي نمونهاي بزنيم و چه روش نمونهبرداري براي انتخاب تصادفي واحدها مناسبتر است؟ مسئلهاي که در اين رابطه وجود دارد اين است که باستانشناسان روي تعريف دقيقي براي منطقه و يا محوطه مورد مطالعه توافقنظر ندارند. بعضي باستانشناسان براي تعريف محوطه و يا منطقه از واحدهاي کيلومتر، هکتار و غيره استفاده ميکنند، عدهاي محوطه را کوچکترين واحد فضايي ميدانند که داراي دادههاي باستاني است؛ عدهاي ديگر حضور 5 دست ساخت در هر متر مربع را معرف يک محوطه ميدانند بنابرين براي جلوگيري از آشفتگي و براي نشان دادن کاربرد روشهاي نمونهبرداري در بررسيهاي نمونهبرداري در اين فصل از از دو اصطلاح که پيش از اين توسط ارتن16 (2000) مطرح شده، استفاده ميکنيم.
– بررسيهاي بزرگ مقياس
– بررسيهاي کوچک مقياس
در اين فصل منظور از بررسيهاي بزرگ مقياس، بررسي مناطق و گسترههاي بزرگ است که معمولا داراي تنوع جغرافياي وآب و هوايي، پوشش گياهي و… است.در مقابل بررسي کوچک مقياس شامل بررسي تپه،محدودهاي بسيار کوچکي و بدون تنوع جغرافياي است.
3-12-نمونه موردي کاربرد نمونهبرداري بزرگ مقياس (منطقهاي): بررسي بخش مرکزي آبدانان
موضوعي که دربحث نمونهبرداري منطقهاي بسيار مهم است، انتخاب کارآمدترين روش با مناسبترين حجم نمونه است، به طوري که بتوان با صرف کمترين هزينه مالي و زماني معقولترين نتيجه را بهدست آورد. به همين دليل و براي آشنايي با نحوه استفاده از اين روشها در بخش زيربه صورت موردي به بررسي بخش مرکزي شهرستان آبدانان در استان ايلام پرداخته خواهد شد.
3-12-1-بررسي بخش مرکزي شهرستان آبدانان
3-12-1-1-شهرستان آبدانان
شهرستان آبدانان در جنوب شرقي استان ايلام بين مدارهاي ´9 ? 31 تا ´9 ? 32 عرض شمالي از خط استوا و ´59 ? 47 تا ´20 ? 47 طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است. اين شهرستان از شمال به شهرستان دره شهر، از جنوب و غرب به شهرستان دهلران و از شرق به استان هاي خوزستان و لرستان محدود مي شود. کل وسعت شهرستان آبدانان 2617 کيلومتر مربع است که در مجموع 2/6 درصد وسعت استان را در بر مي گيرد. مرکز شهرستان، شهر آبدانان است که بين چين خوردگي هاي منظم و مارني مابين رشته کوه کبيرکوه و دينارکوه، در شمال غربي شهرستان قرار گرفته است.
شهر آبدانان در طول جغرافيايي ´28 ? 47 دقيق و عرض جغرافيايي ´57 ? 32 دقيقه قرار گرفته است. فاصله اين شهر با مرکز استان 181 کيلومتر و با پايتخت 725 کيلومتر است. ( سلاورزي زاده، 1381: 91). از نظر توپوگرافي محدود جغرافيايي شهرستان آبدانان يک پهنهي کوهستاني است که در محدوده زاگرس چين خورده و در ميان رشته کوه کبيرکوه در شمال و دينارکوه، سياه کوه و دالپري در غرب و جنوب غربي که همگي مثل ديگر رشته کوههاي زاگرس داراي جهت شمال غربي ـ جنوب شرقي ميباشند، قرار دارند. محدوده آبدانان از نظر ناهمواريها، واسط بين دو قسمت کوهستاني و دشتهاي هموار استان ايلام مي باشد زيرا از دو قسمت کوهستاني و دشت تشکيل شده است. نواحي شمال، شمالغربي و غرب کوهستاني است و دشت هاي کم وسعتي چون آبدانان در اين قسمت قرار دارند که از رسوبات ناشي از آبرفت هاي دوران چهارم تشکيل شده و شهر آبدانان ( مرکز شهرستان) نيز در اين محدوده قرار گرفته است. نواحي شرقي، جنوبشرقي منطقه آبدانان هموار مي باشد و دشت هاي وسيعي چون کلات مورموري را در بر مي گيردکه بلافاصله به جلگه خوزستان وصل مي شوند.
3-12-1-2-شهر آبدانان
هستهي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی عوامل بازدارنده، سلسله مراتب، عوامل خطر Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی دوره قاجار