پایان نامه با کلمات کلیدی نمایشنامه، شعر فارسی، انقلاب مشروطه

دانلود پایان نامه ارشد

می دهد؟ تغییر طرز کار یعنی چه و طرز کار نو چه فرقی با طرز کار قدیم دارد ؟
11. زبان نمایشی چیست و ویژگی های آن کدامست و برای چه رسانه هایی قابل استفاده است؟
12. در شعر نمایشی چرا باید وزن عروضی متقارن را کنار گذاشت و چه چیزی باید به جای وزن گذاشت؟
13. آثار نیما چه گونه اند آیا گونه های مختلفی دارند؟
14. آیا افسانه واقعن نمایشنامه است؟ چه نسبتی با نمایشنامه دارد؟
15. عناصر شعر نمایشی چیست؟ و چه طور باید از آن ها استفاده کرد؟
این پرسش‌ها و پرسش‌های بسیار دیگری در آغاز این پژوهش مطرح بود اما با راهنمایی استاد راهنما گستره‌ی این پرسش ها را محدود کردیم و بعضی از آن ها را با تاکید بیشتری تر مطرح نمودیم. به این ترتیب پرسش‌های اصلی پژوهش در فهرست زیر گرد آمد.
پرسش‌های اصلی
1. وضعیت شعر ایران، در عصر نیما چگونه بود و چرا نیما به بنیانگزاری زبان نمایشی پرداخت؟
2. ویژگی های زبان نمایشی بر اساس آرای نیما در آثار نظری او چیست؟
3. آیا آن ویژگی ها واقعن در آثار او تحقق یافته است؟ این ویژگی ها در عمل چه شکلی پیدا می کنند.

فصل دوم: پیشینه‌ی شعر فارسی از آغاز تا زمان نیما

1. پیدایش شعر عروضی در ایران
در ایران قبل از اسلام چیزی به نام شعر عروضی وجود نداشت. بلکه دو گونه شعر بومی و متداول ایرانیان در آن زمان «ترانه» و «شعر عامیانه» بودند.( طبیب زاده 1387: 28) ترانه ها، اشعاری با وزن های هجایی بودند که خنیاگران همزمان با نواختن ساز آن ها را می خواندند.پس از فتح ایران تا اواسط قرن سوم همه ی شاعران ایرانی اشعار خود را به زبان عربی می سرودند. تا اینکه پس از فتح هرات به دست یعقوب عده ای از شعرا گرد او جمع آمدند و مطابق معمول زمانه با اشعاری به زبان عربی به مدح وی پرداختند. یعقوب که عربی نمی دانست آن جمله ی معروف را بر زبان آورد که: « چیزی که اندر نیابم چرا باید گفت؟» محمد بن وصیف دبیر رسایل معروف که در آن جمع حضور داشت بلافاصله میانه را گرفت و فی البداهه شعری عروضی به زبان فارسی و با مطلع زیر در مدح یعقوب گفت:
ای امیری که امیران جهان خاصه و عام
بنده و چاکر و مولای سکانند و غلام
ازسویی ایرانیان می خواستند با حفظ زبان خود استقلال فرهنگی و ملی شان را در مقابل اعراب حفظ کنند و ادبیات خودشان را تنها محدود به شعر عربی نکنند اما از سوی دیگر هیچ کدام از دو گونه شعر بومی آن ها برای فضای رسمی دربارها مناسب نبودند. شعرهای عامیانه به دلیل داشتن مفاهیم عامیانه و فکاهی و ترانه ها به خاطر همراه بودنشان با موسیقی که از نظر اسلام مجاز نبود.
«لازار معتقد است شعر عروضی را شاعران دو زبانه ای به وجود آوردند که از یک سو با سنت های شفاهی شعر فارسی _ یعنی شعر عامیانه و ترانه _ آشنایی داشتند، و از سوی دیگر دستی در شعر عرب داشتند. لازار تصریح می کند که شعر عروضی فارسی از حیث صورت و مضمون، هم تحت تأثیر سنت های شفاهی ایران بوده و هم تحت تأثیر شعر عروضی عرب. یکی از مهم ترین کارهای نخستین شعرای عروضی سرای فارسی در زمینه ی وزن این بوده است که بر اساس پایه ها و شطرهای اشعار تکیه ای- هجایی عامیانه که گوش فارسی زبانان بدان عادت داشته است، پایه های شعر عروضی فارسی را به وجود آوردند تا بدین ترتیب شعر جدید چندان هم به گوش فارسی زبانان بیگانه و ناآشنا نیاید.» ( طبیب زاده، 1387: 28)
به هر حال شاعران ایرانی با مرارت بسیار در قرن سوم هجری شعر جدیدی را در زبان فارسی تاسیس کردند که با سرعتی فوق العاده به اصلی ترین رسانه در تمام مجامع رسمی آن روزگار تبدیل شد و در سیر تحول و تطور خود قرار گرفت. این شعر با قوه ای قاهر جانشین تمام قالب های قبلی شد و حتی تا روزگار ما پایید. شعر عروضی آن قدر برای ایرانیان عمده شد که شاعران در جانب داری اش راه افراط رفتند و نمونه هایی از افراطی گری در گرایش به شعر عروضی فارسی را می توانیم در مخالفت های شدیدی که با نیما و سایر نوجویان در عالم شعر شد ببینیم. اما جالب آن است که اگر کسی به تاریخ شکل گیری این شعر نگاه کند متوجه می شود که هرچند بسیار عمده، سابقه مند و چون درختی تناور است، اما همین شعر هم سرانجام روزی تاسیس شده و تغییر و تحولات مهمی را پشت سر گذاشته و قالب های قدیم تر را کنار زده است؛ پس چرا نباید خودش هم مشمول این قاعده شود که روزگاری نوبت را به تاسیس شعری دیگر بدهد و کنار رود. مطالعه در احوال به وجود آمدن این شعر می تواند در تغییر نگاه ما به شعر آزاد نیمایی و کلن در تغییر نگاه ما به شعر بسیار موثر باشد.

2. ادبیات ایران در دوره مشروطه
1.نثر
از قرن هشتم به بعد دوره ی «انحطاط ادبی» در ایران آغاز شد و تا اوایل قرن سیزدهم قمری ادامه یافت. در اوایل قرن هشتم به قول ادوارد براون «نخستین مفسد بزرگ زبان» فارسی، یعنی وصاف الحضره کتاب خود، تاریخ وصاف را نوشت. وصاف تا توانسته در این کتاب لفاظی و سجع پردازی کرده و کلمات عربی و ترکی مغولی به کار برده است و در این راه به قدری افراط ورزیده است که خواننده ی غیر متخصص فارسی زبان از آن نمی تواند بهره گیرد. شماری از نویسندگان سده های هشتم به بعد،‌ به ویژه در تاریخ نگاری، از وصاف الحضره تقلید کردند که آخرین آن ها میرزا مهدی خان استرآبادی، منشی نادرشاه افشار و مولف دو کتاب جهانگشای نادری و دره ی نادره است. این گرایش یعنی دشوار و پیچیده نویسی تا اواسط قرن سیزدهم قمری ادامه یافت و منشیان درباری می کوشیدند تا در مغلق نویسی گوی سبقت را از دیگران بربایند.(رحیمیان، 1390 : 5)
اما قائم مقام فراهانی با ساده نویسی این شیوه را کنار گذاشت و سرمشق نجات نثر جدید از بیماری های سبک قدیم شد. نویسندگان پس از قائم مقام کم و بیش از سبک او تاثیر گرفتند، روزنامه ها پیدا شدند با نثری که نسبتا ساده بود. و وقوع انقلاب مشروطه نیز باعث چیرگی بیشتر سبک ساده بر سبک منشیانه شد. نثری ساده و قابل فهم برای عامه ی مردم رایج شد.
ترجمه هم سرآغازی بود برای تغییرات جدی تر در آینده ی نثر فارسی. «اولین ترجمه ها هنوز تاثیراتی از نثر منشیانه داشتند و به شعر و کلمات قصار آراسته می شدند. مثلن میرزا عبداللطیف طسوجی هزار و یکشب را ترجمه کرد ولی آن را به سروش اصفهانی داد تا اشعاری بر آن بگذارد که کتاب فخیم تر گردد.» (لنگرودی، 1384 : 30)
اما در زمانی اندک ترجمه ها دقیق تر شدند تا بهتر بتوانند با مخاطبشان ارتباط برقرار کنند چرا که اولین ترجمه ها داستان ها و رمان های عامه پسند یا عشقی بودند مانند سفرهای گالیور، روبنسون کروزو، سه تفنگدار، بوسه عذرا، لویی چهاردهم، لویی پانزدهم، ژیل بلاس که مخاطب عام داشتند و این مخاطب از پیچیدگی های نثر منشیانه سردر نمی آورد.
وقتی ناصر الدین شاه از سفرهایش به فرانسه بازگشت مزین الدوله را مامور کرد که در تالار دارالفنون نمایش برپا کند و از همین نقطه نمایش و نمایشنامه نویسی هم در ایران آغاز شد. نمایش – که گفتگوی صرف بود- به زبان محاوره و روزمره نیاز داشت. پس نهضت ترجمه ی روان و اجرای نمایش، نهضت ساده نویسی را از پی آورد و ادبیات مردمی گامی دیگر به طرف رسمی شدن پیش رفت.
اولین ارتباط ایرانیان با تئاتر به شیوه ی غربی اولین ترجمه ها از نمایشنامه ها بوده که طبق معمول در ابتدای کار منظوم بودند. میرزا حبیب اصفهانی ترجمه ی منظوم آثار مولیر را انجام داد و پس از او اولین ایرانی ای که نمایشنامه نوشت آخوندزاده بود. او نمایشنامه هایش را به زبان ترکی آذری نوشت اما در همان زمان حیاتش تمام نمایشنامه‌ها را قراچه داغی به فارسی ترجمه می‌کرد. هم زمان با او میرزاآقا تبریزی در ایران شروع به نمایشنامه نویسی و این بار به زبان فارسی کرد. مضمون تمام این نمایشنامه ها اجتماعی و تحت تاثیر کمدی های رئالیسیتی و انتقادی فرانسوی بود. ( رک. آرین پور ج1، 343:1372)
اولین داستان ها و رمان های ایرانی را نیز آخوندزاده با داستان «ستارگان فریب خورده» آغاز کرد و بلافاصله پس از او رمان نویسی تاریخی در میان نویسندگان ایرانی رایج شد اما اکثر قریب به اتفاق آن رمان ها از نظر ادبی ارزشی نداشتند. درادامه هم رمان فارسی با ارزشی منتشر نشد تا اینکه در دوره های آینده، جمال زاده و هدایت آمدند و داستان نویسی جدی فارسی را با داستان کوتاه کلید زدند. (رک. میرعابدینی، 20:1387)
روشنگری مضمونی و اجتماعی با طالبوف و زین العابدین مراغه ای اتفاق افتاد. این دو با نثر ساده و مضمون اجتماعی- انتقادی آثار خود در بیداری ایرانیان و تغییر ادبیات فارسی نقش بسیار جدی داشتند.

2. شعر
در مورد شعر هم حرکت به سمت تجدد بسیار تدریجی بود. «حتی خوش فکر ترین و روشن بین ترین شاعران ایران مانند یغمای جندقی، میرزاابوالقاسم فراهانی و شیبانی قادر به در هم ریختن نظام سنتی و بنیان نهادن نظام شعر جدید نبودند. این واقعه دو علت داشت: یک، به سبب حرمت نظام ازلی –ابدی شعر فارسی که ملکه اذهان و وجدان جمعی شاعران شده بود؛ دو، به سبب عدم تحرک اجتماعی یک قرنه و فلج شدن اندیشه و خیال شعردوستان و شاعران، که در صورت تخریب شعر سنتی، قادر به تأسیس نظام جدید شعر نبودند.» (لنگرودی، 1385: 35)
اتفاقات پیرامونی انقلاب مشروطه که مشارکت فعال مردم بود سبب تولید تعداد بسیار زیادی از اشعار با کلمات مردم کوچه و بازار شد و در ادبیات جدی تر هم باعث شد شاعران خواه ناخواه به مضامین اجتماعی در شعرشان بیشتر اهمیت دهند و از لب و زلف یار فارغ شوند.
در تب و تاب مشروطه به علت فعال بودن تبریز در این انقلاب، اشعار ترکی شاعران ترک زبان به فارسی ترجمه می شد. و شاعران ترکیه و آذربایجان که زودتر به هنجارشکنی و شعر نو در زبانشان رو آورده بودند به ایرانیان معرفی شدند.
روی آوردن شاعران به زبان مردم درگیر انقلاب مشروطه آغاز کار بود. آن ها به شعر کوچه و بازار روی آوردند و سبکی جدید ایجاد شد از ترکیب زیبایی شناسی شعر عوامانه و شعر سنتی ایران.
در آن زمان رویکرد عمده ی شعر رسمی ایران به سبک بازگشت بود. سبکی که معتقد به لفظ و قالب و فنون بلاغت ادبی بود و کلمات و حتی تشبیهات جدید را در شعر راه نمی داد. هدف این سبک احیای دوره های درخشان گذشته در شعر فارسی بود. میان این دو رویکرد کاملن متخاصم مبارزه ای تمام عیار اتفاق افتاد. جو انقلابی غلبه را به شعر اول داد و سرانجام همه ی شاعران مطرح مجبور شدند در شعر ساده هم قلم بزنند. بزرگترین شاعران زمانه ، شعرشان تلفیقی از هر دو سبک شد: عارف، ایرج، عشقی، بهار، لاهوتی. (لنگرودی، 1384 : 37)
شاعرانی مثل ایرج میرزا وعارف با شعر اجتماعی و ساده ی خود به تغییرات شعر ایران که از اشعار عامیانه شروع شده بود رسمیت دادند.
دو چیز منبع شعر مشروطه بود: 1. شعر کوچه و بازار 2. شعر ترکی، نسیم شمال اشعار صابر، شاعر اجتماعی آذربایجان را ترجمه می کرد که شعرهایی تحت تاثیر شعر عوام و شعر اروپا، مخصوصن فرانسه بود.

این اتفاقات منجر به پیدا شدن نسلی از شاعران روزنامه نگار که در شعرشان رویکرد کاملن سیاسی و اجتماعی داشتند شد. صور اسرافیل، دهخدا و نسیم شمال شعرهایی غالبن طنز و سیاسی و با ادبیاتی بسیار ساده سرودند. هر سه نفر خواننده ی روزنامه های آذربایجان و ترکیه بودند و از آن ها تاثیر می پذیرفتند. (رک. آرین پور ج2 ، 1372 : 65)
ملک الشعرای بهار در این تدریج تاریخی نقش مهمی داشت. او در دوره های اولیه شعر خود بسیار ارادتمند شعر قدیم بود. اما چون مردی سیاسی بود در واکنش به اتفاقات سیاسی که در کشور می افتاد مجبور می شد کلمه های تازه و مضمون های تازه را وارد شعر خودش کند. اما در نهایت او شاعری سنت گرا بود و می توان گفت با جنبش های نو در شعر مخالف بود و مجموعه فعالیت او باعث مقاومت شعر فارسی در مقابل تغییر بود. او با تغییر در مقیاس بسیار اندک، موافق بود.
لاهوتی، تقی رفعت، شمس کسمایی و جعفر خامنه ای کسانی بودند که قبل از نیما یوشیج دست به تجربه تغییرات جدی در شعر فارسی زدند.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی نمایشنامه، نیما یوشیج، میرزاده عشقی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی زبان فرانسه، شعر فارسی، نیما یوشیج