پایان نامه با کلمات کلیدی نماز جمعه، غیاث الدین، شاه طهماسب

دانلود پایان نامه ارشد

جلوی این مفاسد را بگیرد. چون شاه طهماسب بر اقامه واجبات بسیار مواظبت می کرد وبرای محقق هم احترام زیادی قائل بود وبه گفته حسن بیگ روملو در احسن التواریخ، بعد از خواجه نصیر الدین طوسی هیچ کس مثل محقق کرکی تا این اندازه در اعلاء مذهب حقه جعفری تلاش نکرده بود.266
او اقدمات زیادی را در “منع وزجر فسقه وقلع وقمع قوانین مبتدعه وازاله فجور ومنکرات واراقه خمور ومسکرات واجرای حدود وتعزیرات واقامه فرایض وواجبات” انجام داد. وشاه طهماسب دستوری را صادر کرد که باید اماکن لهو وشراب وقمار وپرنده بازی ومسابقات حرام وموسیقی و… تعطیل شود. همچنین از سوالهایی که از محقق پرسیده می شده واو پاسخ می داده است، می توان به تاثیر روش اصلاحی محقق در مبارزه با فساد پی برد واین سوال وجوابها در رساله “جوابات المسائل الفقهیه الاولی” آمده است.267
در مورد بقیه وبرخی دیگر از تاثیرات فکری فرهنگی محقق کرکی در ایران باید به توجه ویژه او به نماز جمعه ونظریه او در مورد نیابت عام فقیه جامع الشرایط در عصر غیبت، بپردازیم ودر مورد آن صحبت کنیم.
محقق رساله ای در مورد نماز جمعه دارد که آن را قبل از سفر دومش به ایران در ششم محرم سال 921 ه .ق، وقتی در نجف بود ومشغول تدریس بود، تالیف کرد. این رساله از مهم ترین رسائلش بود وتئوری زیر بنایی تمام آثار نظری وفالیت های عملی او را در برداشت. او نظریه نیابت عام فقیه جامع شرایط فتوی را از سوی امام در عصر غیبت، در ضمن بحث از جواز اجرای مهم ترین آیین عبادی یعنی نماز جمعه با جنبه های سیاسی اش در جهان اسلام مطرح کرد واین نظریه را مبنای بسط شرعی اختیارات مجتهد در حوزه شرع قرار داد.
در تاریخ اسلام از همان ابتدا، خطبه های نماز جمعه فرصتی بوده است برای اظهار آشکار اقتدار حاکم وقت یا خلیفه یا سلطان ومشروعیت آنها را به دنبال داشت. لذا حکّام توجه ویژه ای به آن می کردند واینکه امامیه اینگونه حکام را غاصب حق ائمه می پنداشتند، به این نتیجه می انجامید که به دلیل ذکر نام حاکم غاصب ومشروعیت یافتن او، برگزاری یا شرکت در نماز جمعه واجب نیست یا حرام است.
سلسله صفویه هم وقتی قدرت یافت، دریافت که استفاده از این ابزار وچنین مظاهر وسمبل هایی برای تایید مشروعیت شان لازم است واولین خطبه نماز جمعه در عصر صفوی را خود شاه اسماعیل در مسجد آدینه تبریز با ذکر نام ائمه خواند. ونیمی از این رساله محقق کرکی به بحث از نیابت عامه فقیه از سوی امام در عصر غیبت، شرایط فقیه برای این نیابت ولزوم حضور فقیه جامع شرائط فتوا برای امامت نماز جمعه اختصاص یافته است. کرکی عقیده اش را اینگونه بیان می کند که برپایی نماز جمعه واجب تخییری است، گرچه در عصر غیبت ونبود نایب خاص او وجوب عینی آن از بین رفته است، اما جواز آن همچنان باقی است. وواجب تخییری یعنی اینکه میان نماز جمعه وظهر مخیر هستیم.
سپس محقق کرکی به این بحث می پردازد که فقیه عادل امامی جامع شرایط فتوا از جانب امام در هم مسائل شرعی هم نیابت دارد، به جز قتل وحدود. و می افزاید که حضور امام معصوم یا نایب او، شرط اقامه نماز جمعه است وبه این نتیجه می رسد که در عصر غیبت امام معصوم ونبودن نایب خاص او، نماز جمعه تنها با حضور وامامت فقیه جامع شرایط فتوا به عنوان نایب عام امام برگزار می شود.
آنچه که در این رساله جلب توجه می کند، این است که او بر مقام مجتهد به عنوان نائب امام تاکید می کند. او این باور را تقویت می کند که تخییری دانستن وجوب نماز جمعه به خاطر گنجاندن شرط حضور مجتهد است وگرفتن راه میانه ای بین حرمت ووجوب تعیینی، مراد نیست. چون اگر در مکانی دسترسی به مجتهد وجود نداشته باشد یا زمانه از فقیه جامع شرائط خالی باشد وما وجوب نماز جمعه را تعیینی بدانیم، در نبود مجتهد هیچ خللی در اقامه آن پدید نمی آید وقاعدتا تحقق آن را برای حکومت هم آسانتر می کند. در حالی که با تخییری دانستن وجوب آن می توان به راحتی شرط حضور فقیه جامع شرایط فتوا را به عنوان نایب عام امام در عصر غیبت به آن ضمیمه کرد وبرای فقیه موقعیت منحصر به فردی قائل شد. ومحقق در پایان رساله خود سیزده شرط را برای فقیه جامع شرایط ذکر می کند که عبارتند از: ایمان، عدالت، علم به کتاب وسنت، علم به اجماع، علم به قواعد کلامی، علم به منطق واستدلال، آشنایی با زبان وصرف ونحو، علم به ناسخ ومنسوخ، علم به احوال تعارض وتراجیح، علم به جرح وتعدیل واحوال روات، برخورداری از استعداد وهوش وداشتن حافظه قوی.268
مطلب دیگری که به تثبیت تشیع توسط محقق کرکی انجامید واز جریانات فکری آن دوران محسوب می شد برخی اقدامات محقق بود که اعتراض برخی دیگر از علما را بر می انگیخت وجواب ها یا ردیه هایی که آنها در مقابل علیه یکدیگر می نوشتند، بسیار جالب وخواندنی است وحاکی از عمق تسلط وآگاهی آنها در مباحث فقه شیعه است. واین جریان از این قرار است که وقتی شاه اسماعیل درسال 914 ه.ق اقدام به فتح بغداد کرد، در حالی بود که حاکم آق قویونلو در بغداد که نامش “باریک بیگ پرناک” بود، در مقابل شاه اسماعیل مقاومت کرد ودر ضمن سید محمد کمونه را که از سادات ونقباء نجف اشرف بود به همراه شیخ علی کرکی (محقق کرکی) در چاهی زندانی کرد. ووقتی شاه اسماعیل وارد بغداد شد، آن دو را آزاد کرد حکومت برخی از بخشهای عراق را به سید محمد کمونه واگذار کرد وبه محقق کرکی احترام زیادی کرد و سیور غالات واختیارات زیادی را به او داد. به این ترتیب کرکی در سالهای 914 تا916 از حضور صفویه در عراق وکمکهای مالی آنها بهره برد. از جمله اینکه یک روستا را شاه تحت تصرف او قرار داد و قطیفی از علمای عرب همان زمان با کرکی بسیار مخالفت کرد که دریافت هدایا از سوی حکومت برای یک عالم جایز نیست وپذیرش این هدایا را محکوم کرده است وبه شدت مورد طعن ونکوهش قرار داده است. کرکی هم در دفاع از خود رساله ای را تالیف کرد که هدف اصلی اش، تحلیل شرعی پذیرش عواید از جمع خراج (منبع اصلی در آمد حکومت) بود. او این گونه از خود دفاع می کند که در این اقدامش در پی تعداد زیادی از علما رفته است. وبا اعتماد به اینکه نواحی عراق متصرفات مفتوح العنوه هستند ومالک خصوصی ندارند وبه همه مسلمانان تعلق دارد، آنها را پذیرفته است وبه نظر او حکم این زمینها مثل زمان حضرت علی (ع) است ودریافت خراج ومقاسمه به دستور امام حق، از اهل بیت ویکی از مصارف آن رواج دین است. ودر عصر غیبت هم ائمه به شیعیان خود اجازه بهره برداری از آنها را به واسطه سلاطین جور داده اندو این در بین علمای سلف رایج بوده است.
این اظهارات نشان دهنده این است که مساله به هیچ وجه جمع خراج به وسیله حکام جور نبود وسعی ندارد آنها را مشروع جلوه دهد بلکه به دنبال آن است که اولا: نشان دهد اراضی عراق جزء زمینهای خراجی است ودر حضور امام حق نیز از آنها خراج گرفته می شود واز سویی چون خود ساکن عراق است برای اثبات حلیت دریافتهایش اعم از مالی وزمینهای زراعی ناچار است مدعای خود را در این زمینه اثبات کند. ثانیا: از مصارف مال خراج، رواج دین است وعلما در این کار صحیح، از آن سهم دارند وثالثا: در عصر غیبت، امام به شیعیان خود اجازه برخورداری از عواید خراج را داده اند، هر چند توسط حاکم جائر جمع شده باشد.
کرکی در مورد این مساله مجتهدی خرافه ای نبود ودر برخورد با این مساله اسیر شرایط موجود نشد ومساله را مثل یک پرسش فقهی برای هر زمان ومکانی به چالش می کشد.269
گفته شد که شیخ ابراهیم قطیفی به خاطر قبول هدایای شاه از سوی محقق کرکی واخذ خراج، به مخالفت برخاست وبه محقق به تندی اعتراض کرد رساله ای را در رد کار محقق با نام “السراج الوهاج” نوشت ودر آن محقق را متهم به جهل واستدلالهای او را رد کرد. ومحقق هم در استدلال بر اقداماتش استناد به اقدام علامه حلی کرد گفت سلطان محمد خدابنده قریه هایی را در اختیار علامه حلی قرار داده بود واو هم پذیرفته بود وسلطان نسبت به او محبت می کرده وجوایزی را برایش می فرستاده است. وابراهیم قطیفی پاسخ این استدلال محقق را به اینصورت می دهد که باید گوینده این حرف استغفار کند ودهانش را طاهر کند. چون علامه حلی شخصا نهرها را حفر وزمینها را احیاء می کرده است واکثر آنها قریه ها را وقف می کرده است ومن خود وقفنامه این زمینها ونهرها وروستاها را به خط او دیده ام. شیخ ابراهیم برای برخورد تندش با محقق دلیل می آورد که علتش وانگیزه اش رضای الهی بوده است وکار خود را امر به معروف ونهی از منکر وپیروی از شیوه علمای سلف می داند. قطیفی قائل است که بر مردم در عصر غیبت واجب است که به حکومت جور خراج پراخت نکنند.270
محقق کرکی در راستای اصلاحات فکری فرهنگی که در ایران انجام داد، اقدام مهم دیگری هم کرد که آن تغییر قبله برخی از شهرها بود. او اینکار را انجام داد چون قبله این شهرها را برخلاف قواعد شرعی می دانست. البته این اقدام او در زمان شاه اسماعیل وحضور اولیه محقق در ایران شروع شد وصورت گرفت که با مخالفت برخی از رجال دینی ایران مثل امیر غیاث الدین منصور دشتکی شیرازی مواجه شد وغیاث الدین از کسانی بود که سنی بوده است واز ترس شمشیر شاه اسماعیل شیعه شده بود واز محقق هم دل خوشی نداشت وهمین مساله تغییر قبله هم اختلاف این دو را جدیتر کرد. ودرکتاب احسن التواریخ به اختلاف این دو در باب تعیین قبله اشاره شده است.271
از جمله شهرهایی که محقق قبله آنها را تغییر داد شهر شیراز بود که غیاث الدین منصور هم ساکن شیراز بود واز محقق بسیار خشمگین شد. چون می دید که کسی غیر از خودش در امور دینی شهرش دخالت می کند وتشخیص قبله توسط محقق نوعی تجهیل برای غیاث الدین به حساب می آمد وغیاث الدین قائل شد که تعیین قبله کار فقها نیست، بلکه منوط به دایره هندی وکار ارباب ریاضی است وجوابهایی هم که از سوی محقق به او داده شد جالب توجه است. در هر صورت محقق در زمان شاه اسماعیل نتوانست کار تغییر قبله را آنطور که می خواست در برخی شهرها انجام دهد، اما وقتی برای بار دوم در زمان شاه طهماسب به ایران آمد، این کار را به اتمام رساند چون امیر غیاث الدین در دولت صدر اعظم شده بود ومحقق هم که در مقابل این واجب شرعی احساس وظیفه می کرد، اینکار را ترک نکرد واز سویی دیگر محقق، حمایت شاه طهماسب را به همراه داشت. پس توانست به هدفش برسد وروملو در احسن التواریخ به اختلاف محقق وغیاث الدین در زمان شاه طهماسب اشاره کرده است که شاه از محقق کرکی طرفداری کرد وغیاث الدین را از صدارت عزل وبه شیراز فرستاد ولی بعدا شاه نامه شفقت آمیز برای او نوشت وبرای او هدایایی فرستاد وکار عزل ونصب قضات ومتصدیان شرعیات را در شیراز به او سپرد واو را به حکومت شرعیات شیراز منصوب کرد.272
البته در مورد مخالفین کرکی در مساله تغییر قبله می توان به شیخ حسین بن عبد الصمد، پدر شیخ بهایی ومحمد امین استر آبادی در کتاب “فوائد المدنیه” اش اشاره کرد به محقق کرکی اعتراض کرده اندو درمورد تعیین قبله به او اشتباهاتی را نسبت داده اند وگفته اند که او محراب این شهرها را خراب کرده است، محرابهایی که از زمان اصحاب ائمه ساخته شده بودند.273
محقق کرکی در این سفر دومش که در سال 936 ودر زمان شاه طهماسب، به ایران انجام شد، طبق گفته مولف عالم آرای عباسی، ملک ایران بود واینها به علت حمایت واحترام بسیار زیادی بود که شاه برای او قائل بود وشاه دو فرمان مشهور در رابطه با امتثال اوامر مجتهد الزمانی یعنی محقق کرکی صادر کرد که قابل توجه است ویکی از این فرمانها درسال 936 ه.ق ودیگری درسال 939 صادر شده است.274
محقق با تایید شاه طهماسب در شهرهای کاشان واصفهان حوزه های علمیه را ایجاد وتقویت کرد وهر آنچه از طرف شاه برای او می رسید را برای طلبه علوم دین ومخارج آنها نشر مذهب اهل بیت مصرف می کرد.275 ودر آن زمان لقب باعث نهضت شیعی276 ویا مخترع الشیعه را به محقق داده بودند چون به دنبال داشتن سمت شیخ الاسلام از سوی شاه طهماسب، امور مملکت ونظارت بر کار قضات وامور دینی کشور به او تفویض شده بود وبه دنبال فرمان شاه هم همه مردم ملزم به امتثال اوامر او

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی دولت صفوی، آیات الاحکام، نماز جمعه Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی نماز جمعه، شاه طهماسب، دولت صفوی