پایان نامه با کلمات کلیدی نماز جمعه، شاه طهماسب، دولت صفوی

دانلود پایان نامه ارشد

بودند. همان طور که گفته شد او در شهرهای ایران می گشت ودر هر شهر طلبه ای را برای امامت جماعت مساجد یا عالمی را برای امامت جمعه معین می کرد وافرادی دارای صلاحیت را در هر شهر برای رسیدگی به امور دین مردم منصوب وافراد ناصالح را برکنار می کرد واحکام شرعی را به همه یاد می داد حتی به بزرگان رجال دولت صفوی. او به حکام ولایات نامه می نوشت ودر آن نامه ها در مورد کیفیت رفتار حاکمان با مردم واخذ خراج از آنها ومقدار ومدت آن به حکام دستور می داد.
از دیگر عالمان عرب در ایران که منشا آثار فکری وفرهنگی بود، نوه دختری محقق کرکی یعنی میر سید حسین کرکی بود. وی معاصر با شاه اسماعیل دوم بود که شاه گرایشات سنی گرایانه داشت ویکی از اقدامات درخور توجه او همین مبارزه با شاه واهل سنت بوده است که در زیر فصلهای بعد توضیح آن خواهد آمد. میر سید حسین کرکی در سال 1001 ه.ق در قزوین بر اثر طاعون وفات کرد وبه دستور شاه جنازه اش را برای دفن به عتبات عراق بردند.277
از میر سید حسین آثاری چون رساله “رفع البدعه فی حل المتعه” ورساله “اللمعه فی امر صلاه الجمعه” و… بر جای مانده است. او قائل به وجوب تخییری نماز جمعه در عصر غیبت بوده است، البته به شرط وجود مجتهد جامع الشرایط وبا نظر شهید ثانی که قائل به وجوب عینی نماز جمعه در عصر غیبت بوده است، مخالفت کرده است. او در رساله دیگری هم در معنی سید وسیادت دارد که آن را به نام امیز شجاع الدین صفوی وزیر نوشته است. او در این رساله ثابت کرده است که هاشمی وسید به کسی گفته می شود که پدر اعلایش هاشمی باشد وبدیهی است که پدر مادری هم پدر است ودر نتیجه نسب سیادت از طریق مادر هم صحیح است.278 اثر دیگر او “نفحات القدسیه فی اجوبه المسائل الطبریه” است که آن را در پاسخ به سوالات خان احمد گیلانی نوشته است.
از دیگر مولفات او “نقض” و”عامه الخلاف فی کفر عامه اهل الخلاف” است که در آن حکم به کفر همه مخالفین یعنی اهل تسنن کرده است.279
ب: شیخ بهایی
شیخ بهایی از دیدگاه ساختار دینی اهمیت زیادی دارد. سید علیخان مدنی در کتاب “سلافه العصر فی محاسن اعیان العصر” او را مجدد شیعه در آغاز قرن نامیده که ریاست مذهب وملت به وی منتهی گردیده است وافندی صاحب ریاض العلما اشاره می کند که او شیخ الاسلام بوده است وامور شریعت مطهره به دست او بوده است.280
شیخ بهایی نخستین شیخ الاسلام پایتخت سوم صفویه یعنی اصفهان، تا زمان مرگش بوده است وپدرش هم نخستین شیخ الاسلام دومین پایتخت صفویه یعنی قزوین بوده است.281
شیخ بهایی را آخرین نماینده برجسته گروه علمای مهاجر در ایران می توان دانست که بالاترین مقام را در ساختار دیوانی داشته است هر چند پس از او علمای پر اهمیتی مثل شیخ حر عاملی می زیسته اند (شیخ حر عاملی شیخ الاسلام مشهد بود)، اما در راس هرم قدرت ساختار دینی قرار نداشتند وبه جای این علمای مهاجر، علمای تربیت شده زیر نظر آنها یعنی علمای ایرانی قرار داشتند.282
در مورد تبلیغ تشیع توسط شیخ بهایی در کتاب انیس الخاطر آمده است که در سالی از سالهای حکومت شاه عباس، روزی عده ای از دانشمندان ملاحده نزد شاه رفتند وخواستار مناظره با اهل ادیان باطل شدند وشاه هم آنها را نزد شیخ بهایی فرستاد وآنها قرار گذاشتند که وارد مجلس درس شیخ شده وسوال خود را مطرح کنند. شیخ هم فهید که اینها چه کسانی هستند وچه منظوری دارند. پس شروع به نقل اقوال مذاهب ملحده ودلایل آنها وسپس جواب به این اقوال را داد تا اینکه کلاس درس بسیار طول کشید وبیشتر روز گذشت. سپس ملاحده برخاستند وزمین جلوی شیخ را بوسیدند وگفتند این شیخ عالم ما وعالم دین ماست وما پیرو او هستیم وسپس در مورد مذهب او تحقیق کرده وبه اسلام گرویدند.283
همچنین در مورد مناظرات شیخ بهایی با علمای دیگر مذاهب که باعث تبلیغ مذهب تشیع هم می شد، در کتاب انیس الخاطر آمده است که دو مرد از اهالی بهبهان که یکی سنی ودیگری شیعه بود با هم مناظره ومباحثه می کردند وسرانجام به این نتیجه رسیدند که به اصفهان بروند تا از شیخ بهایی در مورد مذهبش یا در مورد مذهب حقه سوال بپرسند. وقتی به اصفهان رسیدند، مرد شیعی مخفیانه نزد شیخ رفت وجریان بین خود ومرد سنی را برای شیخ بازگو کرد ووقتی فردا روز آندو نزد شیخ رفتند به شیخ گفتند که ما به دین شما راضی می شویم وقبولش می کنیم ویا به عبارتی گفتند: ما در مورد دو مذهب شیعه وسنی ودلایل این دو فرقه، هر چه نظر شما باشد، قبول داریم وهر مذهبی را که شما اثبات کنید می پذیریم. سپس شیخ شروع به نقل اقوال دو مذهب وجوابهای آن کرد تا اینکه بسیار طول کشید وروز تمام شد وبعد از جلسه هر دو نفر برخاستند در حالیکه هر کدام مدعی بودند که شیخ بر مذهب اوست وبعد وقتی مرد سنی در مورد مذهب شیخ جستجو کرد وفهمید که شیعه است به تشیع ومذهب شیخ گرایید.284 وباز در مورد تاثیرات فکری وفرهنگی شیخ بهایی آمده است که یکی از مسائل مورد در عصر صفویه، تصریح به نام حضرت مهدی عج بود که آیا جایز است یا نه؟ در این زمینه دو دانشمند عصر صفوی یعنی میرداماد و شیخ بهایی، گفتمان علمی به راه انداختند. به این صورت که شیخ بهایی ذکر نام وکنیه حضرت را در زمان غیبت جایز می دانست ولی میرداماد آن را حرام می دانست. وبه همین دلیل میرداماد در سال 1020 ه.ق، رساله ای را با عنوان “شرعه التسمیه” نوشت ودر این کتاب به روایتی که دال بر حرمت ذکر نام حضرت مهدی هستند، استناد کرد. ولی شیخ حر عاملی در پاسخ به او رساله ای را با نام “کشف التعمیه فی حکم التسمیه” نوشت که در آن جواز ذکر نام حضرت مهدی را استدلال کرده بود.285
ج: شیخ حسین بن عبد الصمد حارثی، پدر شیخ بهایی
شیخ حسین بن عبد الصمد متولد 918 ه.ق/1512 م، از علمای بزرگ شیعه بوده است که در برپایی سنتهای شیعی نقش برجسته ای داشته است ودر رواج مطالعات فقه شیعه، حدیث ونقد حدیث در ایران، بسیار اهمیت داشته است. از سویی دیگر او جایگاهی مهم در انتقال، تعلیم وحاشیه نگاری بر آثار شهید اول، محمد بن مکی جزینی (متوفای 786 ه.ق) واستادش شهید ثانی داشته است وسرانجام دستاورد حارثی تحت الشعاع شهرت فرزندش شیخ بهایی قرار گرفت. چون برای سه دهه منصب مهم امپراطوری، یعنی شیخ الاسلامی را در زمان شاه عباس اول (996 تا 1038 ه.ق) بر عهده داشته است. اما در هرصورت شیخ حسین یکی از فقهای مهم شیعی در قرن دهم هجری بوده است.286
شیخ حسین در برگزاری نماز جمعه نقش مهمی در زمان خود داشته است. البته قبل از او محقق کرکی اولین فقیهی بود که با جدیت به مساله برپایی نماز جمعه توجه کرد. چون در روزگار شاه اسماعیل اول، شیعیان به دلیل عدم اقامه نماز جمعه، مورد انتقاد اهل سنت قرار می گرفتند. مرحوم آیت الله بروجردی گفته است که شاه اسماعیل در مقابل دولت عثمانی مایل به برپایی نماز شد وخودش هم برای شهرهای مختلف امام جمعه مشخص می کرد.
در زمان شیخ حسین بن عبد الصمد هم نماز جمعه با جدیت برگزار می شد که مصادف با حکومت شاه طهماسب بود. شیخ حسین در رساله “العقد الطهماسبی” اش می گوید: ((انجام نماز جمعه در این دوران ضروری است واین برای تشنیع اهل سنت است که قائلند شیعیان با خدا ورسول مخالفند وعلمایشان بر ترک نماز جمعه اجماع دارند. وظاهر حال هم با آنها موافقت دارد. پس باید نماز جمعه یا به صورت وجوب عینی یا تخییری انجام شود وادامه می دهد که اکنون بحمد الله هیچ عذری در ترک آن نداریم. بر خلاف متقدمان ما که عذرشان در ترک نماز جمعه روشن بود. زیرا امامان جمعه را حکام جور نصب می کردند وآنان نیز فساق را بدین کار می گماشتند وشیعیان نمی توانستند امام مورد رضایت خود را برگزینند)).287
شیخ حسین به دخالت دولت صفوی در ترویج نماز جمعه اشاره کرده وآن را ستوده است. اسکندر بیگ ترکمان در عالم آرای عباسی درباره شیخ حسین می گوید: ((مراتب عالی فقاهت واجتهاد او در معرض قبول واذعان علمای عصر در آمده واقامت نماز جمعه که بنابر اختلافی که علماء ملت در شروط آن کرده بودند ومدت های مدید متروک ومهجور بود به سعی بلیغ به تقدیم رسانیده با جمعی کثیر از مومنین به آن اقدام می نمود)).288 شیخ حسین دارای مناسبات اجتماعی واقتصادی تنگاتنگی با دولت صفویه بوده است وشاه طهماسب برای او احترام خاصی قائل بود ودر تجلیل از او می کوشید وشیخ هم بسیاری از تالیفات خود را در جهت همکاری وسازش میان دین با دولت صفوی نوشته است از جمله:
1: تحفه الایمان فی قبله عراق العجم وخراسان (که در این کتاب نظر محقق کرکی را در مورد تعیین قبله برخی از شهرهای ایران رد کرده است)؛
2: شرح اربعین حدیث در اخلاق که آن را به نام شاه طهماسب تالیف کرده است؛
3: التحفه الطهماسبیه فی المواعظ الفقهیه؛
4: العقد الحسینی والعقده الحسینی که ظاهرا یک کتاب است وآن را به دستور شاه طهماسب نوشته است؛289
5: رساله فی عینیه صلاه الجمعه و… .
شیخ حسین قائل به وجوب عینی نماز جمعه در عصر غیبت بوده است ودر اقامه آن می کوشیده است واحتمالا دستور شاه طهماسب در سال 967 ه.ق در مورد اقامه صلاه جمعه وجماعات، تحت تاثیر شیخ بوده است.290
از نوشته ای شیخ حسین دریافت می شود که او حاکمان صفوی را حاکمان جور نمی داند وبرایشان مشروعیت قائل است ودر مورد بحث خراج وجوایز پادشاهان قائل به حلیت آن بوده است. ودر مورد جوایز سلطان می گوید: گرفتن جوایز یا واجب است یا مستحب ویا مباح وبعد شقوق دیگر مساله را طرح می کند ومی گوید اگر این جوایز از خود سلطان باشد که حلال است ومنعی ندارد واگر از طریق نامشروع وظلم به دست آورده باشد، ممکن است اگر در دست او بماند به مصارف غیر شرعی ومعصیت برساند. در حالیکه ما آن را می گیریم ودر مصالح دنیوی یا اخروی مصرف می کنیم، همانطور که ائمه ما می کردند وادعا دارد که خبر اخذ جوایز توسط امام حسن (ع) به جد تواتر رسیده است وقائل است که امامان، با جوایز دیوان خود را می دادند ودر زندگیشان گشایش ایجاد می شد وصله ارحام می کردند وبه شیعیان تصدق می دادند. او خراج را مال کلیه مسلمانان می داند ونه فقط امام وبه همین دلیل استفاده از آن را حق خود می داند.291
د) شیخ حر عاملی
شیخ حر عاملی یکی از علمای عرب عصر صفویه وپیرو مسلک اخباری است. او به وجوب عینی نماز جمعه در عصر غیبت قائل بوده است. همچنین او از اخباریان ضد تصوف وصوفیان بوده است. شیخ حر در کتاب “وسائل الشیعه” اش روایتی را از امام صادق (ع) می آورد که چهار معامله است که از جهتی حرام واز جهتی حلال است از جمله ولایت ولاه عدل که خدا دستور به ولایت آنها بر مردم داده که این حلال است ولی وجه حرامش قبول ولایت از سوی والی جائر می باشد که عمل برای آنان وکسب با آنها به جهت ولایت چه کم وجه زیاد، حرام است. به همین دلیل همکاری با آنها ویاریشان وکسب با آنها حرام است مگر به ضرورتی مثل ضرورت خون یا مردار. ویا در روایتی در باب “تحریم معونه الظالمین” روایاتی را در مورد نهی از نزدیک شدن به سلاطین وشاهان آورده است. مثل اینکه هر کس برای صاحب سلطنت برای دنیا خضوع کند خدا از خشمگین می شود. ولی او از سویی دیگر پذیرش ولایت از سوی حاکم جور را به منظور فایده رساندن به مومنان جایز می داند.292 او همچنین طرفدار قبول جوایز از حکام جور بوده است.293
شیخ حر عاملی قائل به حرمت اجتهاد بوده است ووجود اجتهاد را در شیعه انکار می کند وروایاتی را دال بر حرمت اجتهاد می آورد واصولیون در مقام دفاع از جهاد به اخباریها پاسخ داده اند که روایات دال بر حرمت اجتهاد که از سوی ائمه صادر شده است، ناظر به اجتهاد خاصی است ومنظور ائمه از حرمت اجتهاد، اجتهادی است که عامه واهل سنت به کار می گرفته اند .شیخ حر عاملی به این صحبت اصولیون جواب می دهد که تخصیص نهی به اجتهاد عامه به منزله تخصیص نهی از شرب خمر به شرب خمر عامه است. ویا تخصیص حرمت غنا به مجالس شرب واگر کسی ادعا کند که وجوب صلاه وزکات وحرمت زنا وسرقت مخصوص عامه است، عجیب تر از این سخنی است که بگوییم حرمت اجتهاد مخصوص عامه است.294
آخرین مطلب این بخش در مورد یکی دیگر از نظرات فقهی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی نماز جمعه، غیاث الدین، شاه طهماسب Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی شاه طهماسب، نماز جمعه، دولت صفوی