پایان نامه با کلمات کلیدی نرخ بهره، ریسک تجاری، ریسک سیستماتیک

دانلود پایان نامه ارشد

( شاخص ریسک سرمایه گذاری )
Ri = بازده دارایی در حالت i ام
= ¯Rمتوسط نرخ بازده دارایی
Pi= احتمال پیشامد حالت iام
(ابزری و همکاران،1386)

2-1-3-1)رویکرد بنیادی
عوامل تشکیل دهنده ی ریسک را که باعث تغییر در قیمت سهم در بازار می شوند می توان در مقوله های «ریسک سیاسی، ریسک نرخ بهره، ریسک تورم، ریسک مالی، ریسک نقدشوندگی و ریسک نرخ ارز » دسته بندی نمود. در ادامه به توضیح مختصری از هر کدام از موارد فوق می پردازیم.
2-1-3-1-1)ریسک سیاسی9: ریسک سیاسی یا کشور عبارت است از کاهش ارزش سرمایه، که به دلیل تغییرات در سیاست ها و نظامهای سیاست گذاری یک کشور رخ می دهد. این ریسک به انتظارات سرمایه گذار نسبت به آینده سیاسی کشور بستگی دارد. بنابراین تغییراتی که در قیمت رخ می دهد از کنترل شرکت منتشر کننده ی سهام، خارج است. یک جنگ ناگهانی یا پایان یافتن آن، انتخاب رئیس جمهور جدید یا فوت ناگهانی رئیس جمهور، رونق سفته بازی، خروج ناگهانی مقدار هنگفتی طلا از بازار و امثال اینها، از جمله رخدادهایی هستند که پیامدهای روانی بسیار زیادی بر بازار سهام دارند.
در کل، این ریسک، تغییرات عمده ای در محیط اقتصادی – سیاسی یک کشور ایجاد می کند. ایالات متحده ی امریکا در بین کشورها کم ریسک ترین کشور شناخته می شود. به دلیل اینکه نظام اقتصادی و سیاسی آن دارای ثبات بیشتری بوده است. کشورهایی مثل روسیه به دلیل تغییر در سلسله مراتب حکومتی وتغییر شدید در نرخ ارز در زمره ی کشورهای با ریسک بالا تلقی می شوند. بهترین راه برای محفوظ ماندن از ریسک سیاسی آن است که سرمایه گذاریها بلند مدت باشد ودر کشورهای مختلفی سرمایه گذاری شود.
2-1-3-1-2)ریسک تجاری10: تغییراتی که در قدرت سوددهی یک شرکت رخ می دهد، احیاناً باعث ضرر سرمایه ای یا کاهش بازده سالانه سرمایه گذاری خواهد شد. ریسک تجاری را، در ناتوانی یک شرکت در پایداری صحنه ی رقابت، یا در حفظ نرخ رشد ، و یا ثبات میزان سوددهی در کوتاه مدت یا بلند مدت، می توان تعریف کرد. در چنین حالتی، میزان سود تقسیمی شرکت، کاهش می یابد و این کار بر بازدهی و تغییر پذیری بازدهی سالانه، آثار نامطلوبی می گذارد.
شرکت های رو به رشد (یعنی شرکتی که نرخ بازدهی سالانه آن سریعاً افزایش می یابد) با ریسک تجاری بیشتری مواجه می باشند. همچنین شرکت هایی که هزینه ی ثابت بالایی دارند، و در امور صنعتی از فنّاوری پیشرفته ای بهره می گیرند با ریسک تجاری بالایی روبه رو هستند. ریسک سرمایه گذاری در شرکت های کوچک و تازه تأسیس، بیشتر از شرکت های بزرگ و با سابقه است. یکی از راههای محاسبه ی ریسک تجاری، تعیین میزان پایداری سود و ثبات نرخ رشد سود شرکت است. ریسک تجاری شرکتی که از نظر سوددهی و نرخ رشد، ثبات زیادی داشته باشد از ریسک تجاری شرکتی که میزان سود سالانه آن متزلزل ومتغیر بوده، کمتر است. با ترسیم منحنی سود و محاسبه انحراف معیار آن، می توان میزان پایداری سود شرکت را تعیین کرد.
2-1-3-1-3)ریسک نرخ بهره11: بسیاری از سرمایه گذاران، خرید اوراق بهادار با بازدهی ثابت یا اوراق قرضه های معتبر را راه حلی برای رهایی از ریسک می دانند. ولی باید یادآور شد که این نوع اوراق بهادار دارای ریسک نرخ بهره هستند. ریسک نرخ بهره، یعنی ریسک کاهش ارزش اصل سرمایه (البته به لحاظ تغییر در نرخ بهره ی اوراق بهاداری که به تازگی انتشار می یابند). بهترین راه حل برای محفوظ ماندن در برابر ریسک نرخ بهره این است که، شخص سرمایه گذار اوراق قرضه با تاریخهای سررسید متفاوت خریداری کند. راه حل دیگر، مشخص کردن جهت تغییرات نرخ بهره است.
2-1-3-1-4)ریسک نرخ تورم12: ریسک تورم، ریسک کاهش ارزش اصل وفرع سرمایه، به دلیل کاهش قدرت خرید پول می باشد. تورم، می تواند بازده ی واقعی سهام عادی را کاهش دهد. نرخ تورم بالا، باعث می شود که قدرت خرید پول کاهش یابد ودر نتیجه سرمایه گذار با دریافت اصل وفرع سرمایه ی خود، کالاها و خدمات کمتری بخرد. اگر بعد از خرید اوراق بهادار نرخ تورم افزایش یابد، نرخ بهره در بازار نیز افزایش خواهد یافت و افزایش نرخ بهره ی بازار، موجب کاهش ارزش و قیمت اوراق بهاداری خواهد شد که قبلاً منتشر شده اند. با خرید اوراق بهادار با درآمد ثابت، سرمایه گذار مشمول ریسک تورم خواهد شد. با خریدن سهام عادی می توان در برابر ریسک تورم برای خود مصونیت ایجاد کرد. زیرا با افزایش سطح عمومی قیمت ها، انتظار می رود که سود شرکت ها نیز افزایش یابد. البته بین افزایش قیمت سهام عادی شرکت ها و شاخص عمومی قیمت ها ، همبستگی کاملی وجود ندارد.
2-1-3-1-5)ریسک مالی13: مقصود از ریسک مالی، ریسک اضافی ناشی از استفاده از بدهی است که تحت عنوان اهرم مالی مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. هرقدر شرکت وام بیشتری بگیرد(اوراق قرضه بیشتری منتشر کند) ، حاشیه سود خالص شرکت کمتر خواهد شد و ریسک سهام عادی آن بیشتر می شود.
2-1-3-1-6)ریسک نقدشوندگی14: ریسک نقدشوندگی را نمی توان همانند ریسک مالی یا ریسک تجاری محاسبه کرد. اصولاً سرمایه گذاران، نقدشوندگی را از این دیدگاه مورد توجه قرار می دهند، که بتوانند یک دارایی را سریعاً بخرند یا بفروشند، بدون آنکه قیمت آن دستخوش تغییرات شدید شود، از همین دیدگاه است که می گویند دارایی مزبور دارای قدرت نقدشوندگی بالایی است. هر قدر خرید وفروش یک دارایی سریع تر انجام شود، ریسک نقدشوندگی کمتر می شود. اوراق واسناد خزانه (امریکا) به ویژه اوراق خزانه 30 تا 90 روزه، ریسک نقد شوندگی ندارند. زیرا سرمایه گذاران می توانند به سرعت وبدون کاهش قیمت اوراق را بخرند یا بفروشند. نقطه مخالف این وضعیت، وقتی است که یک نفر بخواهد در سهام شرکت های کوچک، سرمایه گذاری کند که برای خرید یا فروش آنها باید چند روز یا چند هفته منتظر بماند و در مواردی هم باید قیمت پیشنهادی فروش را کمتر نماید.
2-1-3-1-7)ریسک نرخ ارز15: این ریسک، در اثر خرید اوراق بهاداری که با نرخ ارز متفاوتی منتشر شده اند، به وجود می آید. احتمال این ریسک وقتی بیشتر می شود که سرمایه گذار داراییهایی را در کشورهای مختلف خریداری نماید. برای مثال یک سرمایه گذار امریکایی که سهام منتشر شده ای را در ژاپن خریداری می نماید ، علاوه بر قبول ریسک ناشی از تغییر در نرخ «ین»، ریسک حاصل از هر گونه تغییر، در برابری ین با دلار را نیز پذیرفته است. هر چقدر نرخ ارز بین دو کشور، نوسان پذیرتر باشد، ریسک نرخ ارز آن بیشتر خواهد بود.
این نگرش نسبت به ریسک را معمولاً «رویکرد بنیادی» می نامند؛ زیرا، عوامل ذاتی موثر بر متغیر بازدهی اوراق بهادار (انحراف معیار )را در طول زمان نشان می دهد که به آن «ریسک کلی اوراق بهادار » نیز می گویند (راعی و پویان فر،1389، ص255-229).

2-1-3-2)نگرش نظریه نوین پرتفوی
تجزیه و تحلیلگران مدرن منابع ریسک را که باعث تغییر و پراکندگی در بازده می شود به دو دسته تقسیم می کنند. این دو نوع ریسک را که به آنها ریسک سیستماتیک و غیر سیستماتیک می گویند به صورت زیر می توان نشان داد.
ریسک سیستماتیک + ریسک غیر سیستماتیک = ریسک کل

2-1-3-2-1)ریسک غیر سیستماتیک16
به آن قسمت از تغییرپذیری در بازده کلی محصولات مالی که به تغییرپذیری کلی بازار بستگی ندارد، ریسک غیر سیستماتیک می گویند. این نوع ریسک منحصر به محصول خاصی نیست و به عواملی همچون ریسک تجاری، مالی و ریسک نقدینگی بستگی دارد. این نوع ریسک را می توان با ایجاد پرتفولیو کاهش داد.

2-1-3-2-2)ریسک سیستماتیک17
آن قسمت از تغییرپذیری در بازده کلی محصولات مالی را که مستقیماً به تغییرات بازار یا اقتصاد بستگی دارد ریسک سیستماتیک گویند. معمولاً تمامی اوراق بهادار تا حدودی از ریسک سیستماتیک برخوردارند و در بر گیرنده عواملی همچون ریسک تورم، بازار و نرخ بهره است. این نوع ریسک غیر قابل کاهش است (ابزری وهمکاران،1386).
مارکوویتز وشارپ نشان دادند که سرمایه گذاران بایستی از یک معیار خارجی ریسک استفاده نمایند. تحت مفروضات مشخصی، تمامی سرمایه گذاران منطقی، که در پی حداکثرسازی سرمایه گذاری خود می باشند، خواستار نگهداری یک پرتفوی متنوع از داراییهای ریسک دارند ودر این راستا وام می گیرند ویا وام می دهند تا به یک سطحی از ریسک برسند که با ترجیحات آنها سازگار باشد. معیار مناسب برای ریسک یک دارایی منفرد در این شرایط، سنجش حرکت همزمان آن با پرتفوی بازار است. این حرکت که با کواریانس پرتفوی بازار اندازه گیری می شود، به نام ریسک سیستماتیک دارایی شناخته می شود؛ یعنی، قسمتی از کل واریانس دارایی خاص که قابل استناد به نوسان پذیری پرتفوی کل بازار است. علاوه بر این هر دارایی خاص، واریانسی دارد که به پرتفوی بازار، غیر مرتبط است (واریانس غیر بازاری ) که به جنبه های منحصر به فرد دارایی بر می گردد. واریانس غیر بازاری ، ریسک غیر سیستماتیک نامیده می شود و معمولاً کم اهمیت در نظر گرفته می شود؛ زیرا، با تشکیل یک پرتفوی بزرگ و متنوع قابل حذف است. بنابراین تحت این مفروضات صرف ریسک برای یک دارایی خاص، تابعی از ریسک سیستماتیک دارایی، با پرتفوی کل بازار دارایی های ریسک دار است. به معیار ریسک سیستماتیک، بتا( β) گویند (راعی و پویان فر،1389، ص229-230).

2-1-4)تئوری مدرن پرتفوی
دهه ۱۹۵۰ را می توان مبدأ زایش دانش مالی یا تئوری مدرن مالی نام گذاری نمود. پیدایش تئوری مدرن پرتفوی به سال ۱۹۵۲ برمیگردد، یعنی زمانی که هری مارکویتز مقاله خود را با عنوان انتخاب پرتفوی منتشر نمود. مارکویتز در واقع مدلی برای تخصیص بهینه ثروت یک فرد بین دارایی های ریسکی ابداع نمود. این مدل، تنها بر دو عامل بازده مورد انتظار و واریانس تمرکز داشت و بر پایه این فرض بود که سرمایه گذاران ریسک گریز هستند (روشنگرزاده و رمضان احمدی،1390).
بزرگ ترین کمک تئوری مدرن پرتفوی پی ریزی چهارچوب ریسک و بازدهی برای تصمیم گیری می باشد. مارکویتز با تعریف ریسک سرمایه گذاری در غالب کمی، یک رویکرد کمی را در انتخاب دارایی ها و مدیریت پرتفوی به سرمایه گذاران ارائه کرد. وی انحراف معیار را به عنوان شاخص پراکندگی، معیار عددی ریسک خواند (عبده تبریزی و شریفیان،1387).
مدل مارکویتز بر اساس شاخصه های بازده منتظره و ریسک اوراق بهادار و متنوع سازی سبد اوراق بهادار بنا نهاده شده بود که در اصل یک چارچوب نظری برای تحلیل گزینه های ریسک و بازده است. بر اساس نظریه وی سبد سرمایه گذاری کارا سبدی است که در سطحی معین از ریسک دارای بیشترین بازده یا دارای کمترین ریسک به ازای سطح معینی از بازده باشد. مارکویتز در فرمول بندی معیار ” ریسک _ بازده ” خود به هدف سرمایه گذاری توجه خاص داشت. به نظر وی سرمایه گذار عاقل به دنبال سرمایه گذاری در طرح هایی است که بازدهی بیشتر و ریسک کمتری داشته باشند. وی ریسک سرمایه گذاری را تنها در انحراف معیار جستجو نمی کرد، بلکه اثر ریسک یک سرمایه گذاری را بر ریسک مجموعه ی سرمایه گذاری مورد توجه قرار می داد.
روش میانگین _ واریانس استاندارد مارکویتز برای انتخاب سبد سهام اقدام به رهگیری یک مرز کارا می نماید. این مرز، منحنی پیوسته ای است که مبادله میان بازده و ریسک سبد سهام را نشان می دهد. به طور خلاصه مدل بهینه سازی مارکویتز به صورت زیر ارائه می شود:

Min z= ∑_(i=1)^N▒∑_(j=1)^n▒W_i W_j 〖 δ〗_ij (2-7)
Subject to :
∑_(i=1)^n▒〖 w〗_i 〖 α〗_i ≥ R
∑_(i=1)^n▒〖 w〗_i =1
W_i ≥0 i=1,2,3,……,N
به طوری که R بازده مطلوب سرمایه گذار باشد به ازای R های مختلف مدل فوق حل شود و جواب به دست آمده از تابع هدف، که در حقیقت ریسک می باشد در نموداری به همراه R های معادل ترسیم شود، آنگاه شکل حاصل مرز کارا نامیده می شود. در مدل فوق ijδ کوواریانس سهامi و j ، wi و wj وزن سهام i و j ، iα میانگین بازده سهم i و R سطح خاصی از بازده را نشان می

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی افزایش سرمایه، قیمت سهام، عدم اطمینان Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی دارایی ها، بازده مورد انتظار، رفتار سرمایه گذار