پایان نامه با کلمات کلیدی ناصر خسرو

دانلود پایان نامه ارشد

کاشان شهر همجوار قم نيز شهري شيعه نشين بوده است.62 ري که زمانهاي طولاني از شهرهاي مهم محسوب مي‏شد. جمعيت انبوهي از شيعيان را در خود جاي داده بود.63مستوفي (م740ق) در قرن هشتم اکثر اهل ري ونواحي اطرافش را از شيعيان اثني عشري بر مي‏شمارد.64در منطقه خراسان ودر شهر نيشابور شيعيان از جايگاه ممتازي برخوردار بوده‌اند.65در مناطقي چون بلوچستان، قهستان، رودبار کرمان ومنوجان (در جنوب کرمان امروزي) اکثريت با شيعيان بوده است.66 به نظر مي‏رسد شيعيان منوجان وبلوچستان زيدي بوده باشند چون ابن‌الداعي (م360ق) يکي از امامان زيديه گيلان (در ادامه به آن خواهيم پرداخت) در منوجان قيام کرد وشيعيان زيدي آن نواحي با وي بيعت کردند67. بسياري از مردم مناطق کرانه‌هاي درياي خزر را شيعيان تشکيل مي‏دادند. ابن‌اثير (م 555ق) مي‏نويسد؛ از حدود سفيد رود تا منطقه آمل بر مذهب شيعه هستند.68 ونيز شيعيان در بخشهاي ديگر طبرستان وگرگان حضور داشته‌اند.69
1-2-2- قلمروشناسي گيل وديلم
در اين قسمت از محدوده تاريخي گيل وديلم سخن خواهيم گفت ونيز به شهرها وآباديهاي آن منطقه اشاره خواهيم کرد. تا بتوانيم با آگاهي بهتر وضعيت تشيع درآن سامان را بررسي نماييم.
1-2-2-1- جغرافياي تاريخي گيل وديلم
دو منطقه گيل و ديلم که در کرانه‌هاي جنوب غربي درياي گيلان (درياي خزر) واقع شده‌اند. در زمانهاي گذشته پهنه وسيعي را در بر مي‏گرفته است که امروزه بسيار از آن نواحي از گيلان وديلمان کنوني جدا شده‌اند. براي شناخت از قلمرو تاريخي گيل وديلم ناگزير به منابع جغرافيايي که در قرنهاي مختلف محدود جغرافيايي گيل وديلم را گزارش کرده‌اند مراجعه کرد.تا بتوانيم بهتر به موضوع اين پژوهش بپردازيم.ابن رسته (نيمه اول قرن 4ق) ديلم رادر اقليم چهارم که از سرزمين تبت شروع وبه مغرب عربي وشهر طنجه منتهي مي‏شده است قرار مي‏دهد.70ياقوت (م 626ق) نيز اين سرزمين را در اقليم چهارم جاي مي‏دهد. وطول جغرافيايش را 75 درجه وعرض آن رانيز 36 درجه وده دقيقه بر مي‏شمارد.71
برخي از جغرافي دانان حدود ديلم را خيلي گسترده ترسيم کرده‌اند. جيهاني (قرن4ق) شهرهاي ري، دماوند، سمنان، طبرستان، گرگان را از قلمرو ديلم به شمار مي‏آورد.72 برخي قزوين رانيزجزء ديلم برشمرده‌اند.73 مولف ناشناخته (قرن چهارم) کتاب حدود العالم درباره حدود ديلم چنين مي‏نويسد؛ “مشرق اين ناحيت خراسان است وجنوبش شهرهاي جبال است ومغربش حدود آذربادگان است وشمالش درياي خزران است”.74 آنگاه وي شهرها ومناطقي چون گرگان، استرآباد، آمل، ساري، دامغان، سمنان، و….. را جزء نواحي ديلم ذکر مي‏نمايد.75مقدسي نيزکه در قرن چهارم مي‏زيسته در اين باره بامولف حدودالعالم هم نظر است او مي‏گويدديلم مناطق قومس، گرگان، طبرستان، ديلمان را دربر دارد.76ولي هردو جغرافي دان غير از ايالت بزرگ ديلم، ازناحيه ديلم نيز نام برده‌اند که جزء نواحي ايالت ديلم به شمار مي‏رفت.77 برخي از محققان اين ترسيم حدود ديلم را به خاطر اوج قدرت دو حکومت ديلمي‏ آل بويه وآل زيار، ترسيم جغرافياي سياسي ديلم تعبير مي‏کنند.78 اما بسياري از جغرافي نويسان تعريف واقعي ودقيق تري از جغرافياي تاريخي گيلان وديلمان به دست داده‏اند. اصطخري (قرن4 ق) مي‏گويد؛ ديلم از جانب مشرق به ولايت طبرستان و ازسوي مغرب با آذربايجان واز سمت جنوب باقزوين وطارم واز شمال نيز با درياي خزر هم مرز است.79 ابن‌حوقل (م بعد367ق) نيز در اين باره مي‏نويسد؛ ديلم در شرق به طبرستان وقسمتي از ري واز جنوب با قسمتي از ري و قزوين وطارم و قسمتي از آذربايجان واز ناحيه غرب نيز بابخشي از آذربايجان وسرزمين اران هم مرز است.80 البته معمولاديلم بربخش کوهستاني اين محدوده اطلاق مي‏شد وبه ناحيه جلگه‌اي هماره گيل ياگيلان گفته مي‏شد.81 وگيلان جلگه‌اي را رودخانه بزرگ سفيد رود به دو بخش شرقي (اين سوي رودي) شامل نواحي لافجان، ميالفجان، کشکجان، برفجان، داخل، تجن، جمه وبخش غربي (آن سوي رود) شامل نواحي خانکجال،ننک، کوتم، سراوان، پيلمان شهر، تولم، دولاب، کهن رود، استراب، خان بلي تقسيم مي‏کرد.82 بعضي از جغرافي دانان شهرهاي مرزي گيل و ديلم را نيز مشخص کرده‌اند ابن‌فقيه (م365ق) مي‏گويد؛ ازسمت جلگه، چالوس و ازسوي کوهستان کلار مرز ديلم محسوب مي‏شوند البته ناحيه کلار (کلاردشت امروزي) جزء مناطق گيل وديلم شمرده مي‏شد.83 عالمان زيدي که در اين مناطق زندگي مي‏کردند.کلار را ناحيه‌اي از گيلان دانسته‌اند.84 از سمت جنوب نيز شهرک طالقان نيز ازآن ديلم برشمرده اند85 از جانب جنوب غربي نيز ناحيه طارم جزء گيل وديلم بوده است.86 منتهي اليه‌ترين مکان گيل وديلم از جانب غرب با سرزمين موقان هم جوار بوده است.87 برخي از منابع گزارش داده‌اند که مسافت گيلان در روز گار قديم از سوي غرب تا شرق ده روز و از جنوب به شمال کم وبيش سه روز بوده است.88به تدريج نام ديلم با تمام شهرت تاريخي‌اش ضيق شد ونام گيلان فراگير گرديد. مستوفي (م740ق) در قرن هشتم از اشکور وديلمان که بين منطقه گيلانات وعراق در کوهستان واقع شده سخن مي‏گويد.89 وقاضي نورالله شوشتري (م1019ق) در قرن يازده از روستاي به نام ديلمان گزارش مي‏دهد ومي‏نويسد “ديلمان بلده‌اي است جنت نشان از مضافات گيلان که سلاطين وخواص اهل لاهيجان در بعضي از فصول رديه (گرما) گيلان عرصه دلگشاي آنجا را ماواي خود سازند”90
با توجه به تعريف جغرافي دانان گذشته از محدوده جغرافياي گيل و ديلم به اين جمع بندي مي‌رسيم که محدوده منطقه از جانب شرق با در برگرفتن مناطقي چون کلار و چالوس با طبرستان و از جانب جنوب با در برگرفتن کوهستان ديلم با قزوين و طالقان و از جانب غرب با آذر بايجان و از شمال نيز با درياي خزر هم مرز بوده است و از جغرافياي امروزي گيلان وديلمان وسيع‌تر بوده است. پهنه گيل و ديلم تاريخي علاوه بر گيلان و ديلمان فعلي، بخشهاي از استانهاي امروزي مازندران (شهرهاي رامسر، تنکابن، چالوس، کلار دشت)، قزوين (شهرهاي رودبار شهرستان، معلم کلايه، رازميان)، زنجان (شهرستان طارم) را بر مي‌گرفته است. پژوهنده در تحقيق پيش رو وضعيت تشيع گيل وديلم را در همين محدوده جغرافياي تاريخي ياد شده پيگيري خواهد نمود و حيطه جغرافيايي سياسي (که از آن بحث شد.) خارج از محدوده اين موضوع است وبدان نخواهيم پرداخت. چون اين تحقيق برمبناي تاريخ گذشته صورت گرفته است از اين‌رو ضروري است جغرافياي تاريخي مد نظر قرار گيرد.
1-2-2-2- معرفي شهرها و نواحي و آباديهاي گيل وديلم
در اين قسمت براي آشناي هرچه بيشتر با پهنه گيل وديلم به معرفي برخي از مناطق آن مي‏پردازيم؛ انصاري دمشقي (م727ق)گزارش مي‏دهد؛ سرزمين گيلان در دامنه کوههاي ديلم قرار دارد. در اين ديار وبرکرانه دريا شهرهاي چون لاهيجان، کوتم (سنگر امروزي در حوالي رشت)، کوچصفهان، همام (خمام)، رشت، توليم (تولم)، فومن بنفش (فومن)، جسکر (کسکر)، ديلمان، سحررود (کهن روديا گرگان رود) واقع شده‌اند.91 در ادامه ابتدا به معرفي شهرهاي مهم شيعه نشين و آنگاه به شهرهاي مهم غير شيعي که با مناطق شيعه نشين در ارتباط بوده‌اند مي‏پردازيم.
1-2-2-2-1- لاهيجان
يکي از شهرهاي گيلان که ياقوت (م626ق) از آن با نام “لاهج” ياد مي‏نمايد که به داشتن نوعي ابريشم معروف بوده است.92 ولي صفي الدين بغدادي (م739ق) که به تلخيص کتاب ياقوت پرداخته در اين باره مي‏نويسد؛ لاهيجان شهري است که جداي از ديگرشهرهاي گيلان است ومردمانش راشيعيان زيدي تشکيل مي‏دهند.گويا او شرق سفيد رودرا تماما ازآن لاهيجان دانسته است.93در اين شهر پارچه حرير فراوان بود. ودر زمان مغولان تجار زيادي به اين شهر مي‏آمدند. خانهاي مغول به خاطر ابريشم با حاکم لاهيجان روابط حسنه‌اي داشتند. ساير مناطق اطراف لاهيجان از لحاظ اقتصادي به لاهيجان وابسته بودند.94
1-2-2-2-2- هوسم
که امروزه رودسر خوانده مي‏شود.95 هماره يکي از پايگاههاي مهم علويان پس از قيام ناصر اطروش به شمار مي‏رفته است.96 دکترستوده اين ناحيه را با کوتم يکي دانسته است97. که قطعا اشتباه مي‏باشد. (در ذيل اشاره خواهيم کرد.) مقدسي در سال 375 ق از شهري به نام “خشم” در گيل وديلم نام مي‏برد و مي‏نويسد؛ که بازاري آباد ومسجد دارد. واز کنارش رودي مي‏گذرد. وداعي در اين شهر حکومت دارد.98به نظر مي‏رسد اين خشم تصحيف خوشم يا هوشم بوده باشد. چون در برخي منابع هوسم با تلفظ هوشم نگارش شده است.99 داعي که مقدسي از آن ياد مي‏نمايد بايد علويي از آل ناصر يا آل ثائر باشد که آن تاريخ درآن ديار فرمانروايي داشته‌اند. البته دکتر ستوده آن داعي را به ناصر اطروش تطبيق مي‏دهد که اشتباه به نظر مي‏رسد. چون اطروش در سال 304ق درگذشته است. ياقوت (م626ق) در معجم البلدان گزارش مي‏دهد که هوسم بعد طبرستان ودر سرزمين گيلان قرار دارد.100 معزالدوله بويهي (م356ق) در اين شهر ساختماني را احداث کرده بوده است.101 گويا مدتي اين شهر به خرابي رفته است. لذا مرعشي در اين باره مي‏نويسد: سيد رضي کيا (م789ق) اين شهر را از نو بساخت ودو نهر براي آوردن آب به شهر ودهکده‌هاي کنار ساحل از رود خانه پلورود (پلام رود) جدا کرد.102
1-2-2-2-3- رودبار
اين ناحيه در بين کوههاي ديلم واقع شده است. که فرمانروايان آل جستان در اين ناحيه سکونت داشته‌اند.103 مقدسي از منطقه‌اي به نام بروان از توابع ديلم ياد مي‏کند و مي‏نويسد؛ که مرکز بروان، شهرستان نام دارد. و از آبادي‌هاي با اهميتي برخوردار نمي‏باشد ولي اهالي آن سامان چست وچالاکند از اين‌رو سپاهيان بروان از چالاکي ويژه‌اي برخوردارند.104 به نظر مي‏رسد اين ناحيه همان رود بار شهرستان امروزي باشد. که در منطقه الموت قزوين قرار گرفته است.
1-2-2-2-4- سلاوند
از اين ناحيه مقدسي (قرن4) چنين ياد مي‏کند؛ دژي در آن است که سميرم خوانده مي‏شود وپيکره درندگان وخورشيد وماه از زر برآن نهاد شده وخانه هايش از گل است.105 نويسنده حدود العالم (قرن4ق) نيز مي‏گويد سلان رودبار از توابع ديلم است.106 در اين رابطه بايد گفت که دژ سميرم همان قلعه سميران يا شميران است که ابودلف مي‏نويسد؛ محمد بن‌مسافر حاکم ديلم در قعله سميران (واقع در منطقه طارم در غرب سد سفيد رود) مستتر بود.107 اين خاندان حکومت گر ديلمي با دو نام آل مسافر وسالاروند مشهور بوده‌اند. و سلاوندي که مقدسي ذکر مي‏کند همان سالاروند باشد.سلان رودباري که مولف حدود العالم ذکر مي‏نمايد بايد تصحيف رودبار سالاروند (به گويش ديلمي‏ و گيلي سالاروند رود بار) باشد. ومحل حکومت آل سالاوند نيز در کنار رود بزرگ سفيدرود واقع شده بود.نام رود بار زيتون کنوني که راهي چنداني با قعله سميران سالارونديان ندارد بي ارتباط با رودبار سالاروند نيست. خاندان آل سالاروند زماني به مسلک شيعيان اسماعيلي پيوسته بودند. ناصر خسرو اسماعيلي (م481ق) مي‏نويسد “مرزبان الدّيلم جيل جيلان ابوصالح مولى امير المؤمنين و نامش جستان ابراهيم است.در شميران مردى نيك ديدم”108
1-2-2-2-5- کوتم
اين ناحيه در غرب سفيد رود قرار داشته است.109 مهلبي (م380) از کوتم باتعبير “مدينه کبيره للجيل” ياد مي‏نمايد.110 واين شهر داراي بستانهاي بزرگي بوده است ودر روزگار گذشته مسافتش بادريا يک روز بوده است.111 درقرن هشتم وقتي مستوفي (م 740ق) از توابع گيلان نام مي‏برد کوتم را اين گونه توصيف مي‏نمايد “از اقليم چهارم است بر کنار دريا افتاده است وبندرگاه کشتي که از گرکان و طبرستان و شروان از آنجا بيرون آيد وحاصلي عظيم دارد”112 اين بندرگاه ظاهرا در کنار رود خانه بزرگ سفيد رود واقع شده بود. چون مولف (م738ق) تاريخ الجايتو مي‏نويسد؛ کوتم در کناره سفيد رود قرار گرفته است.113 کوتم به تدريج به کوهدم تغيير نام پيدا کرد.اين ناحيه امروزه در جنوب رشت به نام سنگر واقع شده است قسمتي از دره سفيدرود را در بر مي‏گرفت.114 گزارشاتي از درگيري کوتمي‌هاي سني با همسايگان زيدي شان در دست است که در فصول بعدي بدان خواهيم پرداخت.

1-2-2-2-6- فومن
اين شهر از نواحي غرب سفيدرود به شمار مي‏رود.115 که در گذشته ناحيه رشت وکشت بخشهاي اصلي ولايت فومن را

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی جهان اسلام، منابع محدود، امام حسن (ع)، آل محمد (ص) Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی اعراب مسلمان