پایان نامه با کلمات کلیدی ناصر خسرو، عقل و جان، عالم ماده

دانلود پایان نامه ارشد

است که تنها از قدرت حق تعالی امکان می یابد. تا با بر هم خوردن اضدادی مانند غم و شادی، وصال و فراق، موجبات تکامل فراهم شود.
زندگانی آشتی ضد هاست مرگ آن کاندر میانشان جنگ خاست
(همان ، بیت : 1296)
تعادل آخشیج هایی که در کنار هم گرد آمده اند باعث ادامه ی زندگی است و با بر هم خوردن آن اعتدال و جای گزینی درگیری و کشمکش به جای توافق بیماری و رنج پدید می آید و جای گزین می شود .
لطف حق این شیر را و گور را الف داده است این دو ضد دور را
(همان ، بیت : 1297)
الفت دادن و توافق ضد ها به لطف حق است . زیرا در ظاهر و به پندار ماست که این ها ضد هم هستند در حالی که به پیش خداوند این ها یاری گر و کامل کننده ی هم اند و یک کار می کنند و برای پیش برد کار هستی به جانب تکامل ، ضد ها این چنین در کارند . (فیه ما فیه ، ص : 213)
وقتی خرگوش شیر را به طرف چاه می برد تا شیر را به رقیب و دشمنش نشان دهد مولانا با سرودن این اشعار به این نکته آگاه می کند که دشمن واقعی انسان آن شیر درنده ی هوای نفس است و مقابله با آن و
کشتن این کار عقل و هوش نیست شیر باطن سخره ی خرگوش نیست
(مولوی،1378،بیت: 1377)
رهایی از دست دشمن بیرون و جهاد اصغر باری ، ممکن است به فتح بیانجامد . اما این دشمن درونی را چاره ها بباید . انسان دشمنی درنده در درون خود دارد ناآگاهانه آن را در بیرون می جوید و مانند آن شیر بی خرد به عکس خود در ته چاه حمله ور می شود .
چون که خصم خویش را در آب دید مر ، ورا بگذاشت و اندر چه جهید
(همان ، بیت : 1310)
وقتی شیر ضد و دشمن خود را در آب دید کوشش او این است که بر دشمن پیروز آید . در حالی که آن چاه و آن دشمن در درون اوست که پیروزی بر آن ها کار هر کس نیست . رهایی از خود خواهی و رسیدن به تزکیه ی نفس و به آرامش و روشن بینی رسیدن حتماً کاری دشوار است و ریاضت ها و سختی های زیادی را می طلبد . پس چاهی که این شیر در آن می افتد چاه خودخواهی و زدیلت های وجود انسان است و شیر درون چاه همان شیر درون انسان است و در واقع خود اوست دشمن اصلی خود انسان و به تعبیر دیگر هوای نفس است که مبارزه با آن آمادگی های کافی می طلبد که همان جهاد اکبر است و وقتی توفیق جهاد اکبر دست داد، بازگشت به اصل خویشتن که عالی ترین درجه ی تکامل است دست داده است.
در فتاد اندر چهی کو کنده بود زان که ظلمش در سرش آینده بود
(همان ، بیت : 1311)
در این کنش و واکنش دیالکتیکی، کار و زندگی ما حاصل و نتیجه ی کار های خود ماست که به ما بر می گردد و مانند این بیت ناصر خسرو
زی تیر نگه کرد و پر خویش براو دید گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست
(ناصرخسرو،1380، ص: 523)
آری شیر به ثمره ی کارهای خود رسید ظلم هایی که کرده بود به چاهی بدل شدند و اورا به کام خود کشیدند . ستمگری هایش جان گرفتند و این بلا را بر سرش آوردند.
3-8)داستان طوطی وبازرگان:
اکنون ابیاتی چند از داستان طوطی و بازرگان را با بینش دیالکتیکی بازخوانی می کنیم :
طوطی از عالم معنا آمده است و در قفسی تنگ و تار گرفتار آمده است . حال راه رهایی می جوید . در کوششی پیگیر می خواهد خود را به هند ، هند معنا ، برساند . راه رهایی انسان هم بازگشت به هند معنا و در تعبیری دیگر به نیستان است .
مردم هندوستان مردمی معنا گرا ، روشن اندیش ، اهل آرامش و روشن بینی هستند. بودا پیام آور رهایی ، بی آزاری و روشن اندیشی در این سرزمین نشو و نما کرده است . زیستن در عالم معنا ، عالم ذر یا عالم ازل ، نهادی است پر از نور و روشنا و زیستن . عالم ماده چیزی درست برعکس و برابر نهاد آن است . سرشار از مرگ و زوال ، رنج و بیماری ، کوتاهی و ناپایداری ، حرص و آز ، خزان و ویرانی ، جهل و جنگ ، خواب و غفلت و خلاصه چیزی که شایسته دل بستن و ماندن نیست .
اما اهلش درست به مانند آن عالم ازل دل بسته اش شده اند و این را به جای آن عالم پاک گرفته اند . به طوری که تنها گاه گاهی فیلشان یا به تعبیر بهتر طوطی جانشان یاد آن هندوستان معنا می کند و حسی غریب را نسبت به آن عصر طلایی نور و روشنی و پاکی و پایداری ، در درونشان بیدار می کند . در دیالکتیکی شگرف هم نهاد این رفت و آمد ، بازگشت به آن آرامش و روشنی و شادی عالم ازل است .
طوطی نماد جان انسان در این تنگنا افتاده است . حال راه رهایی را این گونه نشانش می دهند .
گفت می شاید که من در اشتیاق جان دهم این جا بمیرم در فراغ
این روا باشد که من در بند سخت گه شما بر سبزه گاهی بر درخت
این چنین باشد وفای دوستان من درین حبس و شما در گلستان
یاد آرید ای مهان زین مرغ زار یک صبوحی در میان مرغزار
یاد یاران یار را میمون بود خاصه کان لیلی و این مجنون بود
(مولوی،1378، دفتر اول ابیات:1558 تا 1562)

تضادی که انسان در آن افتاده است و همه ی آن صفت هایی که برای دنیا آوردیم مانند رنج و بیماری و مرگ ، همه بیشتر انسان را به تقلا و کشاکش برای بیرون کشیدن خود از آن تنگنا و بدبختی وا می دارد . درد فراق ، بند سخت ، حبس ، دوری از دوستان گزیده ، شما در شادی و خوشی صبوحی و این طرف مونس میله های زندان بودن . یاران چاره چیست ؟ راه رهایی کدام است؟ نشانم دهید . مرا به آن بهشت جاودانه ی آرامش رهنمون شوید . زندانی شده ای غریب افتاده ام . قطعاً متعلق به آنجا ام .
صورتش بر خاک و جان و بر لامکان لا مکانی فوق وهم سالکان
(همان : 1584)
جسم این جاست ، جان گرفتار عشق جایی دیگر است . مرا رهایی دهید . چگونه خود را رها کنم و به شما برسانم ؟
طوطی ایی زان طوطیان لرزید پس اوفتاد و مرد و بگسستش نفس
شد پشیمان خواجه از گفت خبر گفت رفتم در هلاک جانور
این مگر خویش است با آن طوطیک این مگر دو جسم بود و روح یک
(همان : 1592 تا 1594)
جان به پرنده ای مانند شده با پرو بال ،که به جسم و عالم فرودین هبوط می کند و جسم مرکب او می شود و با پر شدن پیمانه ی عمر انسان ، آن پرنده به جایگاه نخستین خویش ، عالم علوی صعود می کند . برای آشنایی با سابقه ی تشبیه روح به پرنده رجوع شود به «شرح مثنوی شریف» استاد فروزان فر (1382)ج .1 صص: 627 تا 629)
چون شنید آن مرغ کان طوطی چه کرد پس بلرزید اوفتاد و گشت سرد
(مولوی، 1387 بیت : 1694)
طوطی یا به تعبیر بهتر طوطی جان در همین عالم زندگی قبل از مرگ اجباری ، مرگ اختیاری انتخاب کرد . دست به چنین انتخابی شگرف زدن ، از مهم ترین انتخاب ها و پیش آمد های تمام زندگی انسان است .
«آموزگار بزرگ شهادت اکنون برخاسته است تا به همه ی آن ها که جهاد را تنها در توانستن می فهمند و به همه ی آنها که پیروزی برخصم را تنها در غلبه ، بیاموزد که شهادت نه یک باختن که یک انتخاب است . انتخابی که در آن مجاهد با قربانی کردن خویش در آستانه ی معبد آزادی و محراب عشق پیروز می شود . حسین(ع) آموخت که مرگ سیاه سرنوشت شوم مردم زبونی است که به هر ننگی تن می دهند تا زنده بمانند چه کسانی که گستاخی آن را ندارند که شهادت را انتخاب کنند مرگ آنان را انتخاب خواهد کرد .(شریعتی،1392 صص:155و156)
درست تفسير اين روايت مشهوراست ( موتو قبل ان تموتوا ) راه رهايي مرگ قبل از مرگ و ميراندن خود به معني رهايي روح از هوا هاي نفساني است و در واقع كشتن هواي نفس است . انسان در بادي امر پاك متولد مي شود ، عاري از هر تضاد وگناه . سپس وجودش در معرض انواع لغزش ها وخطاها قرار مي گيرد . ازاين جا به بعد برابر نهاد آن وجود پاك شكل مي گيرد كه هواهاي نفساني است . اين هواها و گناهان ضد آن وجود پاك هستند ولوح سپيد اورا مي آلايند . در ديالكتيكي هم نهاد آن لوح سپيد ، آن وجود نياغشته به گناه وآلودگي ، ميراندن نفس قبل از مرگ ورهايي از هواهاي نفساني است . همان راهي كه طوطي در هندوستان به طوطي در قفس نشان داد . طوطي از آن جا كه قابليت وتوان آن را دارد كه تربيت نفس را پذيرا شود وراه نشان داده شده را فرا بگيرد ، زود به كار سفارش شده عمل مي کند . تا وقتي كه بازرگان با جسد طوطي روبرو مي شود :
بعد از آنش از قفس بيرون فكند طوطيك پريد تا شاخ بلند
طوطي مرده چنان پرواز كرد كآفتاب شرق تركي تاز كرد
(مولوی،1378،دفتر اول ابیات : 1828و1829)
دراين ديالكتيك ،این هم نهاد ، به آرامش رسيدن نفس ورهايي از خود خواهي ها ورذيلت هاي وجود انسان ودست يابي به روشن بيني است . جان آگاه به مرتبه اي رسيده است كه مي تواند بر تمام هستي تاثير گذارد گناهش هم ثواب است ودر آسمان اولياءوابدال گام گذاشته است . در معني اين حديث پيامبر : کی اغتنمو ا برد الربيع
آن خزان نزد خدا نفس و هواست عقل و جان عين بهارست و بقاست
مر تو را عقليست جزوي در نهان كامل العقلي بجو اندر جهان
جزء تو از كل او كلي شود عقل كل بر نفس چون غلي شود
(همان،ابیات: 2055-2057)
از حديث اوليا نرم و درشت تن مپوشان زان كه دينت راست پشت
گرم گويد سرد گويد خوش بگیر تا ز گرم و سرد بجهي و ز سعير
(همان،ابیات: 2059-2060)
ابيات بالا تفسير اين حديث از پيامبر(ص) است : از سرماي بهار خود را نپوشانيد از سرماي خزان خودرا بپوشانيد . سرما در بهار وخزان با شما آن مي كند كه با درختان مي كند . (براي اطلاع از ماًخذ اين حديث رجوع شود به : فروزان فر ،1361 : ص21) اين كه مانند درختان به استقبال نوروز وباد بهاري برويم از موضوعات مورد علاقه ي شعرا و انديشمندان بوده است . اضافه مي كنم كه انسان باید بكوشد خود را شايسته ي اثرپذيري كند . زيرا تربيت تنها بر كساني موثر است كه اين استعداد ذاتي را در خود پرورانده باشند . زيرا گردش روزگار و فرا رسيدن نوروز همان قدر كه بر درختان موثر است ، به همان اندازه برسنگ بي تاثير است . سعدي در بوستان در اين باره مي فرمايد:
به فصل خزان در نبيني درخت كه بي برگ ماند ز سرماي سخت
برآرد تهي دست هاي نياز ز رحمت نگردد تهي دست باز ؟
مپندار از آن در كه هرگز نبست كه نوميد گردد بر آورده دست
قضا خلعتي نامدارش دهد قدر ميوه در آستينش نهد
(سعدی ، 1379،ابيات: 3904-3907)
چو شاخ برهنه بر آريم دست كه بي برگ از اين بيش نتوان نشست
(مولوی،1378،دفتر اول،بیت: 3909)
انسان اگر خود را از هواهاي نفساني برهاند و از اسارت ها رهايي دهد يكي از ثمرات آن رهايي از غرور است . مانند خاك ، رها يافته از گردن فرازي وطاغوت . اين خاك است يا به تعبير بهتر انسان خاك شده و رها يافته از منيت ها كه ارزش آن را مي يابد كه دوباره سر سبز شود ودرختانش قباي سبز ورق بر تن كنند و دشت هايش مستانه گل هاي سرخ ورنگارنگ به بار آورند . ذهن خلاق ، پرتوان و پر تپش مولانا خيلي سريع از مسايل مادي وصوري به طرف مسايل ذهني ومعنوي سيلان مي يابد . در حديث پيامبر باد بهاري را براي آشنايان راز به صحبت پير كامل تعبير مي كند

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی مرگ و زندگی، پیامبر (ص)، ضرب المثل Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی وحدت وجود