پایان نامه با کلمات کلیدی مسئولیت اجتماعی، مسئولیت اجتماعی سازمان، مشارکت اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

قدرت
از دیدی دیگر، مسئولیت اجتماعی سازمان ها می تواند عاملی برای توازن قدرت آنها باشد. سازمان از قدرت اجتماعی زیادی برخوردار است و این قدرت می تواند روی محیط، مصرف کنندگان، اوضاع جامعه و بسیاری از بخش های دیگر اجتماعی تاثیر بگذارد. بنابراین لازم است میزان قدرت سازمان ها با مقدار مسئولیت شان برابر باشد.
اگر مسئولیت از قدرت ناشی شده باشد تامل با نیروهای اجتماعی باعث می شود که این دو در بلند مدت به تعادل برسند. اگر سازمان در انجام مسئولیت اجتماعی اش شانه خالی کند به تدریج قدرت اجتماعی اش کاسته شده، توسط گروه های دیگر تصاحب می شود و یا دولت با استفاده از ابزارهای قانونی خود فعالیت سازمان را محدود می کند.
8) وابستگی متقابل نظامند
امروزه نظام اجتماعی بسیار پیچیده گردیده و وابستگی اجزای آن به یکدیگر بسیار زیاد شده است، به نحوی که فعالیت های داخلی سازمان روی دنیای خارجی آن تاثیر می گذارد. در زمان های گذشته نظام های اجتماعی به اندازه ای ساده بود که در آن مؤسسات راه خود را بدون هیچ گونه وابستگی به سایرین دنبال کنند و هیچ گونه تهدید جدی هم در برخورد با کیفیت زندگی اعضای جامعه نداشته باشند.

9) کمک در حل مشکلات اجتماعی
اگر سازمان بتواند در حل مشکلات اجتماعی کار انجام دهد، عرفا مسئول است که در رفع آنها کمک کند. حتی اگر کمک سازمان به موقع مورد توجه قرار نگیرد و یا تاثیر کمی داشته باشد. این مسأله خصوصا زمانی تشدید می شود که اثرات سازمان عینی باشد(مانند آلودگی های صنعتی).
10) بهبود چهره عمومی
پاسخگویی اجتماعی، چهره عمومی سازمان را بهبود می بخشد و از سازمان یک سیمای مطلوب به جامعه عرضه می دارد. سازمان ها به دنبال این هستند که چهره عمومی خود را خوب جلوه دهند. به طوری که از این طریق بتوانند مشتری های بیشتر، کارمندان بهتر و مزایای دیگری به دست آورند. داشتن چهره مطلوب نیز در بازار سرمایه خیلی مهم است. به عنوان مثال، بانک ها به شرکت ها و سازمان هایی بیشتر پرداخت وام و کمک مالی می کنند که در جامعه از چهره مطلوبی برخوردار باشند. و افراد سرمایه گذار هم روی سازمان ها و شرکت هایی سرمایه گذاری می کنند که از نظر جامعه چهره مقبولی داشته باشند.
11) جلب منابع ارزشمند سازمان ها
سازمان ها از منابع ارزشمندی برخوردارند که می توانند از آن در حل مسائل اجتماعی استفاده کنند. و در نتیجه راه سهیم شدن خود را در این قضیه تسهیل کنند. بر این اساس با کمک مالی خود می توانند در حل مشکلات کمک کنند.
12) پیشگیری بهتر از درمان
اگر سازمان ها در برخورد با مسائل اجتماعی تعلل کنند، زمانی فرا می رسد که خود را در حلقه آتش جامعه می بینند. و در این صورت دیگر فرصتی برای انجام فعالیت ها و نائل شدن به هدف هایشان یعنی تولید کالا و خدمات نخواهند داشت(الوانی، قاسمی نژاد، 1377).

در این خصوص براساس یک تحقیقی توسط سرتو60 در سال 1989 برروی مدیران عامل 560 شرکت بزرگ در امریکا انجام گرفت، از آنها خواسته شد که نتایج مثبت و منفی را که از انجام مسئولیت شان انتظار دارند مشخص کنند. انتظاراتی را که افراد ابراز می داشتند، دلایل رفتاری آنها در این خصوص می شد. جدول شماره 2 -1 نتایج مثبت و منفی و درصد مدیرانی که انتظار داشتند که با انجام مسئولیت اجتماعی نتایج فوق را تجربه کنند، مشخص شده است. براساس این تحقیق بیش از 97 درصد انتظار داشتند با انجام مسئولیت اجتماعی اعتبار و خوشنامی شرکت شان افزایش یابد، و بیش از 59 درصد انتظار داشتند که با انجام این کار سودشان در کوتاه مدت کاهش یابد (به نقل از امیدوار، 1387).
جدول 2-3: نتایج مثبت مورد انتظار مدیران اجرایی از مشارکت در مسئولیت های اجتماعی
بازده های مثبت
میزان درصدها
افزایش اعتبار و حسن نیت شرکت
97/4
مزایای سیستم اجتماعی که شرکت طبق آن حرکت می کند
89
مزایای سیستم اقتصادی که شرکت طبق آن عمل می کند
74/3
رضایتمندی شغلی بیشتر در بین کارکنان
72/3
خوداری از نظارت دولت
63/7
رضایتمندی شغلی بیشتر در بین مدیران اجرایی
62/8
افزایش فرصت ها برای بقای شرکت
60/7
افزایش سودآوری دراز مدت
52/9
توانایی جذب بهتر استعداد مدیریتی
55/5
مزایای ماهیت کثرت گرایی در جامعه آمریکا
40/3
حفظ یا به دست آوردن مشتری
38/2
تمایلات سرمایه گذاران نسبت به شرکت ها مسئول از نظر اجتماعی
36/6
افزایش سودآوری کوتاه مدت
15/2

2-9-2- دیدگاههای مخالفان مسئولیت اجتماعی سازمان ها
مدیران در خصوص پذیرش و انجام مسئولیت اجتماعی خود دیدگاهها و نظران مختلفی دارند و از این رو در رد آن دلایلی را هم عرضه می کنند. دلایل فوق در ذیل به صورت خلاصه آمده است(الوانی، قاسمی نژاد، 1377).
1) لزوم کسب حداکثر سود
2) تعدد هدف ها سازمان
3) هزینه مشارکت اجتماعی
4) تضعیف تراز پرداخت های بین المللی
5) برخورداری سازمان ها از قدرت کافی
6) فقدان مهارت های اجتماعی
7) عدم حساب پس دهی
8) ناتوانی سازمان در انتخاب گزینه های اخلاقی
1) لزوم کسب حداکثر سود
شاید قویترین دلیل مخالفت با مسئولیت اجتماعی سازمان ها دلیلی است که نظریه پردازان اقتصاد کلاسیک در خصوص کسب حداکثر سود بیان می کنند. سازمان زمانی یک کار جامعه پسند انجام داده است که هزینه های خود را کاهش و کارایی را افزایش دهد و بدینوسیله سودآوری را به حداکثر برساند. از این رو اگر مدیران سازمان ها به وسیله انگیزه کسب سود هم برانگیخته شوند، رقابت باعث می شود که آنها با کاهش هزینه ها و متعاقبا قیمت هایشان در جهت منافع عمومی گام بردارند. بنابراین سازمان زمانی از نظر اجتماعی در بالاترین حد مسئولیت پذیری عمل می کند که به طور جدی منافع اقتصادی خود را دنبال کرده، فعالیت های دیگری را که به مؤسسات و سازمان های دیگر مربوط است به خود آنها واگذارد. دلیل آن هم این است که جامعه نیازمند سودهایی است که هر کدام از نهاد های اجتماعی به تنهایی کسب سود می کنند.
2) تعدد هدف های سازمان
مشارکت اجتماعی سازمان در حل مسائل و مشکلات اجتماعی باعث ایجاد تعدد در هدف های سازمان شده و موجب توجه مدیران به هدف های مختلف و متنوع می گردد که این خود باعث اغتشاش فکری مدیران شده و آنها را در اداره کارآمد سازمان فلج می کند. تلفیق هدف های اقتصادی و اجتماعی، بنایی را پی ریزی می کنند که باعث اضمحلال خود سازمان می شود.

3) هزینه مشارکت اجتماعی
جامعه تصور می کند که سازمان این هزینه ها را می پردازد و آنها فقط منتفع می شوند. در حالی که حقیقتا این خود آنها هستند که چنین هزینه هایی را پرداخت می کنند به خاطر آنکه سازمان تمام هزینه ها را روی قیمت محصولات یا خدمات خود می آورد. اگر جامعه بداند که خودش نهایتا این هزینه ها را پرداخت می کند و اگر بداند که اختلاف بین هزینه های واقعی چقدر است، ممکن است هیچگاه اصرار به فعالیت های اجتماعی که از سازمان ها می خواهد، نکند. در این صورت جامعه ممکن است کارایی اقتصادی را به خاطر بهبود وفور اقتصادی انتخاب کند.
4) تضعیف تراز پرداخت های بین المللی
یکی دیگر از دلایل مخالفت با مشارکت سازمان ها در مسائل اجتماعی این است که این امر باعث تضعیف پرداخت های بین المللی می گردد. اگر برنامه های اجتماعی به هزینه های اجتماعی سازمان بیفزاید، عموما باعث افزایش بهای کالا و خدمات می گردد. از طرف دیگر اگر فعالیت های اجتماعی، کارایی اقتصادی را کاهش دهد، کاهش کارایی باعث افزایش هزینه ها و در نتیجه بالا رفتن قیمت ها می گردد. اگر این شرکت ها بخواهند در بازار های بین المللی با سایر شرکت هایی که هزینه های اجتماعی به قیمت محصولات شان اضافه نشده رقابت کنند، در این رقابت زیان خواهند دید.
5) برخورداری سازمان ها از قدرت کافی
نکته دیگر اینکه سازمان ها از قدرت اجتماعی کافی برخوردار هستند. بنابراین جامعه نباید به آنها قدرت کافی بیشتری محول کند. برطبق این استدلال، سازمان جزو مؤسسات و نهادهای صاحب قدرت در جامعه بود، تاثیر آن در تمامی بخش های جامعه محسوس است. فرایند تلفیق فعالیت های اجتماعی با فعالیت های اقتصادی که سازمان بنا نهاده است، آن را به یک نقطه قدرت تبدیل می کند. این تمرکز قدرت تقسیم قدرتی را که امروز در جامعه بین سازمان ها داریم مورد تهدید قرار داده، و احتمالا اثربخشی و کارایی جامعه را کاهش می دهد.
6) فقدان مهارت های اجتماعی
یکی دیگر از دلایل مخالفت مشارکت اجتماعی سازمان ها این است که بسیاری از مدیران سازمان ها فاقد درک و مهارت لازم برای کار روی مسائل اجتماعی هستند. به عبارت دیگر دیدگاه مدیران و توانایی هایشان بیشتر جنبه اقتصادی دارد. اگر جامعه به فردی احتیاج دارد که مشکلاتش را حل کند، چرا گروهی را انتخاب می کند که هیچ مهارتی در این خصوص ندارند و از شایستگی لازم برخوردار نیستند.

7) عدم «حساب پس دهی»
سازمان ها نسبت به مسئولیت اجتماعی خود مستقیما به مردم حساب پس نمی دهند. بنابراین عاقلانه نیست که به سازمان اجازه فعالیت در حیطه هایی را بدهیم که قرار نیست حساب پس دهند. اگر از هر کسی بخواهیم که این کار را بکند، باعث آن می شویم بعدا کنترل اجتماعی ضعیفی داشته باشیم.
8) ناتوانی شرکت در انتخاب گزینه های اخلاقی
نظریه آخر این است که ساختار سازمان ها به گونه ای است که ذاتا قادر نیستند «گزینه های اخلاقی» داشته باشند. مفاهیم اخلاقی در مورد افراد بکار می رود نه سازمان ها. تنها فراد هستند که می توانند گزینه های اخلاقی را برگزینند. ایده «مسئولیت اجتماعی سازمان» یک عبارت بدلی و مبهم است و توسط افرادی به کار می رود که یا منافع خاصی را دنبال می کنند و یا از این طریق می خواهن دیدگاه خاص خودشان را اعمال کنند(الوانی، قاسمی نژاد، 1377).
در این خصوص براساس یک تحقیقی توسط سرتو در سال 1989 برروی مدیران عامل 560 شرکت بزرگ در امریکا انجام گرفت، از آنها خواسته شد که نتایج مثبت و منفی را که از انجام مسئولیت شان انتظار دارند مشخص کنند. نتایج منفی مورد انتظار مدیران اجرایی از مشارکت از مسئولیت اجتماعی این چنین بود که بیش از 59 درصد انتظار داشتند که با انجام این کار سودشان در کوتاه مدت کاهش می یابد (به نقل از امیدوار، 1387).
جدول 2-4: نتایج منفی مورد انتظار مدیران اجرایی از مشارکت در مسئولیت های اجتماعی
بازده های منفی
میزان درصد ها
کاهش سوآوری کوتاه مدت
59/7
چالش در اهداف اجتماعی و مالی یا اقتصادی
53/9
افزایش قیمت ها برای مشتریان
41/4
چالش در ملاک های ارزیابی عملکرد مدیریتی
27/2
تاثیر منفی بر روی سهامداران
24/1
کاهش بهره وری
18/8
کاهش سود آوری بلند مدت
13/1
افزایش نظارت دولت
11
محدودیت سیستم اقتصادی که شرکت طبق آن عمل می کند
7/9
محدودیت سیستم اجتماعی که شرکت در آن فعالیت می کند
3/7

2-10- مبانی فلسفی دیدگاه های مسئولیت اجتماعی
در این رابطه با موضوع مسئولیت اجتماعی مدیران و سازمان ها، به طور کلی سه دیدگاه را می توان مطرح کرد که این دیدگاه ها همگی متاثر از ارزش ها، نگرش ها و طرز تفکر حاکم بر جوامع و مدیران آنها است. این سه دیدگاه عبارتند از:
1) دیدگاه کلاسیک
2) دیدگاه عمومی
3) دیدگاه اسلامی- الهی
2-10-1) دیدگاه کلاسیک
در این دیدگاه سازمان ها صرفا به دنبال سودآوری و به حداکثر رساندن منابع خود بودند و معیارهای اخلاقی برایشان مهم نبود، به عبارت دیگر هدف اصلی مدیران و سازمان های کسب و کار در جامعه باید حداکثر سازی سود و منافع بلند مدت سازمان باشد.به عبارتی سازمان و مدیریت باید به دنبال کسب سود خود بوده، مستقیما نسبت به هدف ها و مسائل اجتماعی فعالیتی نداشته باشند.طرفداران این دیدگاه را می توان افرادی چون آدام اسمیت و میلتون فریدمن را نام برد. آنان اعتقاد داشتند که مسئولیت اجتماعی سازمان ها و مدیرانشان کسب سود بوده و مدیران فقط مسئولیت اخلاقی در جهت اتخاذ تصمیماتی را دارند که در آنها خدعه و نیرنگ نباشد، به عبارتی بدون فریب و نیرنگ به سود برسند. بهطور خلاصه این دیدگاه بیشتر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی مسئولیت اجتماعی، مسئولیت اجتماعی سازمان، مشارکت اجتماعی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی مسئولیت اجتماعی، باشگاه های فوتبال، سازمان های ورزشی