پایان نامه با کلمات کلیدی مدیریت کلاس، هدف گذاری، روابط انسانی

دانلود پایان نامه ارشد

افراد از یکدیگر تقریباً همه آنها تفکر و نظراتی شبیه به هم ارائه داده اند. به همین دلیل هر سه نظریه را مرتبط با مدیریت کلاسیک می دانند. چون ویژگی های آنان شبیه بهم است(تورانی،1390: 39)
پس از دوران مدیریت کلاسیک نظریه نئو کلاسیک (نهضت روابط انسانی) مطرح شده است. این تئوری بر پایه نظریه کلاسیک بنا شده است. به زبان دیگر این نظریه همان نظریه کلاسیک اصلاح شده، کامل تر شده و توسعه یافته است. فرض اساسی تئوری نئوکلاسیک یا نهضت روابط انسانی این است که روی جنبه های اجتماعی و روان شناسی افراد به عنوان گروه کاری تاکید می کند. تئوری نئوکلاسیک سازمان را مجموعه گروه های انسانی می داند که اهداف مشترکی دارند. در حالی که تئوری کلاسیک معتقد است: سازمان عبارت است از ساختاری از روابط قدرت، اهداف، نقش ها ، فعالیت ها، ارتباطات و عوامل دیگری بین افراد،که به صورت گروهی با یکدیگر کار می کنند. از دید نظریه پردازان کلاسیک سازمان اداری یک ساختار مکانیستی است. (تورانی،1390 :30).
نظریهی نوین تحلیل سیستمی سازمان، سومین تئوری مهمی است که در زمینهی سازمان و مدیریت ابراز شده است. نظریهی نوین(تئوری نوین) به عبارتی تحلیل سیستمی سازمان نیز نامیده می شود. این تئوری همهی عناصر سازمان را مورد توجه قرار داده و کل سازمان و همچنین اجزای تشکیل دهنده آن را با یک دید فراگیر می نگرد. نظریه پردازان جدید سازمان را به عنوان یک سیستم جدید وفاق پذیر یا سازگار مورد توجه قرار داده اند، که بقای آن منوط به تعدیل مواضع در برابر تغییرات محیط خارج است. این نظریه سازمان را شامل فرایندی ساختاری دانسته که افراد برای اهدافی معین در تماس متقابل با یکدیگر قرار دارند. (تورانی،1390 :31).
آلفرد کورزیبسکی، ماری پارکر فالت، چستر بارنارد و نورت وینر از طرفداران نظریه نوین هستند. از ویژگی های مهم نظریه نوین ، بینش سیستمی، پویایی سطوح و ابعاد چند جانبه و متقابل ، تعداد انگیزش ها احتمال پنداری، تعداد ریشه های علمی، توصیفی بودن، تعدد متغیرها و وفاق و سازگاری است. حرکت به سوی سیستم های بازتر باعث مطرح شدن دیدگاه (اقتضا یا طراحی موقعیتی) در سال های 1970 میلادی شد. به طور صریح می توان گفت که این دیدگاه بر آینده تاکید داشته و باریک بینی های محدود کننده نظریات قبلی را کنار گذاشته است. این دیدگاه هنوز جنبه های انسانی را با قوت هر چه تمام تر دارا بوده و لیکن به علت وارد کردن سایر عوامل، مانند تکنولوژی سیستم اقتصادی در دیدگاه خود، کامل تر تلقی می شود(تورانی،1390 :31).
لازم به یاد آوری است که دیدگاه اقتضاء نیز ناشی از تئوری سیستم ها یا نظریه نظام گرایانه است. این دیدگاه را به طور خلاصه می توان این چنین تعریف کرد: محیط های گوناگون نیازمند روابط سازمانی متفاوتی است تا از این طریق، بالاترین میزان کارایی حاصل شود. بنابراین دیگر یک تنها بهترین راه وجود ندارد. توجه به فرآیند محیط های متغیر ، مدیریت تغییر، پاسخگویی سازمان ها به طور موثر به محیط ها و شرایط در حال تغییر ، محصول و برآیند تئوری اقتضایی است(تورانی،1390 :32).

2-4. وظايف و كاركردهاي مديران:
در نخستين سال هاي اين قرن يك صنعتگر فرانسوي بنام «هنري فايل» چنين اظهار داشت كه همه مديران پنج كار عمده انجام مي دهند: برنامه ريزي، سازماندهي، رهبري، هماهنگي و كنترل. امروزه اين كاركردها را به صورت چهار وظيفه: برنامه ريزي، سازماندهي، رهبري و كنترل بيان مي كنند.
پارسائيان و اعرابي (1377) به نقل از رابينز7 چهار كاركرد زير را براي مديران ضروري مي دانند:
1ـ برنامه ريزي8 : موجوديت سازمان ها براي تأمين هدفهاست، پس بايد اين هدف ها را تعيين كرد و راهها يا وسايل تأمين آنها را مشخص ساخت. مديـــر شخصي است كه چنين نقشي را ايفا مي كند. وظيفه برنامه ريزي شامل ارائه تعريفي از هدف هاي سازمان، تعيين يك استراتژي كلي براي رسيدن به اين هدف ها و ارائه سلسله مراتبي جامع از برنامه ها براي يكپارچه نمودن و هماهنگ ساختن فعاليت ها مي باشد.
2ـ سازماندهي9 : مديران، مسئول طراحي و تعيين ساختار سازماني هستند. اين وظيفه را سازماندهي مي نامند كه شامل وظايف زير است: كارهايي كه بايد انجام شود، تعيين كساني كه بايد آنها را انجام دهند، شيوه دسته بندي اين كارها، هر يك از افراد گزارش خود را به چه كساني بايد بدهند.
3ـ رهبري10: سازمان از افراد تشكيل مي شود و وظيفه مدير، هدايت و هماهنگ ساختن اين افراد است. اين وظيفه را رهبري مي نامند. هنگامي كه مديران زيردستان را بر مي انگيزند، كارها و فعاليت هاي آنان را رهبري و هـــدايت مي كنند و مؤثرترين كانال هاي ارتباطي را مشخص مي نمايند، يا تضاد بين اعضا را از بين مي برند، در حال انجام دادن اين وظيفه (رهبري) هستند.
4ـ كنترل11: پس از تعيين هدف ها، برنامه ها تنظيم مي شود. ساختار سازماني ترسيم و مشخص مي شود، افراد استخدام مي گردند، به آنان آموزش داده مي شود و در نهايت وسايل تشويق و انگيزش آنان فراهم مي گردد، براي مطمئن شدن از اين كه امور طبق برنامه انجام شده است. مديريت سازمان بايد عملكردها را زير نظر داشته باشد. عملكرد واقعي بايد با هدف هاي كه از پيش تعيين شده، مقايسه شود. اگر انحراف زيادي از اين بابت بوجود آمده باشد وظيفه مدير اين است كه مجدداً امور را در مسير اصلي خود قرار دهد. اين نظارت و مقايسهی عملكردها با هدف هاي از پيش تعيين شده را كه در نهايت منجر به رفع انحراف ها مي شود، كنترل مي نامند.
با ملاحظات فوف اکنون می توانیم تعریف دیگری از مدیریت بر حسب کارکردها و وظایف آن ارائه کنیم: مدیریت فراکرد برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل فعالیت های اعضای سازمان و استفاده از همه منابع سازمانی برای دستیابی به هدف های سازمان است.(علاقه بند،1379 : 18).
شاید انتزاعی ترین طبقه بندی وظایف مدیریت ،تلقی آن به صورت دو فعالیت عمده تصمیم گیری و اجرای تصمیم است(علاقه بند،1379 : 19).
دراکر بیان می کند پنج فعالیت اصلی در کار مدیر وجود دارد. مجموع این پنج فعالیت با هم دیگر منجر به یکپارچگی منابع به یک موجود ماندنی و در حال رشد می گردد.
1- یک مدیر در ابتدا هدف گذاری می کند. او تعیین می کند که چه اهدافی باید باشند. او تصمیم می گیرد برای رسیدن به هدف چکاری باید کرد.
2- مدیر سازماندهی می کند. او فعالیت ها، تصمیم ها و روابط مورد نیاز را تحلیل می کند. کار را طبقه بندی می کند.
3- مدیر انگیزه می دهد و ارتباط برقرار می سازد. او گروهی از افراد درست می کند که مسئول شغل های متعددی باشند.
4- چهارمین عنصر اصلی در کار مدیر ارزیابی است. مدیر اهداف و وسیله سنجش ایجاد می کند.او بر اساس مقیاس هایی عملکرد افراد را در عملکرد کل سازمان و در عین حال به صورت فردی مورد ارزیابی قرار می دهد.
5- مدیر افراد را رشد می دهد که شامل خودش هم می شود.
هدف گذاری، سازمان دهی، ایجاد انگیزه و برقراری ارتباط ، ارزیابی و رشد افراد مقوله های صوری هستند. تنها تجربه مدیر قادر خواهد بود که به آنها حیات بخشیده و واقعیت و معنا بدهد. چون آنها صوری هستند. بنابراین هر مدیری می تواند از آنها برای هر کاری و هر چیزی بعنوان مدیر استفاده نماید. از این رو مدیران می توانند از آنها برای ارزیابی مهارت ها و عملکرد خودشان استفاده نمایند و به طور منظم برای رشد خود و بهبود عملکرد خود به کار ببرند.(دراکر،1390 :44-45).

2-5. وظايف مديران سازمان هاي اداری و آموزشی:

وظايف مديران سازمان هاي آموزشي و مدارس را مي توان در شش گروه طبقه بندي كرد:
• برنامه آموزشي و تدريس
• امور دانش آموزان
• امور كاركنان آموزشي
• روابط مدرسه ـ اجتماع
• تسهيلات و تجهيزات آموزشي
• امور اداري و مالي (علاقه بند، 1380 : 73).
2-5-1. برنامهی آموزشي و تدريس: مهم ترين وظيفه مديران آموزشي، هدايت جريان آموزش و يادگيري به ويژه تسهيل جريان رشد و پرورش دانش آموزان است. ساختاري كه تجارب يادگيري را سازمان داده، آموزش و يادگيري دانش آموزان را ميسر سازد، برنامه آموزشي ناميده مي شود.
در كشور ما برنامهی آموزشي از سوي نظام آموزشي تهيه و تنظيم مي شود، مديران با ايجاد روحيه و شرايط مناسب، تهيه و تدارك مواد و وسايل آموزشي، راهنمايي و مساعدت فكري و ارزش يابي عملكردها و نتايج فعاليت هاي آموزشي زمينه اجرا مؤثر برنامه ها و تحقق هدف ها را فراهم مي سازند، اگر برنامه ها با روشن بيني اجرا شوند و هدف هاي آنها قابل فهم و عملي باشند، انتظار مي رود كه مديران آموزشي بتوانند بازده آموزشي مدارس را بهبود بخشند. به اين منظور مديران آموزشي با اقداماتي نظير موارد زير مي توانند تغييرات چشم گيري در بازده كار معلمان و دانش آموزان بوجود آورند:
• هدف هاي كلي نظام آموزشي را به صورت معني دار و دقيق معني نمايند.
• هدف هاي كلي نظام را به هدف هاي فرعي تقسيم كنند بطوري كه در سطح مدارس قابل درك باشند.
• مديران به كمك معلمان، هدف ها را مجدداً بصورت هدفهاي عملي قابل اجرا در كلاس تعريف نمايند.
• مديران با اقدامات مناسب و بالا بردن روحيه كاركنان، شرايطي فراهم سازند كه معلمان هدف هاي شغلي و شخصي خود را به هم پيوند دهند(دفتر آموزش عمومي، 1379 : 31).
2-5-2. امور دانش آموزان: وظايف مربوط به اين بخش شامل دو قسمت است:
الف: وظايف و خدمات اداري و سرپرستي امور دانش آموزان:
• پذيرش و ثبت نام دانش آموزان، نگهداري آثار و اطلاعات مربوط به دانش آموزان به تفكيك پايه تحصيلي
• تعيين نسبت دانش آموزان به معلمان و پيش بيني آمارهاي سال هاي تحصيلي آينده
• ثبت و ضبط و نگهداري نمرات و مـــدارك و اطلاعات مربـوط به سوابق تحصيلي دانش آموزان

ب: شناسايي توانائي ها، علائق و نيازهاي كودكان و پرورش آنها
امروزه علاوه بر نيازهاي آموزشي و تحصيلي دانش آموزان، به تأمين نيازهاي بهداشتي، رواني زيستي و فيزيولوژيك و رشد شخصيتي آنها توجـــه بيشتري مبذول مي شود. براي مثـال، بهره گيري از مشاركت دانش آموزي كه امروزه به عنوان يكي از ويژگي هاي مدارس اثربخش مطرح است. نشان مي دهد كه در گذشته به مدرسه به عنوان يكي از سازمان هاي اجباري نگـــريسته مي شد كه در آن دو طبقـه حاكم «مــدير، معلمان و ناظمـــان» و محكوم «دانش آموزان» وجود داشتند. طبقه حاكم برنامه ريزي مي كند و طبقه محكوم (دانش آموزان) احساس مي كردند بدون داشتن حق اظهار نظر و انتقاد بايد پذيراي برنامه ها و تصميمات باشند. (كمالي، 1375 : 19).
2-5-3. امور كاركنان آموزشي: همان طور كه در مديريت نيروي انساني مطرح مي شود، هر عضو سازمان به دليل نقشي كه در آن ايفا مي كند، از جايگاهي خاص برخوردار است و مدير به عنوان كارگرداني محسوب مي شود كه علي رغم اينكه ممكن است در تمام زمينه ها تخصصي نداشته باشد، اما بايد توانائي و مهارت و هماهنگسازي فعاليت هاي تمام اعضاء در جهت رسيدن به اهداف تعيين شده را دارا باشد. بنابراين توفيق عملكردهاي مديريتي در گرو همدلي و همكاري تمام اعضاء سازمان است و از اين رو رفتار مدير در بها دادن به نقش هر يك از اعضاء از طريق توجه به نيازهاي شخصيتي، امنيتي و اجتماعي و دفاع از حقوق آنها حائز اهميت فراوان است. در ايفاي وظيفه سرپرستي و هدايت كاركنان آموزشي مديران، بايد از نفوذ و توانائي رهبري خويش بهره گيرند. در تنظيم جدول ساعات كار، تعيين دروس، اجراي آزمون ها و امتحانات، با كادر آموزشي مشورت كنند زيرا يكي از وظايف عمده مدير نسبت به كاركنان، تشويق آنان در تصميم گيري هاست. به ويژه تصميماتي كه به سرنوشت كاري آنها مربوط مي شود(علاقه بند، 1380 : 78).
2-5-4. روابط مدرسه و اجتماع: نظام آموزشي به منظور تحقق اهداف چند بعدي جامعه برپا شده و مدارس در خدمت نيازهاي اجتماع هستند. از اين رو برقراري روابط مؤثر ميان مدرسه، اجتماع امري طبيعي به نظر مي رسد. هدف از برقراري روابط ميان مدرسه و اجتماع ايجاد اعتماد متقابل از طريق اطلاع رساني به مردم درباره وضعيت كار مدارس است تا بدين وسيله حمايت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی کشورهای توسعه یافته، مدیریت کلاس، ارزش های مشترک Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی آموزش ضمن خدمت، ثبت اسناد، ضمن خدمت